دختر ِ خوب ِ بد شده!!! 6 اردیبهشت 87 - 12:23 |
یكى بگه چند سالشه ، دختر ِ خوب ِ بد شده؟
|
اولین كسی باش كه می خندد 4 بهمن 86 - 13:57 |
اولین كسی باش كه می خندد
وقتی دلیلی برای خندیدن نمی بینی ،
همان زمانی است كه بیشترین نیاز به خندیدن است .
|
دخترک 15 مهر 86 - 10:54 |
دخترک تنهای تنها دخترک در اوج ِ رویا!
دخترک یه دست ِ خسته دخترک بی کس نشسته.
دخترک دو چشم ِ گریون تویه پوچی هاش پریشون.
خسته از صدای آواز آرزوش:یک پر ِ پرواز
خسته از دوره ، زمونه خسته از غربتِ خونه
خسته شد ز سرپرستاش زده شد از همه دوستاش
آرزوهای بزرگش شعرای سیاه و گنگش
غمو تو دلش می بینن تنهاش می ذارن و میرن
سوالاش رو هم تلنبار بی جوابیشون یه تکرار
چشمای ِ اون یه علامت حل نشدن ها یه عادت.
دخترک می خواد بمونین شعراشو باید بخونین
لحظه هاش ماله خودش نیستحرفاش از ته دلش نیست.
فقط پشت ِ دری بسته با دلی تنگ و شکسته
خلوتی سیاه و سنگی جدا از هر چی دو رنگی
آوازی از دل می خونه می دونه، تنها می مونه.
می خونه:روزش سیاهه می خونه:شبش تباهه
به آرزوش نمی رسه تو این شوره زار می پوسه.
می دونه دلش می گیره می دونه، تهش می میره...
|
رفتی و ... 9 مهر 86 - 17:17 |
رفتی و گفتی که تنها می شوی
گفتمت هر لحظه یادت با من است
گفتی از خاطر ببر،یادم مکن
گفتمت آیین من دل بستن است
گفتی از دل بربکن سودای من
گفتمت دل بی تو با من دشمن است
شادمان گفتی خداحافظ تو را
گفتمت این لحظه جان کندن است
رفتی اما بی تو تنها نیستم
آفرین بر غم که هر دم با من است
|
ترس از 20 ساله شدن 2 مهر 86 - 10:21 |
دوستای گلم سلام
من دارم میشم 20 ساله
می ترسم
خیلی می ترسم
|
دخترا... 21 شهریور 86 - 07:58 |
دخترا سیب گلابند .مثل برفند . مثل آبندبرف جاده گل و خاکه آب چشمه اما پاکهدخترا شاخ نباتند چشمه آب حیاتنداجر حافظ که میگن شمس حقه . شاخه نباتهچشمه آب حیات تو کوچه نیست.تو ظلماتهظلمات طرح یه پرده استمثل پرچین . مثل نرده ستآب که بی پرده میشه.دریای شورهآب روشن توی چشمه است. توی یه تنگ بلورهیه روزی یکی میاد که مرکبش اسب سپیدهرو لباس سرخی شرمه . تو چشاش برق امیدهزین اسبش نقره کوبهچکمه هاش رنگ غروبهساده سبک عنونه.سر گرونهعاشق دختر شاه پریونهعاشق دختر شاه پریون که توی سیبهمثل دریا بی قراره.مثل صحرا بی نصیبهجماعت یه دل دارم.قصر طلا خونه شهرشصد تا باغ توی ده مهرو وفا . نیمه مهرشجماعت یه سیب می خوام .جهیزیه اش زلف کمندشمکنتس دامن پاکش.ثروتش بخت بلندشسیب گندیده نمی خوام .ده نمی خوام .صد نمی خوامجماعت یکدونه می خوام . اما سیب بد نمی خوام
|
خدا را هم یادمان رفت 7 شهریور 86 - 10:03 |
سرمشق های آب بابا یادمان رفت
رسم نوشتن با قلمها یادمان رفت
گل کردن لبخند های همکلاسی
در یک نگاه ساده حتی یادمان رفت
ترس از معلم ٬ حل تمرین ٬پای تخته
آن روزها ی بی کلک را یادمان رفت
راه فرار از مشقهای زنگ اول
ای وای ننوشتم آقا یادمان رفت
آن روزها را آنقدر شوخی گرفتیم
جدیت تصمیم كبری یاد مان رفت
شعرخدای مهربان را حفظ کردیم
یادش بخیر اما خدا را یاد مان رفت
در گوشمان خواندند رسم آدمیت
آن حرفهارا زود اما یادمان رفت
فردا چه کاره می شوی٬موضوع انشاء
ساده نوشتیم آنقدر تا یادمان رفت
دیروز تکلیف آب بابا بود و خط خورد
تکلیف فردا نان و بابا یادمان هست
|
دخترک 17 مرداد 86 - 11:35 |
به هیچ کس اعتماد نکن دخترک |









