روزى حضرت كاظم علیه السلام از در خانه (بشر حافى ) در بغداد مى گذشت كه صداى ساز و آواز و رقص را از آن خانه شنید.ناگاه كنیزى از آن خانه بیرون آمد و در دستش خاكروبه بود و بر كنار در خانه ریخت . امام فرمود: اى كنیز صاحب این خانه آزاد است یا بنده ؟ عرض كرد: آزاد است .
فرمود: راست گفتى اگر بنده بود از مولاى خود مى ترسید.
كنیز چون برگشت (بشر حافى ) بر سر سفره شراب بود و پرسید: چرا دیر آمدى ؟ كنیز جریان ملاقات را با امام نقل كرد.بشر حافى با پاى برهنه بیرون دوید و خدمت آن حضرت رسید و عذر خواست و اظهار شرمندگى نمود و از كار خود توبه كرد.
--------------------------------------
درسى از اخلاق ص 184 - منهاج الكرامة علامه حلى .
دوست عزیز
اینترنت محیطی است که افکار و عقاید گوناگونی در آن وجود دارد و افراد مختلف با سلایق گوناگون مشغول فعالیتند من سغی می کنم با توجه به تحصیلات دانشگاهی و حوزوی که دارم مطالب مستند و قابل دفاع را پیدا کرده و از طریق داغ نمودن لینک یا ارسال پیام گروهی اطلاع رسانی کنم لذا خوشحال میشوم جزو لیست دوستان شما شما باشم
ممنونم