من و تو پاك ترین قصه دنیا می شویم
همسفر با رویاها اسیر فردا میشویم
دستامون دوره زهم اما جدایی با ما نیست
كی میگه عشق كدومه وفا میون دلها نیست
تو به من مهر دادی عاطفه و عشق دادی
من به تو دل دادم پر از طراوت و شادی
گر چه این روز های تو پر از هیا هو و غمه
اما این دلهره ها هر جا كه باشی با منه
سپیدی از راه می یاد چشمای نازت وا می شن
روز نو شروع می شه قاصدكها با ما می شن
چشاتو وا كن و خورشید و صدا كن بتابه
میون این همه غصه یه كتاب حرف نابه
یه چراغ نور امیدی یه كتاب حرف های تازه
صدای پای قدم هات واسه من ترانه سازه
این همه معجزه ی عشق یك سبد پر از حكایت
میشه عاشق شد و باز هم نبود با تو پر صداقت؟
شده حسرت بر دل من یه غم كهنه ی دیرین
كه به پای تو برسم بشم از عشق تو شیرین
فقط با این شعر می خوام بگم كه می خوام همه ی عالم بدونن كه همه ی شعرای من ماله تو هست . و این نها یت عشق پاكم هست .
تا بی كرانها دوستت دارم. و عاشقت می مانم .