یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه ی لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
گفت یارب از چه خوارم کرده ای؟
بر صلیب عشق دارم کرده ای؟
خسته ام زین عشق دل خونم مکن
من که مجنونم، تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو... من نیستم!
گفت ای دیوانه لیلایت منم
در رگت پنهان و پیدایت منم
سالها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی...
دل خوش از آنیم که حج میرویم
غافل از آنیم که کج میرویم
کعبه به دیدار خدا میرویم
او که همینجاست کجا میرویم
حج بخدا جز به دل پاک نیست
شستن غم از دل غمناک نیست
دین که به تسبیح و سر وریش نیست
هرکه علی گفت که درویش نیست
صبح به صبح در پی مکر و فریب
شب همه شب گریه و امن یجیب



شبی شیرین بزد فریاد، که ای شیرین ترین فرهاد
و ای خسرو ترین شمشاد صدای تیشه ات آباد
منم لیلای دلبندت که دل خون است و پا در بند
تویی عاشق ترین مجنون ولی در بیستون آزاد
ببندم دیده بر خسرو ، که شاید رو کشم برتو
تو شیرین می کنی سنگی چوعکسی بردلت افتاد
چو می کوبی تو با تیشه ز غصه کوه را هر شب
به بانگ تیشه ات گویند که بر شیرین نفرین باد
خدا یا کوه کن فرهاد شب و روزم نثارش باد
به جانم می زند تیشه شدم با بیستون همزاد
چه تلخ است بخت شیرینم که فرهاد است آئینم
ولی خسرو به بالینم و خونین دل از این بیداد
خوشا بر حال فرهادی که با یک کوه می جنگد
بدا برحال شیرینی که آزادیش رفت از یاد
مرا کندی به کوهستان به عشقی پاک با دستان
بجانم کندمت آنسان که مانی جاودان در یاد
به رازی گویمت اینرا تو کوه کندی و من دلرا
تو عکس من ، من از دنیا ، تو با تیشه، من از بنیاد
.
کاش می شد خویشتن رابشکنیم
یک شب این تندیس تن را بشکنیم
بشکنیم این شیشه صد رنگ را
این تغافل خانه نیرنگ را
آسمان دوستی آبی تر است
شب در این آیینه مهتابی تر است
من نمیگویم کسی بی درد نیست
هرکسی دردی ندارد مرد نیست
لیک میگویم که فصل سوختن
آب را هم می توان آموختن
خنده هارا می توان تقسیم کرد
گریه ها را می توان ترمیم کرد
کزخطر میبارد از این فصل سرد
دوستی راباید اول بیمه کرد
عشق با لبخند مردم زنده است
زندگی هم با تبسم زنده است

روی دیدار توام نیست،وضو از چه كنم
دگر این جامه صد وصله ،رفو از چه كنم
قید بی همتی همه جا همره من می آید
با چنین نامه سیاهی،به تو رو از چه كنم؟
من كه مجنون نشدم،دشت به دشت ازچه روم؟
نام لیلا چه برم،كوی به كوی ازچه كنم؟
خود فریبی به چه حد؟ خسته شدم زین همه رنگ
من كه درویش نی ام این همه هو از چه كنم؟
من كه بنم گذر عمر در این اشك روان
هوس سایه ی بید و لب جو از چه كنم؟
روی به هر سو كنم نقش تو آید به نظر
روی گفتار به یك قبله، بگو از چه كنم ؟
معینی كرمانشاهی
خیال خام پلنگ من به سوی ماه
جهیدن بود
و ماه را ز بلندایش به روی خاک کشیدن بود
پلنگ من - دل مغرورم - پرید و پنجه به خالی زد
که عشق - ماه بلند من - ورای دست رسیدن بود
گل شکفته ! خداحافظ اگر چه لحظه دیدارت
شروع وسوسه ای در من به نام دیدن و چیدن بود
من و تو آن دو خطیم آری موازیان به ناچاری
که هر دو باورمان ز آغاز به یکدیگر نرسیدن
بود
اگر چه هیچ گل مرده دوباره زنده نشد اما
بهار در گل شیپوری مدام گرم دمیدن بود
شراب خواستم و عمرم شرنگ ریخت به کام من
فریبکار دغل پیشه بهانه اش نشنیدن بود
چه سرنوشت غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس می بافت ولی فکر پریدن بود.


Hello MR barrack hussein obama
what news? How is your DOG of 2khtaret?
I am Dr hussein elahi ghoonche ei !
I am a filsoof and very dana and reifgh of molana.
I am like moshk khoob and khosh boo I tarif az khodam because molana says
moshk it is ke khod bebuyad not that attar begooyad.
Do you know attar ? attar is shaer of shahname ferdosi, shahname have tashkiled from 2 part. Part 1- golestan part 2- boostan.
righti you are very shabihe my javoonis! I think you are my sister zade because sister zade go to daeish !
Etefaghan your name is irooni because barak is mokhafafe of barikala and hussein is our IMAMe 3vom, and “obama” niz means He is with Us. Manzoor az “He” is GOD, God is very good and mehraban, molana have a sher for god that says “ala ya ayoha saghi ader kasan va navel ha ke love easy nemood at first vali falling problem ha!”
Did you ashegh ta hala? ensan with love arrive to kamal and tamam!!
Heif that you have wife and bache vagar not, I have soragh a nice and lovely 2khtar bandari, like you ! siahe ghashang. Her name is tala like talaye siah, like naft!
I think you may be love her!
one day we went to ye majles that evry body said from their problems, I said you should put the picture of your wife in your kif! evry problems hal mishe. Because when you see your wife you remmember the biggest problem in your life and bikhial the problems between iran VS emrika! So don’t be negaran the problem in this 30 years, just come here and love tala and take her for wife and life! Then evry problem between us change to happiness.
With this hal, I want to thankQ 4(read for) tabriking of eid. And say to you inghad don’t play with your BLACK BERRY gooshi, If you rast migi in your free time read the “masnavi manavi” of molana !
Ok, I am in ajab (!), asan why did you tabrik eid of nooroooz to iranian ? and how did you speak pershen : EDETOON MOBARAK ? mage you sheitane bozorg( amrikaei ) nisti ? so why and how did you speak pershen? shayad you are iraani kalak! Areee ? sia bala ! age farsi balad boodi chera az aval nagofti! Sheyt0o0o0on balaaa! bye bye
..
منبع : www.caactoos.com
.
شیرین لبی، شیرین تبار، مست و می آلود و خمار
مه پاره ای بی بندو بار با عشق های بیشمار
هم كرده یاران را ملول هم برده از دلها قرار
مجموع مه رویان كنار ، تو یار بی همتا كنار
زلفت چو افشان می كنی ما را پریشان می كنی
آخر من از گیسوی تو خود را بیاویزم به دار

جاتون خالی ، امسال سیزده بدر ، با فک و فامیلا زدیم به کوه و جنگل .
از خونه که راه افتادیم ، یکدونه از این سبزه ها گذاشتیم روی سقف ماشین ولی توی راه از بس که سرعتمون زیاد بود ، باد زد و سبزه هه افتاد روی شیشه ماشین پشت سریمون . اون بیچاره هم هول شد و جلوش رو ندید و از جاده منحرف شد . تفلکیا ماشینشون ده تا غلط زد و آخر سرم منفجر شد و همشون تیکه تیکه شدن !
به طبیعت که رسیدیم ، بابام بهم گفت : آهای بچه ، برو یکدونه سنگ بیار بزار زیر چرخ ماشین که حرکت نکنه . منم دیدم جلوی پام یکدونه آجر افتاده ، حالا نگو اون آجر رو راننده تریلی گذاشته بود زیر چرخای ماشینش که راه نیفته .
چشمتون روز بد نبینه ، همینکه ورش داشتم ، یهو تریلی که اونجا پارک بود حرکت کرد و از روی هشت تا خانواده ای که جلوتر نشسته بودن و داشتن ناهار می خوردن رد شد و همشون له شدن و همونجور دل و روده بود که روی زمین پخش و پلا شد !
بعد از اینکه چند تا درخت رو شکستیم و با چوباشون یک آتیشی بپا کردیم و ناهارمون رو روش پختیم ، مامانم بهم گفت که برو روی آتیش آب بریز تا خاموش شه ، منم چون اون آب رو واسه توی آفتابه لازم داشتم ! آتیش رو با پوف خاموش کردم . فکر کنم واسه همون خاطر بود که شب توی اخبار گفت بدلیل بی احتیاطی یک شهروند ، جنگل آتیش گرفته و دوازده نفر زنده زنده توی آتیش جزغاله شدن !
تازه توی راه برگشتنم از بس که همه مون توی طبیعت جفتک انداخته بودیم و خسته شده بودیم ، توی ماشین خوابمون برد و وقتی از خواب پریدیم که دیدیم بابامم پشت فرمون خوابش برده بوده و توی جاده از روی دوتا بچه طخس رد شده و اوناهم عین آدامس چسپیدن به کف آسفالت !
من نمی دونم که چرا دولت توی طرح ارتقای سطح امنیت اجتماعیش ، جلوی این سیزده بدر رو نمی گیره ؟! خوب این که خیلی خطرناکتر و مرگ آورتر از چکمه بلند و روسری کوتاه و مانتوی تنگه !!!