
23 خرداد 88 - 08:22 |
![]() بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است بزن باران که به چشمان یاران جهان تاریک و دریا واژگون است بزن باران که دین را دام کردند شکار خلق و صید خام کردند بزن باران خدا بازیچه ای شد که با آن کسب ننگ و نام کردند بزن باران به نام هرچه خوبیست به زیر آوار گاه پایکوبیست مزار تشنه جویباران پر از سنگ بزن باران که وقت لای روبیست بزن باران و شادی بخش جان را بباران شوق و شیرین کن زمان را به بام غرقه در خون دیارم به پا کن پرچم رنگین کمان را بزن باران که بی صبرند یاران نمان خاموش! گریان شو! بباران! بزن باران بشوی آلودگی را ز دامان بلند روزگاران |
19 خرداد 88 - 01:41 |
[http://www.youtube.com/watch?v=U_uu4C79kZ8]
هر کسی دنبال خبر می گرده
هر کسی دنبال خبر می گرده
«با آرزوی سلامتی و موفقیت برای پیام آور صلح و آزادی و سربلندی ایران» |
20 شهریور 87 - 07:15 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
روز ملی شعر و ادب
بیست و هفتم شهریور ماه سالروز خاموشی شهریار شعر ایران " روز ملی شعر و ادب " نامیده شده است.
سید محمد حسین بهجت تبریزی معروف به شهریار در سال 1285 « هـ. ش» در شهر تبریز دیده به جهان گشود ، شهریار تحصیلات خود را با قرائت قرآن کریم و ترسل و نصاب و گلستان سعدى در مکتبخانه همان قریه و نیز نزد پدرش آغاز نمود ، هنگامی که محمد حسین 15 ساله شد پدرش او را همراه قافله کوچکی روانه تهران می کند تا ادامه تحصیلات و مدارج کمال را در آنجا پی بگیرد او هنگام عزیمت به تهران در اولین منزل بین راه « قریه باسمنج» به هنگام استراحت در خواب می بیند که بر روی قلل کـوه طبل بزرگی را می کوبد و صدای آن طبل در اطراف و جوانب می پیچید و به قدری صدای آن رعد آساست که خودش نیز وحشت می کند ، تعبیر این خواب او چیزی جز شهرت و آوازه ای که بعدها به دست آورد نمی توانست باشد. شهریار دنباله تحصیلات متوسطه خود را در « دارلفنون» پی گرفت و به زودی دوستان صمیمی و خوبی برای خود در تهران پیدا کرد از جمله آقای ابوالقاسم شهیار. شهریار که از مدتها پیش شعر می سرود در آن سالها بیشتر به شعر و شاعری روی آورد او ابتدا در اشعار خود بهجت تخلص می کرد ولی در سال 1300 برای یافتن تخلصی جدید از فال حافظ تخلص خواست که بیت زیر شاهد از دیوان حافظ آمد: غم غریبی و غربت چو بر نمی تابم به شهر خود روم و شهریار خود باشم شهریار وقتی این بیت را دید در آغاز آن را نپذیرفت و خود را لایق عنوان «شهریار» ندانست و به قول خود چنین گفت که حافظ جان ، ما از تو یک نام درویشی خواستیم تو به ما چنین نامی پیشنهاد می کنی؟ و دوباره به حافظ تفال زد و باز هم همان بیت آمد و این چنین آن را به فال نیک گرفت و از آن پس تخلص « شهریار» را برای خود برگزید و بدان مشهور شد ... در همان اثنا که شهریار مست از شور و نشاط جوانی و فارغ از خود و دنیا روزگار می گذراند . دست تقدیر حال وی را دگرگون کرد و سرگذشتی دیگر را برای وی رقم زد شاید خواست خدا چنین بود تا از شهریار ، شهریار بسازد. ... اواخر دانشکده طب است ؛ این روزها نامزد شهریار خواسته یا ناخواسته کمتر به دیدار شهریار می آید گویی دستانی در کارند تا این وصل را به هجران بدل کنند ، ظاهراً پدر پری دیگر با این وصلت موافق نبود و شهریار بی چیز و فقیر را لایق پری ، دختر خود نمی پنداشت و از این رو مانع از آن می شد که دخترش به دیدار شهریار برود. ولی شهریار پری را نیز بی تقصیر نمی داند و دوری او را ناشی از بی مهری و بی وفایی او می داند اما هنوز شیفته و دلداده او است و از فراق او می سوزد. آری این چنین بود که عزیزترین کس شهریار از دستش به در می رفت ولی هنوز امید برای وصل و دیدار باقی بود که دخالت تیمور تاش ، وزیر در بار مستبد رضاخان آخرین رشته امید را نیز قطع کرد و شهریار را ناکام گذاشت. در سال آخر مدرسه عالی طب ( دانشکده پزشکی) که به امتحان آخر سال و دکتر شدن شهریار بیش از چند ماه نماند بود ، در بیمارستان شماره یک ارتش انترن و مشغول کار بود. روزی رئیس بیمارستان او را به اطاق خود خواست . شهریار به اطاق رئیس رفت ؛ دید سرگردی آن جا نشسته است رئیس بیمارستان با قیافه ای ناراحت و حالی پریشان که می کوشید پنهان کند به شهریار گفت : جناب سرگرد با شما کاری دارند با ایشان بروید و ببیند چه کار دارند . سرگرد شهریار را یک راست به زندان دژبانی تهران برد و زندانی کرد. تیمور تاش دستور داده بود که او را آنجا زندانی کنند یا بکشند. مادر ثریا وقتی که از ماجرا با خبر می شود بر سر و روی خود می زند ،شیون کرده می گوید: این سید بیچاره چه گناهی کرده ؟! نفرین او ما و شما را زیر و رو می کند این چه کاریست می کنید؟ مبادا دستتان را به خون آلوده کنید. تیمور تاش به این شرط حاضر بود از کشتن شهریار منصرف شود که از تهران برود و بدین ترتیب او را از زندان آزاد کردند که به زودی تهران را ترک کند. در 26 سالگى در ثبت اسناد شهرستان نیشابور مشغول به کار شد. شهریار در نیشابور با استاد کمالالملک نقاش معروف که او نیز در تبعید به سر مىبرد آشنایى پیدا کرد... استاد در این سفر چهار ساله رنج بسیار کشید...» زمانى که شهریار در نیشابور در تبعید به سر مىبرد تیمورتاش به طرز فجیعى به قتل رسید. پس از او نیز چراغعلىخان پسر عموى رضاشاه معروف به امیراکرم با پرى خانم ازدواج کرده که او نیز به خاطر اختلاف با رضاشاه به قتل رسید و پرى خانم بیوه و تنها به خانه پدریش بازگشت. یکی از تلخ ترین خاطرات شهریار در سال 1331 به وقوع پیوست و آن مرگ ماردش بود . شهریار پس از مرگ مادر آن هنگام که دیگر بچه های برادرش تا حدودی بزرگ شده بودند و می توانستند روی پای خود بایستند ، تنها خانه ای را که در تهران داشت با وسایلش به بچه های برادر بخشید و تنها با یک جامه دان لباسهایش به تبریز رفت . شهریار دچار هیجانات روحى شده بود، از دوستان و آشنایان دورى مىجست، تنها فکر و ذکرش عبادت و تلاوت قرآن کریم بود. این حالت چند سال طول کشید، اغلب این جمله را به زبان مىآورد: مرد خدا و مؤمن حقیقى باید امتحان بدهد و امتحان من بسیار سخت است. سرانجام در اوایل سال 1331 شمسى در سن 47 سالگى هیجانات روحى شهریار تخفیف یافت و آنگاه مىگفت: «امتحان من تمام شده است و علم قرآن را یافتهام.» او پس از بازگشت به تبریز یعنی در سال1332 در 48 سالگی با نوه عمه خود، عزیزه عبدالخالقی ،که آموزگار دبستان ازدواج کرد. عزیزه دختری بیست و چند ساله بود و با شهریار اختلاف سنی زیادی داشت. شهریار هنوز پری را فراموش نکرده بود با یاد او شعر می گفت و به گذشته ها فکر می کرد چرا که پری خاطره ای ماندگار در یاد او بود و هیچگاه از ذهنش پاک نمی شد. در سفری هم که از تبریز به تهران نمود به پارک بهجت آباد می رفت که برای او بهترین و زیباترین جای تهران بود پس از گذشت بیش از چهل و پنج سال از آن ایام و روزهای سرشار از عشق و محبت و جوانی ،هنوز در و دیوار کوی دوست گویای عشق آتشین او بود و به خاک کوی دوست بوسه ها نثار می کرد. پری هم گه گاه برای او نامه می نوشت و شهریار را فراموش نکرده بود. شهریار در سال 1352 به همراه خانواده به تهران رفت و تا سال 1356 ساکن تهران بود پس از اقامت در تهران شهریار دوران آرام و خوشی داشت که ناگهان مرگ نا به هنگام عزیزه همسر شهریار در اثر سکته این خوشی و آرامش را بر هم زد و به عزا تبدیل کرد. عزیزه در حالی که کمتر از چهل سال داشت ، به دست خزان اجل در بهار زندگانی پرپر شد و شهریار وسه فرزندش را گریان رها کرد. شهریار با دلی خونین یار و یاور خود را در قم به خاک سپرد. این واقعه برای شهریار یادآور خاطره تلخ جدایی او از پری بود شهریار اشعاری در رثای عزیزه دارد که از جمله آنها شعری است ترکی به نام «عزیزه» و شعر دیگری به زبان فارسی به نام « عزیزه جان». شهریار پس از مرگ عزیزش دیگر نتوانست در تهران دوام بیاورد و دست فرزندان خود را گرفت و در سال 1356 دوباره راهی موطن خویش تبریز شد. شهریار در 20 آذر 1366 در تبریز بیمار شد و فزندش هادی او را با اورژانس به بیمارستان امام خمینی تبریز منتقل کرد و در آن جا بستری شد . حدود 4 ماه در بیمارستان بستری بود و بعد با شدت یافتن بیماری او به دستور آیت ا... خامنه ای ( که در زمان رئیس جمهور بودند) او را با هواپیما به تهران منتقل کردند و در بیمارستان مهر بستری گردید. سرانجام شهریار در 26 شهریور 1367 روز شنبه جان به جان آفرین تسلیم کرد و بعد از یک عمر زندگی پر افتخار دار فانی را وداع گفت. پیکر او را در 27 شهریور از طریق فرودگاه مهرآباد به تبریز منتقل کردند و روز سه شنبه 29 شهریور 1367 مراسم تشییع بی مثل و مانند و با شکوهی برای او برگزار و پیکر شهریار در مقبره الشعرای تبریز به خاک سپرده شد.
اشعار استاد شهریار با صدای خودش اشعار دیوان استاد شهریار
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
6 تیر 87 - 00:40 |
پروفسور حسن صفوی رئیس دانشگاه در آمریکا
پروفسور سعید محقق استاد دانشگاه پترسون
پروفسور محمد مهدی شهسواری استاد کامپیوتر در آمریکا
پروفسور هوشنگ امیر احمدی رئیس دانشگاه در آمریکا
پروفسور علی قربانی استاد کامپیوتر در کانادا
جواد مشرقی استاد ریاضی در کانادا
پروفسور فرامرز فراهانی استاد فیزیک در آمریکا
دکتر پرویز یاوری استاد هوا فضا در آمریکا
پروفسور محمد دادفر عضو هیئت علمی دانشگاه در آمریکا
پروفسور علی منصوری استاد شیمی در آمریکا
پروفسور ذبیح الله محسنی فر استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور بهمن میرشب رئیس دانشکده در آمریکا
اسد پناه استاد دانشگاه و رئیس NAAS
پروفسور داوود رهنی استاد شیمی دانشگاه در آمریکا
پروفسور سروش سروشیان استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور مرتضی حسینی رئیس دانشگاه در آمریکا
پروفسور سلمان انصاری استاد دانشگاه در آلمان
پروفسور ابوالحسن آستانه اصل استاد دانشگاه در آمریكا
پروفسور الهی قمشه ای استاد فلسفه دانشگاه در ایران
پروفسور ابوالفضل شیرازی استاد دانشگاه در کانادا
پروفسور حسن تهرانیان استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور سعید ایراندوست رئیس دانشگاه در سوئد
پروفسور علی مصلح استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور پیمان عرب شاه استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور محمد اسد زاده استاد دانشگاه در سوئد
پروفسور حسین كاظمی استاد دانشگاه در آمریكا
پروفسور پرویز مرالانی استاد کامپیوتر دانشگاه در ایران
پروفسور كامران وفا ریاضیدان و فیزیكدان در آمریكا
پروفسور محمد قنبری استاد دانشگاه انگلیس در رشته مخابرات
پروفسور سروش سروشیان استاد دانشگاه آمریكا
پروفسور بهرام جلالی استاد دانشگاه آمریكا
پروفسور نادر جلیلی استاد دانشگاه در آمریكا
پروفسور رضا لنگری استاد دانشگاه در آمریكا
پروفسور حسین حسینی استاد دانشگاه لووا
پروفسور كوروش اصغری استاد دانشگاه در آمریكا
محمد دستباز استاد دانشگاه و رئیس قسمت مولتی مدیا دانشگاه در انگلیس
پروفسور اصغر رستگار استاد دانشگاه در آمریكا
پروفسور سهراب روحانی استاد دانشگاه در كانادا
پروفسور بهزاد رضوی استاد دانشگاه در آمریكا
پروفسور علی حاج میری استاد دانشگاه در آمریكا
پروفسور شهریار میرعباسی استاد دانشگاه در كانادا
پروفسور یحیی فتحی استاد دانشگاه در آمریكا
پروفسور لاری ارجمند استاد دانشگاه در آمریكا
پروفسور احسان یارشاطر استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور حمید دباچی استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور علی اکبر مهدی استاد دانشگاه در اهیو
پروفسور محمود زارع پور استاد دانشگاه در کانادا
پروفسور دارا انتخابی استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور حمید مولانا رئیس دانشگاه در آمریکا
پروفسور مجید صراف زاده استاد دانشگاه در آمریکا
بهزاد رنجبران استاد موسیقی دانشگاه در آمریکا
پروفسور برزین مباشر استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور ناصر اشکریز استاد دانشگاه در کانادا
پروفسور فرید گل نراقی استاد دانشگاه در کانادا
پروفسور مسعود صنایعی استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور شروین عرفانی استاد الکترونیک دانشگاه در کانادا
همایون انصاری مدیربخش دانشگاه در انگلیسCEMS
پروفسور امیر امینی مدیر لابراتوار در دانشگاه آمریکا
پروفسور امیر میرمیران استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور مجید تهرانیان استاد ارتباطات بین الملل در دانشگاه آمریکا
پروفسور مهرداد سئیف رئیس دانشگاه در کانادا
پروفسور فرشاد رفیعی عضو هیئت مدیره دانشگاه در آمریکا
پروفسور لطف الله شفاعی استاد دانشگاه در کانادا
پروفسور یحیی رحمت سمیعی استاد دانشگاه در آمریکا
فرامرز نعیم استاد پزشکی دانشگاه در آمریکا
پروفسور مسعود پدرام استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور بهنام تبریزی استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور حسین حاج حریری استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور مسعود کاویانی استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور مسعود بازرگان لاری عضو هیئت علمیه دانشگاه در آمریکا
پروفسور آریا امیر بهمن استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور هاشم پسران استاد دانشگاه در انگلیس
پروفسور نادر ودیعی استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور هاشم دژبخش استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور زین العابدین نوابی استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور روزبه ایزدی زمان آبادی استاد دانشگاه در دانمارک
فریدون حمد الله پور معاون رئیس دانشگاه در کانادا
پروفسور فریدون آفاق رئیس دانشگاه در آمریکا
پروفسور هوشنگ اسفندیار شهابی استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور تقی ثقفی نژاد استاد دانشگاه تجارت بین الملل در آمریکا
پروفسور خسرو فاطمی رئیس دانشگاه در آمریکا
پروفسور نارایمان فروردین رئیس دانشکده در آمریکا
پروفسور مصطفی کاوه عضو هیئت مدیره دانشگاه در آمریکا
پروفسور فرزاد مشایخ رئیس دانشکده در آمریکا
پروفسور سروش زندوکیلی استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور بیژن سعادتمند استاد فیزیک و رئیس دانشگاه در آمریکا
پروفسور تورج اتابکی استاد تاریخ معاصر در دانشگاه هلند
پروفسور مهران پولادی درویش استاد شیمی در دانشگاه کانادا
پروفسور فرید طاهری رئیس دانشگاه در کانادا
پروفسور علی فاطمی رئیس دانشگاه در آمریکا
پروفسور علی توران استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور حمید نوری استاد دانشگاه در کانادا
پروفسور سید حسین نصر استاد اسلامی دانشگاه در آمریکا
پروفسور هاشم اشرافیون استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور فرشید مقامی اصل استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور مهدی احمدیان استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور همایون کازرونی استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور علی سالاردینی استاد دانشگاه در استرلیا
پروفسور مسعود پرنگ استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور رضا صداقت هراتی استاد شیمی دانشگاه در آمریکا
پروفسور فرهاد سیمیار رئیس دانشگاه در کانادا
پروفسور امیر بنی هاشمی استاد دانشگاه در کانادا
پروفسور فرشاد مهدی استاد دانشگاه در سوئیس
پروفسور شهاب سخن سنج استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور بهنام آزنگ استاد مهندسی کامپیوتر دانشگاه در آمریکا
پروفسور امجد حاج خوانی استاد دانشگاه در سوئد
پروفسور عزت صنیعی استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور مجید حسنی زاده استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور بهروز همایون استاد دانشگاه در آمریکا
پروفسور اسماعیل صالحی سنگری استاد دانشگاه در سوئد
پروفسور سعید محمودی استاد دانشگاه در سوئد
پروفسور علی مدنی پور استاد طراحی شهری دانشگاه در انگلیس
پروفسور اکبر منتصر استاد شیمی دانشگاه در آمریکا
پروفسور بیژن محمدیان استاد ریاضی دانشگاه در فرانسه
پروفسور فریدون رٲفت استاد سیستم اطلاع رسانی دانشگاه در آمریکا
پروفسور ایرج کلانتری استاد ریاضی دانشگاه در آمریکا
پروفسور شهریار شهریاری استاد ریاضی دانشگاه در آمریکا
|
30 خرداد 87 - 07:57 |
روی عکس زیر کلیک کنید
Blessed is your face چهره ات مقدس است
Blessed is your name نامت مقدس است
My beloved عشق من
لبخندت مقدس است
که باعث می شود روحم به پرواز درآید
My beloved عشق من
All the nights And all the times That you cared for me همه ی شب ها و همه ی اوقات از من مراقبت می کردی
But I never realised it ولی من هرگز آن را نفهمیدم
And now it’s too late و حالا هم خیلی دیر شده
Forgive me مرا ببخش
Now I’m alone filled with so much shame حالا تنهایم با شرمساری بسیار , For all the years I caused you pain به خاطر سال هایی که باعث رنجش تو شدم
If only I could sleep in your arms again ای کاش می توانستم تار دیگر در آغوشت آرام گیرم
Mother I’m lost without you مادر بدون تو هیچم
You were the sun that brightened my day تو خورشیدی بودی که روز مرا روشن می کردی
حالا جه کسی می خواهد اشک های مرا پاک کند
ای کاش آنجه را که حالا می دانم قبلا هم می دانستم
مادر بدون تو هیچم
Ummahu, ummahu, ya ummi مادر...مادر..مادرم...
ای مادر چطور می توانم تو را همیشه ببینم
مادرت..مادرت..مادرت...سفارش پیامبرت است
در قلبم،در رویایم تو همیشه با منی مادر
Ruhti wa taraktini تو رفتی مرا ترک کردی
Ya nura ‘aynayya ای نور چشمانم
Ya unsa layli ای آرام شب های من
Ruhti wa taraktini تو رفتی و مرا ترک کردی
Man siwaki yahdhununi جز تو دیگر چه کسی مرا در اغوش می کیرد؟
Man siwaki yasturuni جز تو دیگر چه کسی مرا پناه می دهد؟
جز تو دیگر چه کسی مراقب من است؟
‘Afwaki ummi, Samihini... مرا ببخش و بر من سخت نگیر
آلبوم :امت من ترانه ی :مادر شعر عربی:زکریا صدیقی شعر انگلیسی:سامی یوسف و بارا خریجی آهنگساز:سامی یوسف
|
17 خرداد 87 - 06:07 |
![]() دکتر علی شریعتی انسان ها را به چهار دسته تقسیم کرده اند:
آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند:
عمده آدم ها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن هاست که قابل فهم می شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.
آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند:
مردگانی متحرک در جهان. خودفروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته اند. بی شخصیت اند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمی آیند. مرده و زنده شان یکی است.
آنانی که وقتی که هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند:
آدم های معتبر و باشخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما می مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.
آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند:
شگفت انگیزترین آدم ها. در زمان بودنشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمی توانیم حضورشان را دریابیم.اما وقتی که از پیش ما می روند نرم نرم آهسته آهسته درک می کنیم. باز می شناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدم ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می گیریم قفل بر زبانمان می زنند. اختیار از ما سلب می شود. سکوت می کنیم و غرقه در حضور آنان مست می شویم و درست در زمانی که می روند یادمان می آید که چه حرف ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد!
راستی تو از کدام دسته ای؟
|
12 فروردین 87 - 11:13 | ||||
| ||||
24 اسفند 86 - 20:28 | |
| |
4 دی 86 - 01:36 |
وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
|















روی اشعار زیر کلیک کنید




























































































































آهنگ زیبای مادر از سامی یوسف





