- 1
- 2
خدانگهدار 5 خرداد 87 - 11:35 |
« كسی كه مهربانی یك جسم زنده را به تو می بخشد جز درك حس زنده بودن ، از تو چه می خواهد» ***********
خدانگهدار همه شما
روزهای خوبی رو کنار شما بودم
اگر کسی رو از دست خودم رنجوندم عذر میخوام و امیدوارم منو ببخشه برای یه مدت طولانی نمیام نت در پناه حق
|
salam va dord khoda bar abo fazel alamdar dashte karbala va saghi lab teshne 29 دی 86 - 03:56 |
![]() |
moharam 29 دی 86 - 00:04 | |||
| |||
واقعا درسته این جوری عزاداری کردن 25 دی 86 - 16:34 |
خب یه دفعه بگید برگشتیم به دوران جاهلیت و بت پرستی دیگه محرم که میاد هر کسی بنوعی برای امام حسین عزاداری میکنه ! یکی قمه ورمیداره میزنه تو فرق سرش و از دردی که میکشه لذت میبره …. احساس میکنه این خون رو داره در راه امام حسین میده … کسی که اینکار رو میکنه میخواد اثبات کنه که شجاعت و لیاقتش رو داره که از یاران امام حسین باشه و بنوعی بصورت نمادین میخواد خودش رو در صحرای کربلا و در کنار امام حسین نشون بده ! |
سلام بر حیسن{ع} و یاران باوفایش 22 دی 86 - 03:32 |
![]() |
انسانیت 17 دی 86 - 13:19 |
قلب تو کجاست ؟ رابرت داوینسن زو قهرمان مشهور ورزش گلف آراژانتین زمانی که در یک مسابقه موفق شد مبلغ زیادی پول برنده شود. در پایان مراسم زنی بسوی او دوید و با تضرع و التماس از او خواست تا پولی به او بدهد تا بتواند کودکش را از مرگ نجات دهد زن گفت که او هیچ هزینه ای برای درمان پسرش ندارد و اگر رابرت به او کمک نکند او میمیرد قهرمان گلف دریغ نکرد و بلافاصله تمام پولی را که برنده شده بود به زن بخشید . هفته ها بعد یکی ار مقامات رسمی انجمن گلف به او گفت که ای رابرت ساده لوح خبرهای تازه برایت دارم آن زنی که از تو پول خواسته بود اصلا بچه مریض ندارد حتی ازدواج هم نکرده و او تو را فریب داده دوست من. رابرت با خوشحالی جواب داد : خدا را شکر پس هیچ بچه ای در حال جان دادن نبوده است این که خیلی عالی است |
معرقت 15 دی 86 - 21:12 |
تا حالا به كفشات نگاه كردی ؟ دو تا عاشق دوتا همراه كه با هم میمیردند كاش ادما كمتر از كفشاشون نباشن |
اشک 15 دی 86 - 01:41 |
می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی چشمانت را دوست دارم بخاطر قطرات اشکی که میدانم بر سر مزارم خواهی ریخت |
'گریز 2 دی 86 - 22:31 |
رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت راهی بجز گریز برایم نمانده بود |
یاد 30 آذر 86 - 18:04 |
چه شبهای كه با یاد تو سر شد چه غم های كه با دل همسفر شد دل من با نگاهت داشت انسی تو رفتی دل من در به در شد تقدیم به دوست عزیزم شادروان ![]() جوان ناكام علی رهسپار ![]() اللهم صلی علی محمد و آل محمد ![]() ![]() یازدهم فرورد ین هشتاد و چهار مصادف با اربعین حسینی ![]() |
- 1
- 2








خدانگهدار شما 







![IMG]](http://i17.tinypic.com/67yhcmx.jpg[/IMG])
![IMG]](http://i17.tinypic.com/2qipfgi.jpg[/IMG])