خدا 11 بهمن 86 - 19:47 |
خدا نامیست آشنا كه بر آنچه دوستش داریم می نهیم نامی فراتر از
آنچه بتوانیم توصیفی برایش گوییم بارها وقتی كسی نیست
تقصیرها را به گردن بگیرد اونا نگاه مهربانش می گوید من هستم و چه
بی رحمانه همه چیز را به گردنش می اندازیم و باز هم دوستمان دارد .
نه خسته می شود نه می گریزد از گریه های بی پایان فرزندانش . هر
شب فرزندانش با لالایی باد در گهواره ی زمین می خواباند و هر سپیده
دم آن ها را با نوازش عاشقانه ی صدایی بر فراز گلدسته های آبی رنگ
بیدار می كند . آری این آسمان بی دریغ ، این جلوه گاه عشق ، این
مادر مهربان و این پدر دلسوز خدای من است . خدایی كه وقتی می
خوانمش هیچ گاه مرا بی پاسخ نمی راند ، حتی وقتی با او قهر می كنم
باز هم مرا از هدیه هایش محروم نمی كند خدایی كه با همه قدرتش
مرا در آغوش می گیرد و لالایی عشق را در گوش من زمزمه می كند ، دستانم را می گیرد و برایم می گوید از مردمانی كه نمی دانند خداوند
هم خیلی تنهاست و شاید این علت آن است كه با فرزندان ناسپاس
قهر نمی كند …!!! |
بی تو 5 آبان 86 - 19:41 |
بی تو این روزهای روشن واسه من تاریک و تاره |
دوست دارم 24 خرداد 86 - 08:02 |
یک شب نشد بهت بگم که من چقدر دوست دارم***** نشد یه روز بهت بگم که من فقط تو را دارم***** روزا با تو بیدار میشم***** شبا با تو به خواب میرم***** یه شب نشد نفهمیدی که بی تو دنیا ندارم***** تو همه دنیای منی***** امروزو فردای منی***** یه شب نشد بدونی که من بی تو فردا ندارم***** |
برای او 22 خرداد 86 - 08:35 |
اگه من شاخه ی خشکم نفس سبزی برگی اگه من شیشه ی ماتم تو تلنگر تگرگی اگه من حسرت خاکم دعوت شر شر آبی اگه من خسته ز رفتن تو برام بال شتابی اگه نوحم تویی عمرم اگه صبرم تویی ایوب تو صدایی من سکوتم تو طلوعی من شب آلود عشق تو یک سرنوشته بوی تو بوی بهشته خدا اسمت رو تو قلبم با دوستت دارم نوشته تو دلیل لحظه هایی مقصد نوشته ها یی ای تنت شعر نوازش تو پر فرشته هایی |







