مشاهده لیست پیام کوتاه برای دوستان مقدور می باشد.
خداحافظ کلوب! انتشار مستند راز قتل ندا با کدامیک از قوانینتان مقایرت داشت که حذفش کردید؟ http://ansarolmahdi.com/video/neda.wmv
__
20 دی 88 - 10:16
http://ansarolmahdi.ag.googlepages.com/besm.gif

وَمِنَ النَّاسِ مَن یَقُولُ ءَامَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْیَوِمِ الاَْخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِینَ‏

وگروهى از مردم كسانى هستند كه مى‏گویند: به خدا و روز قیامت ایمان آورده‏ایم، در حالى كه مؤمن نیستند.

یُخَدِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِینَ ءَامَنُواْ وَمَا یَخْدَعُونَ إِلّا أَنْفُسَهُمْ وَ مَا یَشْعُرُونَ‏

(منافقان به پندار خود) با خداوند و مؤمنان نیرنگ مى‏كنند در حالى كه جز خودشان را فریب نمى‏دهند، امّا نمى‏فهمند!

فِى قُلُوبِهِمْ مَّرَضٌ فَزَادَهُمْ اللَّهُ مَرَضاً وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ بِمَا كَانُواْ یَكْذِبُونَ‏

در دلهاى منافقان، بیمارى است پس خداوند بیمارى آنان را بیافزاید. و براى ایشان عذابى دردناك است، به سزاى آنكه دروغ مى‏گویند.

وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُواْ فِى الْأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ‏

هرگاه به آنان (منافقان) گفته شود در زمین فساد نكنید، مى‏گویند: همانا ما اصلاحگریم.

أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمِفْسِدُونَ وَلَكِن لَّا یَشْعُرُونَ‏

آگاه باشید! همانا آنان خود اهل فسادند، ولى نمى‏فهمند.

وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ ءَامِنُواْ كَمَآ ءَامَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ كَمَآ ءَامَنَ السُّفَهَآءُ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهآءُ وَلَكِن لَّا یَعْلَمُونَ‏

وچون به آنان گفته شود، شما نیز همانگونه كه (سایر) مردم ایمان آورده‏اند ایمان آورید، (آنها با تكبّر وغرور) گویند: آیا ما نیز همانند ساده‏اندیشان و سبك مغزان، ایمان بیاوریم؟! آگاه باشید! آنان خود بى‏خردند، ولى نمى‏دانند.

وَإِذَا لَقُواْ الَّذِینَ ءَامَنُواْ قَالُواْ ءَامَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَى‏ شَیَطِینِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِءُونَ‏

وچون با اهل ایمان ملاقات كنند گویند: ما (نیز همانند شما) ایمان آورده‏ایم. ولى هرگاه با (هم‏فكران) شیطان صفت خود خلوت كنند، مى‏گویند: ما با شما هستیم، ما فقط (اهل ایمان را) مسخره مى‏كنیم.

اللَّهُ یَسْتَهْزِى‏ءُ بِهِمْ وَیَمُدُّهُمْ فِى طُغْینِهِمْ یَعْمَهُونَ‏

خداوند آنان را به استهزا مى‏گیرد و آنان را در طغیانشان مهلت مى‏دهد تا سرگردان شوند.

أُوْلَئِكَ الَّذِینَ اشْتَرَوُاْ الضَّلَلَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَت تِّجرَتُهُمْ وَ مَا كَانُواْ مُهْتَدِینَ‏

آنان كسانى هستند كه به بهاى (از دست‏دادن) هدایت، خریدار ضلالت و گمراهى شدند. امّا این داد وستد، سودشان نبخشید و در شمارِ هدایت یافتگان در نیامدند. (ویا به اهداف خود راهى نیافتند.)

مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِى اسْتَوْقَدَ نَاراً فَلَمَّآ أَضَآءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِى ظُلُمَتٍ لَّا یُبْصِرُونَ‏

مَثل آنان (منافقان)، مَثل آن كسى است كه آتشى افروخته، پس چون آتش اطراف خود را روشن ساخت، خداوند روشنایى و نورشان را ببرد و آنان را در تاریكى‏هایى كه (هیچ) نمى‏بینند، رهایشان كند.

صُمٌّ بُكْمٌ عُمْىٌ فَهُمْ لَا یَرْجِعُونَ‏

آنان (از شنیدن حقّ) كر و(از گفتن حقّ) گنگ و(از دیدن حقّ) كورند، پس ایشان (بسوى حقّ) باز نمى‏گردند.

أَوْ كَصَیّبٍ مِّنَ السَّمَآءِ فِیهِ ظُلُمَتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ یَجْعَلُونَ أَصَبِعَهُمْ فِى ءَاذَانِهِم مِّنَ الصَّو عِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَ اللَّهُ مُحِیطٌ بِالْكَفِرِینَ‏

یا چون (گرفتاران در) بارانى تند از آسمانند كه در آن، تاریكى‏ها و رعد وبرقى است كه از ترس صاعقه‏ها وبیم مرگ، انگشتان خود را در گوشهایشان قرار مى‏دهند. و(لى) خداوند بر كافران احاطه دارد.

یَكَادُ الْبَرْقُ یَخْطَفُ أَبْصَرَهُمْ كُلَّمَآ أَضَآءَ لَهُم مَّشَوْاْ فِیهِ وَإِذَآ أَظْلَمَ عَلَیْهِمْ قَامُواْ وَلَوْ شَآءَ اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَرِهِمْ إِنَّ اللَّهَ عَلَى‏ كُلِّ شَى‏ءٍ قَدِیرٌ

نزدیك است كه برق، نور چشمانشان را برباید. هرگاه كه (برق آسمان در آن صحراى تاریك وبارانى) براى آنان بدرخشد، در آن حركت كنند، ولى همین كه تاریكى، ایشان را فرا گرفت بایستند. واگر خداوند بخواهد، شنوایى و بینایى آنان را (از بین) مى‏برد، همانا خداوند بر هر چیزى تواناست.

بقره (20-8)


  • ارسال نظر (6)
7 آبان 88 - 09:50

http://ansarolmahdi.ag.googlepages.com/PRISON-BREAK.jpg


چکیده این سریال را می توان در جمله ای خلاصه کرد که همواره صهیونیسم برای توجیه رفتارهای ناهنجار و غیر انسانی خود از آن بهره می برد ...

« هدف وسیله را توجیه می کند »

دقیقاً نقطه مقابل این جمله امام خمینی که می فرماید:

« ما مکلف به وظیفه ایم ، نه مکلف به نتیجه »



  • ارسال نظر (4)
10 مهر 88 - 10:19

بقول رفقای حبس كشیده: "همه چیز با یه سیگار شروع شد!" داستان من و سریال لاست هم، همش تقصیر حسام بود كه روز اول گفت اصطلاحات این سریال، خیلی اكتیو هستن. سریال لاست پربیننده­ ترین سریال قرن اخیر است كه 18 نویسنده بر روی داستان پیچیده و جذاب آن كار كرده ­اند. و تنها نه من به خال لبش مبتلا شدم، كافیست یك جستجو بین وبلاگها كنید تا بفهمید كه به هر كه بنگری به همین درد مبتلاست!

a32927a577.jpgمن معمولا سعی می­كنم از فیلمها لذت ببرم و بدون پیش­ داوری سراغ آنها می­روم ولی اولین قسمت این سریال برای من عجیب بود. شمشیر برهنه این سریال، نامها و اسامی آن بود كه ذهنیت من را خدشه­ دار كرد. در این سریال، خدای لیبرالیسم و تجربه­ گرایی یعنی «جان لاك» در قالب نقشی با همین نام به عرصه آمده است و جالب­تر اینكه در فصل چهارم متوجه می­شویم جان لاك نام خود را به «جِرمی بنتام» تغییر داده است یعنی نام فیلسوفی كه منفعت اقتصادی را اصل می­داند. تفاوت او با جان لاك در این است كه جان لاك مالكیت خصوصی را بعلت اعتقاد به لیبرالیسم ولی بنتام بخاطر اصالت منفعت مطرح می­كند. جالبتر اینكه در این دوره او دیگر به رهبری رسیده است. نام دزموند(دیوید) هیوم فیلسوف پوچ­گرای اسكاتلندی كه اتفاقا در این فیلم با همین نام و ملیت است توجه مرا بیشتر به خود جلب كرد. «دنیل راسو» نیز زنی مردم­ گریز و تنها در جنگل است كه نامش یادآور فیلسوف جامعه­ گریز «ژان­ژاك روسو» است. «میخائیل باكونین» فیلسوف آنارشیست شوروی هم در این فیلم نقشی دارد. نكته اینجاست كه عقاید همه این فیلسوفان اومانیست غربی در این سریال، در ظرف زمان و مكان خود كاملا بحق توجیه می­شوند.

اسامی غیر مشهور هم جهتدار هستند. مثلا نام «شپرد» رهبر نجات­یافتگان، بمعنی «چوپان» است و از اسامی حضرت مسیح بوده كه مسیحیان گاهی شپرد را بجای كلمه مسیح و یا خدا بكار می­برند. صاحبان جزیره­ ی مرموز، اغلب اسامی یهودی دارند و كسانی كه بعلت سقوط هواپیما، اتفاقی روی این جزیره فرود آمده­ا ند اغلب مسیحی هستند بجز یك نفر مسلمان و دو نفر چشم بادامی. فرد مسلمان یك شكنجه­ گر عراقی بنام سعید جراح است (جراح یعنی خونریز) و متولد شهر تكریت (محل تولد صدام) است! اسامی حواریون در بین مسیحیان، ریچال (راحیل مادر یوسف و بنیامین)، سیمون (شمعون)، آرن(هارون)، بن(بنیامین) و ژاكوب (یعقوب، پدر بنی­اسراییل) به عنوان رییس اصلی و پشت پرده صاحبان جزیره عجیبتر از همه بود.

وقتی دیدم others با نامهای یهودی كه اتفاقا گروهی برگزیده هستند، خطاب به مسافران سرگردان سقوط كرده در این جزیره گفتند: "این جزیره­ ی ماست نه جزیره شما، شما اینجا هستید چون ما اجازه دادیم." دیگر نتوانستم خودم را به خوش­بینی بزنم! این ساكنان در قسمتهای اول بسیار وحشی و خونریز دیده می­شدند ولی به مرور بیننده به این نتیجه می­رسد كه اتفاقا آنها بسیار انسانهای متمدن، باهوش و نهایتا انسانهای مظلومی هستند كه برای نجات خودشان و بشریت در حال تلاش هستند. بعد از قتل عام عمومی ساكنان جزیره در سالهای گذشته، بار دیگر اخیرا مورد هجوم قرار می­گیرند كه مجبور به مهاجرت و جابجایی می­شوند. صحنه­ های كوچ این ساكنان اصلی در جزیره خودشان بسیار رقت ­انگیز است و اجبارا به تنها نقطه امن جزیره یعنی معبد (temple) كوچ می­كنند. غول ناشناخته­ ای هم وجود دارد که بدون علت انسانها را می­رباید و می­کشد ولی بعد معلوم می­شود که فقط یک سیستم امنیتی سالم برای حفظ معبد است. درمورد مکان جزیره هم آنها مطمئن نیستند که جزیره مطلوب آنها همانجا باشد بلکه فقط پیش­بینی کرده ­اند که در آینده این نقطه میتواند باشد و اینگونه به آن نقطه رسیده­ اند و جالبتر اینکه همه باید به آن جزیره برگردند چون قرار است جنگ بزرگی بین خیر و شر در آن جزیره رخ دهد و ... نکاتی از این قبیل مثل اصالت مادر، تولد و خون كه از اركان عقاید یهود است در این فیلم با ظرافت زیادی مورد توجه قرار گرفته است كه با بنیامین: برگزیده بودن با مظلومیت و مصیبت همراه است.بررسی تك تك صحنه­ ها و دیالوگ ها می­توان یك كتاب نوشت.

مدیریت اجباری جك شپرد بر جامعه نجات­یافتگان و رقابت او با جان لاك هم پر از نكات تاریخی است كه در این مختصر نمی­گنجد. جدال بنیامین و جان لاك برای هدایت جامعه یهودیان هم بی­ حساب نیست. تكیه كلام بنیامین این است كه من همیشه و در همه حال برنامه­ ای دارم. اوایل مخاطب می­بیند كه بنیامین، رهبر ساكنان اصلی جزیره، خیلی دروغ می­گوید ولی بعد به این نتیجه می­رسد كه این دروغ­ها فقط برای حفظ جان ساكنان جزیره و یا كل جهان بوده است. «برگزیده بودنِ» آنها توسط یعقوب هم خیلی تاكید می­شود.

كسانی كه هنوز هم یهودی بودن این سریال را باور ندارند كافی است lost را در گوگل­كتاپ جستجو كنند تا بیابند كه طی چند دهه اخیر چقدر كتاب منتشر شده كه نام لاست در تیتر آنها وجود دارد. البته اغلب این كتابها در مورد سریال لاست نیست بلكه در مورد اقوام ناپدید شده یهود و یا بهشت گم­شده آنهاست!


جمله­ ی مشهوری در امریكاست كه می­گویند: "همه سینما می­روند كه با عقاید آن فیلم آشنا شوند ولی یهودیان سینما می­روند تا عقاید خودشان را مرور كنند." موج عجیب سریال لاست در دنیا بقدری است كه هزاران سایت و وبلاگ و فروم درباره رموز این سریال وجود دارد. كدهای این سریال در تطیهر چهره صهیونیسم بقدری حرفه­ای و فراوان است كه انسان دوست دارد روزی 100 بار نویسنده و كارگردانانِ خودمان را به خاطر کارنابلدیشان لعنت كند!

دوستم حسام كه كارشناس ارشد ادیان است ترغیبم می­كرد كه با هم كتابی در خصوص رمزگشایی­ های این سریال بنویسیم. اما به نظر من تا وقتی كه نتیجه­ ی سرمایه­گذاری و كادرسازی در وزارت فرهنگ ما، امثال مخملباف و بهمن قبادی است اینگونه كارها هیچ فایده­ ای ندارد.


منبع: نسل خمینی


10 مهر 88 - 10:17


جومونگ که گویا ماشیح (منجی قوم یهود) و قومش همان فرزندان برتر خداوند هستند ارتباطی تنگاتنگ با تورات و تلمود دارد  آنگونه که همواره مورد عنایت الهی است و حتی همچون پیامبران بنی اسرائیل(طالوت و داوود) خداوند به او روش بافت و ساخت زره را آموخته وسربازانش را با تعدادی کم بر دشمنان بسیار خود از امپراطوری چینی ها یا "هان"  پیروز می گرداند.



چندی پیش به مقاله ای با عنوان" جومونگ و نجات‌بخشی بنی‌اسرائیل" در سایت موعود نوشته استاد ارجمندم جناب شفیعی سروستانی برخوردم.

تحلیل ایشان خصوصا این مطلب که" شاید این یادداشت ذهن بسیاری از جوانان علاقمند را برای کشف دقایق این مجموعه و کشف سایر مشابهت ها یاری دهد" بنده را بر آن داشت تا تحلیلی ترمینولوژیکال، تاریخی و تطابقی  بر این افسانه کره ای بنویسم.

شاید تاسف بار به نظر برسد که برنامه های پر محتوایی همچون "این شبها" دررسانه ملی هیچ تکراری نداشته باشند و بعضا ساعاتی از پخش تلویزیونی را به خود اختصاص دهند که همزمان در شبکه ای دیگر برنامه پربیننده ای مانند سریال رستگاران در حال پخش است و در عوض سریال جومونگ دو بار تکرار شود.

بررسی تحرکات یهود در زمینه فرهنگ سازی و قلب واقعیات از طریق رسانه ، نه در این مجال که خود فرصتی بسیار  می طلبد ،اما مقدمتا  پیش از پرداختن به افسانه جومونگ به عنوان نمونه و جهت آشنایی با رویه کاری آنها ذکر چند  مورد را مفید می دانم.

عبارت "موش کثیف" که سالها در اروپا خطاب به یهودیان گفته  می شد  ، نه با مقابله به مثل یهود ، بلکه در یک جریان فرهنگی- رسانه ای طی چند سال عملا از بین رفت.

 برای نمونه اکثر ما انیمیشن "میکی ماوس" که باز گو کننده ماجرا های موشی زیرک در مقابله با توطئه های دشمنانش بود را دیده ایم .بخش اول عبارت   mici mouse  که به معنای "میکی موشه" است یعنی  mici در ذهن واژه mike مخفف میکائیل که از اسامی عبرانی است را متبادر می سازد و از سویی دیگر واژه mice به معنی صورت جمع کلمه mouse،یعنی موش ها است،و در کل در دل نام این انیمیشن ارتباطی چند گانه بین موش و یهود نهفته است.

 این موش زیرک و دوست داشتنی آن چنان در دل های بینندگان نفوذ می کند که دیگر ترکیب موش کثیف ترکیبی نا خوشایند و نا چسب به نظر می آید.

در موردی دیگر که بی شک شاهکار تاریخ انیمیشن سازی جهان است یعنی "تام و جری "، پیروز بلا منازع همیشه داستان "جری " یا کاراکتر موش است . تا جایی که  بیننده آرزو می کند کاراکتر گربه یا "تام"  نیز هر از چندگاهی پیروز شود ولی گویا قرار است این یک سرنوشت محتوم و لم یتغیر تاریخ باشد که همیشه موش پیروز خواهد بود ، موشی که در خود بار معنایی یهودی را نهفته دارد.

به هر حال کودکانی که طی دو یا سه دهه پیش این انیمیشن ها را نگاه می کردند اکنون بزرگ سالانی هستند که  دیگر برایشان  عبارت موش کثیف به معنای" یهودی" مفهومی ندارد و در اروپای antisemitist  (ضد یهود) موش کثیف ترکیبی نامأنوس بوده و موش به عنوان موجودی دوست داشتنی ، زیرک و مهربان بار معنایی جدیدی یافته است اما نكته جالب این ماجرا  متولیان  محترم فرهنگی  کشور ما هستند که  اکنون اقدام به جلوگیری از پخش گسترده این انیمیشن ها کرده اند که  به نظر حقیر ، نوش دارویی پس از پوسیدن کفن نوادگان سهراب است.

نمی دانم شاید بیست سال آینده هم  نگه داشتن سی دی های افسانه جومونگ جرم محسوب شود.
جومونگی که همچون موسی(ع) در خانه فرعون(امپراطور) رشد و نمو می کند ، بر علیه وی می شورَد و در نهایت مردم آواره را با گذراندن از رودخانه ای پهناور (گذر موسی از رود نیل)به سرزمین خالی از سکنه ! پدرانشان یعنی چوسان قدیم (ارض موعود ) وارد می کند.

چو سان در ذهن ، عبارت(جوسان)  "jew sun"یعنی خورشید یهود را متبادر می سازد و ماجرا آنجا شگفت آور می شود که خورشید در تورات نماد ارض موعود یا سرزمین مادری باشد.

چوسان که ارض موعود شد ،  منجی این قوم – جومونگ- نیز راهبی یهودی می شود.=jew Monk) راهب یهودی ( و پایه های ابتدایی  امپراطوری  خود را در "جولبن" (جو + لبن )می گذارد . در اکثر واژه های کلیدی این افسانه کره ای "جو" و یا چیزی شبیه آن ، که  دقیقا با همین تلفظ در زبان لاتین یهودی معنی می دهد، استفاده شده است.

شایان ذکر است لازم نیست دقیقا إملاء این لغات صحیح باشد چراکه در عمل هم ممکن نیست، بلکه نویسندگان این افسانه کوشیده اند از اسامی و یا کلماتی بهره ببرند که حداکثر ممکن با اسامی و مفاهیم یهود شباهت داشته و تلفظ مشابه آنها ـ نه الزاما املاءـ اهداف صهیونیستی عناصر پشت پرده این مجموعه را در ذهن بینندگان نهادینه کند.

جالب اینکه  بیشتر این عبارات اسامی خاص هستند تا در صورت ترجمه و دوبله به زبانهای دیگر تغییری نیابند. 
البته آنچه ذکر شد سوای موارد متعدد نمادگرایی تصویری- صهیونیستی این سریال است.


آن جا که اولین بار با نقشه چوسان قدیم که بر روی پوست ترسیم شده  مواجه می شوید فقط کافی است نقشه فرضی أرض موعود صهیونیست ها(نیل تا فرات) را قبلا دیده باشید تا از این شباهت بی اندازه به شگفت آیید . در پس زمینه سکانس های مختلف این سریال ستاره شش گوش و یا تصاویر متعدد پرچم هایی با نقش خورشید که نماد ارض موعود صهیونیست ها است  مواجه می شوید.

از این ها که بگذریم نقش "کابالا "یا عرفان و سنت شفاهی  یهود و پیشگویی هایشان در این سریال غوغا می کند، گویا قرار نیست هیچ تصمیمی بدون اذن پیشگوهای زن این سریال گرفته شود . لابد آن ها هم حداقل یک "نوستراداموس" یا "ربی یهودا "،"أری مقدس"،" ربی شمعون "و دیگر کابالیستی یهودی  لازم دارند تا برای شان واقعه یازده سپتامبر، آرماگدون و... را پیشگویی کند و از آینده روشن قوم شان بگوید.

 آری تاکید بسیار بر مسئله پیشگویی ،پرده از نیتی شوم وشیطانی بر می دارد که آن چیزی جز نام گذاری دهه دوم قرن بیست و یکم به نام دهه کابالا  نیست . آنچه در این سریال و دیگر فعالیت های فرهنگی – رسانه ای  یهود به آن پرداخته می شود آماده سازی ذهن مردم جهان برای پیاده شدن مفاهیم دلخواه شان است. همان گونه که فیلم ها ، سریال ها و آوازه خوانی های سبک متال و... دهه نود، جهان را برای ورود به عصر ترانس مدرنیسم که همان Satanism و یا شیطان پرستی بود آماده کرد.

جومونگ که گویا ماشیح (منجی قوم یهود) و قومش همان فرزندان برتر خداوند هستند ارتباطی تنگاتنگ با تورات و تلمود دارد  آنگونه که همواره مورد عنایت الهی است و حتی همچون پیامبران بنی اسرائیل(طالوت و داوود) خداوند به او روش بافت و ساخت زره را آموخته وسربازانش را با تعدادی کم بر دشمنان بسیار خود از امپراطوری چینی ها یا "هان"  پیروز می گرداند.

نقش زنان در این سریال اعم از کارکتر های مثبت و منفی  انسان را به یاد پیامبران زن سبعه- هفت گانه- یهود و یا حد اقل دیگرانی چون ریوقا ، ساره ، یائل و... می اندازد.

شخصیت  بانو "سوسانو" بسیار شبیه به" دبورا" نبیه یهودی است که بنا بر  فصل های 4 و 5 کتاب شوفطیم از مجموعه عهد عتیق  بر سربازان سیسرا پیروز می گردد .و یا اقدامات تجاری وی "گراسیا ناسی"ز ن تاجر معروف یهودی و عامل اصلی نفوذ یهودیان در دربار عثمانی را در خاطر زنده می کند.

بانو سویا (همسر جومونگ) نیز که ابتدا  به اسارت می رود ولی  پس از باز گشت به خاطر اهداف عالیه قوم همسرش از معرفی مجدد خود سرباز می زند شما را با داستان هدسه که بنا بر فیلم صهیونیستی "یک شب با پادشاه " به زور از خانه عمویش مردخای ربوده شد و به همسری خشایار شاه در آمد همراه می کند.

 در بررسی شخصیت های زن این سریال از هدسه که با نفوذ در دربار ایران مقدمات قتل 77000 ایرانی را فراهم کرد  بگذریم  (شرح آن  در دفتر استر از مجموعه عهد عتیق  آمده است)  به یاد "رکسلانه" یا "خرم سلطان"  یهودی می افتیم که با نفوذ در دربار سلیمان، پادشاه عثمانی  به همسری وی در آمد و با قتل ولیعهد "مصطفی " بالاخره منجر به پادشاهی سلطان  سلیم دوم و شعله ور شدن آتش فتنه جنگ های ایران و عثمانی شد.

در دیالوگ های این سریال فراوان عبارات آوارگی ،اسارت ،سرزمین مادری  و تاریخی ،  کوچ و غیره و غیره به چشم می خورد که همگی یا د آور فراز هایی از تورات است.

جومونگ برای دفاع از خود حق دارد از سلاح های نا متعارف زمان خودش مانند شمشیر فولادی و بمب های آتش زا و... بر علیه دشمنانش استفاده کند تا جایی که بیننده این برتری تسلیحاتی را نوعی حق مسلم وی می داند که حاصل هوشمندی و تخصص کارگزاران  اوست  همان گونه که باید صدها کلاهک اتمی اسرائیل را به رسمیت بشناسد.



دشمن اصلی جومونگ امپراطوری چینی ها  یا همان "هان" است که سربازانش با پری که بر روی کلاه خُودهای شان دارند بی شباهت به جنگ آوران مسلمان نیستند. خوب منطقی هم به نظر می رسد باید در مقابل نفوذ روز افزون اقتصادی چینی های کمونیست در مقابل ایالات متحده که 80 در صد ثروتش در اختیار جمعیت حد اکثر 6 در صدی یهودیان است ایستاد . یکی از این راه ها قدرت گرفتن کره به عنوان متحدامریکا و اسرائیل درحیاط خلوت چین است.

 توجه بیش از حد این سریال به مقوله تجارت، بی شک زیبنده یهودیان زر پرست  است تا شینتویست ها و مائویست های روح گرای شرق آسیا. شاید هم  صهیونیسم نمی تواند  قبول کند پیروان مکتب کمونیسم(چین) امروز اینگونه در اقتصاد آزاد جهان جولان دهند. لابد کره هم به عنوان هم پیمان ایالات متحده  و اسرائیل با توجه بیش از حد به مقوله تجارت در این افسانه تازه ساخت(!) به دنبال ایجاد مقدمات فرهنگی جهت سرازیر کردن هر چه بیشتر تولیدات خود در کشور های هدف همچون ایران است.

چرا که مناسبات  اقتصادی دوازده میلیارد دلاری بین ایران و کره و نیز داشتن مقام سوم صادرات به ایران، چشم طمع چشم بادامی های کره ای را هرچه بیشتر به سوی این مرز پر گهر جلب کرده است.

این در حالی است که نوادگان جومونگ بارها در مجامع بین المللی هم داستان با آمریکا و اسرائیل  فعالیت های صلح آمیز هسته ای ما را محکوم کرده اند ، راستش من خودم هم نمی فهمم چرا باید بازارمان را در اختیار کشوری بگذاریم که حقوق مسلم ما را قبول ندارد. البته این تنها گزاره اقتصادی - تجاری این مجموعه نیست بلکه موارد دیگری همچون نقش شرکت گوگل در القاء تبلیغات غیر مستقیم نیز در این سریال مشهود است ، آنجا که قرار است امپراطوری نو بنیاد جومونگ "گوگوری یو " نام گیرد بیننده را به یاد تبلیغات و شایعات گسترده مبنی بر تاسیس کشوری به نام گوگوریو یا گوگ لند در جزیره ای  G   شکل (لوگوی اصلی شرکت گوگل) در اقیانوس آرام از سوی مدیران گوگل می اندازد.

البته شاید بگویید دچار توهم توطئه شده ام اگر بگویم حرف G از نمادهای اصلی فراماسونری است و یا اینکه نرم افزار Google Earth  هیچگاه آنگونه که پایگاه اتمی  نطنز را به وضوح مشخص کرده پایگاه اتمی دیمونای اسرائیل را به دلایل امنیتی تصویر نکرده است. نمی دانم شاید این هم از ترفندهای  اقتصادی بانو سوسانو و جومونگ باشد!

البته با تمام  تلاش و زبردستی که نویسندگان و دست اندر کاران کره ای-اسرائیلی این مجموعه به خرج داده اند ، هیچ گاه نخواهند توانست  اسامی برخی شخصیت ها و کارکترهای این سریال  مانند"مگول"، " یا گاک " و" ماگاک " را که از دیدگاه ترمینولوژی یا اصطلاح شناسی همان " مغول "، " یأجوج" و " مأجوج " خودمان هستند، با پوشش فرهنگی  بپوشانند چراکه همواره در پشت این اسامی قتل و غارت ، خونریزی و توحش نهفته است.

البته بد نیست بدانند که مردمان این سرزمین همان صاحبان فرهنگی  هستند که از مغول ها مسلمان ساختند و بنا بر برخی تفاسیر این ذوالقرنین یا کوروش ایرانی بود که اسلاف و اجداد آن ها یعنی یأجوج و مأجوج را از این سرزمین بیرون راند. به هر حال اگر یکی از قسمت های این سریال را از دست دادید چندان  نگران نباشید چون صدا و سیما  آنرا سه بار برایتان پخش خواهد نمود.

علی اکبر رائفی پور

10 مهر 88 - 10:15

 ●  پروتکل شماره نه:
توضیحات بیشتر درباره پروتکل های دانشوران صهیون

http://ansarolmahdi.ag.googlepages.com/zion.png

- توجه به خصوصیات و خلق و خوى مردمى كه شما در ممالكشان زندگى و فعالیت مى كنید، اهمیت بسیار به سزایى در اجراء و پیاده كردن برنامه هایمان دارد. تا زمانى كه افراد جوامع مختلف مطابق الگو و انگاره هاى تربیتى ما دوباره تربیت نشوند، نمى توانیم برنامه هایمان را در اینگونه جوامع مطابق با روشى كلى و یكسان پیاده كنیم. اما اگر برنامه ها را محتاطانه و توأم با آموزش آغاز كنیم، مى توانیم در كمتر از یك دهه منش و خلق و خوى سرسخت ترین افراد را تغییر داده و آنها را مانند افرادى كه از پیش مطیع ساخته ایم، به زیر سلطه خویش درآوریم.


- كلماتى چون آزادى، برابرى و برادرى در واقع اسمهاى مستعارى هستند كه فراماسونرهاى ما آنها را بكار مى برند. هنگامى كه حكومت شاهنشاهى ما آغاز گشت این كلمات را از صورت استعارى بودن بیرون آورده و به صورت عباراتى ایده آلى چون حق آزادى، وظیفه برابرى و آرمان برادرى درمى آوریم. بدین معنى ما غلط ترین كار را انجام مى دهیم و به اصطلاح « با شاخ گاو درمى افتیم».

هرگونه قانونى را عملاً از بین مى بریم و تنها آنهایى را كه خوب باشند، حفظ مى كنیم. امروزه اگر دولتى علیه ما اعتراض كند بنا به تشخیص ما شاید هم بعید نباشد حتى اگر مبارزه علیه سامى گرایى را شروع كند، این مبارزه لازم و ضرورى به نظر مى رسد. زیرا نسل آینده ما را آماده كارزار مى كند. از آنجا كه در این مورد به تفصیل بحث كرده ایم، ضرورتى ندارد در اینجا مطالب را تكرار كنیم.


دولت قدرتمند یهود

- هیچگونه محدودیتى براى حوزه فعالیتهاى ما وجود ندارد. دولت توانمند ما كه در شرایطى فوق العاده قانونى به بقا خویش ادامه مى دهد. با واژه دیكتاتورى كه مفهوم زور و قدرت از آن مستفاد مى شود، توصیف مى گردد. من اكنون در مقامى هستم كه با كمال اطمینان و آگاهى به شما بگویم كه قانونگذاران در موقع مناسب به داورى مى نشینند و سپس درمورد ما حكم مى كنند. به زودى كشتار وحشیانه خود را آغاز مى كنیم و بر مركب پیروزى سوار مى شویم. ما صرفاً براساس زور به فرمانروایى خویش ادامه مى دهیم زیرا همچون یگانه حزب حاكم، تمام نیروها مغلوب و مطیع ما مى شوند. حربه هاى نامحدود ما عبارتند از حریصانه سوزاندن آدمیان، بى رحمانه انتقام گرفتن و سرسختانه كینه توزى كردن.


- بنا به تحریك ما، ترور و وحشت همه جا را فرا مى گیرد، افراد با آرمانها و عقاید مختلف مانند سلطنت طلب، عوام فریب، سوسیالیست و آرمان گرا (ایده آلیست) به خدمت ما درخواهند آمد و بنا به اغواى ما مى كوشند تا هر نوع نظم و آرامشى را برهم زنند و همه جا را به آشوب بكشانند. وجود چنین طغیانهایى دولتها را دچار دگرگونى مى كند و مردم حاضر مى شوند براى برقرارى صلح و آرامش همه چیز را فدا كنند. تا زمانى كه به قدرت جهانى ما اعتراف نكنند و تا زمانى كه تسلیم ما نشوند، صلح را به سرزمینشان باز نخواهیم گرداند.


- در چنین شرایطى مردم فریاد مى زنند تا دول جهان بر سر استقرار سوسیالیزم به توافق برسند. اما تجزیه احزاب و نفاق میان آنها باعث مى شود كه مردم به ما بپیوندند. جدال بر سر قدرت، میان مردم آغاز مى گردد و پول در این میان نقش مهمى را بازى مى كند. بدیهى است كه همه پولها نزد ما ذخیره شده و پیروزى از آن ما خواهد بود.


- ما از قبل به اتحاد میان رهبران و توده هاى ناآگاهِ مردمِ جوامعِ غیریهودى پى برده ایم و اقدامات لازم در این زمینه معمول داشته ایم. بدین معنى میان رهبران و توده هاى مردم از طریق ایجاد ترس و وحشت، سدى ایجاد كرده ایم و وضعى پیش آورده ایم كه توده مردم در آینده پشتیبان ما باشد. به زودى زمام رهبرى توده ها را بدست مى گیریم و آنها را در جهت مسیرى كه به هدفهایمان ختم مى شود، هدایت مى كنیم.


- براى آنكه از رهبرى توده ناآگاه مردم غیریهودى به كلى غافل نشویم هر چند گاه یكبار در مراسم آنها شركت مى كنیم و اگر نتوانیم این كار را شخصاً انجام دهیم، تصدى این امور را به كسانى كه فوق العاده مورد اعتماد ما باشند، محول مى كنیم. پس از آنكه توده مردم به رهبرى ما اعتراف كردند، آنگاه به طور خصوصى درباره مسایل سیاسى با آنها وارد مذاكره مى شویم و به آنان آموزش سیاسى مى دهیم تا آنها را به سوى هدفهاى دلخواه مان سوق دهیم.


- كسى نمى رود تحقیق بكند كه در مدرسه فلان روستا چه مطالبى تدریس مى شود، ولى به محض آنكه مردم ما از زبان یكى از مأموران سیاسى دولت یا رهبر مملكت مطلبى را شنیدند، نه تنها آن را درسراسر كشور خویش بلكه آن را به تمام مردم جهان مى رسانند.


- براى جلوگیرى از نابودى بى موقع موسسات و سازمانهاى غیریهودى، اهرمها و فنرهایى كه گردش كار این سازمانها را تنظیم مى كنند، تعبیه كرده ایم و با دقت و ظرافت هر چه تمام آنها را كار گذاشته ایم. «سیاست آزادى عمل» كه نظم و هماهنگى را ازسازمانها و موسسات مى گیرد، درموقع لزوم به جاى اهرمهاى تنظیم كننده، پیاده مى كنیم. به بیان دیگر، به درون سیستم مدیریت، قانونگذارى، انتخابات، و نیز مطبوعات و آزادى هاى شخصى و از همه مهمتر سیستم تعلیم و تربیت این جوامع دست برده ایم و « فلسفه آزادى» را رواج داده ایم.

 
جوانان مسیحى (و مسلمان) را به فساد مى كشانیم

- ما جوانان مسیحى را در دریایى از افكار شاعرانه غرق مى كنیم و آنها را براساس تئورى ها و اصولى كه آنها را غلط مى پنداریم، تربیت مى كنیم تا بتوانیم آنان را به فساد بكشانیم.


- بدون آنكه قوانین را از اساس عوض كنیم، آنها را به تعبیر و تفسیرهاى متناقض تبدیل مى كنیم تا آنچه از این تعبیر و تفسیرها حاصل مى شود، به صورت نتایج چشمگیرى جلوه كند. البته چنین نتایج چشم گیرى باعث مى شوند كه چهره واقعى قوانین در پس این تعبیر و تفسیرها مخفى بماند و كارگزاران دولتى نتوانند اصل قوانین را كه در شبكه درهم و برهمى از سیستم قانونگذارى محصور گشته اند، از تعابیر و تفاسیر تفكیك كنند.


- اعمال روش بالا را ما « تئورى تفویض اختیار» مى نامیم.


- ممكن است بگویید كه اگر غیریهودیان از نقشه و طرح ما آگاه شوند، علیه ما مسلح مى گردند و ستیزى بزرگ علیه مان آغاز خواهند كرد. ولى قبل از وقوع چنین حادثه اى چاره اندیشى خواهیم كرد و مانورى خواهیم داد كه پشت هر انسان پرجرأتى را بلرزاند و آن چاره این است كه در زیرزمین شهرهاى بزرگ و پایتخت كشورهاى اروپایى دالانهاى عظیمى حفر مى كنیم تا موقع احساس خطر شهرها را منفجر سازیم.




دانلود پروتکل های دانشوران صهیون:

دانلود پروتکل های دانشوران صهیون

  • ارسال نظر (0)
27 خرداد 88 - 11:25



● نمی شود از شما پذیرفت كه ما قانون را قبول نداریم. غلط می كنی قانون را قبول نداری، قانون تو را قبول ندارد! نباید از مردم پذیرفت، از كسی پذیرفت، ما شورای نگهبان را قبول نداریم. نمی توانی قبول نداشته باشی. مردم رای دادن به اینها، مردم 16 میلیون تقریبا یا یك قدری بیشتر رای دادن به قانون اساسی. مردم كه به قانون اساسی رای دادند منتظرند كه قانون اساسی اجرا بشود؛ هر کس از هرجا صبح بلند می شود بگوید من شورای نگهبان را قبول ندارم، من قانون اساسی را قبول ندارم، من مجلس را قبول ندارم، من رئیس جمهور را قبول ندارم، من دولت را قبول ندارم. نه ! همه باید مقید به این باشید كه قانون را بپذیرید، ولو برخلاف رای شما باشد. باید بپذیرید، برای این كه میزان اكثریت است؛ و تشخیص شورای نگهبان كه این مخالف قانون نیست و مخالف اسلام هم نیست، میزان است كه همه باید بپذیریم. (صحیفه امام جلد 14 صفحه 378)


● اگر یك جایی عمل به قانون شد و یك گروهی در خیابان ها برضد این عمل بخواهند عرض اندام كنند، این همان معنای دیكتاتوری است كه مكرر گفته ام قدم به قدم پیش می رود، این همان دیكتاتوری است كه به هیتلر مبدل می شود انسان، این همان دیكتاتوری است كه به استالین انسان را مبدل می كند. اگر قانون در یك كشوری عمل نشود، كسانی كه می خواهند قانون را بشكنند اینها دیكتاتورانی هستند كه به صورت اسلامی پیش آمده اند یا به صورت آزادی و امثال این حرفها. اگر همه این آقایان كه ادعای این را می كنند كه ما طرفدار قوانین هستیم، این ها با هم بنشینند و قانون را باز كنند و تكلیف را از روی قانون همه شان معین كنند و بعد هم ملتزم باشند كه اگر قانون برخلاف رای من هم بود من خاضع ام، اگر بر وفاق هم بود من خاضع ام، دیگر دعوایی پیش نمی آید؛ هیاهو پیش نمی آید. (صحیفه امام جلد 14 صفحه 415)


● من باز به همه این آقایانی كه می خواهند نطق كنند و اعلامیه بدهند و نمی دانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاین مزخرفات، به همه اینها اعلام می كنم كه برگردید به اسلام، برگردید به قانون، برگردید به قرآن كریم، بهانه درست نكنید كه اسباب این بشود كه شما همه به انزوا كشیده بشوید. من به بسیاری از شما علاقه دارم و میل دارم كه همه به قانون عمل كنند و همه در جای خود باشند و چنانچه این طور نباشد، مسئله طور دیگر خواهد شد. (صحیفه امام جلد 14 صفحه 415)


● قانون معنایش این است كه {همه} چیزها {را} به حسب قانون اسلامی، به حسب قانون كشوری كه منطبق با قوانین اسلام است، همه را، وظیفه اشان را قانون معین كرده. بعد از این كه قانون وظیفه را معین كرد، هر کس بخواهد كه برخلاف او عمل بكند، این یك دیكتاتوری است كه حالا به صورت مظلومانه پیش آمده است و بعد به صورت قاهرانه پیش خواهد آمد و بعد این كشور را به تباهی خواهد كشید و این كشور وقتی به تباهی كشیده شد و این مردم متفرق و مختلف با هم شدند، این همان وظیفه ای است كه برای ابرقدرتها باید انجام بدهد این آدم انجام داده، ولو خودش نمی فهمد، اگر بفهمد كه دیگر مصیبت بالاتر است، لكن خودشان ملتفت نیستند. (صحیفه امام جلد 14 صفحه 415)



8 خرداد 88 - 13:14
http://ansarolmahdi.ag.googlepages.com/green.png
سیدی تنها به رنگ سبز نیست
هیچ دانی مادر سادات کیست؟!

سبز یعنی عاشق مولا شدن
در دفاع از علی زهرا شدن

سبز یعنی عشق تا نور و بلا
با حسین فاطمه تا کربلا

طالب سبزم، نه آن سبز ریا
سبز هم بازیچه شد مهدی بیا ...




4 بهمن 87 - 10:21

http://ansarolmahdi.ag.googlepages.com/Learned_elders_1921_edition.gif


The Protocols of the Learned Elders of Zion



پروتكلهای بیست و چهار گانه برنامه‏اى است كه سرمایه ‏داران و اقتصاددانان [و متفكران و علماى] یهود براى ویران كردن بناى مسیحیت، قلمرو پاپ و دست آخر اسلام، آن را تنظیم كرده ‏اند. یهودیان صهیونیست معتقدند كه بعد از این ویرانى كه به گفته اصحاب پروتكلها طى صد سال انجام خواهد شد آنها بر جهان استیلا خواهند یافت و سلطنتى یهودى داودى برقرار خواهند كرد كه با تدابیر و امكانات خود به یهودیان با آن كه اقلیتى ناچیز هستند امكان خواهد داد تا بر تمام جهان مستبدانه حكومت كنند و هیچ دینى، نه مسیحیت و نه اسلام، در كنار آیین یهودى داودى باقى نخواهد ماند.

در سال 1897 متن پروتكلها به منظور قرائت در چند جلسه كنفرانس براى بحث و تصمیم‏گیرى و تایید نهایى آماده شده بود كه پلیس مخفى تزار روس به كنفرانس مزبور كه به ریاست تئودرهرتزل در شهر بال سوئیس برگزار شده بود هجوم آورد و اوراق آنها را به تاراج برد.

پروتكلها در سال 1905 میلادى توسط نویسنده‏اى روسى به نام سرگئى نیلوس (از روحانیون و علماى مسیحى) از زبان عبرى (و یا فرانسوى)  به زبان روسى ترجمه شد و در سال 1906 وارد كتابخانه بریتیش میوزیوم لندن شد.

ویكتورمارسدن، روزنامه ‏نگار بریتانیایى كه همزمان با انقلاب بلشویكى براى روزنامه انگلیسى مورنینگ پست در روسیه كار مى‏كرد، این پروتكلها را در سال 1917 به زبان انگلیسى ترجمه كرد.

هنرى فورد (بنیانگذار شركت اتومبیل‏سازى فورد آمریكا) پروتكلها را در سال 1920 به صورت سلسله مقالاتى در روزنامه‏اى كه به خود او تعلق داشت، به چاپ رساند. هدف او این بود كه ملت آمریكا را از خطر شكل‏گیرى امپراتورى یهود در این كشور آگاه سازد. فورد، پروتكلهاى دانشوران صهیون را برنامه اصلى یهود براى تسلط بر جهان مى‏دانست و هشدار داد كه یهود به حكومت آمریكا اكتفا نكرده و درصدد برپایى حكومت جهانى است.

هنرى فورد در گفتگویى كه در روز هفدهم فوریه 1921 در «نیویورك ورلد» به چاپ رسید، دعوى خود را علیه «پروتكلهاى صهیون» چنین بیان كرد:« تنها نكته ‏اى كه علاقمندم درباره پروتكلها بگویم این است كه آنها با آنچه درحال وقوع است، تطبیق مى‏كنند. از طرح پروتكلها شانزده سال مى‏گذرد و آنها تاكنون با شرایط جهانى منطبق بوده‏اند.»

فورد هنگامى این نكته را بیان داشت كه رهبران یهود و مطبوعات یهودى در آمریكا علیه او جنجال به پا كرده و فریاد اعتراض سرداده بودند. هنرى فورد پس از تحمل فشار و مشقت، كه تنها یهودیت سازمان یافته از عهده طراحى و اعمال آن برمى‏آید، بالاخره ناچار شد در 30 ژوئن سال 1927 در نامه‏اى خطاب به «لوییس مارشال» رهبر وقت «انجمن یهودیان آمریكا»، رسماً از یهود عذرخواهى كند. البته فورد در عذرخواهى خود و نه پس از آن، هیچگاه صدق پروتكلها و تحلیلهاى منتشره پیرامون آنها را تكذیب نكرد.
http://ansarolmahdi.ag.googlepages.com/zion.png
دانلود پروتکل های دانشوران صهیون:

دانلود پروتکل های دانشوران صهیون

11 دی 87 - 12:51
9 دی 87 - 19:53
« کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا »


صدور بیانیه، محکوم کردن و راهپیمایی در جای خود لازم است، اما کافی نیست و بار مسئولیت را از دوش ما بر نخواهد داشت!

تصور کنید سال 61 هجریست و واقعه عاشورا در شرف وقوع، ارسال بیانیه به حامیان و دستنشاندگان یزید چه جایگاهی می تواند داشته باشد؟!

چه چیز بنی اسرائیل را در میان امت پیامبر اینچنین جسور ساخته است؟! صهیونیسم این حاشیه امنیت را مدیون چه چیزیست؟ چیزی غیر از اقدامات محافظه کارانه دولت های اسلامی؟!

آیا سکوت و سازش سران وهابی عرب ذره ای از مسئولیت ما در قبال اسلام خواهد کاست؟!

اگر پاسخ به جنایات وحشیانه صهیونیسم با مصلحت نظام اسلامی ما مغایرت دارد، تجهیز و سازماندهی داوطلبین در قالب گروه های چریکی و مستقل از نظام حداقل کاریست که در این شرایط از رهبری انتظار می رود.

آنانکه خود را از این غائله مستثنا می دارند، بدانند طمع این قوم با اشغال فلسطین و غزه فرو نخواهد نشست... اینان رویای صهیونیسم جهانی را در اذهان خود می پرورانند و دیر یا زود آتش این خوش باوری ها دامانمان را خواهد گرفت. ( پروتکل های دانشوران صهیون )

چرا امام عصرمان فریاد العجل العجل هایمان را لبیک نمی گوید؟! غیر از این است که دعوت هایمان رنگ و بوی دعوت های کوفیان را به خود گرفته است؟!


نقل قول از : یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه

معمولا این جور وقت ها خیلی هامون حسابی غیرتی میشیم و دوست داریم اعزام بشیم به منطقه جنگی. چیزی که نه آمادگیشو داریم نه امکانش برامون هست و ... اما از کمک های هرچند کوچکی که از دستمون بر میاد غافلیم و دریغ داریم!چرا؟


خب چند تا ازون کارهای کوچک که به ذهن من می رسه می نویسم شما هم کاره هایی دیگه ای که به ذهنتون می رسه رو بنویسید


اول دعا : امروز این اس ام اس بارها به دستم رسید : تلاوت سراسری سوره حشر برای رهایی مردم مظلوم غزه. این سوره در هنگام پیروزی سپاه اسلام بر یهود نازل شده است( لطفا برای دیگران هم بفرستید)


خدا نکنه دعا رو کم یا بی اهمیت بشماریم یادتونه تو جنگ ۳۳ روزه یکی از سفارش های آقا به مردم لبنان خواندن دعای جوشن صغیر بود؟


دوم کمک مالی هیچی نباشه یه تست ساده است برای ما ها که ادعا داریم حاضریم جانمونو درین راه فدا کنیم . ببینیم چقدر می تونیم از جهت کمک مالی ایثار کنیم.بخوانید درین رابطه: سخنرانی شهید مطهری درباره حماسه حسینی: شمر امروزت را بشناس


سوم حضور در تجمعات و اعلام حمایت از مظلومان مجاهد و مسلمان غزه و انزجار از غاصبان جنایتکار صهیونیستی.


چهارم پاسخ به شبهاتی که در ذهن ها القاء می کنند در مورد فلسطین و کمک به آن و ...


پنجم کارهای دسته جمعی که در محیط مجازی صورت می گیره مثل امضای شکایت نامه ها یا لینک دادن به بمب گوگلی غزه که توضیحشو اینجا دادیم: بمب گوگلی غزه، بهش لینك بدین تا رتبه اش در سایت گوگل بالا بره


 ششم: کالای شرکت های حامی صهیونیزم در ایران رو بشناسیم و ازشون خرید نکنیم بنابراین لیست كالاهای شركت های حامی صهیونیزم  را مرور كنیم لااقل معروف هاشو در ایران



دوست عزیز، همانطور که قبلاً هم عرض کردم این اقدامات همگی در جایگاه خود لازم و ارزشمند هستند، اما هرگز بار مسئولیت را از دوش ما بر نخواهند داشت!

این واقعه سنگ محکیست تا مردان عمل از کوفی مسلکان بهانه جوی باز شناخته شوند.

آنچه شیعه را از سایرین متمایز می سازد گذشته عاشورا و آینده فرج است ...

حمایت های مادی و معنوی که اشاره فرمودید بدیهی ترین مسائلیست که از هر شیعه مسلمانی انتظار می رود.

اما حقیقت چیز دیگریست...

در شدائد و صحنه های عمل به گوشه ای می خزیم و فریاد "اللهم عجل لولیک الفرج" سر می دهیم. گویی انتظار می کشیم تا حضرت بقیه الله ارواحنا لمقدمه فداء سر رسند و یک تنه گیتی را از عدل و داد پر کنند و فرش قرمزی بگسترانند تا قدم رنجه نموده و  با خوبی و خوشی در کنار یکدیگر زندگی کنیم!

ولله اینچنین نیست!

مرد عمل می خواد این کارزار ...

چه می شود که از میان هجده هزار بیعت تنها هفتاد و دو تن بر عهد خود پا برجا می مانند ؟!!

قرار است با ظهور امام زمان (عج) کدام معادله تغییر کند؟! غیر از این است که تا آن زمان باطل نیرمندتر و حق مهجور تر از اکنون گردیده است؟!

اگر امروز می گوییم " نه آمادگیشو داریم نه امکانش برامون هست " بایستی در اینکه به امام عصرمان پاسخی غیر از این می دهیم اندکی شک کنیم ....
 

__