تبلیغات


__
Father and son
27 تیر 87 - 21:09

Father and son (Cat Stevens)

Father:
It’s not time to make a change,
just relax, and take it easy.
You’re still young, that’s your fault,
there’s so much you have to know.
Find a girl; settle down,
if you want you can marry.
Look at me, I am old, but I’m happy.

I was once like you are now, and I know that it’s not easy,
to be calm when you’ve found something going on.
But take your time, think a lot,
think of everything you’ve got.

For you will still be here tomorrow, but your dreams may not.

Son:
How can I try to explain, when I do he turns away again.
It’s always been the same, same old story.
From the moment I could talk I was ordered to listen.
Now there’s a way and I know that I have to go away.
I know I have to go.

Father:
It’s not time to make a change,
just sit down, and take it slowly.
You’re still young, that’s your fault,
there’s so much you have to go through.
Find a girl; settle down,
if you want you can marry.
Look at me, I am old, but I’m happy.
(Son: away away away, I know I have to Make this decision alone - no)

Son:
All the times that I cried, keeping all the things I knew inside,
it’s hard, but it’s harder to ignore it.
If they were right, I’d agree, but it’s them you know not me.
Now there’s a way and I know that I have to go away.
I know I have to go.
(Father-- stay stay stay, why must you go and Make
this decision alone?)

 

پدر و فرزند

یوسف­اسلام

پدر:

اکنون زمان تغییر نیست،

آرام باش و سخت نگیر.

تو هنوز جوانی و این اشتباه توست،

چیزهای زیادیست که باید بیاموزی.

دختری را پیدا کن، به زندگیت سر و سامان بده،

اگر بخواهی می­توانی ازدواج کنی.

مرا بنگر، پیرم، ولی شاد.

من هم روزی چون تو بودم، و می­دانم که آسان نیست،

سکوت، وقتی چیزی درحال رخ دادن است.

ولی عجله نکن، خوب فکر کن،

فکر کن به هرچه اندوخته­ای

چراکه فردا نیز همین­جا خواهی بود، ولی شاید رویاهایت نمانند.

فرزند:

چطور می­توانم بیان کنم، هرگاه که این کار را می­کنم او روی می­گرداند.

همیشه همین است، داستانی تکراری.

ازوقتی سخن گفتن آموختم، مجبور به گوش دادن بوده­ام.

حالا تنها یک راه مانده و می­دانم که باید بروم.

می­دانم باید بروم.

پدر:

اکنون زمان تغییر نیست،

بنشین و آرام گیر.

تو هنوز جوانی و این اشتباه توست،

کارهای زیادی باید انجام دهی.

دختری را پیدا کن، به زندگیت سر و سامان بده،

اگر بخواهی می­توانی ازدواج کنی.

مرا بنگر، پیرم، ولی شاد.

(دور، دور، دور، می­دانم، مجبورم این تصمیم را تنها بگیرم، نه)

فرزند:

همیشه وقتی می­گریم، هرآنچه را می­دانم در خود نگه می­دارم،

این سخت است، ولی نادیده­گرفتن آن سخت­تر است.

اگر حق با آنها بود، قبول می­کردم، ولی تقصیر از آنان است نه من.

حالا تنها یک راه مانده و می­دانم که باید بروم.

می­دانم باید بروم.

(پدر: بمان، بمان، بمان، چرا باید بروی و این تصمیم را تنها بگیری؟)

  • ارسال نظر (0)
Forever young
23 اردیبهشت 87 - 16:25

Forever young

Lets dance in style, lets dance for a while
Heaven can wait we're only watching the skies
Hoping for the best but expecting the worst
Are you going to drop the bomb or not?

Let us die young or let us live forever
We don't have the power but we never say never
Sitting in a sandpit, life is a short trip
The musics for the sad men

Can you imagine when this race is won
Turn our golden faces into the sun
Praising our leaders were getting in tune
The musics played by the madmen

Forever young, I want to be forever young
Do you really want to live forever, forever and ever

Some are like water, some are like the heat
Some are a melody and some are the beat
Sooner or later they all will be gone
Why don't they stay young

Its so hard to get old without a cause
I don't want to perish like a fading horse
Youth is like diamonds in the sun
And diamonds are forever

So many adventures couldn't happen today
So many songs we forgot to play
So many dreams are swinging out of the blue
We let them come true

.

.

جاودان جوان

بگذار با شور برقصیم ، بگذار اندكی برقصیم

بهشت می­تواند در انتظار بماند، وقتی آسمان را می­نگریم

آرزومند بهترین­ها، ولی در انتظار بدترین­ها

می­خواهی بمبی بیافكنی یا نه؟

بیا جوان بمیریم یا بگذار جاودان زندگی كنیم

توانش را نداریم ولی هرگز نمی­گوییم هرگز

چون كودكی نشسته­ایم در ساحلی شنی،  زندگی یك سفر كوتاه است

چونان نوایی برای مردمان شكسته دل

تصور می­كنی كی این نزاع تمام شود؟

تا صورت­های طلایی­مان را به سوی خورشید برگرداند

تا دعا كنیم برای رهبرانمان، كه خودداری نشان دادند

چون نواهایی كه مرمان شكسته دل می­نوازند

جاودان جوان، می­خواهم جاودانه جوان باشم

واقعا دوست داری كه تا ابد زندگی كنی، تا ابد و برای همیشه؟

برخی چون آب اند، برخی مانند آتش

بعضی مانند یك نوا، بعضی چونان یك تپش

دیر یا زود همگی خواهند رفت

چرا آنها جوان نمی­­مانند؟

پیر شدن بدون دلیل بسیار سخت است

نمی­خواهم مانند یك بیمار آب شوم

جوانی چونان الماسیست در خورشید

الماس­های جاودانه

اتفاقات بسیاری تاكنون رخ نداده­اند

ترانه­های بسیاری را فراموش كرده­ایم كه بخوانیم

رویاهای زیادی بی انتظار  به ذهن می رسند
و می گذاریم به حقیقت رسند...

 

 
On Every Street_Dire Straits
22 دی 86 - 15:23

On Every Street (Dire Straits)

There’s gotta be a record of you some place

You gotta be on somebody’s books

The lowdown - a picture of your face

Your injured looks

The sacred and profane

The pleasure and the pain

Somewhere your fingerprints remain concrete

And it’s your face I’m looking for on every street

A ladykiller - regulation tattoo

Silver spurs on his heels

Says - what can I tell you as I’m standing next to you

She threw herself under my wheels

Oh it’s a dangerous road

And a hazardous load

And the firework’s over liberty explode in the heat

And it’s your face I’m looking for on every street

A three-chord symphony crashes into space

The moon is hanging upside down

I dont know why it is I’m still on the case

Its a ravenous town

And you still refuse to be traced

Seems to me such a waste

And every victory has a taste that’s bittersweet

And it’s your face I’m looking for on every street

 

 

درهر كویی

باید ، جایی نشانی از تو باشد

تو باید در كتاب كسی باشی

صراحت ، تصویری از سیمای تو

نگاه زخمی تو

 

مقدس و بی حرمت

خوشی و درد

جایی اثر انگشتانت روی گل می ماند

و این سیمای توست كه من به دنبالشم ، در هر كویی

 

یك مرد خوش تیپ - با خال كوبی قانون

(silver spurs ، چرخی كه كابوی ها به پاشنه كفششون می بندن)  بر پاشنه اش

می گوید ، چه بگویم ترا وقتی در كنار تو می مانم

خودش را به زیر چرخ های من انداخت

اُه ، راهی خطرناك بود

و باری حادثه بار

آتش بازی در روز آزادی، انفجار در حرارت

و این سیمای توست كه من به دنبالشم ، در هر كویی

 

یك سمفونی سه كوردی به فضا می پیچد

ماه واژگون می شود

نمی دانم چگونه است كه من هنوز در گیر آنم

آن شهری مشتاق است

و تو هنوز از از نمایاندن خود گریزانی

به نظرم بسیار بیهوده است

و هر پیروزی مزه تلخ و شیرین دارد

و این سیمای توست كه من به دنبالشم ، در هر كویی

 

(ترجمش خیلی حال داد ، مخصوصا وقتی آهنگشو گوش كرده باشی...)

كلمه "بهمن" در اوستا
22 دی 86 - 15:21
 

 

برابر نوشته های اوستا ، اهورامزدا دارای فروزه های نیك بیشمار است كه از میان آنها 6 صفت برگزیده تر می باشند كه به هر یك از این صفات امشاسپند و به مجموع آنها امشاسپندان می گویند .

این كلمه از سه جزء تشكیل شده است . اَ : حرف نفی ، مشَه : از ریشه مَر به معنی مرگ (جمع این دو بخش = اَمِشَه : بی مرگ) سپَنتَه : مقدسان – پاكان . امشاسپندان یعنی پاكان بی مرگ .

بهمن ، اردی بهشت ، شهریور ، سپندار مَذ ، خرداد ، اَمرداد نامهای 6 امشاسپند است .

بهمن اولین و برترین امشاسپند است و صورت اصلی این كلمه وُهومَن (Vohumana) می باشد كه مركب از دو كلمه است . (وُهو) به معنی نیك و (مَن) به معنی ضمیر و وجدان و مصدر اندیشه و به عبارت دیگر وجدان نیك و خرد كامل و آن دو لفظ مصطلح اخیر هم مركب از دو كلمه است .

1. وُهو : نیك ، مَن : ضمیر و وجدان

2. وَه : نیك ، مَن : ضمیر و وجدان و از روایات اوستا چنان استنباط می شود كه صحت و سعادت و نیكی تمام ضمایر و قلوب به این امشاسپند مربوط است و ستودن و تمجید نمودن این امشاسپند عبارت از استقبال نیك ضمیری و صاحب وجدان نیك شدن است و در روایات اوستا می آید كه وهومن امشاسپند از هركس ناخشنود باشد در دنیا سعادت و در آخرت ، بهشت و درجات عالی نصیب آن شخص نخواهد شد .

غرض از تحصیل رضایت آن امشاسپند تهذیب و صحت و سلامتی و صفای وجدان و ضمیر است كه انسان را از هرگونه ذلت و نكبت و مرتبه نشیب رهانیده و به درجات عالی رهبری نموده رستگاری خواد بخشود .

او در گاهان نیز همین مقام را دارد . او كردار مردمان را در واپسین داوری می سنجد ، بهشت خانه اوست . زرتشت از طریق اوست كه به نزد اهورامزدا بار می یابد .

بهمن به معنی اندیشه نیك است و هماورد و دشمن او اَكومن یا اَكمنن دیو ؛ یعنی اندیشه ناپاك است . از دیگر دیوان مخالف بهمن ، ایشمه (خشم) و آز (غلط اندیش) است . بهمن راست كرداران پرهیزگار را به بهشت می پذیرد . در ادبیات پهلوی ، بهمن نخستین آفریده اهورامزداست . یعنی بهمن است كه زرتشت را به هنگام زادن ، نگهبانی می كند و از آسیب دیوان رهایی می بخشد .

گمان بر این است كه بهمن در گاهان زرتشت جانشین مهر ، ایزد بزرگ آریاییان شده است . او پشتیبان حیوانات سودمند در جهان است و با ایشان نیز سر و كار دارد . (شناخت اساطیر ایران / جان هیلنز / ص 73)

 

After The Beatles
15 اردیبهشت 86 - 17:01

There are places I remember
All my life, though some have changed,
Some forever, not for better,
Some have gone and some remain.
All these places had their moments,
With lovers and friends I still can recall,
Some are dead and some are living,
In my life I’ve loved them all.
But of all these friends and lovers,
There is no one compared with you,
And these mem’ries lose their meaning
When I think of love as something new.
Though I know I’ll never lose affection
For people and things that went before,
I know I’ll often stop and think about them
In my life I love you more.
Though I know I’ll never lose affection
For people and things that went before,
I know I’ll often stop and think about them
In my life I love you more.
In my life I love you more.

جان من خداوند خود را ستایش می كند و روح من در نجات دهنده من خدا شادی می كند...
26 اسفند 85 - 19:28
جان من خداوند خود را ستایش می كند و روح من در نجات دهنده من خدا شادی می كند...
  • ارسال نظر (0)
آلبوم های بیتلز
2 شهریور 85 - 02:10

     اولین اجرای گروه بیتلز در آمریکا چند ماه پس از ترور جان اف کندی در9 فوریه 1964  بود. نخستین اجرای آمریکایی بیتلز در TheEdSullivanShow بود. برای سالن تلوزیون CBS در نیویورک که تنها 700 نفر گنجایش داشت حدود 50000 نفر تقاضای بلیت  داده بودند! در طول این برنامه بیتلز 5 آهنگ   اجرا کرد:All My Loving  ،   Till There Was You ، She Loves You ، I Saw Her Standing There      و     

  I Want To Hold Your Hand . 73 میلیون نفر اجرای بیتلز را به طور زنده از تلوزیون دیدند! برنامه آنها آنچنان  اثری بر جامعه گذاشته بود که تمام فعالیت های روزمره در آمریکا تعطیل شده بود و همه مشغول تماشای اجرای بیتلز بودند. پیدا کردن تاکسی یا اتوبوس در نیویورک تقریبا غیرممکن بود. هرجا بیتلز بود یک اپیدمی جمعی بوقوع می پیوست و مردم شدیدا هیجان زده می شدند. واژه Beatlemania از همین جا بوجود آمد.

      دو روز بعد در11 فوریه 1964 بیتلز اولین کنسرت خود را در آمریکا ، در the Washington Coliseum  (سالن واشنگتن) اجرا کرد.  برترین گروه راک ان رول دنیا تشکیل شده بود از:

 

          John Winston (Ono) Lennon (متولد نهم اکتبر سال 1940 – مرگ در 8 دسامبر سال 1980) ، پسوند میانی اسم جان بدلیل علاقه خانواده اوبه وینستن چرچیل  بود ، که بعدها جان آنرا به Ono تغییر داد.

        James Paul McCartney ( متولد 18 ژوئن سال 1942)

        George Harold Harrison(متولد 25ام فوریه 1943 – مرگ در 29 نوامبر 2001)

        Ringo Starr (متولد 7 جولای 1940)

 

 

 

      در طول فعالیت گروه بیتلز از سال 1962 تا 1970 ، 22 آهنگ  singles را در بریتانیا ارائه دادند و 33 singles را در آمریکا. اولین  singles آنها در بریتانیا  Love Me Do/P.S. I Love You بود که در 5 اکتبر 1962 ارائه شد. اولین singles بیتلز در آمریکا Please Please Me/Ask Me Why  بود که در 25 فوریه 1963 اجرا شد. یک صفحه یا کاست دو طرف دارد A و B . تا آن زمان گروه های موسیقی طرف A  را معمولا به اجراهای جدید خود اختصاص می دادند و طرف B را برای خالی نبود پر می کردند از آهنگ های قدیمی تر خود.  برای اولین بار در تاریخ موسیقی گروه بیتلزدر طرف B  هم آثار جدید خود را ارائه دادند. بعلاوه گروه بیتلز تنها گروه تاریخ موسیقی است که 20 آهنگ آن رتبه اول را در طی فعالیت گروه کسب کرده اند.

        ترانه های مشترک لنون- مک کارتنی موفق ترین ترانه های جهان اند. تنها ترانه های مشترکی که توانسته اند تا حدودی موفقیت های لنون- مک کارتنی را تکرار کنند ، ترانه های Elton John -Bernie Taupin  بوده است. گرچه آنها تمام ترانه ها را با هم نمی نوشتند ، ولی بین آنها توافقی بود مبنی بر این که هر ترانه ای که توسط هر کدامشان نوشته شود ، متعلق به هر دو ذکر شود. معمولا کار آنها به این صورت بود که وقتی یکی ترانه ای می نوشت آنرا به دیگری نشان می داد تا اگر تغییر و حذف اضاف ای لازم بود انجام شود، وسپس با هم آهنگ را برمبنای آن تنظیم می کردند.

       درطول 8 سال از 1962 تا 1970 ، بتلز 214 ترانه و آهنگ را ضبط کرد. همواره شایعات و تفسیرهای زیادی در مورد معنای ترانه های بیتلز مطرح بوده. باورهای مردم معمولا بیشتر بر پایه شایعات بوده تا حقایق. خود اعضای بیتلز ازین بابت ناراحت بودند. چنانکه جان لنون در جایی می گوید:

 

"وقتی مردم شروع به ارج نهادن و جستجوی مفاهیم عمیق و جدید از این ترانه ها می کنند ، به نظرم بسیار مزخرف است... ما واقعا از مقاله ها و مزخرفاتی که درباره باله و آهنگسازان بزرگ تاریخ می نویسند بیزار بودیم و حالا می فهمیم که همان کارها را دارند در مورد خودمان انجام می دهند. مطمئن هستیم که همه هنرمندان چنین اند. قطعا پیکاسو در تمامی سالهای زندگی اش در حال خنده به ستایشگران خود بوده است... اگر بگویم هنگام نوشتن  She’s Leaving Home  درحال فکر کردن به موز بودم هیچکس باور نمی کند. به هرحال ما حالا حکم ناخدای کشتی را داریم ، می دانیم که در حال هدایت مردم هستیم ، چراکه آنها خود می خواهند کسی هدایتشان کند، کسی ناخدایشان باشد ، و این اندوه بار است. بتهوون یک ناخدا بود ، همانطور که حالا ما هستیم . او تنها چند موسیقی ساخت ، همین. مساله اینجاست که آیا بتهوون یا افرادی نظیر او می دانند که فقط ناخدا هستند؟ یا اینکه فکر می کنند واقعا مهم اند ؟ آیا آقای نخست وزیر درک می کند که تنها یک هیبت است؟ فاجعه اینجاست که در صدای بسیاری از این افراد می توانید حس کنید که صاحبان این صداها می پندارند به حقیقت دست یافته اند که اصلا چنین نیست. علاقه مندان تصور می کنند که ما به اوج رسیده ایم ، در حالی که ما فقط در حال کار کردنیم. مردم می خواهند بدانند که معنی واقعی بعضی از قطعات ما چیست. واقعا هیچ چیز. ما یکسری کلمه را به سمت هم هل دادیم و مقداری هم صدا رویشان ریختیم ، فقط همین . من آنها هنگام نوشتن هضم نکردم. هنگام ضبط آنها را باور نداشتم . اما هیچ کس این را نمی پذیرد. نمی خواهند باور کنند. می خواهند اینها همچنان برایشان مهم باشد "(از کتاب آزاد چون پرنده نوشته شروین شهامی پور)

 

 

موضوع پنج آلبوم اولیه بیتلز شامل Please Please Me ،  With The Beatles ، A Hard Day's Night ، Beatles For Sale Help  و Help  همگی یک چیز بود:عشق.این ترانه ها به ارتباط های عاشقانه ، پسری که دختری را دیده ، و پسری که دختری را از دست داده و ازین دست اشاره دارند. جان پیش ازین در 23 اگوست 1961 با Cynthia Powell  ازدواج کرده بود و تنها عضو متاهل گروه در این زمان بود. پل نیز با دختری لیورپولی بنام Dorothy Rhone  و سپسJane Asher (خواهر پیتر اشر از آهنگ سازان معروف آن دوره) نامزد بود. شاید بتوان روابط این دوره را دلیل عاشقانه بودن موضوع ترانه های این دوره دانست. این رویه تا سال 1965 ادامه داشت تا آنکه  جان لنون ترانه Nowhere Man را نوشت . ترانه ای که برای اولین بار مشخصا به چیزی غیر از عشق می پرداخت.

      در اوایل سال 1961 پل مک کارتنی ترانه  P.S. I Love You  را برای Dorothy نوشت. دراین زمان Dorothy و Cynthia در یک آپارتمان با هم زندگی می کردند.گرچه دروتی پل را دیوانه وار دوست داشت ولی پل برای ازدواج خیلی جوان بود. به این خاطر پل رابطه خود را با دروتی قطع کرد. سینتیا که از نزدیک شاهد خرد شدن عاطفی دروتی بود ، بعدها در کتابی با عنوان A Twist of Lennon این وقایع را توصیف کرد. زمانی که پل از دروتی جدا شد ، جان دریافت که واقعا عاشق سینتیاست. برای بیان این احساس ، جان این ترانه را برای سینتیا نوشت: Do You Want To Know A Secret. راز(Secret) این بود که او عاشق سینتیاست.

       اگربخواهیم نوشته های جان و پل را با هم مقایسه کنیم ، باید گفت پل کمی برونگراتر بود. درمورد چیزهایی می نوشت که احساس می کرد و چیزهایی که اتفاق می افتاد. از طرفی جان هم برونگرا بود و هم درونگرا. برونگرا بودنش بیشتر بخاطر ملاحظه کار گروهی اش در بیتلز بود. خود واقعی جان درونگرا بود و بسیاری از ترانه هایش هم  حاصل عقاید درونی اش بود. در ترانه  There's A Place از غم زندگیش گفته و برای رسیدن به سلامت و خشنودی ، به عقاید درونی خود بازگشته. در بیشتر ترانه های پل وجان ، پل نویسنده ای مطمئن و با پشتکار می نماید ، درحالی که جان آشفته و هراسناک.

         اولین ترانه ای که پل نوشت All My Loving بود. ایده این ترانه ، شعری بود که پل  روزی درحین اصلاح صورتش زمزمه می کرد. موضوع ترانه جدا شدنش از کسی بود که دوستش داشت. بیتلز اولین بار این ترانه را در1963در آلبرت هال لندن  اجرا کرد. در همین کنسرت بود که در 18 آوریل  جین اشر ، که یکی از تماشاگران بود با پل ملاقات کرد. گرچه جین تنها 17 سال داشت ولی هنرپیشه ای تمام عیار بود و کار نمایش را به طور جدی دنبال می کرد. در مدت رابطه پل و جین ،جین از بین رابطه با پل و نمایش، نمایش را در اولویت اول خود قرار داده بود. از طرفی پل معتقد بود جین باید همیشه کنارش باشد. بخاطر این دوری پل این ترانه را نوشت: Things We Said Today. این ترانه زمان هایی را توصیف می کند که پل و جین با هم بودند، وخاطره چیزهایی که به هم گفتند.

         بیتلز پنج فیلم ساخت:A Hard Day's Night که بازسازی جنون بیتلمانیا بود .  Help! که ستاره آن رینگو ، نقش شخصی را داشت که یک حلقه جادویی را به ارث برده  و اعضای یک فرقه شیطانی  مدام در تلاش برای دست یابی به آن هستند. Magical Mystery Tour که سفر بیتلز و دیگر هنرمندان را با اتوبوس به جاهای مختلف اینگلیس نشان می دهد.  Yellow Submarine که یک انیمیشن بود. این انیمیشن یک فانتزی احساسی ، درباره سرزمینی شاد بنام پپرلند(Pepperland) بود. این سرزمین توسط Blue Meanies (شرور آبی) تسخیر شده بود و بیتلز برای نجات آن با یک زیر دریایی زرد(  Yellow Submarine) به آن سرزمین رفته بود. بیتلز درنهایت شرور آبی را با قدرت عشق و موسیقی شکست می دهد.  آخرین فیلم بیتلز ، Let It Be  بود، یک مستند 80 دقیقه ای از تمرین بیتلز در استدیو فیلم توویکنهام(Twickenham Film Studios) ، جلسه ضبط در استدیو اپل(Apple Studios) و یک اجرای زنده در پشت بام اداره اپل در لندن بود.

       در تابستان 1967 بیتلز Sgt. Pepper's Lonely Hearts Club Band   ، بزرگترین آلبوم خود را ارائه داد. این آلبوم زاییده افکار پل بود و 6 ماه طول کشید تا کامل شود. موضوع ترانه ها از زندگی روزمره گرفته شده بود. Lucy In The Sky With Diamonds توسط جان لنون و از روی ایده ای که او از پسرش جولیان گرفته بود نوشته شد. روزی جولیان که پسری کوچک بود با نقاشی که در مدرسه کشیده بود به خانه آمد. او نقاشی یکی از هم کلاسی هایش بنام  Lucy O'Donnellرا کشیده بود. وقتی برای پدرش جان در مورد نقاشی توضیح می داد آنرا  لوسی در آسمان با الماس( Lucy In The Sky With Diamonds) نامید و ترانه ای به این نام متولد شد! ترانه Getting Better از یک توصیف آب و هوا گرفته شد چون در آن لحظه هوا داشت بهتر می شد!!

        قبل از آن در سال 1967 پل بطور اتفاقی به یک تیتردر روزنامه دیلی میل برخورده بود. این تیتر در مورد یک دختر هفده ساله  بود که به مدت یک هفته گم شده بود و در آن از قول پدر دختر نوشته شده بود: "I can't imagine why she should run away, she has everything here." ، یعنی نمی توانم تصور کنم چرا او باید فرار کند، او اینجا همه چیز داشت. بر اساس این مقاله ، پل ترانه She's Leaving Home را نوشت. جان در جایی دیگر به یک پوستر آگهی برخورد که در سال 1843 چاپ شده بود. آگهی یک سیرک بنام Pablo Fanque's Circus Royal که به زودی به شهر می آمد! در این آگهی بطور اغراق آمیزی نوشته شده بود grandest night of the season یعنی باشکوه ترین شب فصل ،  که در شمال اینگلیس  در Meadows برگذار می شد. روی آگهی نوشته شده بود اعانه برای Mr. Kite ، با تصویری از  Mr. J. Henderson ، یک بدل کار معروف. لنون بر اساس این موضوع ترانه Being For The Benefit of Mr. Kite! را نوشت!

         در طول ضبط Sgt. Pepper(گروهبان فلفل!) جورج هریسن که نواختن ساز سیتار را از راوی شانکار (موسیقیدان هندی ، نوازنده سیتار ، آهنگ ساز و رهبر ارکستر ملی هند که موسیقی هندی را به غرب معرفی کرد) آموخته بود، اعضای گروه را با افکار ماهاریشی ماهش یُگی آشنا کرد. ماهاریشی رهبر مذهب هندو بود که تجربه مراقبه متعالی را به غرب معرفی کرد( .(Transcendental Meditation = MT جرج ترانه Within You, Without You را نوشت که اثر این رویکرد آنها همرا با ساز سیتار درآن بارز بود. اولین باری که از سیتار در یک آهنگ پاپ استفاده می شد در ترانه Norwegian Wood  از آلبوم Rubber Soulبود. برای احترام به پدرش  و موسیقی دهه 30، پل ترانه When I'm Sixty-Four را نوشت. او ملودی این ترانه را وقتی تنها پانزده ساله بود ساخته بود.   

 

 

  

__