تبلیغات


__
مجید خراطها!
11 فروردین 87 - 20:24

g-gol.jpgg-gol.jpg


این طور منو نگاه نکن دست توی دست من نذار برو یه وقت مریض میشی بغضتو تو نگه ندار.....

فدات بشم فدات بشم فدات بشم  بذار برو محاله باورش .که من دیگه نمیبینم تو را ...........

صدات میلرزه عشق من اسمم را هی صدا نکن طنابو دور گردنم بنداز دیگه نگام نکن............

بمیرم واسه بغض تو فکره منو نکن برو دلو  اسیره من نکن اگه دوستم داری برو ..............

تورو خدا گریه نکن تصمیم آخرو بگیر  ۴پایه را بکش برو ۴ پایه دستاشو بگیر.......................

با دست عاشقت بذار طنابو دور گردنم میخوام فقط جبران کنم حقی که مونده گردنم.........

من بشکنم برنجم فدای تاره موهات مهم تویی نرنجی برس به آرزوهات............

مواظب خودت باش با قلب من چه کردی دلواپسم نباشم به عشق کی بخندی؟.........

بمیرم واسه بغض تو فکره منو نکن برو........................

اگر سراغمو گرفت بگید نشونه ای نذاشت بگید از این جا رفته و چاره دیگه نداشت ......

اگر سراغمو گرفت این نامه را بهش بدید بگین که جا گذاشته و پرسید کجا هیچی نگید........

اگه بازم پرسید ازم اگر نکرد اشکاشو پاک چارهای نیست بهش بگید ......رفته زیره خاک......

من بشکنم برنجم فدای تاره موهات....................

g-h9.gifg-h9.gif

سلام عزیزترینم
8 فروردین 87 - 16:35
40 روزی هست كه ندیدمت و دلم انقدر برایت تنگ شده كه چاك ها خورده است . كجاست وقت دیدارت. كجاست شب های ناب و انتظار تا باز هم از قاب شیشه ای تماشایت كنم . ای امید ای عزیز در لحظه های ان زمان ام كه چهره نورانیت را از پشت لحظه های تلخ انتظار در لحظه های طلوع ببینم . منم ان تشنه دیدار رخت بیا و مرا سیراب كن به نیم نگاهی .، بیا كه شیدای تو ام . بوی خوش یادت مرا مدهوش می كند و حالاست كه با یادت زنده ام . من كه بودنت را تمنا می كنم و هر لحظه ی شادی من از لحظات یاد تو بودن بر می خیزد . پایان این انتظار ارمان من است .
نه!
پایان این انتظار مرگ من است .

 

40 روز ، 40 روز ، چقدر زود گذشت ، 40 روزه كه رفته و پر كشیده . 40 روز از اون میگذره . دیگه از هرچی 7 و 40 و ماه بهمن و اصلا از زمستون بدم می یاد . واقعا 40 روزه كه واسه همیشه رفتی ؟ اره 40 روزه كه رفتی . اونم چه رفتنی . یه پرواز ، یه پرواز خیلی بلند تا اوج ، در اوج . همه رو تو ماتم گذاشتی و خودت شادمانه رفتی پیش خدا . عزیزم با رفتنت دل منم شكست منتهاش كسی صداش رو نشنید ...


12 روز گذشت !
11 اسفند 86 - 22:31

2nsqb7s.jpg

6s68unq.gif

سلام .... عزیزم خوبی ؟؟ هر شب از خدا میپرسم .....حالش خوبه؟؟؟ اما جوابی نمیشنوم.

 تو که انقدر بی وفا نبودی از حالت ما رو بی خبر نمیذاشتی که. عزیزم هنوز عکست کنار کامپیوترم هست. هنوز به یادت اشک میریزم

هنوز از خدا گله دارم

 هنوز از خدا میپرسم چرا تو؟؟؟

هنوز به خدا میگم حکمتت چی بوده؟

 هنوز منتظر اینم بیای بهم بگی اینا همش یه خوابه

 ببا بیا بهم بگو اینا همش خوابه

 اما چه خواب طولانی شده نه؟؟؟

 هیچ قدرتو ندونستم . با رفتنت دیگه تو دلم شادی نمونده

اما وقتی برات مینویسم احساس میکنم میخونیش.

12 روز گذشت میبینی روزها مثل برق و باد میگذره.حتی ثانیه ای توقف نمیکنن.کاش میشود زمان رو به عقب برد کاش. هیچ وقت آخرین نگاهت یادم نمیره

کاش سرم خلوت بود بیشتر میدیدمت اما افسوس افسوس اماهنوز آخرین نگاهت داره آتیشم میزنه  نگاهی که تو ذهنم ثبت شده"دلم برات تنگ شده "

آرام باش آرام بخواب  دیگه وقت استراحتت شده

 

دوستت دارهمیشگیت 

از طرف  تنهاترین

sq6vzt.jpg

به یاد عزیزم...
1 اسفند 86 - 21:50

امشب دلم از همیشه بیشتر گرفته است.

قطرات باران چشمم،

از پشت پنجره دلم سایه اش را بر روی صورت دلتنگم می اندازد

و سیاهی های قلبم را از لبه پنجره آن به سمت حیاط خانه اش جاری می سازد.

کاش می شد این دلتنگی را نداشتم!

دلتنگم مهربانم ؛ کجایی ؟ اکنون جای خالی تو را درکنارم احساس می کنم و زندگی را کاووسی بیش نمی دانم ..

ولی نه، کاش، این دلتنگی مونس همیشگی ام می گشت،

می ترسم آخر این دلتنگی نیز برود.

و همان نوازش های خاطر گونه مادربزرگم را نیز از دست بدهم،

باید هر طور شده کاری کنم که او بیشتر به من سر بزند،

بیشتر حال مرا بپرسد و این تنها یک راه دارد، آری،

من باید همیشه منتظر آمدن مادربزرگم باشم.

تا آخرین لحظه عمرم ......

1182922057.jpg

 

وطن پرنده پر در خون
13 بهمن 86 - 23:26

به کوروش چه خواهیم گفت؟
اگر سر بر آرد ز خاک
اگر باز پرسد ز ما
چه شد دین زرتشت پاک
چه شد ملک ایران زمین
کجایند مردان این سرزمین
به کوروش چه خواهیم گفت؟
اگر دید و پرسید از حال ما
چه کردید بُرنده شمشیر خوش دستتان
کجایند میران سر مستتان
چه آمد سر خوی ایران پرستی
چه کردید با کیش یزدان پرستی
به شمشیر حق ، نیست دستی
که بر تخت شاهی نشسته است
چرا پشت شیران شکسته است
در ایران زمین شاه ظالم کجاست
هوا خواه آزادگی ،
پس چرا بی صداست
چرا خامش و غم پرستید، های
کمر را به همت نبستید، های
چرا اینچنین زار و گریان شدید
سر سفره خویش مهمان شدید
چه شد عِرق میهن پرستیتان
چه شد غیرت و شور و مستیتان
سواران بی باک ما را چه شد
ستوران چالاک ما را چه شد
چرا مُلک تاراج می شود
جوانمرد محتاج می شود
چرا جشنهامان شد عزا
در آتشکده نیست بانگ دعا
چرا حال ایران زمین نا خوش است
چرا دشمنش اینچنین سر کش است
چرا بوی آزادگی نیست، وای
بگو دشمن میهنم کیست، های
بگو کیست این ناپاک مرد
که بر تخت من اینچنین تکیه کرد
که تا غیرتم باز جوش آورد
ز گورم صدای خروش آورد
به کوروش چه خواهیم گفت؟

korosh.jpg

کاش...
19 دی 86 - 20:31

View Full Size Image

http://sweetscentoflove.blogfa.com/کاش کودک بودم تا هروقت دلم میگرفت با صدای بلند گریه میکردم و داد میزدم تا همه درد مرا بفهمند .

http://sweetscentoflove.blogfa.com/ ای کاش کودک بودم تا عروسکهایم  رادراختیار میگرفتم وبا آنها بازی میکردم   وهیچ وقت عروسک کسی نمی شدم !

 http://sweetscentoflove.blogfa.com/ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه همه چیز را فراموش میکردم .

43wxi79.gif

یه روز اومدم ...
8 مهر 86 - 13:52
یه روز اومدم هیچ کس نفهمید به جز ثبت احوال



دو باره خواهم رفت هیچ کس نخواهد فهمید به جز ثبت احوال



اومدم وخطی بر دفتر سیاه روز گار کشیدم به امید اینکه سفید بشه اما این



دفترسیاه تر شد. خواستم دلی به دست بیارم دل خودم هم از دست رفت . اومدم



از صدا قت بگم دیدم اونقدر به اسم صدا قت دروغ گفتن و کلاه برداری



کردن که صدا قت هم اینجا یه مجرم فراریه اومدم از دنیا بنالم دیدم صدام تو



ناله های دیگران خفه شد. یکی از فقر میگفت دیگری از عشق یکی میگفت



رفاقت تعطیل، یکی دیگه میگفت خراب رفیقم، یکی میگفت بی خیاله دنیا،



یکی دیگه اونقدر دنیا رو حساب میکرد که هیچ کا مپیوتری به گردش نمی



رسید یکی فریاد میزد و یکی با سکو تش گریه میکرد . هر کس یه جور ناله



میکرد خو شحال با خنده و گریون با هق هق ... هر چی بیشتر گوش کردم



خودمو بیشتر فرا مو ش کردم خواستم بیشتر با هاشون آشنا بشم، از هر کس



نامی پرسیدم جوابی داد یکی گفت خودم دیگری نگاهی کرد و گر یخت



بعدی گفت فرا مو شم کن یکی گفت تنهام نذار وقتی به خودم اومدم دیدم



هیچ کس به خودش هم اعتماد نداره .. هیچ کس حا ضر نبود به دیگری کمک



کنه با اینکه میتو نست میتر سید ... خلا صه عزم سفرکردم پشت سرم رو نگاه



کردم همسفر م رو پیدا کردم به راه افتادم تا شاید به سر منزل مقصود رسم ولی



نرسیده به منزل مقصود به دو راهی دو ستی رسیدیم کمی نشستیم واز رنج



سفرگفتیم وقت ر فتن شد چون نقشه سر منزل مقصود رو گم کرده بو دیم



تصمیم گر فتیم هر کدوم از را هی بریم من کو له بارم را بر داشتم اوهم رفت به



امید اینکه روزی در منزل مقصود یکد یگر رو پیدا کنیم میخوام این



دفترزندگی رو ورق بزنم این هم پایان صفحه اول بود مجبورم باید رفت پس



به پایان میر سونم این صفحه رو ولی این پا یان یه تفاوت داره اونهم اینه که



هیچ نقطه ای در یا یان نمی ذارم چون زند گی با من و بی من ادامه داره ....
شهر هرت...
7 مهر 86 - 20:24
شهر هرت جایی است که رنگهای رنگین کمان مکروهند و رنگ سیاه مستحب

شهر هرت جایی است که اول ازدواج می کنند بعد همدیگه رو می شناسن

شهر هرت جایی است که همه بَدَن مگر اینکه خلافش ثابت بشه

شهر هرت جایی است که دوست بعد از شنیدن حرفات بهت می گه:‌ دوباره لاف زدی؟؟

شهر هرت جایی است که بهشتش زیر پای مادرانی است که حقی از زندگی و فرزند و همسر ندارند

شهر هرت جایی است که درختا علل اصلی ترافیک اند و بریده می شوند تا ماشینها راحت تر برانند

شهر هرت جایی است که کودکان زاده می شوند تا عقده های پدرها و مادرهاشان را درمان کنند

شهر هرت جایی است که شوهر ها انگشتر الماس برای زنانشان می خرند اما حوصله 5 دقیقه قدم زدن را با همسران ندارند

شهر هرت جایی است که همه با هم مساویند و بعضی ها مساوی تر

شهر هرت جایی است که برای مریض شدن و پیش دکتر رفتن حتماْ باید پارتی داشت

شهر هرت جایی است که با میلیاردها پول بعد از ماهها فقط می توان برای مردم مصیبت دیده چند چادر برپا کرد

شهر هرت جایی است که خنده عقل را زائل می کند

شهر هرت جایی است که زن باید گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش می گن مروارید در صدف

شهر هرت جایی است که مردم سوار تاکسی می شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسیشونو در بیارن

شهر هرت جایی است که 33 بچه کشته می شن و مامورای امنیت شهر می گن: به ما چه. مادر پدرا می خواستند مواظب بچه هاشون باشند

شهر هرت جاییه که نصف مردمش زیر خط فقرن اما سریالای تلویزیونیشو توی کاخها می سازن

شهر هرت جایی است که 2 سال باید بری سربازی تا بلیط پاره کردن یاد بگیری

شهر هرت جاییه که موسیقی حرام است حرام

شهر هرت جایی است که همه با هم خواهر برادرن اما این برادرا خواهرا رو که نگاه می کنن یاد تختخواب می افتن

شهر هرت جایی است که گریه محترم و خنده محکومه

شهر هرت جایی است که وطن هرگز مفهومی نداره و باعث ننگه

شهر هرت جایی است که هرگز آنچه را بلدی نباید به دیگری بیاموزی

شهر هرت جایی است که همه شغلها پست و بی ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار

شهر هرت جایی است که وقتی می ری مدرسه کیفتو می گردن مبادا آینه داشته باشی

شهر هرت جایی است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است

شهر هرت جایی است که توی فرودگاه برادر و پدرتو می تونی ببوسی اما همسرتو نه...

شهر هرت جایی است که وقتی از دختر می پرسن می خوای با این آقا زندگی کنی می گه: نمی دونم هر چی بابام بگه

شهر هرت جایی است که وقتی می خوای ازدواج کنی 500 نفر رو دعوت می کنی و شام می دی تا برن و از بدی و زشتی و نفهمی و بی کلاسی تو کلی حرف بزنن

شهر هرت جایی است که هرگز نمی شه تو پشت بومش رفت مگر اینکه از یک طرفش بیفتی..

شهر هرت جایی است که .......

خدایا این شهر چقدر به نظرم آشناست!!!!!!
دکترعلی شریعتی
26 اردیبهشت 86 - 22:00
خدایا به من زیستنی عطا كن كه در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای كه برای زیستنن گذشته حسرت نخورم و مردنی عطا كن كه بر بیهودگی اش سوگ وار نباشم.
خدایا بگذار تا مرگ را من خود انتخاب كنم اما آنچنان كه تو دوست می داری.
خدایا تو چگونه زیستن را به من بیاموز چگونه مردن را من خود خواهم آموخت.
خدایا می دانم كه اسلام پیامبر تو با نه آغاز شد(لا اله الا الله),
و تشیع دوست تو نیز با نه آغاز شد,
مرا ای فرستنده محمد و ای دوستدار علی به اسلام آری و تشیع آری بی ایمان گردان.
خدایا رحمتی كن تا ایمان, نام و نان برایم نیاورد,
قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افكنم,
تا از آنها باشم كه پول دنیا را می گیرند و برای دین كار می كنند,
نه از آنها كه پول دین می گیرند و برای دنیا كی می كنند.

*      *      *      *      *      *      *      *      *

خدایا به آنان که دوست میداری بیاموز که

عشق از زندگی کردن بهتر است

وبه آنان که دوست میداری بچشان

که دوست داشتن از عشق برتر است

*      *      *      *      *      *      *      *      *

 دنیا را بد ساخته اند...! کسی را که دوست داری تو را دوست نمی دارد. کسی که تو را دوست د ارد، تو دوستش نمی داری. اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد.......... به رسم و آیین هرگز به هم نمی رسید

*      *      *      *      *      *      *      *  

درد ناک ترین حادثه ی زندگی زنده ماندن است

لحظه هارا گذراندیم تا به خوشبختی برسیم غافل از این كه لحظه ها همان خوشبختی بودند!!!

خدایا کسی را برایم بیافرین که در کنار او بیارامم

*      *      *      *      *      *      *      * 

            

__