
20 آذر 87 - 20:46 |
دادگاهها بر سر دوراهی بهمن كشاورز فاطمه حقیقت پژوه، زنی که مدعی بود در جهت دفاع از دخترش ناچار مردی را که به وی تجاوز کرده، کشته است؛ هفته گذشته پس ا ز مدتها پیگیری قضایی در نهایت اعدام شد |
21 اردیبهشت 87 - 22:08 |
حضور جناب آقای دکترمهدی موسوی کوهپر نماینده محترم سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی؛ در همایش امروز جیرفت
نخستین بار، اسپند ماه 1385 در همایش جیرفت بود که آقای نامور مطلق فرمودند فلات ایران ما رامتعجبمی كند. باید به تاریخ نگاه كنیم و از نو بشناسیم و به داشته های قدیم خودتردید داشته باشیم. گزارش آخرین فصل کاوش بسیار جامع بود و تلاش همه افتخار آمیز هرچند بیرون از همایش به دلیل دفاعم از نساختن سد منحوس سیوند، یکی از شرکت کنندگان، برخورد بسیار تندی با من داشت که گزارش آن را پیش از این داده ام. دو دیگر بار امروز بود که افتخار یافتم تا در رکاب ایران دوستان باشم. هنگامی که رایحه دل انگیز موسیقی جیرفت در میان مردمان موج می زد؛ نابخردانی در پشت صندلی من از تنگی نفس نوازنده نی مخصوص جیرفت،به خنده افتادند. ومن دوباره باز به گریه افتادم. احتمالا ایشان نمی دانستند خاکی که 10% میوه ایران را می دهد، مردمانی را داراست که شوربختانه امکانات پای تخت را ندارد و آنها با تلاش بسیار، سهم کمتری را دارا هستند . . .
و من تک تک پای کارگران ساده تا متخصصان کارآزموده ای که به خاک میهن مزین شده اند را می بوسم.
|
2 بهمن 86 - 21:58 |
حکومت برق تهران را روزانه تا دو ساعت قطع می کرد
اما امروز به رئیس جمهور مصر تلفنی گفت برای قطع برق غزه باید وزرای امور خارجه کشورهای اسلامی ایرانی تشکیل جلسه دهند به حل کننده این معادله یک نیروگاه برق جایزه داده می شود |
2 بهمن 86 - 21:51 |
حکومت به هیئت های مذهبی 40 میلیارد ریال کمک کرده است . کل بودجه فرهنگ و هنر 15% اضافه شد . یارانه کتاب و مطبوعات 29% کاهش یافته است . به حل کننده این معادله یک دستگاه BMW جایزه داده خواهد شد |
7 آذر 86 - 21:02 |
كشته شدن كسروی برای اطلاعات بیشتری در باره قتل كسروی به منابع زیر مراجعه كنید : 1- درباره قتل كسروی / دكتر ناصر پاكدامن / نامه كانون نویسندگان ایران در تبعید دفتر دوم 1369 1-قتل كسروی ، چند سند / دكتر ناصر پاكدامن / نشریه چشم انداز شماره 16 بهار 1375 2- قتل كسروی / دكتر ناصر پاكدامن / چاپ اول زمستان 1377 نشر افسانه – سوئد 3- قتل كسروی / دكتر ناصر پاكدامن / چاپ دوم پائیز 1380 نشر فروغ – آلمان 4- عبدالحسین هژیر در جلسه هیئت وزیران خواستار آزادی قاتل كسروی شد/ از خاطرات ایرج اسكندری
5-قتل كسروی قتل فرهنگ بود / معرفی كتاب قتل كسروی / ایرج هاشمی نژاد
6- لغت جن / معرفی کتاب قتل کسروی نوشته دکتر ناصر پاکدامن / سایت الف ب
7- قتل کسروی، نوشته ناصر پاکدامن/ رضا اغنمی ۸- قتل كسروی / دكتر ناصر پاكدامن / چاپ سوم با اضافات پائیز 138٣ نشر فروغ – آلمان ========================
قتل كسروی چند سند
ناصر پاكدامن
در هشت اردیبهشت 1324، به زندگی احمد كسروی سوءقصد شد. سوءقصدكنندگان نواب صفوی و احمد خورشیدی بودند. نواب صفوی از پشت سر به كسروی دو بار تیراندازی كرد و سپس با كارد به او حمله آورد و وی را به سختی زخمی كرد. در 20 اسفند همان سال زمانی كه بازپرس شعبه هفت دادسرای تهران، بلیغ، كه رسیدگی به شكایت علیه كسروی را برعهده داشت، وی را به بازپرسی به كاخ دادگستری خواسته بود، گروهی از جمله دو برادر، سیدحسین و سیدعلی امامی به دفتر بلیغ ریختند و كسروی و منشی وی حدادپور� را كشتند (دربارة قتل كسروی نگاه كنید به دو نوشته از همین قلم در نامه كانون نویسندگان ایران در تبعید، دفتر دوم، مارس 1990، ص. 213-179، و دفتر چهارم، آوریل 1994، ص. 127-107). برخی مطالبی كه در این زمینه در روزنامههای اطلاعات، رهبر، (ارگان حزب توده ایران)، و ایران ما (در آن زمان روزنامهای آزادیطلب و ترقیخواه و بهرهمند از یاری روشنفكران و نویسندگانی با مواضع چپ و همكارانی از اعضای حزب توده)، انتشار یافته است. در این صفحات آمده است: مدارك 1 تا 5 درباره سوءقصد نافرجام 8 اردیبهشت است. مدرك اول شرح واقعه است در اطلاعات همانروز. در مدرك دوم همین واقعه را به نقل از كسروی میخوانیم. روزنامه رهبر یكی از همكاران خود را به بیمارستان برای دیدار كسروی میفرستد. به گفته این همكار، شرحی كه در رهبر چاپ شده است، بی كم و كاست و با الفاظ خود كسروی جریان سوءقصد را بیان میكند. میتوان این دو متن را روایت كسروی دانست؟ مدرك 3، نامه كسروی است� به روزنامه رهبر: �دو گلولة پیاپی و 9 زخم چاقو به تنم خورد�. رئیس شهربانی به عیادت میرود و میگوید كه �از دیروز خود ایشان پرونده را زیر نظر گرفتهاند�.� این نامه پس از انتشار گزارش شهربانی (12 اردیبهشت) نوشته شده و احتمالاً با تاخیر در رهبر به چاپ رسیده است (15 اردیبهشت). مدرك 4، سوءقصد است به روایت شهربانی با چند روز تاخیر. این روایت بكلی با آن روایت پیشین مغایر و متضاد است؛ اهل محل شهادت میدهند كه اسلحه در دست آقای كسروی بوده است. هر چند كه �پس از عسكبرداری چنین تشخیص داده [شده] جراحت وارده بر پشت آقای كسروی در اثر اصابت گلوله است�. پس كسروی خود بر پشت خود تیر انداخته است! دادسرای نظامی قرار آزادی همه را به قید كفالت صادر میكند و مینویسد: �قضیه تحت تعقیب است.�!� مدرك 5، نوشته كسروی است كه در نامهای به �ایران ما به تحریف وقایع و قلب حقایق از سوی شهربانی اعتراض میكند! سه مدرك بعدی درباره سابقه پرونده كسروی است: وی خود طی نامهای سابقه كار را مینویسد. این نوشته دوازده روز پیش از قتل كسروی انتشار یافته و چه بسا آخرین نوشتهای است كه در زمان حیات، از وی به چاپ رسیده است (مدرك 6). پایهگذار این پرونده محسن صدر است كه در زمان وزارت دادگستری خود (خرداد ـ اسفند 1322، همزمان با حضور آیتاللـه قمی در تهران) چنین كرد. همو زمانی كه نخست وزیر شد (29 مهر ـ 15 خرداد 1324) دستور داد كه به این پرونده خارج از نوبت رسیدگی كنند. در اواخر آذر، گروهی كسروی را به قرآنسوزی متهم كردند تا مردم را بر ضد او بشورانند.( مدرك 7 ) كسروی و یارانش، شهربانی و فرماندار نظامی را آگاهی میدهند اما هیچ نمیكنند. در كابینه حكیمی���� (12 آبان ـ 7 بهمن 1324) پرونده را خارج از نوبت رسیدگی میكنند. دو مدرك بعدی مقالاتی است كه پس از قتل كسروی در ایران ما انتشار یافته است و سابقه امر را بیان میكند. مدرك 8 خلاصه نسبتاً دقیقی است از محتویات پرونده كسروی و مدرك 9 چگونگی قتل كسروی و حدادپور را شرح میدهد. به قلم یكی از همكاران ایران ما كه هرمز امضاء میكند و چه بسا همان محمود هرمز، وكیل دادگستری باشد كه از همكاران روزنامه در آن زمان بود و از اعضای حزب توده. دو مدرك دیگر ( مدرك 10 و 11 ) نیز هر دو از همان روزنامه است. مدرك 11 به ادعاهای مقامات انتظامی اشاره میكند كه میگویند این بار نیز كسروی و حدادپور قربانی تیرهای خطارفته خود شدهاند. میدانیم كه بالاخره بر اساس این دروغ ننگین است كه دادگستری قاتلان را تبرئه میكند. آخرین مدرك، مقالهای است كه ماهنامه سخن دربارة قتل كسروی انتشار داد. از آن پس خاموشی شگفتانگیزی است دربارة قتل و پیگیری آن و نخستین كنگره نویسندگان ایران هم كه در خانه فرهنگ شوروی برگزار شد از این قتل به سكوت گذشت (3 تا 5 تیر 1325). سكوتی كه در كمال شرمندگی، سالهاست ادامه مییابد. نه یادی از مردی كه سر در راه قلم و عقیده گذاشته بود، نه فریادی، نه دادی و نه دادخواهی. زمان دادخواهی، همه زمانهاست. پروندهای چون پرونده قتل كسروی هرگز بسته نمیشود. مگر نه اینست كه هم اكنون نیز این زمان و آن زمان، در این یا آن كشور جهان، كسانی را به اتهام كردهها و گفتههاشان در دوران جنگ جهانی دوم به میز محاكمه میخوانند. فرشته عدالت آن دوران نواب صفوی و خورشیدی را به هنگام ضرب و جرح كسروی دنبال نكرد و پس از قتل كسروی نیز برادران امامی و یاران را آزاد كرد و چنین حكم داد كه كسروی و همراهش با گلولههای خطارفته سلاحهای خویش كشته شدهاند. اكنون سالهاست آنچه را كه از همان زمان همه به زمزمه میگفتند، بزرگان نظام مستقر به علانیه میگویند و باز میگویند: قتل كسروی به فتوای بزرگان شرع بوده است. در آن �سوءقصد نافرجام�، نواب صفوی مجری این فتوا بوده است و پس از آن نیز قاتل یا قاتلان كسروی بر اساس همین فتوا عمل كردهاند. اكنون به این هر دو اقدام فخر میفروشند و نام آمران و عاملان را به بزرگی و نیكی یاد میكنند. اگر ادعاهای اینان صدق است پس آن رأی دادگاه چیست؟ اگر حكم دادگاه بر حق است پس این مباهات نواب صفوی و یاران و همراهانش از چه روست؟ بیش از این به ظلم تاریخ تن ندهیم: آن حكم دادگاه، �رسالت� الهی نواب و یارانش را نادیده گرفته است. اكنون دادگاهی دیگر باید. شایسته این نام، تا بنشیند و این ننگ را بزداید: فخر این قتل كه راست؟ آمران كه بودهاند؟ عاملان كیستند؟ از كجا آمدند؟ چه كردند؟ به كجا رفتند؟ چه كسانی نخواستند كه از همان زمان اجر خدمت ایشان به درستی شناخته شود؟ این پرسشها همچنان امروزی است و همچنان نیز امروزی میماند تا زمانی كه ندانیم چه كس یا كسانی كسروی را كشتند؟ این امری سترگ است و خدشهای كه از این راه به مفاهیم نخستین و پایهای كه احترام و رعایت آنها میباید سنگ بنای هر جامعه متمدنی باشد وارد آمده است جبران نمیتواند شد مگر با تجدید محكمه قتل كسروی. قتل نویسنده، قتل فرهنگ است. اگر قتل فرهنگ افتخار است و یا گامی است در راه اجرای حكمی الهی، پس این افتخار صوابآفرین را از عاملان و آمران و حامیان این قتل نگیریم. این فخر ایشان را ارزانی باد!� پس دادرسی باید تا روشن كند كه كسروی را چه كس و كسانی كشتند. پرونده قتل كسروی همچنان گشوده است. همه كسانی كه استقرار جامعهای بر پایه عدل و داد و آزادی و برابری را در ایران خواهانند میباید رسیدگی مجدد به پرونده قتل كسروی را خواستار شوند. تا این ظلم بزرگ برجاست كجا میتوان از داد و دادگستری سخن گفت! چشمانداز، شماره 16، پاریس، بهار 1375 |












