مشاهده لیست پیام کوتاه برای دوستان مقدور می باشد.
اندکی صبر، سحر نزدیک است!
__
23 خرداد 88 - 08:22
بزن باران به نام هر چه خوبیست by Little Brother..
 
بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است

بزن باران که به چشمان یاران
جهان تاریک و دریا واژگون است

بزن باران که دین را دام کردند
شکار خلق و صید خام کردند

بزن باران خدا بازیچه ای شد
که با آن کسب ننگ و نام کردند

بزن باران به نام هرچه خوبیست
به زیر آوار گاه پایکوبیست

مزار تشنه جویباران پر از سنگ
بزن باران که وقت لای روبیست

بزن باران و شادی بخش جان را
بباران شوق و شیرین کن زمان را

به بام غرقه در خون دیارم
به پا کن پرچم رنگین کمان را

بزن باران که بی صبرند یاران
نمان خاموش! گریان شو! بباران!

بزن باران بشوی آلودگی را
ز دامان بلند روزگاران
 
 
 

  • ارسال نظر (1)
19 خرداد 88 - 01:41

[http://www.youtube.com/watch?v=U_uu4C79kZ8]

 

هر کسی دنبال خبر می گرده
بهش بگین عشق داره بر می گرده
عشق میاد ، همین روزها خیلی زود
عشق میاد ، تازه می فهمیم کی بود
وقتی میاد ، دور و برش شلوغ نیست
این دفعه حتما ، خودشه ، دروغ نیست
وقتی میاد ، زندگی آسون می شه
میاد و تو خونه ها مهمون می شه
هر کسی دنبال خبر می گرده
بهش بگین عشق داره بر می گرده
عشق میاد ، همین روزها خیلی زود
عشق میاد ، تازه می فهمیم کی بود

عشقه دیگه ، فقط یکم پیر شده
از عاشق ها یک خورده دلگیر شده
عشقه دیگه ، فقط تو هیچ قابی نیست
شبیه این عشق های قلابی نیست
عشق و نامه های راه دورش
عشق میاد ، عشق و دل صبورش
میاد و این پنجره ها وا می شه
دلخوشی گم شده پیدا می شه
عشق میاد ، شهر رو خبردار کن
این رو برای همه تکرار کن


  2r2lzqx.jpg

 

 هر کسی دنبال خبر می گرده
بهش بگین عشق داره بر می گرده

 

«با آرزوی سلامتی و موفقیت برای پیام آور صلح و آزادی و سربلندی ایران»


20 شهریور 87 - 07:15

روز ملی شعر و ادب

 

                      آریانا آریارمن

 

        

 بیست و هفتم شهریور ماه سالروز خاموشی شهریار شعر ایران " روز ملی شعر و ادب " نامیده شده است.

 

2iw6mvm.jpg

 سید محمد حسین بهجت تبریزی معروف به شهریار در سال 1285 « هـ. ش» در شهر تبریز دیده به جهان گشود ، شهریار تحصیلات خود را با قرائت قرآن کریم و ترسل و نصاب و گلستان سعدى در مکتب‏خانه همان قریه و نیز نزد پدرش آغاز نمود ، هنگامی که محمد حسین 15 ساله شد پدرش او را همراه قافله کوچکی روانه تهران می کند تا ادامه تحصیلات و مدارج کمال را در آنجا پی بگیرد او هنگام عزیمت به تهران در اولین منزل بین راه « قریه باسمنج» به هنگام استراحت در خواب می بیند که بر  روی  قلل  کـوه  طبل  بزرگی را می کوبد و صدای آن طبل در اطراف و جوانب می پیچید و به قدری صدای آن رعد آساست که خودش نیز وحشت می کند ، تعبیر این خواب او  چیزی جز شهرت و آوازه ای که بعدها به دست آورد نمی توانست باشد. شهریار دنباله تحصیلات متوسطه خود را در « دارلفنون» پی گرفت و به زودی دوستان صمیمی و خوبی برای خود در تهران پیدا کرد از جمله آقای ابوالقاسم شهیار.

  شهریار که از مدتها پیش شعر می سرود در آن سالها بیشتر به شعر و شاعری روی آورد او ابتدا در اشعار خود بهجت تخلص می کرد ولی در سال 1300 برای یافتن تخلصی جدید از فال حافظ تخلص خواست که بیت زیر شاهد از دیوان حافظ آمد:

غم غریبی و غربت چو بر نمی تابم       به شهر خود روم و شهریار خود باشم

          شهریار وقتی این بیت را دید در آغاز آن را نپذیرفت و خود را لایق عنوان «شهریار» ندانست و به قول خود چنین گفت که حافظ جان ، ما از تو یک نام درویشی خواستیم تو به ما چنین نامی پیشنهاد می کنی؟ و دوباره به حافظ تفال زد و باز هم همان بیت آمد و این چنین آن را به فال نیک گرفت و از آن پس تخلص « شهریار» را برای خود برگزید و بدان مشهور شد

... در همان اثنا که شهریار مست از شور و نشاط جوانی و فارغ از خود و دنیا روزگار می گذراند . دست تقدیر حال وی را دگرگون کرد و سرگذشتی دیگر را برای وی رقم زد شاید خواست خدا چنین بود تا از شهریار ، شهریار بسازد.

... اواخر دانشکده طب است ؛ این روزها نامزد شهریار خواسته یا ناخواسته کمتر به دیدار شهریار می آید گویی دستانی در کارند تا این وصل را به هجران بدل کنند ،‌ ظاهراً پدر پری دیگر با این وصلت موافق نبود و شهریار بی چیز و فقیر را لایق پری ، دختر خود نمی پنداشت و از این رو مانع از آن می شد که دخترش به دیدار شهریار برود.

ولی شهریار پری را نیز بی تقصیر نمی داند و دوری او را ناشی از بی مهری و بی وفایی او می داند اما هنوز شیفته و دلداده او است و از فراق او می سوزد.

 آری این چنین بود که عزیزترین کس شهریار از دستش به در می رفت ولی هنوز امید برای وصل و دیدار باقی بود که دخالت تیمور تاش ، وزیر در بار مستبد رضاخان آخرین رشته امید را نیز قطع کرد و شهریار را ناکام گذاشت.

در سال آخر مدرسه عالی طب ( دانشکده پزشکی) که به امتحان آخر سال و دکتر شدن شهریار بیش از چند ماه نماند بود ، در بیمارستان شماره یک ارتش انترن و مشغول کار بود. روزی رئیس بیمارستان او را به اطاق خود خواست . شهریار به اطاق رئیس رفت ؛ دید سرگردی آن جا نشسته است رئیس بیمارستان با قیافه ای ناراحت و حالی پریشان که می کوشید پنهان کند به شهریار گفت : جناب سرگرد با شما کاری دارند با ایشان بروید و ببیند چه کار دارند . سرگرد شهریار را یک راست به زندان دژبانی تهران برد و زندانی کرد. تیمور تاش دستور داده بود که او را آنجا زندانی کنند یا بکشند.

          مادر ثریا وقتی که از ماجرا با خبر می شود بر سر و روی خود می زند ،‌شیون کرده می گوید: این سید بیچاره چه گناهی کرده ؟! نفرین او ما و شما را زیر و رو می کند این چه کاریست می کنید؟ مبادا دستتان را به خون آلوده کنید.

          تیمور تاش به این شرط حاضر بود از کشتن شهریار منصرف شود که از تهران برود و بدین ترتیب او را از زندان آزاد کردند که به زودی تهران را ترک کند.

در 26 سالگى در ثبت اسناد شهرستان نیشابور مشغول به کار شد. شهریار در نیشابور با استاد کمال‏الملک نقاش معروف که او نیز در تبعید به سر مى‏برد آشنایى پیدا کرد... استاد در این سفر چهار ساله رنج بسیار کشید...»

زمانى که شهریار در نیشابور در تبعید به سر مى‏برد تیمورتاش به طرز فجیعى به قتل رسید. پس از او نیز چراغعلى‏خان پسر عموى رضاشاه معروف به امیراکرم با پرى خانم ازدواج کرده که او نیز به خاطر اختلاف با رضاشاه به قتل رسید و پرى خانم بیوه و تنها به خانه پدریش بازگشت.

یکی از تلخ ترین خاطرات شهریار در سال 1331 به وقوع پیوست و آن مرگ ماردش بود . شهریار پس از مرگ مادر آن هنگام که دیگر بچه های برادرش تا حدودی بزرگ شده بودند و می توانستند روی پای خود بایستند ،‌ تنها خانه ای را که در تهران داشت با وسایلش به بچه های برادر بخشید و تنها با یک جامه دان لباسهایش به تبریز رفت .

شهریار دچار هیجانات روحى شده بود، از دوستان و آشنایان دورى مى‏جست، تنها فکر و ذکرش عبادت و تلاوت قرآن کریم بود. این حالت چند سال طول کشید، اغلب این جمله را به زبان مى‏آورد: مرد خدا و مؤمن حقیقى باید امتحان بدهد و امتحان من بسیار سخت است. سرانجام در اوایل سال 1331 شمسى در سن 47 سالگى هیجانات روحى شهریار تخفیف یافت و آن‏گاه مى‏گفت: «امتحان من تمام شده است و علم قرآن را یافته‏ام.»

  او پس از بازگشت به تبریز یعنی در سال1332 در 48 سالگی با نوه عمه خود، ‌عزیزه عبدالخالقی ،‌که آموزگار دبستان ازدواج کرد. عزیزه دختری بیست و چند ساله بود و با شهریار اختلاف سنی زیادی داشت.

          شهریار هنوز پری را فراموش نکرده بود با یاد او شعر می گفت و به گذشته ها فکر  می کرد چرا که پری خاطره ای ماندگار در یاد او بود و هیچگاه از ذهنش پاک نمی شد. در سفری هم که از تبریز به تهران نمود به پارک بهجت آباد می رفت که برای او بهترین و زیباترین جای تهران بود پس از گذشت بیش از چهل و پنج سال از آن ایام و روزهای سرشار از عشق و محبت و جوانی ،‌هنوز در و دیوار کوی دوست گویای عشق آتشین او بود و به خاک کوی دوست بوسه ها نثار می کرد.

          پری هم گه گاه برای او نامه می نوشت و شهریار را فراموش نکرده بود.

          شهریار در سال 1352 به همراه خانواده به تهران رفت و تا سال 1356 ساکن تهران بود پس از اقامت در تهران شهریار دوران آرام و خوشی داشت که ناگهان مرگ نا به هنگام عزیزه همسر شهریار در اثر سکته این خوشی و آرامش را بر هم زد و به عزا تبدیل کرد.

          عزیزه در حالی که کمتر از چهل سال داشت ، به دست خزان اجل در بهار زندگانی  پرپر شد و شهریار وسه فرزندش را گریان رها کرد. شهریار با دلی خونین یار و یاور خود را در قم به خاک سپرد.

          این واقعه برای شهریار یادآور خاطره تلخ جدایی او از پری بود شهریار اشعاری در رثای عزیزه دارد که از جمله آنها شعری است ترکی به نام «عزیزه» و شعر دیگری به زبان فارسی به نام « عزیزه جان». شهریار پس از مرگ عزیزش دیگر نتوانست در تهران دوام بیاورد و دست فرزندان خود را گرفت و در سال 1356 دوباره راهی موطن خویش تبریز شد.

           شهریار در 20 آذر 1366 در تبریز بیمار شد و فزندش هادی او را با اورژانس به بیمارستان امام خمینی تبریز منتقل کرد و در آن جا بستری شد . حدود 4 ماه در بیمارستان بستری بود و بعد با شدت یافتن بیماری او به دستور آیت ا... خامنه ای ( که در زمان رئیس جمهور بودند) او را با هواپیما به تهران منتقل کردند و در بیمارستان مهر بستری گردید.

سرانجام شهریار در 26 شهریور 1367 روز شنبه جان به جان آفرین تسلیم کرد و بعد از یک عمر زندگی پر افتخار  ‌دار فانی را وداع گفت.

          پیکر او را در 27 شهریور از طریق فرودگاه مهرآباد به تبریز منتقل کردند و روز سه شنبه 29 شهریور 1367 مراسم تشییع بی مثل و مانند و با شکوهی برای او برگزار و پیکر شهریار در مقبره الشعرای تبریز به خاک سپرده شد.

روی اشعار زیر کلیک کنید 

                                       مناجات

                                                  حالا چـرا

اشعار استاد شهریار با صدای خودش

شعر سوم

شعر دوم

شعر اول

اشعار دیوان استاد شهریار

1

2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32
33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48
49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64
65 66 67 68 69 70 71 72 73 74 75 76 77 78 79 80
81 82 83 84 85 86 87 88 89 90 91 92 93 94 95 96
97 98 99 100 101 102 103 104 105 106 107 108 109 110 111 112
113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128
129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144
145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 157 158 159 160
161 162 163 164 165 166 167 168 169 170 171 172 173 174 175 176
177 178 179 180 181 182 183 184 185 186  

 

   

 

 

 


28 تیر 87 - 21:20

شاید هیچ چیز نمی توانست سکوت چندین روزه یک دل خسته رو بشکنه ...

شاید شنیدن خبر برای چند لحظه صدایم را شکست و چشمانم را نا بینا کرد ....

 

اتو بوس شب برای تنها مسافرش به مقصد رسید....

 

خسرو شكیبایی برنده تندیس جشن سینما برای اتوبوس شب

خسرو شكیبایی برنده تندیس جشن سینما برای اتوبوس شب

1pc5ya.jpg

?خسرو شكیبایی? بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون

( چند دقیقه  قبل ) درساعت 9 صبح امروز جمعه 28 تیر در سن 64 سالگی

 به علت نارسایی قلبی در بیمارستان پارسیان تهران درگذشت.

 

محمدمهدی دادگو، خسروشكیبایی و جمشید مشایخی


محمدمهدی دادگو، خسروشكیبایی و جمشید مشایخی

 

نام : خسرو

نام خانوادگی : شکیبایی

......

سمت (در بخش های):  بازیگران،فیلمنامه،موسیقی،

تاریخ تولد: 1323

محل تولد: تهران

ملیت: ایران

 مدرك تحصیلی: فارغ التحصیل  بازیگری


روابط خانوادگی با دیگر هنرمندان

>>  تانیا جوهری (همسر سابق)

>>  پروین کوشیار (زن)

بیوگرافی

فارغ التحصیل در رشته بازیگری از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران.
علاقمند به کشتی کچ و شرکت در چند مسابقه آماتور در سال 1340.
گوینده فیلم در استودیو شهاب در سالهای 1347 تا 1349.
فعالیت در تئاتر در سال 1354.
شروع فعالیت سینمایی در فیلم "خط قرمز" (مسعود کیمیایی) به عنوان بازیگر در سال 1361.
با بازی در نقش کوتاهی در فیلم "خط قرمز" (مسعود کیمیایی، 1361) به سینما آمد. و تا سال 1368 در نقشهایی ظاهر شد. از جمله در فیلمهای "دزد و نویسنده" ، "ترن" و "رابطه" خوب ظاهر شد. اما از بازی در فیلم "هامون" (داریوش مهرجویی، 1368) بود که نامش سر زبانها افتاد. او برای بازی بسیار زیبایش در همین فیلم از هشتمین جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین دریافت کرد و تحسین منتقدان و مردم را برانگیخت.
خسرو شکیبایی از سال 1368 به بعد، دیگر نتوانست از جلد حمید هامون بیرون بیاید و حمید هامون را در انواع و اقسام لباسها و تیپهای مختلف تکرار کرد. اما توانایی هایش انکارناپذیرش را در چند فیلم به معرض نمایش گذاشت: بازی تاثیرگذار او در دو فضای کاملا متفاوت در فیلم "کیمیا" (احمدرضا درویش، 1373) و بازی متفاوت او در فیلم "کاغذ بی خط" (ناصر تقوایی، 1380).
خسرو شکیبایی در تلویزیون هم موفق بود. از همان زمان که در نقش مدرس بازی کرد و آن مونولوگ طولانی معروفش را اجرا کرد تا بازی در مجموعه تلویزیونی "روزی روزگاری" ، "خانه سبز" ، "کاکتوس" ، "تفنگ سرپر" و این اواخر هم که مجموعه تلویزیونی در کنار هم را روی آنتن داشت.
او آخرین جایزه اش را از بیست و سومین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم "سالاد فصل" (فریدون جیرانی) از آن خود کرد.
پس از گذشت نزدیک به 22 سال از اولین حضورش در سینمای مسعود کیمیایی، بار دیگر و اینبار در کنار استاد عزت الله انتظامی در فیلمی از مسعود کیمیایی ایفای نقش کرد: "حکم".


بخشی از فیلم شناسی


1385  رئیس ( مسعود کیمیایی )  [بازیگر]
1385  اتوبوس شب ( کیومرث پوراحمد )  [بازیگر]
1385  دستهای خالی ( ابوالقاسم طالبی )  [بازیگر]
1384  پیشنهاد پنجاه میلیونی ( مهدی صباغ زاده )  [بازیگر]
1384  عروسک فرنگی ( فرهاد صبا )  [بازیگر]
1384  چه کسی امیر را کشت؟ ( مهدی کرم پور )  [بازیگر]
1383  سالاد فصل ( فریدون جیرانی )  [بازیگر-فیلمنامه نویس]
1383  ازدواج صورتی ( منوچهر مصیری )  [بازیگر]
1383  حکم ( مسعود کیمیایی )  [بازیگر]
1382  صبحانه برای دو نفر ( مهدی صباغ زاده )  [بازیگر]
1381  جایی دیگر ( مهدی کرم پور )  [خواننده]
1380  اثیری ( محمدعلی سجادی )  [بازیگر]
1380  کاغذ بی خط ( ناصر تقوایی )  [بازیگر]
1380  لژیون ( ضیاءالدین دری )  [بازیگر]
1380  مزاحم ( سیروس الوند )  [بازیگر]
1379  دختری به نام تندر ( حمیدرضا آشتیانی پور )  [بازیگر]
1378  دختردایی گمشده ( داریوش مهرجویی )  [بازیگر]
1378  عشق شیشه‌ ای ( غلامرضا حیدرنژاد )  [بازیگر]
1378  میکس ( داریوش مهرجویی )  [بازیگر]
1376  روانی ( داریوش فرهنگ )  [بازیگر]
1376  زندگی ( اصغر هاشمی )  [بازیگر]
1375  سرزمین خورشید ( احمدرضا درویش )  [بازیگر]
1374  سایه به سایه ( علی ژکان )  [بازیگر]
1374  عاشقانه ( علیرضا داودنژاد )  [بازیگر]
1374  خواهران غریب ( کیومرث پوراحمد )  [بازیگر]
1373  درد مشترک ( یاسمن ملک‌ نصر )  [بازیگر]
1373  پری ( داریوش مهرجویی )  [بازیگر]
1373  کیمیا ( احمدرضا درویش )  [بازیگر]
1372  بلوف ( ساموئل خاچیکیان )  [بازیگر]
1371  پرواز را به خاطر بسپار ( حمید رخشانی )  [بازیگر]
1371  سارا ( داریوش مهرجویی )  [بازیگر]
1371  یکبار برای همیشه ( سیروس الوند )  [بازیگر]
1370  بانو ( داریوش مهرجویی )  [بازیگر]
1369  ابلیس ( احمدرضا درویش )  [بازیگر]
1369  جستجو در جزیره ( مهدی صباغ زاده )  [بازیگر]
1368  هامون ( داریوش مهرجویی )  [بازیگر]
1368  عبور از غبار ( پوران درخشنده )  [بازیگر]
1366  ترن ( امیر قویدل )  [بازیگر]
1366  شکار ( مجید جوانمرد )  [بازیگر]
1365  دزد و نویسنده ( کاظم معصومی )  [بازیگر]
1365  رابطه ( پوران درخشنده )  [بازیگر]
1363  صاعقه ( ضیاءالدین دری )  [بازیگر]
1362  دادشاه ( حبیب کاوش )  [بازیگر]
1360  خط قرمز ( مسعود کیمیایی )  [بازیگر]


جوایز و انتخابها
 


>>  برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (سالاد فصل)
[ دوره 23 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1383 ]
............ ......... ......... ......... ......... ......... ........
>>  کاندید لوح زرین بهترین بازیگر مرد (سالاد فصل)
[ دوره 6 منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال 1384 ]
............ ......... ......... ......... ......... ......... ........
>>  کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول مرد (چه کسی امیر را کشت؟)
[ دوره 10 جشن خانه سینما (مسابقه) - سال 1385 ]
............ ......... ......... ......... ......... ......... ........
>>  کاندید لوح زرین بهترین بازیگر مرد (حکم)
[ دوره 6 منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال 1384 ]
............ ......... ......... ......... ......... ......... ........
>>  کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (کاغذ بی خط)
[ دوره 20 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1380 ]
............ ......... ......... ......... ......... ......... ........
>>  برنده لوح زرین بهترین بازیگر مرد (کاغذ بی خط)
[ دوره 3 منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال 1382 ]
............ ......... ......... ......... ......... ......... ........
>>  2 - دومین بازیگر نقش اول مرد سال (کاغذ بی خط)
[ دوره 17 منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین های سال) - سال 1381 ]
............ ......... ......... ......... ......... ......... ........
>>  کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (یکبار برای همیشه)
[ دوره 11 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1371 ]
............ ......... ......... ......... ......... ......... ........
>>  کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (سایه به سایه)
[ دوره 15 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1375 ]
............ ......... ......... ......... ......... ......... ........
>>  برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (هامون)
[ دوره 8 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1368 ]
............ ......... ......... ......... ......... ......... ........
>>  برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (کیمیا)
[ دوره 13 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1373 ]
............ ......... ......... ......... ......... ......... ........
>>  برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد (اتوبوس شب)
[ دوره 25 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1385 ]
............ ......... ......... ......... .......

 

گروه دختران ایرانی در گذشت این بازیگر و استاد گرامی

 را به همه شما عزیزان و جامعه هنرمندان تسلیت عرض می نماید.


صدای گرمش هنوز در گوشهایم طنین انداز مانده است :

شعر زیر از آلبوم نشانی ها است ، که با صدای خسرو شکیبایی شنیده ایم

نشانی اول

 

می‌دانم


حالا سالهاست که دیگر هیچ نامه‌ای به مقصد نمی‌رسد

حالا بعد از آن همه سال، آن همه دوری
آن همه صبوری

من دیدم از همان سرِ‌ صبحِ آسوده

هی بوی بال کبوتر و
نایِ تازه‌ی نعنای نورسیده می‌آید

پس بگو قرار بود که تو بیایی و ... من نمی‌دانستم!
دردت به جانِ بی‌قرارِ پُر گریه‌ام
پس این همه سال و ماهِ ساکتِ من کجا بودی؟


حالا که آمدی
حرفِ ما بسیار،
وقتِ ما اندک،
آسمان هم که بارانی‌ست ...!


به خدا وقت صحبت از رفتنِ دوباره و
دوری از دیدگانِ دریا نیست!
سربه‌سرم می‌گذاری ... ها؟
می‌دانم که می‌مانی
پس لااقل باران را بهانه کُن
دارد باران می‌آید.

مگر می‌شود نیامده باز
به جانبِ آن همه بی‌نشانیِ دریا برگردی؟

پس تکلیف طاقت این همه علاقه چه می‌شود؟!

تو که تا ساعت این صحبتِ ناتمام
تمامم نمی‌کنی، ها!؟

باشد، گریه نمی‌کنم
گاهی اوقات هر کسی حتی
از احتمالِ شوقی شبیهِ همین حالای من هم به گریه می‌افتد.

چه عیبی دارد!
اصلا چه فرقی دارد
هنوز باد می‌آید،‌ باران می‌آید
هنوز هم می‌دانم هیچ نامه‌ای به مقصد نمی‌رسد
حالا کم نیستند، اهلِ هوای علاقه و احتمال
که فرقِ میان فاصله را تا گفتگوی گریه می‌فهمند
فقط وقتشان اندک و حرفشان بسیار و
آسمان هم که بارانی‌ست ...!


آن روز نزدیک به جاده‌ای از اینجا دور
دختری کنار نرده‌های نازک پیچک‌پوش
هی مرا می‌نگریست
جواب ساده‌اش به دعوت دریاندیدگان
اشاره‌ی روشنی شبیه نمی‌آیم تو بود.
مثلِ تو بود و بعد از تو بود
که نزدیکتر از یک سلامِ پنهانی
مرا از بارشِ نابهنگامِ بارانی بی‌مجال
خبر داد و رفت.
نه چتری با خود آورده بود
نه انگار آشنایی در این حوالیِ‌ ناآشنا ...!
رو به شمالِ پیچک‌پوش
پنجره‌های کوچکِ پلک بسته‌ای را در باد
نشانم داده بود
من منظورِ ماه را نفهمیدم
فقط ناگهان نرده‌های چوبیِ نازک
پُر از جوانه‌ی بید و چراغ و ستاره شد
او نبود، رفته بود او
او رفته بود و فقط
روسریِ خیس پُر از بوی گریه بر نرده‌ها پیدا بود.


آن روز غروب
من از نور خالص آسمان بودم
هی آوازت داده بودم بیا
یک دَم انگار برگشتی،‌ نگاهم کردی
حسی غریب در بادِ نابَلَد پَرپَر می‌زد
جز من کسی تُرا ندیده بود
تو بوی آهوی خفته در پناهِ صخره‌ی خسته می‌دادی
تو در پسِ جامه‌های عزادارانِ آینه پنهان بودی
تو بوی پروانه در سایه‌سارِ‌ یاس می‌دادی.


یادت هست
زیرِ طاقیِ بازار مسگران
کبوتر بچه‌ی بی‌نشانی هی پَرپَر می‌زد
ما راهمان را گُم کرده بودیم ری‌را!
یادت هست
من با چشمان تو
اندوهِ آزادی هزار پرنده‌ی بی‌راه را
گریسته بودم و تو نمی‌دانستی!


آن روز بازار پُر از بوی سوسن و ستاره و شب‌بو بود
من خودم دیدم دعای تو بر بالِ پرنده از پهنه‌ی طاقی گذشت
چه شوقی شبستانِ رویا را گرفته بود،
دعای تو و آن پرنده‌ی بی‌قرار
هر دو پَرپَر زدند، رفتند
بر قوسِ کاشی شکسته نشستند.
ظ
حالا بیا برویم
برویم پای هر پنجره
روی هر دیوار و
بر سنگ هر دامنه
خطی از خوابِ دوستت‌دارمِ تنهایی را
برای مردمان ساده بنویسیم
مردمان ساده‌ی بی‌نصیبِ من
هوای تازه می‌‌خواهند!
ترانه‌ی روشن، تبسم بی‌سبب و
اندکی حقیقتِ نزدیک به زندگی.


یادت هست؟
گفتی نشانی میهن من همین گندمِ سبز
همین گهواره‌ی بنفش
همین بوسه‌ی مایل به طعمِ ترانه است؟
ها ری‌را ...!
من به خانه برمی‌گردم،
هنوز هم یک دیدار ساده می‌تواند
سرآغازِ‌ پرسه‌ای غریب در کوچهْ‌باغِ باران باشد.

 

 

 



6 تیر 87 - 00:40

پروفسور حسن صفوی رئیس دانشگاه در آمریکا

hassan-safavi.jpg

< MTIfNotEmpty>اطلاعات بیشتر

پروفسور سعید محقق استاد دانشگاه پترسون

mohaghegh.jpeg

< MTIfNotEmpty>اطلاعات بیشتر

پروفسور محمد مهدی شهسواری استاد کامپیوتر در آمریکا

Image1.gif

< MTIfNotEmpty>اطلاعات بیشتر

پروفسور هوشنگ امیر احمدی رئیس دانشگاه در آمریکا

Amirahmadi.jpg

< MTIfNotEmpty>اطلاعات بیشتر

پروفسور علی قربانی استاد کامپیوتر در کانادا

photo_bottom_center.jpg

< MTIfNotEmpty>اطلاعات بیشتر

جواد مشرقی استاد ریاضی در کانادا

javad-mashreghi.jpg

< MTIfNotEmpty>اطلاعات بیشتر

پروفسور فرامرز فراهانی استاد فیزیک در آمریکا

ff_2.jpg

< MTIfNotEmpty>اطلاعات بیشتر

دکتر پرویز یاوری استاد هوا فضا در آمریکا

yavari.jpg

< MTIfNotEmpty>اطلاعات بیشتر

پروفسور محمد دادفر عضو هیئت علمی دانشگاه در آمریکا

webphoto.jpg

< MTIfNotEmpty>اطلاعات بیشتر

پروفسور علی منصوری استاد شیمی در آمریکا

a_mansoori.jpg

< MTIfNotEmpty>اطلاعات بیشتر

پروفسور فرخ صفوی استاد اقتصاد در آمریكا

PhotoNotAvailable.jpg

< MTIfNotEmpty>اطلاعات بیشتر

پروفسور محسن مصطفائی رئیس دانشگاه در انگلیس

mohsen-mostafavi.jpg

اطلاعات بیشتر

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور ذبیح الله محسنی فر استاد دانشگاه در آمریکا

zab-mohsenifar.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور بهمن میرشب رئیس دانشکده در آمریکا

bahman-mirshab.jpg

اطلاعات بیشتر

 

اسد پناه استاد دانشگاه و رئیس

NAAS

assadi-Panah.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور داوود رهنی استاد شیمی دانشگاه در آمریکا

david-rahni.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور سروش سروشیان استاد دانشگاه در آمریکا

mori-hosseini.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور مرتضی حسینی رئیس دانشگاه در آمریکا

morteza-hosseini.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور سلمان انصاری استاد دانشگاه در آلمان

salman-ansari.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور ابوالحسن آستانه اصل استاد دانشگاه در آمریكا

astaneh.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور الهی قمشه ای استاد فلسفه دانشگاه در ایران

elahi-qomshei.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور ابوالفضل شیرازی استاد دانشگاه در کانادا

abolfazl-shirazi.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور حسن تهرانیان استاد دانشگاه در آمریکا

hassan-tehranian.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور سعید ایراندوست رئیس دانشگاه در سوئد

saeid-irandoust.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور علی مصلح استاد دانشگاه در آمریکا

ali-mosleh.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور پیمان عرب شاه استاد دانشگاه در آمریکا

payman-arabshah.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور محمد اسد زاده استاد دانشگاه در سوئد

mohammad-assadzade.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور حسین كاظمی استاد دانشگاه در آمریكا

hossein-kazemi.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور پرویز مرالانی استاد کامپیوتر دانشگاه در ایران

parviz-maralani.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور كامران وفا ریاضیدان و فیزیكدان در آمریكا

kamran-vafa.jpg

اطلاعات بیشتر

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور محمد قنبری استاد دانشگاه انگلیس در رشته مخابرات

mohammad-ghanbari.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور سروش سروشیان استاد دانشگاه آمریكا

soroosh-sorooshian.jpg

اطلاعات بیشتر

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور بهرام جلالی استاد دانشگاه آمریكا

bahram-jalali.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور نادر جلیلی استاد دانشگاه در آمریكا

nader-jalili.jpg

اطلاعات بیشتر

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور رضا لنگری استاد دانشگاه در آمریكا

reza-langari.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور حسین حسینی استاد دانشگاه لووا

hossein-hosseinian.jpg

اطلاعات بیشتر

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور كوروش اصغری استاد دانشگاه در آمریكا

 koorosh-asghari.jpg

اطلاعات بیشتر

 

محمد دستباز استاد دانشگاه و رئیس قسمت مولتی مدیا دانشگاه در انگلیس

mohammad-dastbaz.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور اصغر رستگار استاد دانشگاه در آمریكا

asghar-rastegar.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور سهراب روحانی استاد دانشگاه در كانادا

 sohrab-Rohani.jpg

اطلاعات بیشتر

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور بهزاد رضوی استاد دانشگاه در آمریكا

 bahzad-razavi.jpg

اطلاعات بیشتر

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور علی حاج میری استاد دانشگاه در آمریكا

ali-hajmiri.jpg 

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور شهریار میرعباسی استاد دانشگاه در كانادا

 shahriar-mirabbasi.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور یحیی فتحی استاد دانشگاه در آمریكا

yahya-fathi.jpg

اطلاعات بیشتر

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور لاری ارجمند استاد دانشگاه در آمریكا

lari-arjomand.jpg

اطلاعات بیشتر

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور احسان یارشاطر استاد دانشگاه در آمریکا

ehssan-yarshater.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور حمید دباچی استاد دانشگاه در آمریکا

hamid-dabashi.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور علی اکبر مهدی استاد دانشگاه در اهیو

ali-akbar-mahdi.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور محمود زارع پور استاد دانشگاه در کانادا

mahmod-ZAREPOUR.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور دارا انتخابی استاد دانشگاه در آمریکا

dara-entekhabi.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور حمید مولانا رئیس دانشگاه در آمریکا

hamid-mowlana.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور مجید صراف زاده استاد دانشگاه در آمریکا

majid-saraf.jpg

اطلاعات بیشتر

 

بهزاد رنجبران استاد موسیقی دانشگاه در آمریکا

bahzad-ranjbaran.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور برزین مباشر استاد دانشگاه در آمریکا

barzin-mobasher.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور ناصر اشکریز استاد دانشگاه در کانادا

naser-ashgriz.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور فرید گل نراقی استاد دانشگاه در کانادا

farid-golnaraghi.jpg

اطلاعات بیشتر

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور مسعود صنایعی استاد دانشگاه در آمریکا

masoud-sanayei.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور شروین عرفانی استاد الکترونیک دانشگاه در کانادا

shervin-erfani.jpg

اطلاعات بیشتر

اطلاعات بیشتر

 

همایون انصاری مدیربخش

دانشگاه در انگلیسCEMS 

homayoon-ansari.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور امیر امینی مدیر لابراتوار در دانشگاه آمریکا

amir-amini.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور امیر میرمیران استاد دانشگاه در آمریکا

amir-mirmian.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور مجید تهرانیان استاد ارتباطات بین الملل در دانشگاه  آمریکا

majid_tehranian.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور مهرداد سئیف رئیس دانشگاه در کانادا

mehrdad-saif.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور فرشاد رفیعی عضو هیئت مدیره دانشگاه در آمریکا

Farshad-Rafii.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور لطف الله شفاعی استاد دانشگاه در کانادا

lotfollah-shafai.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور یحیی رحمت سمیعی استاد دانشگاه در آمریکا

rahmat-samii.jpg

اطلاعات بیشتر

 

فرامرز نعیم استاد پزشکی دانشگاه در آمریکا

faramarz-naim.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور مسعود پدرام استاد دانشگاه در آمریکا

masoud-pedram.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور بهنام تبریزی استاد دانشگاه در آمریکا

behnam-tabrizi.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور حسین حاج حریری استاد دانشگاه در آمریکا

hossein-hariri.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور مسعود کاویانی استاد دانشگاه در آمریکا

masoud-kaviany.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور مسعود بازرگان لاری عضو هیئت علمیه دانشگاه در آمریکا

masoud-bazargan.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور آریا امیر بهمن استاد دانشگاه در آمریکا

aria-amirbahman.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور هاشم پسران استاد دانشگاه در انگلیس

hashem-Pesaran.jpg

اطلاعات بیشتر

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور نادر ودیعی استاد دانشگاه در آمریکا

nader-vadiee.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور هاشم دژبخش استاد دانشگاه در آمریکا

hashem-Dezhbakht.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور زین العابدین نوابی استاد دانشگاه در آمریکا

zeinolabedin-Navabi.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور روزبه ایزدی زمان آبادی استاد دانشگاه در دانمارک

roozbe-izadi.jpg

اطلاعات بیشتر

 

فریدون حمد الله پور معاون رئیس دانشگاه در کانادا

fereidoon-hamdullahpur.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور فریدون آفاق رئیس دانشگاه در آمریکا

fered-afagh.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور هوشنگ اسفندیار شهابی استاد دانشگاه در آمریکا

hooshang-Chehabi.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور تقی ثقفی نژاد استاد دانشگاه تجارت بین الملل در آمریکا

TAGI_saghafinezhad.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور خسرو فاطمی رئیس دانشگاه در آمریکا

Khosro-Fatemi.jpg

اطلاعات بیشتر

پروفسور نارایمان فروردین رئیس دانشکده در آمریکا

nariman-farwardin.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور مصطفی کاوه عضو هیئت مدیره دانشگاه در آمریکا

mostafa-kaveh.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور فرزاد مشایخ رئیس دانشکده در آمریکا

farzad-mashayek.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور سروش زندوکیلی استاد دانشگاه در آمریکا

soroush-zandwakili.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور بیژن سعادتمند استاد فیزیک و رئیس دانشگاه در آمریکا

bijan_saadatmand.jpg

اطلاعات بیشتر

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور تورج اتابکی استاد تاریخ معاصر در دانشگاه هلند

touraj-atabaki.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور مهران پولادی درویش استاد شیمی در دانشگاه کانادا

Mehran-Pooladi-Darvish.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور فرید طاهری رئیس دانشگاه در کانادا

farid-taheri.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور علی فاطمی رئیس دانشگاه در آمریکا

ala-fatemi.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور علی توران استاد دانشگاه در آمریکا

ali-touran.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور حمید نوری استاد دانشگاه در کانادا

Hamid-noori.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور سید حسین نصر استاد اسلامی دانشگاه در آمریکا

hossein-nasr.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور هاشم اشرافیون استاد دانشگاه در آمریکا

hashem-ashrafion.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور فرشید مقامی اصل استاد دانشگاه در آمریکا

farshid-asl.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور مهدی احمدیان استاد دانشگاه در آمریکا

mahdi-ahmadian.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور همایون کازرونی استاد دانشگاه در آمریکا

homayoon-kazerooni.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور علی سالاردینی استاد دانشگاه در استرلیا

ali-salardini.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور مسعود پرنگ استاد دانشگاه در آمریکا

masoud-parang.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور رضا صداقت هراتی استاد شیمی دانشگاه در آمریکا

Reza-sedaghat.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور فرهاد سیمیار رئیس دانشگاه در کانادا

Farhad-simyar.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور امیر بنی هاشمی استاد دانشگاه در کانادا

amir-banihashemi.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور فرشاد مهدی استاد دانشگاه در سوئیس

farshad_mehdi.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور شهاب سخن سنج استاد دانشگاه در آمریکا

shahab-sokhansanj.jpg

اطلاعات بیشتر

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور بهنام آزنگ استاد مهندسی کامپیوتر دانشگاه در آمریکا

behnam-aazang.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور امجد حاج خوانی استاد دانشگاه در سوئد

Amjad_Hadjikhani.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور عزت صنیعی استاد دانشگاه در آمریکا

ezat-sanii.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور مجید حسنی زاده استاد دانشگاه در آمریکا

majid-hassanzade.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور بهروز همایون استاد دانشگاه در آمریکا

behrouz-homayoon.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور اسماعیل صالحی سنگری استاد دانشگاه در سوئد

ismaeil-salehi-sangari.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور سعید محمودی استاد دانشگاه در سوئد

said-Mahmoudi.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور علی مدنی پور استاد طراحی شهری دانشگاه در انگلیس

ali-madanipooor.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور اکبر منتصر استاد شیمی دانشگاه در آمریکا

akbar-montaser.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور بیژن محمدیان استاد ریاضی دانشگاه در فرانسه

bijan-mohammadi.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور فریدون رٲفت استاد سیستم اطلاع رسانی دانشگاه در آمریکا

fereidoon-rafaat.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور ایرج کلانتری استاد ریاضی دانشگاه در آمریکا

iraj-kalanjari.jpg

اطلاعات بیشتر

 

پروفسور شهریار شهریاری استاد ریاضی دانشگاه در آمریکا

shahr</div><br></div></div></td></tr><tr><td style=

30 خرداد 87 - 07:57

 

آهنگ زیبای مادر از سامی یوسف

 

روی عکس زیر کلیک کنید

 

 

 

 

 

Blessed is your face

چهره ات مقدس است

 

Blessed is your name

نامت مقدس است

 

My beloved

عشق من


Blessed is your smile

لبخندت مقدس است


Which makes my soul want to fly

که باعث می شود روحم به پرواز درآید

 

My beloved

عشق من

 

All the nights And all the times That you cared for me

همه ی شب ها و همه ی اوقات از من مراقبت می کردی

 

But I never realised it

ولی من هرگز آن را نفهمیدم

 

And now it’s too late

و حالا هم خیلی دیر شده

 

Forgive me

مرا ببخش

 

Now I’m alone filled with so much shame

حالا تنهایم با شرمساری بسیار

,

For all the years I caused you pain

به خاطر سال هایی که باعث رنجش تو شدم

 

If only I could sleep in your arms again

ای کاش می توانستم تار دیگر در آغوشت آرام گیرم

 

Mother I’m lost without you

مادر بدون تو هیچم

 

You were the sun that brightened my day

تو خورشیدی بودی که روز مرا روشن می کردی


Now who’s going to wipe my tears away

حالا جه کسی می خواهد اشک های مرا پاک کند


If only I knew what I know today

ای کاش آنجه را که حالا می دانم قبلا هم می دانستم


Mother I’m lost without you

مادر بدون تو هیچم

 

Ummahu, ummahu, ya ummi

مادر...مادر..مادرم...


wa shawqahu ila luqyaki ya ummi

ای مادر چطور می توانم تو را همیشه ببینم


Ummuka, ummuka, ummuka ummuka, Qawlu rasulika

مادرت..مادرت..مادرت...سفارش پیامبرت است


Fi qalbi, fi hulumi, Anti ma’i ya ummi

در قلبم،در رویایم تو همیشه با منی مادر

 

Ruhti wa taraktini

تو رفتی مرا ترک کردی

 

Ya nura ‘aynayya

ای نور چشمانم

 

Ya unsa layli

ای آرام شب های من

 

Ruhti wa taraktini

تو رفتی و مرا ترک کردی

 

Man siwaki yahdhununi

جز تو دیگر چه کسی مرا در اغوش می کیرد؟

 

Man siwaki yasturuni

جز تو دیگر چه کسی مرا پناه می دهد؟


Man siwaki yahrusuni

جز تو دیگر چه کسی مراقب من است؟

 

‘Afwaki ummi, Samihini...

مرا ببخش و بر من سخت نگیر

 

 

 

آلبوم :امت من

ترانه ی :مادر

شعر عربی:زکریا صدیقی

شعر انگلیسی:سامی یوسف و بارا خریجی

آهنگساز:سامی یوسف

 

 

 

دانلود ترانه مادر                    دانلود ویدئو کلیپ مادرعربی


17 خرداد 87 - 06:07
 
دکتر شریعتی
 
 
دکتر علی شریعتی انسان ها را به چهار دسته تقسیم کرده اند: 
 
 آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند:
 
عمده آدم ها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن هاست که قابل فهم می شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند. 
 
 
آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند:
 
مردگانی متحرک در جهان. خودفروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته اند. بی شخصیت اند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمی آیند. مرده و زنده شان یکی است.
 
آنانی که وقتی که هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند:
 
آدم های معتبر و باشخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما می مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.
 
آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند:
 
شگفت انگیزترین آدم ها. در زمان بودنشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمی توانیم حضورشان را دریابیم.اما وقتی که از پیش ما می روند نرم نرم آهسته آهسته درک می کنیم. باز می شناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدم ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می گیریم قفل بر زبانمان می زنند. اختیار از ما سلب می شود. سکوت می کنیم و غرقه در حضور آنان مست می شویم و درست در زمانی که می روند یادمان می آید که چه حرف ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد!
 
راستی تو از کدام دسته ای؟
 
 
 
 

12 فروردین 87 - 11:13

 

 

49hqcro.gif

 

مرز در عقل و جنون باریک است
کفر و ایمان چه به هم نزدیک است

عشق هم در دل ما سردرگم
مثل حیرانی و بهت مردم

گیسویت تعزیتی از رویا
شب طولانی غم تا فردا

خون چرا در رگ من زنجیر است
زخم من تشنه تر از شمشیر است

مستم از جام تهی حیرانی
باده نوشیده شده پنهانی
باده نوشیده شده پنهانی

عشق تو پشت جنون محو شده
هوشیاریست نگو سهو شده

من ورسوایی این بار گناه
تو تنهایی و چشم سیاه

از من تازه مسلمان بگذر
بگذر از سر پیمان بگذر
بگذر

میل دیوانه به دین عشق تو شد
جاده شک به یقین عشق تو شد

مستم از جام تهی حیرانی
باده نوشیده شده پنهانی
باده نوشیده شده پنهانی

 

افشین یداللهی

 

 


24 اسفند 86 - 20:28

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

هرچی آرزوی خوبه مال تو
هرچی که خاطره داریم مال من

اون روزای عاشقونه مال تو
این شبای بی قراری مال من

منم و حسرت با تو ما شدن
تویی و بدون من رها شدن

آخر غربت دنیاست مگه نه
اول دو راهی آشنا شدن

تو نگاه آخر تو
آسمون خونه نشین بود

دلتو شکسته بودن
همه ی قصه همین بود

میتونستم با تو باشم
مثل سایه مثل رویا
 
 
اما بیدارمو بی تو
 
مثه تو تنهای تنها
 
 
دکتر افشین یداللهی16.gif  
 
 
 

4 دی 86 - 01:36

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

 

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید



من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی

چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود

آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود



وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد

آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد

من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گِلی

چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی



من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر

چیزی در آنسوی یقین شاید کمی همکیش تر

آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود

دیگر فقط تصویر من در مردمک های تو بود



من عاشق چشمت شدم ...

از دکتر افشین یداالهی

 

 


__