تبلیغات


__
" هرگاه دیدی کسی به آبروی دیگران می تازد سعی کن ترا نشناسد در گفتن عیب کسی شتاب مکن شاید خدایش بخشیده باشد آنچه نمی دانی نگو و آنچه لازم نیست بر زبان نیاور "
15 خرداد 87 - 08:52
" هرگاه دیدی کسی به آبروی دیگران می تازد سعی کن ترا نشناسد در گفتن عیب کسی شتاب مکن شاید خدایش بخشیده باشد آنچه نمی دانی نگو و آنچه لازم نیست بر زبان نیاور "
وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد
15 خرداد 87 - 08:51

وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد

انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد

تا وقتی که در وا میشه لحظه ی دیدن میرسه

هرچی که جادست رو زمین به سینه ی من میرسه

ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم میرسم

اگه تو رو داشته باشم به هرچی میخوام  

وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم 

گلهای خواب آلوده رو واسه کی بیدار بکنم

دست کبوترای عشق واسه کی دونه بپاشه

مگه تن من میتونه بدون تو زنده باشه

ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم

اگه تو رو داشته باشم به هرچی میخوام میرسم

عزیزترین سوغاتیه غبار پیراهن تو

عمر دوباره ی منه دیدن و بوییدن تو

نه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس میخوام 

عمر دوباره ی منی تو رو واسه نفس میخوام

ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم

اگه تو رو داشته باشم به هرچی میخوام میرسم

واسه اونیکه هنوزم منتظرشم
11 اردیبهشت 87 - 12:16

کاش یک تکه سنگ بودم

یک تکه چوب

مشتی خاک

کاش یک سپور بودم

یک نانوا

یک خیاط

دست فروش

دوره گرد

پزشک

وزیر

یک واکسی کنار خیابان

کاش کسی بودم که ترا نمی شناخت

کاش دلم از سنگ بود

کاش اصلا دل نداشتم

کاش اصلا نبودم

کاش نبودی

کاش می شد همه چیز را با تخته پاک کن پاک کرد

اخ مهتاب!

کاش یکی از اجر های خانه ات بودم

یا یک مشت خاک باغچه ات

کاش دستگیره ی اتاقت بودم تا روزی هزار بار مرا لمس کنی

کاش چادرت بودم

کاش دست هات بودم

کاش چشم هات بودم

کاش دلت بودم

نه کاش ریه هات بودمت تا  نفس هات را در من فرو بری و از من بیرون بیاوری

کاش من تو بودم

کاش تو من بودی

کاش ما یکی بودیم : یک نفردوتایی

دیگه دیگه
11 اردیبهشت 87 - 12:15

خیلی جالبه از سوسک می ترسیم...از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمیترسیم از عنکبوت میترسیم...از اینکه تمام زندگیمون نار عنکبوت ببنده نمی ترسیم. از خوب سرخ نشدن قورمه سبزی میترسیم...از سرخ شدن ادما از خجالت نمیترسیم از سرما خوردگی میترسیم...از سرخورده کردن دوستامون نمیترسیم. از شکستن لیوان میترسیم...از شکستن دل ادما نمیترسیم

نکته
11 اردیبهشت 87 - 08:39
زندگی را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترین قله ها رسیدی، لبخند خود را نثار تمام سنگریزه هایی کن که پایت را خراشیدند
چند نکته
4 اردیبهشت 87 - 10:27

دستم بوی گل می داد. مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند، اما هیچکس فکر نکرد که من شاید یک گل کاشته باشم.

 

خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی خیلی سخته یک غریبه به دلت یک وقتی بشینه بعد اون بگه که هرگز نمی خواد تو رو ببینه

 

شاید حسد به خاطر حوا دلیل بود

                               ابلیس اگر که سجده به آدم روا نداشت

پند
27 بهمن 86 - 14:06

یاد گرفتم که : 1. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند. 2. با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند . 3. از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود . 4. تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم

 

__