پرتاب کفش به سمت احمدی نژاد در حین سخنرانی در مراسم بزرگداشت کردان/ساری
قاصدنیوز: محمود احمدی نژاد رییس جمهور که صبح امروز دوشنبه برای افتتاح چند طرح مسکن مهر و سخنرانی در مراسم سالگرد درگذشت مرحوم کردان به ساری سفر کرده بود، حین سخنرانی خود با صحنه ای عجیب مواجه شد.
یکی از افراد حاضر در این همایش که توانسته بود خود را به صندلی های جلو برساند، با پرتاب کفش های خود به طرف رییس جمهور، شروع به انتقاد از وضعیت بیکاری در کشور کرد.
اگرچه این کفش ها به احمدی نژاد برخورد نکرد و به بنر پشت سر او اصابت کرد، اما مردم حاضر در این مراسم، به شدت فرد توهین کننده را مورد ضرب و شتم قرار دادند و اگر دخالت نیروهای انتظامی نبود مشخص نبود چه بلایی بر سر او می آمد.
در بررسی های اولیه مشخص شده که این فرد کارگر اخراجی یکی از کارخانجات نساجی است که بیش از یک سال است حقوقی دریافت نکرده بود.
مردم ساری در پایان این مراسم نیز ضمن سر دادن شعارهایی در حمایت از دولت و رییس جمهور، نسبت به این حرکت نادرست انتقاد کرده و از احمدی نژاد عذرخواهی کردند.
دوچرخه سواری و ورزش یک آیت الله+تصاویر
آیت الله علی معلمی روز کاری خود را همراه با جمعی از علاقه مندان به ورزش با ورزش صبحگاهی آغاز و سپس از ساعات اولیه صبح دیدارهای مردمی خود را پیگیری می کند .



دوچرخه سواری و ورزش یک آیت الله+تصاویر
آیت الله علی معلمی روز کاری خود را همراه با جمعی از علاقه مندان به ورزش با ورزش صبحگاهی آغاز و سپس از ساعات اولیه صبح دیدارهای مردمی خود را پیگیری می کند .



سرگذشت یک زندگی تکان دهنده
رضا دیگر نمیخندند، یاریاش کنیم
به نقل از سلامت نیوز؛ دنیای غریبی است آقا ... در این مملكت عده ای 3000 میلیارد اختلاس می كنند و كمی آنطرف تر "رضا" در عنفوان جوانی بخاطر بی پولی از درد به خود می پیچد. آقای رئیس جمهور در ابتدای مهرماه از دانش آموزان پرسیده : اگر بجای رئیس جمهور بودید چه می كردید؟ ... و دختر رضا در جواب این پرسش نوشته است : اگر بجای آقای رئیس جمهور بودم، اولین كارم این بود كه دست و پای پدرم را به او پس می دادم!دخترك امروز از من پرسید: یعنی نامه ام را می خواند؟! ... و من نتوانستم جوابش را بدهم.
رضا 39 سال سن دارد. دو سال قبل بر اثر سانحه برق گرفتگی (11000 ولت) به فلاكتی گرفتار آمد كه در عكس می بینید ... همه چیز از آخرین روز از اولین ماه سال 88 شروع شد، رضا کیکاج نژاد، کارگر شرکت سامان محیط که کار تولید آسفالت و اجرای رویه جادهها را به کارفرمایی سینا گلزاری برعهده داشت. هنگامی که در حال تخلیه آسفالتها در محل مورد نظر بود به علت شکم دادگی سیمهای برق 33 هزار ولت کنار جاده ناگهان اتاقک کامیون به برق فشار قوی کنار جاده اتصالی میکند، لرزشی سخت او را در بر میگیرد و بر اثر شدت فشار برق گرفتگی به میان جاده پرتاب میشود.
چشمانش را در بیمارستان اندیمشک باز میکند، آنجا ماندگار نمیشود و به بیمارستان طالقانی اهواز منتقلش میکنند و بعد از سه روز او را با پزشک و پرستار و با هواپیما به بیمارستان سوانح سوختگی امام موسی کاظم(ع) اصفهان منتقل میشود.
رضا کیکاج نژاد بارها و بارها در بیمارستان تحت عملهای مختلف جراحی قرار گرفت، در این اعمال جراحی که برای قطع اندامها و ترمیم حفرههای عمیقی که درست به شکل قرینه در زیر بغلها، پهلوها، زیر زانوها و سمت کلیهها او ایجاد شده بود حداقل ده بار بیهوشی عمومی را تجربه کرد و بعد از آن نیز برای شتسشو و کنترل عفونت اندامهای تحتانی یک بیهوشی دیگر را نیز تجربه کرد، ساعد دستان راست و چپش و پای راست و چپ او قطع شد تا او زنده بماند. اما کاش این ماجرای تلخ به همین جا ختم میشود، غم سنگین چشمهای رضا کیکاج نه از نداشتن دست و پا که از نامهربانیهای عدالت است.
دل او که در کوچه پس کوچههای انتهای خیابان سینای اندیمشک به همراه همسر مهربان و دو فرزندش زندگی مستاجری را میگذارنند در آن ایام سخت، خوش بود به دیهای که قرار بود بر طبق حکم دادگاه که اداره برق و رضا کیکاج نژاد را هر کدام به میزان سی درصد و کارفرما را به میزان 40 درصد مقصر این حادثه اعلام کرده بود به او و خانوادهاش تعلق بگیرد.
اما شرکتی که رضا سلامتیاش را در آن از دست داد به حکم اعتراض کرد و با پیگیریهای فراوانی که کرد، بعد از دو سال از گذشت حادثه و زمانی که هر دو طرف، یعنی کارفرما و همچنین اداره برق نواقص خود را برطرف نمودهاند، رضا کیکاج 100 درصد مقصر شناخته شد. بله، شركتی كه رضا در استخدامش بوده توانسته خود را از پرداخت خسارت به او رها سازد... آنها راههایی را بلد بوده اند كه (رضا) هنوز هم به درك آن نرسیده ... است.
در این دو سال چه بر خانواده رضا رفت ؟... وقتی كه 11 عمل جراحی را شاهد بودند ... بخدا سوختند. همه شان سوختند ... مثل رضا
پدرش كه كارگر بازنشسته راه آهن است تنها مایملك اش از این دنیا كه در یك خانه دو اطاقه خلاصه شده بود را فروخت و خرج فرزندش كرد و خودش به فلاكتی باور نكردنی به اجاره نشینی در دورترین نقطه شهر رفت. پیرمرد، حالا مجبور است در خیابان های شاهین شهر و با اتومبیلی كه همشهریان از سر دلسوزی در اختیارش می گذارند بدنبال مسافر بدود بلكه از پس مخارج درمان دردهای فرزندش كه زیر گوشش ناله های جگرخراش می كند برآید ... اما نمی آید.
كلیه های (رضا) دارد عفونت می كند. عروق اش تاب گردش خون از دست می دهند. استخوانهایش مرتب رشد می كنند و از زیر پوست بیرون می زنند ... آنوقت وقتی در روزنامه می خوانم كه در این مملكت افرادی 3000 میلیارد تومان اختلاس می كنند آنهم درحالیكه (رضا) پول خرید 4 دانه كپسول ضد چرك را ندارد، جان به سر می شوم.
باری ... دولت فخیمه در ارتفاعات و قلل گام می زند و از مدیریت جهان سخن می گوید اما (رضا) در پست ترین نقطه عمیق زندگی، پایی ندارد تا زندگی ساده خود را گام بزند و زندگی محقرش را مدیریت كند. آقا ... كجا داریم می رویم ؟
دانشكده توانبخشی تهران برای پروتز دست و پای رضا فاكتور صد میلیونی صادر كرده و مدیر بهزیستی قول داده اگر مسئولان بالاتر قبول كنند 2 میلیون تومان آنهم پس از طی مراحل قانونی و بلند و كوتاه شدن آدمی مثل رضا كه پا ندارد (شاید) به او كمك نماید.
بسیار خوب، این از كرامت دولت كریمه، دولتی كه می گویند رئیس جمهور محترمش برای رفاه مردم شبها خواب ندارد. به آمریكا می رود تا حقوق امثال رضا را از شكم استكبار جهانی استیفاء نماید... اما می پرسم ما – مردم – در كجای این قصه قرار داریم؟ مایی كه مسلمانیم و درد و رنج آدمیان را با عینك نوعدوستی قواره می كنیم.
همسر رضای 31 ساله فرهنگی است، او فداکارانه در این دو سال هم پرستار همسرش بود و هم نان آور خانواده، این همسر مهربان میگوید برای خودم هیچ نمیخواهم تنها امیدم و تلاشم این است که همسرم روی پای خود بایستد. تلاش همسر و پدر رضا تهیه هزینه پروتزهایی است که شاید با وجود آنها بتوانند بار دیگر لبخند را بر لبان همسر و فرزند خود ببینند، اما افسوس...
هنگامی که خواستم از رضا کیکاج عکس بگیرم به جای مسئولین خجالت کشیدم و در دل هزار بار آرزو کردم که روزی این همسر و پدر را با لبانی خندان و ایستاده بر دو پا هرچند مصنوعی باشد ببینم، مگر نمیشود من و شما هر کدام به سهم خود کمکی کنیم برای التیام این زخم عمیق که هزینه ای بالغ بر 100 میلیون تومان دارد، شاید دوباره رضا بخندند با همت هموطنان ما...
با شما هستم : حاج آقا... حاج خانم ... آیا می توانید یك گل لبخند به دختر بچه ای كه پدرش دست و پا ندارد هدیه كنید؟
رضا می گوید : بنویس من از كسی پول نمی خواهم... اگر كسی قصد كمك دارد هزینه پروتز دست وپایم را بپردازد تا وقتی دخترم در عالم بچگی می پرسد : پس كی دست و پایت برمی گردند تا مرا مثل بچه های دیگر به پارك ببری؟... جوابی داشته باشم.
این روزها، رضا، در آغوش كشیدن فرزندش را یك (رویا) می داند. بیائید به رویای ساده (رضا) جامه عمل بپوشانیم.
به قدر مسلمانی خود ...
دوستان عزیزی که مایل به کمک هستند میتوانند کمک های نقدی خود را به شماره کارت 5894631203295555 بانک رفاه به نام رضا کیکاج نژاد واریز کنند.
تصویربرداری مجموعه تلویزیونی «قهوه تلخ» به كارگردانی «مهران مدیری» با بخش های مربوط به تاجگذاری از سر گرفته شد

به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس، تصویربرداری مجموعه جدید «مهران مدیری» با گرفتن برخی از نماهای خارجی آغاز شده بود ولی به دلیل عدم آمادگی دكورهای داخلی تصویربرداری متوقف شد.
بنابراین گزارش، با آماده شدن تقریبی دكورهای سریال، مدیری تصویربرداری خود را آغاز كرد و اولین سكانسها مربوط به تاج گذاری پادشاه قصه جدید مدیری با بازی «محمدرضا هدایتی» است.
لوكیشنهای سریال «قهوه تلخ» یك كاخ و یك بازار است كه از مضمونی تاریخی برخوردار است و داستانهای آن در یك كاخ میگذرد.
به گزارش فارس، «قهوه تلخ» 33 بازیگر اصلی دارد و داستان آن با بازی سیامك انصاری در نقش مورخ آغاز میشود. او در ابتدای داستان كه در دنیای امروز میگذرد، یك فنجان قهوه تلخ میخورد و با خوردن آن به تاریخ سفر میكند. او در طول زمان به مورخی تبدیل میشود كه در مرور خاطرات تاریخی خود، هربار دچار مسائلی میشود كه این مسائل داستانهای سریال را رقم میزند.
همچنین مدیری قصد دارد این بار جلوی دوربین حاضر نشود و تنها راوی داستانهای «قهوه تلخ» باشد.
در مجموعه تلویزیونی «قهوه تلخ» كه به تهیه كنندگی «مجید آقاگلیان» و «حمید آقاگلیان» ساخته میشود، بازیگرانی نظیر سیامك انصاری، علی لكپوریان، آرام جعفری، سحر زكریا، الیكا عبدالرزاقی، سحر جعفری جوزانی، هادی كاظمی، نادر سلیمانی، بیژن بنفشهخواه، فلامك جنیدی، سعید پیردوست، ساعد هدایتی و ... ایفای نقش میكنند.
داستانهای مجموعه تلویزیونی «قهوه تلخ» توسط امیر مهدی ژوله و خشایار الوند نوشته شده است

مرتضی نیک پندار

بهنود شجاعی که متولد ۱۳۶۷ است، روز سیاُم مردادماه سال ۱۳۸۴ به اتهام قتل در یک نزاع دستهجمعی بازداشت و به کانون اصلاح و تربیت تهران منتقل شد. این نوجوان در ۲۶ بهمن ۱۳۸۴ از سوی شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران محکوم به اعدام شد و حکم اعدام وی به تأیید شعبه ۳۳ دیوان عالی کشور نیز رسید. در طول چهار سال گذشته ای که بهنود شجاعی در زندان به سر برده، پنج بار اجرای حکم اعدام به او ابلاغ شده بود و سه بار را تا پای چوبه دار پیش رفته بود اما هر بار این کار به تعویق افتاده بود تا بالاخره در در ششمین بار ابلاغ اجرای حکم و در ساعت ۵:۳۰ دقیقه صبح روز یکشنبه ۱۹ مهرماه قصاص او توسط اولیای دم مقتول انجام شد.
محمد مصطفایی وکیل بهنود شجاعی که سابقه وکالت پرونده های حقوق بشری زیادی را در کارنامه خود دارد در گزارشی از لحظات اعدام این جوان نوشت: بهنود به بالای چوبه دار رفت و طناب را به گردنش انداختند. چند ثانیه ای نگذشت که مادر و پدر مقتول به سمت چارپایه رفتند و آن را از زیر پای بهنود کشیدند. این اتفاق در حالی افتاد که از نیمه های شب جمعیتی از فعالان حقوقبشر و فعالان زن و دانشجویان در مقابل درب زندان اوین تجمع کرده و یکصدا از پدر و مادر مقتول خواستار عفو بهنود شجاعی و گذشتن از قصاص شده بودند. گزارش شده که نماینده ای از صندوق کودکان سازمان ملل یا یونیسف در این تجمع حضور داشته است. همچنین حامد بهداد بازیگر مشهور سینما و مادران سهراب اعرابی و ندا آقا سلطان - دو جوان کشته شده در حوادث پس از انتخابات - از دیگر کسانی بودند که در این تجمع برای نجات بهنود شجاعی تلاش کردند.
اعدام بهنود شجاعی در حالی صورت گرفت که اولیای دم مقتول پیش از این به صورت شفاهی اعلام کرده بودند که از قصاص خون فرزند خود خواهند گذشت. اعلام گذشت اولیای دم مقتول در حضور شاهدانی همچون عزت الله انتظامی، پرویز پرستویی، و کیومرث پوراحمد اتفاق افتاده بود و حتی تصاویر ویدیویی کوتاهی از آن نیز منتشر شده که در سایت یوتیوب موجود است. با این حال پدر و مادر مقتول بعدا منکر عفو می شوند. عزت الله انتظامی، پرویز پرستویی و کیومرث پوراحمد حتی تصمیم می گیرند که به عنوان تشکر از اولیای دم مقتول برای اقدم به گذشت مبلغی بعنوان دیه پرداخت کنند. آنان برای این کار به صورت مشترک حسابی افتتاح و از مردم درخواست کردند تا کمکهای خود را به این حساب واریز کنند. اما با شکایت اولیای دم، حساب مشترک مسدود می شود و این هنرمندان نیز به دادگاه احضار می شوند.
اظهار شفاهی اولیای دم مقتول مبنی بر عفو قاتل به موضوعی بحث برانگیز در فقه شیعی تبدیل می شود. سه مرجع تقلید از جمله آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ استفتایی در این مورد اعلام می کنند، در صورتی که شهود معتبر شهادت دهند که اولیای دم عفو کرده اند، بازگشت آنها از نظر خود اثری ندارد. با این حال دستگاه قضایی این استدلال را نمی پذیرد. نکته جالب این جاست که به ادعای وکیل بهنود شجاعی ساعتی قبل از اعدام او نیز، پدر و مادر مقتول در برابر جمعیت حاضر در برابر زندان اوین اعلام می کنند که گذشت خواهند کرد. با این حال خود صندلی را از زیر پای بهنود شجاعی در حالی که طناب دار بر گردنش بود می کشند.
پرونده بهنود شجاعی در طی سالهای گذشته حساسیت بین المللی پیدا کرده بود و از جمله اتحادیه اروپا و سازمان عفو بین الملل خواستار توقف اجرای حکم اعدام او شده بودند. دلیل اصلی این حساسیت ها آن است که بهنود شجاعی در زمان اقدام به قتل تنها ۱۷ سال داشته و یک نوجوان محسوب می شده است. مطابق عرف پذیرفته شده بین المللی اعدام افراد زیر ۱۸ سال ممنوع است. اما ایران در حال حاضر تنها کشوری است که همچنان برخلاف این عرف رفتار می کند. آمار دقیقی از تعداد نوجوانان اعدام شده در ایران در دست نیست اما طبق آمار عفو بینالملل، ایران از ۱۸ سال گذشته تاکنون، دست کم ۴۲ نوجوان را اعدام کرده است که هشت نفر از آنها در سال ۱۳۸۷ اعدام شدند. این در حالی است که فارغ از اعدام نوجوانان، ایران به عنوان دومین کشور از نظر تعداد موارد اعدام در جهان شناخته شده است. به گزارش سازمان عفو بینالملل، دستکم ۳۴۶ نفر در سال ۲۰۰۸ میلادی در ایران به دار آویخته شدهاند. در همین سال کشور چین که رتبه اول را در این فهرست داراست ۱۷۱۸ نفر را اعدام کرده است. نکته جالب این جاست که اگر تعداد اعدام را به نسبت جمعیت کشور در نظر بگیریم ایران با فاصله زیادی از چین در رتبه اول قرار خواهد گرفت.
تناقض آشکار آن جاست که اعدام نوجوانان حتی مطابق قوانین ایران نیز ممنوع است اما با این حال همچنان صورت می گیرد. جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۷۲ خورشیدی کنفوانسیون بین المللی حقوق کودک را امضا کرده است. بر اساس ماده ۳۷ این کنوانسیون اعدام افراد زیر هجده سال صریحاْ ممنوع است. شورای نگهبان نیز عدم مغایرت این ماده را با موازین شرعی تایید کرده و لذا این ماده در حکم قانون به شمار می رود.
دولت ایران همچنین کنوانسیون جهانی حقوق مدنی و سیاسی را نیز امضا کرده است در حالی که در بند ۶ ماده ۵ این کنوانسیون نیز حکم اعدام برای نوجوانان زیر ۱۸ سال ممنوع شده است. علاوه بر این ها آیت الله هاشمی شاهرودی، رییس سابق قوه قضاییه در سال ۱۳۸۲ طی بخشنامه ای از تمام قضات خواست صدور احکام اعدام زیر ۱۸ سال را متوقف کنند. مهرماه سال گذشته نیز رییس قوه قضاییه مجددا بخشنامه ای صادر کرد که در آن قضات موظف شده بودند مجازات اعدام نوجوانان زیر ۱۸ سال را با احکام حبس جایگزین کنند. با این حال بخشنامه های رییس قوه قضاییه هیچ گونه ضمانت اجرایی نداشته اند و قضاتی که احکام اعدام را صادر و یا تایید کرده اند خود را موظف به رعایت آن ها نمی دانند. نکته جالب دیگر این است که در سال ۱۳۸۳ لایحه ای با عنوان رسیدگی به جرائم اطفال و نوجوانان از سوی قوه قضائیه به دولت وقت فرستاده شد. دولت سید محمد خاتمی این لایحه را به مجلس هفتم ارائه کرد. اما از آن زمان تاکنون تصویب این لایحه در مجلس مسکوت مانده است. در این لایحه نیز اعدام افراد زیر ۱۸ سال ممنوع شده است. مشخص نیست به چه دلیلی مجلس های هفتم و هشتم بررسی چنین لایحه ای که اهمیت بسیار بالایی از نظر داخلی و بین المللی دارد را به تعویق انداخته اند.
اعدام بهنود شجاعی در حالی صورت گرفت که تا ده روز آینده احتمال اعدام یک متهم به قتل دیگر در سن نوجوانی با نام صفر انگوتی نیز وجود دارد. در همین حال کمپین بینالمللی حقوق بشر در ایران، روز سهشنبه ۱۴ مهرماه فهرستی ۱۱۴ نفره از متهمان نوجوان و منتظر اعدام منتشر کرد. در میان اسامی، نام احمد نوروزی نیز به چشم میخورد که تنها ۱۲ سال دارد و در سیستان و بلوچستان به مرگ محکوم شده است
کلیپ تقلب در انتخابات برره!
حتما دانلود کنید تا بیش از پیش به هوش سرشار
مهران مدیری
و نویسندگانش پی ببرین



تقدیم به میرحسین عزیز

تو صمیمی ترازآنی که دلم
میپنداشت
دل تو باهمه آیینه ها نسبت
داشت
توهمان ساده دل سبز نجیبی که
خدا
درمیان دل پاکت صدف آیینه
کاشت

http://www.modiri88.blogfa.com/post-4.aspx