تبلیغات


__
Chainsaw Charlie
17 شهریور 86 - 18:55

Chainsaw Charlie (Murders In The New Morgue)

[Lawless]

[Charlie to Jonathon]
O.K. boy now here's your deal
Will you gamble your life?
Sign right here on the dotted line
It's the one you've waited for all of your life

[Jonathon to Charlie]
Ah - will it feed my hunger
If I swallow lies right down my throat?
Or will it choke me till I'm raw?
And tomorrow when I'm gone
Will they whore my image on?
I'll will my throne away, to a virgin heir and Charlie's slave

[Jonathon]
Murders, murders in the new morgue
Murders, murders in the new morgue
See old Charlie and the platinum armys
Making me their boy
Murders, murders in the new morgue
Murders, murders in the new morgue
He'll make ya scream for the cash machine
Down in Chainsaw Charlie's morgue

[Charlie to Jonathon]
We'll sell your flesh by the pound you'll go
A whore of wrath just like me
We'll sell ya wholesale, we'll sell your soul
Strap on your sixstring and feed our machine

[Jonathon to Charlie]
Ah - will it feed my hunger
If I swallow lies right down my throat?
Or will it choke me till I'm raw?
And tomorrow when I'm gone
Will they whore my image on?
I'll will my throne away, to a virgin heir and Charlie's slave

[Charlie to Jonathon]
Welcome to the morgue boy
Where the music comes to die
Welcome to the morgue son
I'll cut your throat just to stay alive
Ah, trust me boy
I won't steer you wrong
If you trust me son
You won't last very long

[Charlie to Jonathon]
I'm the president of showbiz, my name is Charlie
I'm a cocksucking asshole, that's what they call me
Here from my Hollywood tower I rule
I'm lying motherfucker, the chainsaw's my tool
The new morgue's our factory, to grease our lies
Our machine is hungry, it needs your life
Don't mind the faggots, and the ruthless scum
Before we're done, son we'll make you one
I'm the tin man, I've never had a heart
I'm the tin man, But I'll make you a star
I'm the tin man, I've never had a heart
I'm the tin man, but i'll make me the star

rebel
24 خرداد 86 - 20:56

I'm a rebel in the F.D.G.
And I say only God in the heaven knows
I'm a bad child, come and love me
And I say oh, yeah

Blackie lawless

حافظ شیرازی!
22 خرداد 86 - 22:55

جام می و خون دل هر یك به كسی دادند

در دایره ی قسمت اوضاع چنین باشد

در كار گلاب و گل حكم ازلی این بود

كاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد

آن نیست كه حافظ را رندی بشد از خاطر

كاین سابقه ی پیشین تا روز پسین باشد!

The idol for million eyes
20 خرداد 86 - 22:18

If I could only stand and stare in the mirror could I see
One fallen hero with a face like me

And if I scream, could anybody hear me
If I smash the silence, you'll see what fame has done to me

Blackie Lawless

خداحافظ
14 خرداد 86 - 21:59

خداحافظ همین حالا

همین حالا كه من تنهام

خداحافظ به شرطی كه بفهمی تر شده چشمام

خداحافظ كمی غمگین

به یاد اونهمه تردید

به یاد آسمونی كه منو از چشم تو می دید

اگه گفتم خداحافظ

نه اینكه رفتنت ساده س

نه اینكه می شه باور كرد دوباره آخر جاده س

خداحافظ واسه اینكه نبندی دل به رویاها

بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا

خداحافظ همین حالا...

(كوله پشتی)

!!!
28 اردیبهشت 86 - 22:26

Kiss away the pain and leave me lonely
I'll never know if love's a lie
Ooh - being crazy in paradise is easy
Do you see the prisoners in my eyes


Blackie Lawless

من و مسافر جاده ی خورشید
27 اردیبهشت 86 - 02:29

مسافر جاده­ی خورشید! سلام،


پنج روز گذشت! من سخت مشغولم. سرگرم به زنجیر كشیدن احساس نگاهم و در بند كردن گرمیه كلامم. قلب گرم و بی تابم را باز توی گوی شیشه­ای پنهان كردم. باز هم دستانم را در سرمای زمستان فرو كردم و با نگاه یخیم به انتظار گرمای تابستان، پشت پنجره­ی سكوت ایستاده­ام.


مسافر! دیدی كه چه نرم و بی اعتراض رفتی؟


تا به دنبال كلامی برای تسكینت رفتم، مست از حرارت خورشید، میان بوته­های گل جوانی دیدمت كه خواب خوشبختی می دیدی.


وای به روزم اگر قلبم را به تو می دادم!


مسافر! دیدی كه تو هم در انتظارش بودی؟


اما آنقدر سردر گم اولین احساست بودی كه نمی دانستی چه می خواهی!


خورشید را ببین! تلائلو نور طلاییش در چشمانت می درخشد. نگاهت دوباره به دنبال برق نگاهی آشنا روی سیمای همسفرانت آهسته و بی عجله كاوش می كند.


وای به روزم اگر بهای بلیط فیلمت را پرداخته بودم!


مسافر! دیدی كه بازنده­ی از پیش باخته­ی این قمار بی رحم، من بودم؟


جایت پشت تریبون خالی است. حالا كی برایم شعار دهد؟


وای به روزم اگر دستِ آخر را هم همپایت بازی می كردم!


مسافر! بدبینیم را قاب گرفتم و بالای عقلم، روی تاقچه­ی خیالم گذاشتم.


مسافر! سفرت به خیر. سلام مرا به خورشید برسان. من روایت تو را برای ماه گفته­ام.


 


نوشته­ام برایت برگِ برنده­ای باشد در قمارهای بعدی!!!


آیدا در ماه (اردیبهشت86)

13 فروردین 86 - 20:46

تا كی می خوای بشینی منتظر دختری كه واسه رام شدن مثل اسب بهت جفتك می زنه! اون دخترك ملوسی كه به امید نوازش نگاهت با تمام وجودش بهت محبت می كنه می تونه همراه بهتری باشه واست! اینو یاد بگیر و به منه اسب هم یاد بده. سنت خوبه ولی نه تو محبت!


آیدا در ماه (فروردین 86)

نمی خوام!
11 فروردین 86 - 02:05

حوصله هیچ كس و هیچ چیزی رو ندارم. وقتی می گم می خوام نباشی فقط به تو نیستم به همه م. می خوام دلتنگ شم. می خوام از شدت دلتنگی گریه كنم. ولی كو فرصت؟ همه چی هست. همه هستن. دور شو. شاید مهم شی. نوشته هام دیگه رنگ و بوی قدیم رو نداره. انگاری جداً دیگه نباید بنویسم. دست نوشته هامو، اونایی رو كه مثل اونوقتا می نویسم گذاشتم لای سررسید پارسال تا مثل روزای توی سررسید برن تو رودخانه ی فراموشی. حتی اگر قرار باشه اینجوری زندگیمو عوض كنم حاضرم. اینجوری! بدون نوشته! بدون زیبایی كلمات. دلم نمی خواد! نمی خوام! دوست ندارم!

نگرانم
21 اسفند 85 - 05:10

كبوتر سپید بال افكارم را به هر كجا كه می فرستم باز به سراغ تو می آید. به هر سویی كه می نگرم انگار تویی كه با چشمانی خیس به تمام اعمال من می نگری. نمی توانم پنهان كنم دل مستأصلم را. تمام لحظاتی كه صدایت در گوشم زمزمه نمی كند نگرانت هستم. نگران تمام نگرانیهایت. تو هستی ولی انگار پشت شیشه دوری پنهان شده ای. تو هستی ولی انگار ته زیر زمین تاریك دلتنگی گم شده ای. هستی ولی انگار ساعت ها وقت می خواهم برای پیدا كردنت در اعماق دلم. هستی ولی انگار توی نور مهتابیه ماه از من فرار می كنی. كجایی؟ با لبان بسته اسمت را فریاد می زنم تا دلت صدایم را بشنود؛ تا به یاد بیاوری كه دلم از نگرانی آنچنان می تپد كه صدایش را تمام رهگذران كوچه ی تنهایی می شنوند.


بیش از این نمی توانم احساس سركشم را برایت بنویسم! نگرانم!


آیدا در ماه(اسفند 85)

__