Çillə smsləri – çillə gecəsi mısajları
بوتون آذربایجان خالقینا گوزل چیلله آخشامی آرزولاییرام
Bütün AZƏRBAYCAN xalqına gözəl çillə axşamı arzulayıram
بو گئجه آلمیشام چیلله قارپیزی
سالمیشام چایدانا یاشیل یارپیزی
هر زادیم وار فقط یوخدو سئوگیلیم
آللاهیم سن یئتیر ، من سئون قیزی
سؤز : وحید شکرزاده
Bu gecə almışam çillə qarpızı
salmışam çaydana yaşıl yarpızı
hər zadım var fəqət yoxdu sevgilim
Allahım sən yetir mən sevən qızı
söz : Vəhid Şükürzadə
یئنه گلیب دی چیلله … یارا دئدیم کی دینله … قوی بیر اوپوم من سنی … ووردی اوزومه سیلله
سؤز : وحید شکرزاده
yenə gəlibdi çillə … yara dedim ki dinlə … qoy bir öpüm mən səni … vurdu üzümə sillə
söz : Vəhid Şükürzadə
گلیب یئتیشدی چیلله … بو آخشام منی دینله … چوخلو سئویرم سنی … هی دئمه سؤزدی دیلده
سؤز : وحید شکرزاده
gəlib yetişdi çillə … bu axşam məni dinlə … çoxlu sevirəm səni … hey demə sözdü dildə
söz : Vəhid Şükürzadə
چیلله گئجه سینده سنه بیر قیرمیزی قارپیز آروزلاییرام ، اومودوم وار شاد گونلرین بو گئجه تک
اوزون و زیندگانلیغین برکتلی اولسون . **چیلله گئجن موتلو اولسون**
çillə
gecəsində sənə bir qirmizi qarpız arzulayıram və ümüdüm var şad
günlərin bu gecə tək uzun və zındəganlığın bərəkətli olsun . ** çillə
gecən mutlu olsun
.*"’"**………….**"’"*.
*. چیلله گئجه ز .*
*. موبارک .*
"*. .*"
"."
"*. چیلله گئجه سی سیزه موتلو اولسون *"
.*"’"**………….**"’"*.
*. Çillə gecəz .*
*. Mübarək .*
"*. .*"
"."
Çillə gecəsi sizə mutlu olsun
بولودوز یاغار اولسون ، سولاریز آخار اولسون ، اوجاقیز یانار اولسون ، "چیلله گئجه نیز موبارک اولسون
buluduz yağar olsun . sularız axar olsun . ocağız yanar olsun . ÇİLLƏ GECƏNİZ MÜBARƏK OLSUN
پاییز گئدیر ، سونرا بوران قار گلیر ، سوفرالارا حالوا ، قارپیز ، نار گلیر ، چیلله گئجه ائل اوبانی شاد ائدیب ، بیزیم یوردا ائله بیل باهار گلیر …
چیلله گئجه نیز قوتلو اولسون.
payiz
gedir sonra boran qar gəlir . sufralara halva qarpız nar gəlir. çillə
gecə el obanı şad edib . bizim yurda elə bil bahar gəlir
çillə gecəz qutlu olsun
بیر گون اولاجاق ، گون چیخاجاق ، داریخما ، گوللر آچاجاق ، یاز گلجک یوردا ، داریخما . " چیلله گئجه نیز موبارک اولسون"
bir gün olacaq . gün çixacaq . darıxma … güllər açacaq yar gələcək yurda . darixma
çillə gecəsi mübark olsun
اورگینیز یای كیمی ایستی اولسون ، قیشلارینیز سویوق اولسادا ، گونشسیز اولماسین
شن گونلرینیز، چیلله گئجه لرینیزجه اوزون و چیلله گئجه نیز ، گؤزل گونلرجه موتلو اولسون
ürəyiniz yay kimi isti olsun . qışlarınız soyuq olsada . günəşsiz olmasın
şən günləriniz çillə gecələrinizcə uzun və çillə gecəniz gözl günlərcə mutlu olsun
یالنیزام یالنیز … آلمیشام قارپیز … یئماغا کیمسه یوخ … گل بیزه آی قیز
سؤز : وحید شکرزاده
yalnızam yalnız … almışam qarpız … yemağa kimsə yox … gəl bizə ay qız
söz : Vəhid Şükürzadə


.
شکیل لر http://21-azer.blogspot.com/ سیته سیندن آلینمیشدیر.
نظریهی توطئه و دشمنشناسی (3)
ایواز طاها
ږ
همینكه اندیشمندی چون آلبركامو نیز كشتار و خشونت در الجزایر را به بهانه خطر شوروی توجیه میكرد، گویای آن است كه تا چه اندازه عملیات ضد توطئه تقدس داشته است.
سرابی در کویر تاریخ- عباس لسانی
شنبه ۱۶ آبان ۱٣٨٨ - ۷ نوامبر ۲۰۰۹
با گذری بر سیر تاریخ جوامع بشری در خواهیم یافت که تمامی مراحل گذار از جوامع ابتدای تا عصر مدرن،حاصل شکوفایی استعدادهای ذاتی و اکتسابی انسان و میزان خلاقیّت در ابداع و بکارگیری ابزارهای تولید و بهره گیری ازآن در به سلطه در آوردن طبیعت و محیط ،در جوامع مختلف بشری بوده است.
سیری که در تمامی مراحل خود بی تاثیراز عوامل طبیعی و غیر طبیعی نبوده است اما دراین سیر تکامل و پیشرفت؛تعیین کننده ترین عامل جوهره ی وجودی خود انسان بود انسانی که هم مؤثر بود هم متأثر،موجودی هر چند خستگی ناپذیردر مصاف با طبیعت خشن، اما عمدتأ مقهور و مغلوب هنجارها و نا هنجارهای جوامع خود ساخته ی خویش.
چنانکه در دورانهای مختلف با پدیدار شدن گروههای اجتماعی مختلف و با ابداع ،تصاحب و انحصار ابزارهای تولید در هر جامعه طبقات ولایه های مختلفی بوجود آمدند که هریک منافع و مرزبندی های خاص خود را داشتند که در همیشه ی تاریخ شاهد استکاک و حتّی جدالهای بی امان بین آنان می باشیم.
با وجود واقعیّات موجود، روح عدالت طلب و آزاد انسان در تکاپو بود،همانند گروهی که در قلب کویر به ناچار به سوی هر سرابی می شتابند تا راه نجاتی بیابند. اما مدعیان نجات بشریّت با بسته بندی کردن افکار آرمانی و قالبی خود و ارائه ی آن به جامعه ی بشری، نه تنها به مانند سراب فریبنده، بلکه مسلخی ساختند بر شور و شعور انسان و مانعی شدند بر سیر تطور طبیعی جوامع بشری.
منجیانی چون مکتبهای ایده آلیستی و ماتریالیستی که با وعده های یوتوپیایی و آرمانشهری خود جوامع و گروه های انسانی مختلفی را به اسارت فیزیکی و فکری خود در آوردند، وعده و شعارهایی همچون «جامعه ی بی طبقه»،«عدالت اجتماعی»،«برابری»،«آزادی» و دیگر شعارهایی که انسان محصور در کویر زورمداری حاکمان مستبد و خود کامه ی تاریخ را وسوسه می نمود تا بر این ریسمانها نیزچنگی زنند.
در واقع تئوری و شعارهای این مکاتب در مرحله ی نفی سیستم حاکم از کارآیی بالایی در بسیج اقشار مختلف جامعه و ایجاد روح مبارزه برای احقاق آزادی و عدالت اجتمای برخوردار است اما در مرحله اثبات و قبضه ی قدرت است که ماهیت واقعی آنان آشکار می شود، اما دیگر بسیار دیر شده است. زیرا آن فرشتگان نجات به مانند عنکبوتی غول آسا تارهای خود را بر تمامی نهادهای قدرت و هژمونیک جامعه تنیده و تقریبأ همه چیز را تحت کنترل خود درآورده اند.
با توجه به ماهیت قالبی و جزمی هر ایدئولوژی و مکتب و دارا بودن تئوری و آموزه های خاصّ خود ، ضرورتأ گروه مفسّرین آن ظهور می نماید که با گسترش تاثیر گذاری در جامعه و با تعمیق و پیچیدگی منافع مشترک، مبدّل به طبقه ای نو بنیاد می شوند؛ البتّه کمتر تولید اشکال خواهد نمود اگر آموزه ها و تفسیر و تاویل های این مفسّرین در حوضه های شخصی افراد جامعه باشد.
اما چنانکه وارد عرصه ی سیاست شده و صاحب قدرت سیاسی شوند همان منادیان جامعه ی بی طبقه، خود چنان در هیأت طبقه ای قدرتمند ظاهر می شوند که دیگر طبقات جامعه را یارای عرض اندام در مقابل آنان نمی باشد، زیرا شالوده ی تمامی ارکان و قوانین سیستم حاکم را نه بر اساس عرف ،عقل و تجربیات بشری، که بر اساس ارزشها و باورهای ایدئولوژی حاکم پی ریزی خواهند نمود و اینجاست که آن طبقه ی مفسّر، حاکم بلامنازع بر تمامی دستگاههای سیستم موجود و به تبع آن حاکم بر تمامی مقدرات آحاد جامعه خواهد بود.
نمونه های برجسته ی آن را به وضوح در تاریخ شاهد هستیم؛ نمونه ی الوهی یا تئوکراتیک آن را در اروپای قرون وسطی به عینه می بینیم که چگونه با ظهور طبقه ی کلریکال یا روحانی سالار نه تنها مقدرات دنیوی و اخروی انسانها را در دایره ی باورهای دُگم و و بسته ی خود تفسیر و تعیین می نمودند بلکه کبوتر اندیشه را نیز بر مسلخ بی دادگاههای انگیزسیون پرچیدند که حکایتی است تلخ و طولانی.
در طول تاریخ استفاده ی ابزاری ازمکاتب و ادیان الهی با تفسیر به مطلوب قدرت مداران ، متفکرین و فلاسفه را بر آن داشت تا ایده ی جدایی این ابزار خطرناک ازقدرت حاکم را مطرح نمایند.هر چند موج برخاسته عکس العملی در مقابل دین ابزاری جائران و خودکامگان کلیسای کاتولیک بود اما اصرار دین ابزاران بر اینکه گفته و کردارآنان عین فرامین کتاب مقدّس- مسیح و خداوند است باعث شد ضمن ظهورایده هایی مانند «لائیسیته» و« سکولاریسم» با اعتقاد بر جدایی دین ازسیاست و حکومت، و« نظام اعتقادی ای به نام « دئیسم»که با حذف تمامی واسطه ها حتی کتاب مقدس،باور فطری و درونی به خداوند را اساس قرار می داد، ایده ای افراطی تری نیزبه نام «آتئیسم» توسط فیلسوفان ظهور و قوت گرفت آنان هستی متعال و حتّی لحظه ی آفرینش را نیز مردود دانسته و جهان هستی را مادّه ی صرف که همیشه وجود داشته و نیازی به وجود آفریدگار ندارد و به کلّ ازقوانین طبیعی متابعت می کند را پیش کشیدند و با استدلالهایی ازاین قبیل وجود خداوند را مردود دانستند.» [١]
این پدیده ها ثمره ی قرنها ظلم
، بی عدالتی ، فساد ، دروغ ، ریا ، تلاش برای ترویج خرافات و سرکوب آزادی های فردی
و اجتماعی از جمله آزادی بیان،اندیشه ، اکتساب و تولیدعلم و زیرپا گذاشتن تمامی ارزشهای
والای انسانی به نام دین و الوهیّت از طرف دین ابزاران بود که موجی ازشکاکان در جوامع
بشری را پدیدار ساخت تا راه گسترش مکاتب مادّی هموار شود.
...