تبلیغات


__
عیسی نجات دهنده عالم
4 خرداد 87 - 23:25
 

کشیشی در نیمه های روز همانطور که در کلیسایش قدم می زد پای محراب مکثی کرد، ایستاد و نگاهی به اطراف انداخت تا ببیند چه کسی برای دعا به آنجا آمده است، چند لحظه پس از آن، در ِ پشتی باز شد و مردی را دید که از راهرو به سمت پایین می آمد. کشیش تا آن مرد را دید بر او اخم کرد که چرا در طول این مدت صورتش را اصلاح نکرده، لباسش مندرس، کتش پوسیده و نخ نما است. مرد زانو زد، تعظیمی کرد سپس برخواست و به راهش ادامه داد و رفت.روزهای بعد هر روز ظهر این قضیه تکرار می شد تا اینکه یک روز که این مرد با جعبه نهار در دست آمد، برای چند لحظه زانو زد. در این هنگام شک کشیش بیشتر شد و ترسش از این بود که  مبادا مرد دزد باشد. بر آن شد که به سراغش برود و از او بپرسد که : اینجا چی کار می کنی؟
مرد پیر در جواب گفت که جایی در خیابان پایینی کار می کند و وقت صرف نهار نیم ساعت است . او وقت نهار را به دعا کردن اختصاص می داد تا نیرو و قدرتی بیابد. او گفت: می بینی که فقط چند لحظه می مانم چون کارخانه از اینجا خیلی دور است، وقتی که اینجا زانو می زنم با خدا صحبت می کنم و این چیزی است که می گویم: "خدایا دوباره آمدم که بگویم از وقتی که با همدیگردوست شدیم و تو گناهانم را از بین بردی خیلی خوشحالم من خیلی نمی دانم که چه جوری باید دعا کنم اما هر روز بهت فکر می کنم، مسیح این منم جیم که امروز اینجا حضور یافتم."
کشیش احساس حماقت کرد و به جیم گفت که کارَت خیلی خوب است. به او گفت که هر وقت که بیایی و دعا کنی خوشحال می شوم. جیم باید می رفت، خندید و گفت: "متشکرم" و با عجله به سمت در رفت.
کشیش پای محراب زانو زد، کاری که قبلا ً آن را انجام نداده بود. قلب بی عاطفه اش نرم شد و با گرمای عشق لبریز شد و همانجا مسیح را ملاقات کرد، اشک از چشمانش جاری شد و دعای جیم پیر را در دلش تکرار کرد: "خدایا دوباره آمدم که بگویم از وقتی که با همدیگردوست شدیم و تو گناهانم را از بین بردی خیلی خوشحالم من خیلی نمی دانم که چه جوری باید دعا کنم اما هر روز بهت فکر می کنم، مسیح این منم که امروز اینجا حضور یافتم."
یک روز ظهر کشیش متوجه شد که جیم پیر نیامده است. وقتی که روزهای زیادی سپری شد و از جیم خبری نشد کشیش کمی نگران شد. به کارخانه رفت و سراغ او را گرفت، خبر دار شد که او مریض است. پرسنل بیمارستان نگرانش بودند. اما جیم آنها را هیجان زده کرده بود . در طول هفته ای که جیم با آنها بود تغییراتی را در بخش بیمارستان ایجاد کرده بود ، لبخند هایش فراگیر شده بود و پاداش هایش افراد تغییر یافته در بیمارستان بودند . سرپرست پرستاران نمی توانست درک کند که چرا جیم اینقدر خوشحال است، در حالی که نه دسته گل، نه کارتی برای او فرستاده می شد، نه تماس تلفنی از کسی داشت و نه کسی به ملاقاتش می آمد. کشیش کنار تختش ایستاد و صحبت های پرستار که در مورد او ابراز نگرانی می کرد را بیان کرد: "هیچ دوستی به ملاقاتش نمی آید که به این ترتیب نشان دهند نگرانش هستند ، هیچ جایی ندارد که به آنجا روآورد."
جیم پیر متعجب شد با  لبخندی زیبا لب به سخن گشود: "پرستار اشتباه می کند. اونمی تواند درک کند که درتمام این مدت هر روز ظهراو به اینجا می آید، می بینی که ، دوست بسیار عزیزم اینجا پایین تختم می نشیند، دستم را می گیرد خم می شود و به من می گوید: "جیم دوباره آمدم که بگویم از وقتی که با همدیگردوست شدیم ومن گناهانت را از بین بردم خیلی خوشحالم . همیشه دوست دارم که دعایت را بشنوم ،هر روز به تو فکرمی کنم، جیم این منم مسیح که امروز اینجا حضور یافتم."
بله، من خدا را دوست دارم. او منبع وجودی من و نجات دهنده من است. او باعث می شود که من به طور مداوم همیشه وهر روز کار کنم. بدون او هیچم. بدون مسیح هیچم اما با او "قوت هر چیز را دارم در مسیح که مرا تقویت می بخشد." ( فیلپیان4: 13 ).

(اشعیا 49: 16) : اما آن تعدادی که از ما به او تعلق داریم، نه تنها او ما را در کف دستانش می گیرد بلکه نام ما را آنجا حک می کند و ما دائما ً در جلوی چشمان او هستیم.
{ترجمه کتاب مقدس اشعیا49: 16 اینک تو را بر کف دست های خود نقش نمودم و حصارهایت دائما ً در نظر من است.}
مترجم : عمانوئیل پورمند
میلاد یگانه منجی عالم مبارک
4 دی 86 - 00:05

 

"زیرا که برای ما ولدی زاییده و پسری به ما بخشیده شد و سلطنت بر دوش او خواهد بود  و اسم او عجیب و مشیر و خدای قدیر و پدر سرمدی و سرور سلامتی خوانده خواهد شد"

خداوند هدیه خود را در روز کریسمس به همه ما انسانها میدهد. فرزند خود را که ذات الهی دارد با ظرف انسانیت کادو کرده و به ما هدیه میدهد.  عیسی مسیح در بیت الحم به عرصه وجود قدم نگذاشت، کلام خدا در انجیل یوحنا میفرماید که او کلمه خدا است و از ابتدا و ازل بوده است. عیسی مسیح با کلامش جهان را به وجود آورد. بلی همان نوزاد کوچک که در آخور چشم به این جهان گشود، همان خدای خالق آسمان و زمین است. کودک کوچک باب دوم لوقا همان خدای عظیم باب اول پیدایش میباشد.

خداوند جسم پوشید

لازم نیست برای ایمان این حقیقت آن را بفهمیم و یا به قول معروف آن را هضم کنیم. اگر در باور آبستن شدن یک باکره مشکل داریم پس در ایمان به خدای بزرگ نیز مشکل خواهیم داشت.

آیا خلقت آدم و حوا را باور میکنید؟ پس گونه است که باور تولد یک کودک از یک باکره را دشوار میدانید؟

اگر عیسی خداوند جسم نمی پوشید و از باکره متولد نمیشد، آنگاه عیسی بدون گناه نمیبود. چون انسان گناهکار است و اما نطفه عیسی آسمانی بود. و اگر عیسی گناهکار میبود، پس کفاره گناهی نیز وجود نمیداشت. و اگر کفاره گناهان وجود نمیداشت، بخشش گناهانی در کار نبود. و اگر بخشش گناهان نمیبود، امید به آسمان وجود نداشت و اگر امید به آسمان وجود نداشت، ما همه می مردیم و به جهنم میرفتیم.

عیسی مسیح بر روی زمین خاکی قدم گذاشت و زندگی کرد. نفس کشید، کار کرد، خندید و گریه کرد و سپس گناهان ما را بر روی صلیب بر دوش خود حمل کرد. او نوری بود که بر دنیا درخشید و امروز اگر بر او اعتماد کنی، او تو را نجات خواهد داد.

عیسی. چقدر دوستت دارم. مرسی که  به دنیای نالایق ما خاکیان آمدی و نجات را برایمان ارمغان آوردی. همیشه در ما بمان و تسلی مان ده که به تو محتاجیم و بی تو هیچیم. خداوند در این سال نو ما را نو کن. زندگی ما را به دستان مقدست بگیر. شمار فرزندانت را افزون کن. دست برکت و شفای تو با  ما باشد و بماند تا تو باز گردی و ما را با خود ببری. عیسی من٬ با من بمان !!!

..
10 مرداد 86 - 22:51
وعیسی گفت: من هم تو را محکوم نمی کنم
برو و دیگر گناه مکن
اعتماد
28 خرداد 86 - 09:04

 

اعتمادی که به خداوند داریم نباید وابسته به رویدادهایی باشد که برای ما رخ می دهد

جمعه خونین
18 فروردین 86 - 02:19

امروز جمعه است . جمعه ای که به جمعه سیاه معروفه . روزی که حدود 2000 سال پیش عیسی مسیح در جلجتا مصلوب شد . روزی که تمام گناهان بشر بر جسم او نشت و او با خونش حیات ابدی را به ما هدیه داد.




امروز سر شیطان به زمین کوبیده شد. عیسی به عوض گناهان ما مصلوب گشت و پرده میان انسان و خدا پاره شد


امروز عیسی برای ما تازیانه خورد و به عوض مایی که گناهکار بودیم خفت و خواری را متحمل شد و تاج خار بر سر نهاد.


ما جزو کدام دسته ایم؟


آنهایی که به عیسی تف انداختند و تازیانه اش زدند و بر لباسهایش قرعه انداختند؟


آنهایی که با شادی فریاد می زدند "مصلوبش کن" ؟


یا جزو کسانی بودید که برایش اشک ریختند و با هر تازیانه روحشان تازیانه خورد؟


آیا ما هم مانند مریم و یوحنا او را تا پای صلیب یاری می کردیم ؟ یا مانند پطرس او را انکارمی نمودیم؟


مصلوب شدن عیسی تنها یک واقعه تاریخی نیست بلکه پیمانی است بین خدا و ما . در عید پسح بره خداوند به عوض گناهان قوم خدا قربانی شد.


بیایید امروز مانند عیسی مسیح برای مردم دنیا،برای آنانی که از ایشان جفا دیده ایم اینگونه دعا کنیم که : " ای پدر اینان را ببخش . نمی دانند که چه می کنند."


بیایید امروزگناهان خودرا، عادتهای نا پسند خود را بر صلیب عیسی مصلوب کنیم . بیایید با او بمیریم ودر او از نو متولد شویم .


بیایید امروز زیر صلیب عیسی مسیح به تمام گناهانمان اقرار کنیم و بگوییم " ای عیسی خداوند بار سنگین گناهانم را نیز بر دوش گیر."


بله عیسی برای من ، برای تو ، برای آنان که رفته اند و برای آنان که نیامده اند ، مصلوب شد تا نور حقیقت ،نور خداوند بر قلبهای تاریکمان بتابد.
ای عیسیخداوند از تو متشکرم برای این محبتبی حد و اندازهات ،برای این فداکاری


عظیم.


از تو سپاسگذارم که برای ما بندگان گناهکار، بندگان ناسپاس نهایت عشق خود را نشان دادی ، جان خود را فدا کردی تا ما را از مرگ معنوی نجات دهی.
از تو ممنونم که به میان ما آمدی و دستهای ما را گرفتی وما را از باتلاق گناه بیرون کشیدی و از زمین بلندمان کردی.
از تو سپاسگذارم که مثل یک شبانهمواره با ما هستی و ما را هدایت می کنی..
از تو متشکریم که تا به ابد با ما هستی


تو رو شکر میکنیم ای خداوند به خاطر عشق ، محبت ، فداکاری و هدیه ی ارزشمندی که به ما بخشیدی
و همین جا با تمام وجود میگوییم : دوستت داریم ای خداوند




جلال بر نامش برای فیضش !


آنقدر دوست داشت جهان را


که بخشید فرزندش!



بر روی جلجتا وقتی او ندا کرد : همه چیز تمام شد


نجاتم تضمین شد نقشه الهی اش در وجودم مهر شد!!

5 دی 85 - 17:26

 

مژده عیسی به دنیا آمد


 

 



با فرشتگان آسمان بخوانیم " خدا را در آسمانها جلال باد و بر زمین در میان مردمی که خدا را خشنود می سازند آرامش و صفا برقرار باد!"


                  


جلال بر نام خداوند

 


میلاد عیسی خداوند مبارک



 


 


 


 

19 آبان 85 - 16:41

ای خداوند شکر و سپاس از آن توست .تو تنها لایق ستایش و پرستشی . خداوندا تو را شکر می کنم . خدایا امروز چشمهامو باز کردی و بهم نشون دادی که برای یه مدت چه گوهر با ارزشی را از دست داده بودم . خداوندا امروز بهم نون دادی که در تمام این مدت تو ایستاده بودی و منتظر من بودی و من رو نگاه می کردی اما من می خواستم همه کارا رو خودم انجام بدم فکر می کردم خودم می تونم اما فراموش کرده بودم که این توئی که قادر مطلقی خداوندا. خدایا تو منو بیدار کردی . شکرت می کنم ای خداوند شکرت می کنم که چنین پدری مانند تو دارم ای خدای قدوس . شکرت می کنم که چشمان مرا باز کردی و من فهمیدم که این توئی که همه کار می کنی و من هیچ نیستم بدون تو . خداوندا این من هستم که به تو نیازمندم این زندگی من است که بدون تو بی معناست و تو بی نیازی ای خداوند . خداوندا این منم که بی تو هیچ نیستم و می میرم . ای خداوند من به تو نیاز دارم ای عیسی مسیح به وجود تو به حضورت در زندگیم نیاز دارم مسیح جان . ای عیسی مسیح من به تو محتاجم .ای مسیح جان می دونم که تو فقط به خاطر محبت بی حد به زمین اومدی و بار گناهان ما را پذیرفتی و گرنه تو بی نازی خداوند . شکرت شکرت به خاطر کار عظیم و بزرگت مسیح جان. خداوندا روح القدس را بر ما بریزان ای خداوند . خداوندا ما را برکت بده تا باعث برکت دیگران شویم خدایا مرا تغییر بده تا باعث تغییر دیگران شوم ای خداوند . ای خداوند کمکون کن تا آنی شویم که تو می خوای تا تحت اراده تو و برای تو و به خواست تو زندگی کنیم و عمل کنیم.ای خداوند برای یکی از فرزندان گمشده ات دعا می کنم اونو به حضورت می آورم خداوندا نمی دونم مشکلش چیه اما تو می دونی و تو آگاهی پس ای خداوند بر دل این عزیز ببار و اونو پر کن اونو در آغوش بگیر و این فرزند گمشده را دریاب ای خداوند . در نام عیسی مسیح می طلبم با قدرت و سپاس


آمین

__