تبلیغات


__
آخرین نامه
2 مرداد 87 - 03:38

این نامه ی آخر است .....ا
پس از آن نامه یی وجود نخواهد داشت
این واپسین ابر پر باران خاکستری ست
که بر تو می بارد ؛
پس از آن دیگر بارانی وجود نخواهد داشت

این جام آخر شراب است بانو ؛
و دیگر نه از مستی خبری خواهد بود ؛
نه از شراب ...ا

آخرین نامه ی جنون است این !ا
...
آخرین سیاه مشق کودکی
دیگر نه ساده گی کودکی را به تماشا خواهی نشست ؛
نه شکوه جنون را .....ا

دل به تو بستم گل یاس ِ دلپذیر ....
چون کودکی که از مدرسه می گریزد
و گنجشک ها و شعرهایش را
!
در جیب شلوارش پنهان می کند

من کودکی بودم ؛
گریزان و آزاد
بر بام شعر و جنون !ا
اما تو زنی بودی ؛
با رفتارهای عامیانه !ا
زنی که چشم به قضا و قدر دارد
و فنجان قهوه
و کلام فالگیران !ا
....
زنی رو در روی صف خواستگارانش

افسوس ....!ا
از این به بعد در نامه های عاشقانه ؛
نوشته های آبی نخواهی خواند !ا
در اشک شمع ها ؛
و شراب نیشکر
ردّی از من نخواهی دید !ا

از این پس در کیف نامه رسان ها
بادبادک رنگینی برای تو نخواهد بود
دیگر در عذاب زایمان کلمات
و در عذاب شعر حضور نخواهی داشت !ا

جامهء شعر را بدر آوردی
خودت را بیرون از باغهای کودکی پرتاب کردی
و بدل به نثر شدی .....

خاطرات عشقمان در زمستان از خاطرم می گذرد
و آرزو می کنم
باران در دیاری دیگر ببارد
و برف در شهری دور ....ا

آرزو می کنم خدا
!
زمستان را از تقویم خود پاک کند
چون نمی دانم چگونه ؛
زمستان ها را بی تو تاب بیاورم

اکنون تو کجایی ؟ بانو !ا
جز دلت در این بیشهء برفی دلی نیافته ام
که مرا در خود جای دهد ....ا

این خاطره ی زمستانی مرا ویران کرد
و نهال گندمی که از لبانم می روید را خشکاند
و عشق را از من دزدید

چگونه با این برودت از خاطره ی اندام توعبور کنم؟
میان سینه هایت دهکده های سوخته
معادن بی شمار
و کشتی های غرق شده
و مردانی که از ایشان خبری باز نیامد

آنان که از میان سینه هایت گذشتند ؛
ناپدید شدند
و آنان که تا سحر ماندند ؛
خود را کشتند

! ... اشتباه نکن
....
رفتنت فاجعه نیست برایم
من ایستاده می میرم ؛
چون بیدهای مجنون ....

پشیمان نیستم از سالهایی که باتو گم کردم
پشیمان شدن را نمی شناسم
می دانم که روی اسبی بازنده شرط بسته بودم
! ...
بازی با زنان ، شبیه بازی با اسب است
با نتیجه یی نامشخص
که هیچ معجزه یی در آن نقش ندارد
هر مرد ، اسبی را انتخاب می کند
....
و هر زن ، اسبی را
و آنگاه
....
آخر بازی تنها زنان برنده اند

در تجارت میان زنان و اسبان فرقی نمی گذارم
گاهی برنده ام
....
و گاهی بازنده
و همچنان به بازی ادامه می دهم
آخرهر بازی اشعار زیادی نصیبم می شود
چیزی از سقوط زیر سم اسب ها
....
و گامهای عشق زیباتر نیست

و نیز زیباست
ایستاده مردن زیر قانون شرط بندی
همچون بیدهای مجنون

فراموش نکن!
30 تیر 87 - 04:35

خود را بشناس تا دیگران را بشناسی.
تو همانی كه میاندیشی.
همیشه به داشتههایت توجه كن نه به آنهائی كه نداری.
مشكلات مثل بادكنك هرچه بادش كنی بزرگتر میشود.
در هرشرایطی تو دوست داشتنی هستی خود را دوست بدار.
باید باغ ذهن را هر روز وجین كنیم.
اگر خودت را عوض كنی زندگی عوض میشود.
مشکل با راهحل میآید ولی همیشه ما مشكل رامی بینیم نه راه حل را
خوشبختی مهماناست هر زمان دعوتش كنیم به خانه ما میآید.
وقتی خودمان را باور نداریم چگونهانتظار داریم كه دیگران ما را باور داشته باشند.
دركولهبارت چه داری؟
چشمانت را بازكن دیدنیها را ببین خودت را رها كن، زمان سپری میشود.
چه آموختهای، چه كردهای؟
فکرت چگونهاست، تورا به كجا میبرد؟
به گذشته یا به آینده؟
گذشتهات به توچه آموخت و از آن چه كوله باری برای آیندهداری؟
حال را فراموش كردهای!! برای چه؟
بالش كوچك راحتی را زیر فكرخستهات بگذار و به داشتههایت توجه كن آنقدر به افكارت خیره شدهای كه چشمانت دردگرفته. چشمانت را ببند و به كولهبارت سری بزن. دفتر زیبائی را كه درآن هست بردار وبازكن، صفحههائی كه درهم هستند و هركدام بارنگهای مختلف نوشته شدهاند خبر ازگذشتهات میدهند هرچه جلوتر میروی نوشتهها واضح‌تر شدهاند آنها نمایانگرآموختههایت هست.
صفحههای بعدی زمان حال را نشان میدهند كه هنوز تعداد زیادی منتظر پر شدن از روزهایت هستند، پس از آن صفحات به خوبی استفاده كن و آنها را بنویسو جایش صفحههای آخر دفتر میباشد كه چندتائی از آنها نوشته شده.
و آن برنامهنویسی آیندهات میباشند كه با ایمان و امید به آن برنامهها از خواب بیدارمیشوی و روزت را شروع میكنی.
پس از گذشتهات بیاموز، در حال زندگی كن و برای آیندهات برنامه ریزی كن.

دست خودم نیست
26 تیر 87 - 15:42

اگر می بینی عاشق تو هستم ، دیوانه تو هستم ، و

تمام فکر و زندگی من تو شده ای

به خدا بدان که این دست خودم نیست!

اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است و دستانم سرد است

و اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت و پر از غم و غصه است

بدان که این دست خودم نیست!

دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم میبینم و به یاد تو می باشم.

دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم ،

به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می

اندازم و ستاره ای درخشان را میبینم و به یاد تو می افتم!

دست خودم نیست که هر سحرگاه به انتظارت مینشینم تا

در آسمان دلم طلوعی دوباره داشته باشی!

عزیزم دست خودم نیست که اینهمه تو را دوست میدارم

، این همه احساسات عاشقانه که من برای تو مینویسم دست خودم نیست!

عزیزم دست خودم نیست ، دست این قلب پر توقع من است

! به قلبم حق میدهم که تنها تو را میخواهد چون تو دومین

و آخرین دوست واقعی و همدلی  هستی که در اعماق قلبم

نشسته ای و کسی هستی که میتوانی قلبم را برای همیشه نزد

خود نگه داری و با حضورت در قلبم انتظار آن را برآورده کنی

چونکه تو لایق آن هستی

عزیزم

تا بعد

 

فاحشه!!!… دعایم کن
25 تیر 87 - 01:37

سلام فاحشه!
تعجب کردی!؟... میدانم در کسوت مردان آبرومند، اندیشیدن به تو رسم، و گفتن از تو ننگ است! اما میخواهم برایت بنویسم
شنیده ام، تن می فروشی، برای لقمه نان! چه گناه کبیره ای…! میدانم که میدانی همه ترا پلید می دانند، من هم مانند همه ام
راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند !!اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است ! مگر هردواز یک تن نیست؟ مگر هر دو جسم فروشی نیست؟
تن در برابر نان ننگ است
بفروش ! تنت را حراج کن… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان
شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین
شنیده ام روزه میگیری،
غسل میکنی،
نماز میخوانی،
چهارشنبه ها نذر حرم امامزاده صالح داری،
رمضان بعد از افطار کار می کنی،
محرم تعطیلی.
من از آن میترسم که روزی با ظاهری عالمانه، جمعه بازار دین خدا را براه کنم، زهد را بساط کنم، غسل هم نکنم، چهارشنبه هم به حرم امامزاده صالح نروم، پیش از افطار و پس از افطار مشغول باشم، محرم هم تعطیل نکنم!
فاحشه!!!… دعایم کن

 

جملات ماندگار از چهره های ماندگار
23 تیر 87 - 19:00
1052.jpg " محبت همه چیز را شکست می دهد و خود شکست نمیخورد " . تولستوی



1050.jpg " ما ندرتاً دربارۀ آنچه که داریم فکر می کنیم ، درحالیکه پیوسته در اندیشۀ چیزهایی هستیم که نداریم " . شوپنهاور



1049.jpg " آنكه می تواند ، انجام می دهد،آنكه نمی تواند انتقاد می كند " . جرج برنارد شاو



1048.jpg " لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم؛ غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند " . علی شریعتی



1047.jpg " تمدن، تنها زاییده اقتصاد برتر نیست، در هنر و ادب و اخلاق هم باید متمدن بود و برتری داشت " . لویی پاستور



1046.jpg " باید دنبال شادی ها گشت ولی غمها خودشان ما را پیدا می کنند " . فردریش نیچه



1045.jpg " کمربند سلطنت ، نشان نوکری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده اند و باز خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه عمرم بوده است " . نادر شاه افشار



1044.jpg اگر در اولین قدم، موفقیت نصیب ما می شد، سعی و عمل دیگر معنی نداشت. موریس مترلینگ



1043.jpg بهترین چیزها زمانی رخ می دهد که انتظارش را نداری. گابریل گارسیا مارکز



1042.jpg " لازم نیست گوش كنید، فقط منتظر شوید . حتی لازم نیست منتظر شوید ، فقط بیاموزید آرام و ساكن و تنها باشید. جهان آزادانه خود را به شما پیشكش خواهد كرد تا نقاب از چهره‌اش بردارید انتخاب دیگری ندارد؛ مسرور به پای شما در خواهد غلطید " . فرانتس كافكا



1041.jpg " گنجی که در اعماق نامحدود شما حبس شده است ، در لحظه ای که خود نمی دانید ، کشف خواهد شد " . جبران خلیل جبران




1040.jpg اگر جانت در خطر بود بجای پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاری خویش آگاه سازی . ارد بزرگ



1039.jpg " كسی كه دارای عزمی راسخ است ،جهان را مطابق میل خویش عوض می كند " . گوته



1038.jpg " پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آنست که بعد از هر زمین خوردنی برخیزی" . مهاتما گاندی



1037.jpg " کسی به فرجام زندگی آگاه نیست ، خداوند هم نیازی به عبادت بنده ندارد " . فردوسی خردمند



1036.jpg " تکامل و حرکت، مبنا و پیش فرض کل وجود است " . انگلس



1035.jpg " بیشترین تأثیر افراد خوب زمانى احساس مى شود كه از میان ما رفته باشند " . امرسون



1034.jpg " از دیروز بیاموز. برای امروز زندگی کنو امید به فردا داشته باش" . آلبرت انیشتن



1033.jpg " برای اداره كردن خویش ، از سرت استفاده كن . برای اداره كردن دیگران ، از قلبت " . دالایی لاما



1032.jpg " انسان باید از هر حیث چه ظاهر و چه باطن , زیبا و آراسته باشد " . چخوف



1031.jpg " لحظه ای که به کمال رسیدم و منور شدم ، تمام هستی کامل و منور شد " . بودا



1030.jpg " تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید . پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند " . گراهام بل
برخی از جملات قصار مسئولین کشور طی سال 86
18 تیر 87 - 15:25
آیت الله جوادی آملی: "دانشمندان فیزیک، شیمی، بارانشناسی و زمین شناسی بدون پسوند اسلامی نفهمند."
 
حسنی، امام جمعه ارومیه: "اگر فرد مشرکی را وقتی فهمیدیم که واقعاً مشرک شده، باید او رابسوزانیم؛ اگر با گلوله هم بود اشکالی ندارد."
 
امام جمعه شیراز: "گرانی خانه باعث شد جوان پاک ما به جای مسکن، دوست دختر و دوست پسر بگیرند."
 
شکوفه گلخو، رییس دانشگاه الزهرا: "بدحجابی زنان موجب فعال شدن غده هیپوفیز مردان در تولید مثل میشود."
 
قرائتی: "ما آخوندها همیشه مثل گاز اشک آور عمل می کنیم؛ فقط بلدیم گریه مردم را در آوریم."
 
احمدی نژاد: "ما یک کشور آزاد هستیم."
 
سید حسین مرعشی: "احمدی نژاد نه فقط معجزه هزاره سوم، که معجزه هزاره چهارم هم هست."
 
امام جمعه تبریز: "علت زلزله اخیر تبریز، اظهارات اعلمی نماینده تبریز در مورد سیدالشهدا بود."
 
آیت الله خزعلی: "حجاب موجب بالا رفتن معدل دانشجویان میشود."
 
احمدی نژاد: "در ایران همجنسگرا نداریم."
 
آیت الله امینی، امام جمعه قم: "سنگسار باید علنی باشد."
 
احمدی نژاد: "ایران قدرت اول جهان است."
 
آیت الله حسنی: "اگر مومنین غسل جمعه را انجام ندهند مشکلات کمبود گاز مرتفع می شود."
 
وزیر مسکن: "ساکنان شهرهای بزرگ امیدی به خانه دار شدن نداشته باشند."
 
وزارت اطلاعات: "سنجابهای جاسوس در مرز دستگیر شدند."
 
احمدی نژاد: نفت را سر سفره مردم می آوریم، بعد از انتخابات: "نفت خوردنی نیست که سر سفره ها بیاوریم."
 
الهام، سخنگوی (وقت) دولت: "نفت را سر سفره مردم نمی آوریم، بوی بد می دهد."
 
مسئولین نیروی انتظامی در ملاقات با یک گروه از وزارت کشور آلمان آمادگی خود را برای تامین امنیت بازیهای جام جهانی (در آلمان) اعلام کردند.
 
اسماعیل ططری، نماینده سابق کرمانشاه: "آلمانی ها اگر بشر بودند یک زن رقاص رئیسشان نمی شد."
 
احمدی نژاد: " اینها . به اندازه بزغاله هم از دنیا فهم و شعور ندارند."
 
علی لاریجانی در جریان رسیدگی به پرونده هسته ای ایران: "با شکلات راضی نمی شویم."
 
لاله افتخاری، نماینده مجلس شورای اسلامی: "در سرزمین اسلامی نباید یک مریض زن بدست نامحرم مداوا شود."
 
شکراله عطارزاده، نماینده مجلس هفتم: "کوندالیزا رایس یک پیر دختر امریکایی ولگرد است که ناکامی های جنسی وی موجب عقده شده است."
 
سخنگوی دولت، پس از تصویب لایحه بودجه: "دولت مسئول گرانیهای سال آینده نخواهد بود."
 
وزیر کشور (در مورد انتخابات): " آنقدر که به فکر آفتابه لگن هستیم به فکر تقویت محتوای برنامه ها نیستیم."
 
احمدی نژاد: "امریکا به ایران حمله نمی کند چون من مهندسم و مسائل را تحلیل می کنم."
 
احمدی نژاد: "یه دختر بچه دو ساله زبونشنون اسپانیولیه .. یه نیگاه کرد به من، گفت: "این محموده ، این محموده."
 
احمدی نژاد: "یکی از شخصیتهای شرق آسیا، از مسئولین درجه یک اومد به دیدن ما ..خلاصه حرفش این بود که اومده بود زنبیلش رو بذاره تو صف بگه ما مشتری شما هستیم."
 
احمدی نژاد: "دختر ۱۶ ساله ای در خونه شون انرژی هسته ای را کشف کرده."
 
حجت الاسلام و المسلمین مهدی پور، محقق و پژوهشگر مهدویت: "رواج بی بندو باری در یک جامعه باعث بروز زلزله می گردد."
 
درد و دل با تو
17 تیر 87 - 23:23

شبی در اوج تنهایی ودر یک انتظار سرد
پریشان وپریشان با دلی پر درد
فضای خاطراتم از غروب یک ستاره غرق خون گردید
حصار دیدگانم گشت بارانی، غم ودردم فزون گردید
ودر آن عزلت جانفرسای تنهایی
ودر آبی ترین دریای غمناکی
پرستوی خیالم کرد گذر از خاطرات عشق جانسوزت
گذر کرد از سیه مویت ،لبانت ،ابروانت ،تیر مژگانت
وشد یادآور زیبایی روزی
که صید من بودند دل ربایان فراوانی
ومن از بین آن گل ها تورا با ساز خوشبختی صدا کردم
سرای ناامیدی را به دشتی از غم واندوه رها کردم
تو با صد عشوه وصدناز مرا بر دام خود کردی
ولی افسوس وصد افسوس که آن عشوه گری گردید داستانی
چگونه داستانی ؟داستانی دردناک وبی سرانجامی
بلی ،دل را ربودی از کفم رفتی
نمی دانم چرا رفتی ؟خطا کردی؟
مرا در بحر تنهایی رها کردی
وگر من اشتباه کردم گنه کارم
سر پروانه ی دل گر بسوزم من سزاوارم
وبعد رفتنت ناگه دف این دل ترک برداشت
چرا رفتی ؟مگراین دل نوای دیگری از عشق در سر داشت؟
وشاید دست تقدیر اینست که تنها تا ابد تنهاست
زناکامی آغوشت، تمام هستش اش رویاست

 

سخنی با تو...
17 تیر 87 - 23:09
آرزو داشتم که با تو در روزگاری دیگر دیدار می کردم...... روزگاری که در آن زمام قدرت در دست گنجشکان می بود...... یا در دست آهوان...... یا در دست قوهایا در دست پریان دریایی..... یا در دست نقاشان ، موسیقیدانان ، شاعران..... یا در دست عاشقان ، کودکان ، مجانینبانوی منتو آن رسوایی زیبا هستی که به آن معطر می شومو آن شعر بشکوه که آرزو دارم امضای خود را