تبلیغات


__
سالروزفتح مکه
18 مهر 87 - 13:43

 

 

هشتم شوال سالروزفتح مکه

وشکستن بت های شرک

 بدست بت شکن

--------------------------------

 

 

1421 سال پیش درروز- 10شوال سال 8 هجری قمری:

 

 حضرت محمد(ص) و یارانشان شهرمكه را فتح كردند.

 

 رسول گرامی اسلام با انعقاد پیمان حُدَیبیّه با قریش پذیرفتند كه مدت 10سال میان دوطرف جنگی نباشد. اما پس از نقض این پیمان بدست قبیله بنی بَكر متحد قریش و حمله آنان به قبیله بنی خزاعه ازهم پیمانان حضرت محمد (ص) ایشان به طرف مكه حركت كردند.

سپاه حضرت ختمی مرتبت درطول راه برتعداش افزوده میشد و آن حضرت پس از ورود به مكه و طواف كعبه و شكستن بتهای درون كعبه اهالی مكه را عفو كردند. حضرت محمد (ص) خطاب به اهل مكه فرمودند:” بروید كه آزادید” و خود و یارانشان 19 روز بعد مكه را به قصد مدینه ترك كردند

 

--------------------------------

 

از بزرگترین حوادث سال هشتم هجرت فتح مكه معظمه بود كه شیرازه شرك را از هم پاشید و دشمنان را مأیوس و مسلمانان را به بقاى اسلام نوید داد و از آن پس قبائل عرب گروه گروه به مدینه آمده و اسلام آوردند، به طورى كه در یك سال بیشتر از سى قبیله به آیین اسلام مشرف شدند، و آیه یدخلون فى دین الله افواجا مصداق و تحقق یافت .

 

 

سوره مباركه نصر كه به طور نزدیك به یقین، بعد از صلح حدیبیه و قبل فتح مكه نازل گردیده از دو واقعه بسیار مهم خبر داده بود یكى فتح مكه، دیگرى پذیرفتن اسلام توسط قبائل عرب، مكه مشرفه در سال هشتم فتح گردید، و قبائل در سال نهم اسلام آوردند، سوره مباركه چنین است :

 

بسم الله الرحن الرحیم - اذا جاء نصرالله و الفتح - و راء یت الناس یدخلون فى دین الله افواجا - فسبح بحمد ربك و استغفره انه كان تواباً.

 

در سال هشتم هجرى كه سپاه اسلام پس از جنگهاى متعدد كوچك و بزرگ ورزیده و از نظر تعداد نیز زیاد شده بود پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم لازم دانست كه بسوى مكه رفته و شهر و مولد خود را كه در اثر توطئه قریش شبانه از آنجا هجرت كرده بود تصرف كند.

 

مدت سیزده سال پیغمبر صلى الله علیه و آله در شهر مكه مشركین قریش را بتوحید و خدا پرستى دعوت كرده و نه تنها از این دعوت نتیجه‏ اى حاصل نشده بود بلكه در ایذاء و آزار او هم نهایت كوشش را بعمل آورده بودند. پس از هجرت بمدینه مشركین مكه دائماً با مسلمین در حال مبارزه و زد و خورد بودند. مسلمین مهاجر كه بحال ترس شبانه از مكه فرار كرده و بمدینه رو آورده بودند، اكنون موقع آن رسیده است كه با صولت و عظمت در ركاب پیغمبر صلى الله علیه و آله وارد مكه شوند.

 

بعضى از مسلمین در اندیشه فرو رفته و از كار خود بیمناك بودند ولى رسول خدا صلى الله علیه و آله آنها را بفتح و پیروزى بشارت مى‏داد زیرا وعده فتحى را كه خداوند باو فرموده بود از این آیه استنباط میكرد:

 

لقد صدق الله رسوله الرؤیا بالحق لتدخلن المسجد الحرام ان شاء الله امنین. (1)

 

همچنین سوره نصر نیز كه پیش از فتح مكه نازل شده بود بفتح مكه و اسلام آوردن مردم آن شهر دلالت داشت.

 

هدف اصلى پیغمبر صلى الله علیه و آله این بود كه فتح مكه باحترام خانه خدا كه در آن شهر واقع است بدون جنگ و خونریزى انجام شود. بدین جهت ابتدا اندیشه خود را در مورد حركت بسوى مكه و زمان آن را از مسلمین پنهان مى‏داشت كه مبادا این موضوع باطلاع قریش برسد و تنها كسى را كه امین و راز دار خود دانسته و با او مشورت میكرد، على علیه السلام بود. ولى پس از مدتى چند نفر از اصحاب را نیز از این مطلب آگاه گردانید. یكى از مهاجرین بنام حاطب كه در مكه اقوامى داشته و از مقصود پیغمبر با خبر شده بود نامه‏ اى نوشته و آنرا بوسیله زنى بمكه فرستاد و قریش را از تصمیم پیغمبر آگاه نمود.

 

خداوند تعالى رسول اكرم صلى الله علیه و آله را از ماجرا آگاه ساخت و آنحضرت على علیه السلام را با زبیر براى استرداد نامه بسوى آن زن فرستاد و آنها در راه باو رسیده و نامه را باز گرفتند. (2)

 

رسول خدا صلى الله علیه و آله در اوائل رمضان سال هشتم هجرى با سپاهیان خود كه از مهاجر و انصار تشكیل شده و بالغ بر دوازده هزار نفر بودند بقصد فتح مكه از مدینه خارج گردید.

 

چون به نزدیكى‏هاى مكه رسید، عباس بن عبد المطلب براى ترسانیدن قریش از كثرت سپاهیان اسلام كه با ساز و برگ كامل مجهز بودند، بسوى مكه شتافت. اهالى مكه نیز از آمدن پیغمبر كم و بیش آگاه بودند، بدینجهت ابوسفیان براى كسب اطلاع از مكه بیرون آمد و در راه به عباس رسید.

 

عباس بن عبد المطلب كثرت مسلمین مخصوصاً ایمان قوى و روح سلحشورى آنها را به ابوسفیان نقل كرد و او را از عواقب وخیم مقاومت در برابر سپاهیان اسلام بر حذر داشت و قانعش نمود كه بخدمت رسیده و تسلیم شود. ابوسفیان از روى اضطرار و ناچارى پذیرفت و به حمایت عباس از میان دریاى سپاه در حالیكه از قدرت و شوكت آن متحیر شده بود گذشته و بخدمت پیغمبر رسید و پس از مختصر گفتگو اسلام آورد.

 

ابوسفیان كه مدت 21 سال كفار قریش را علیه آنحضرت تحریك و تجهیز میكرد، اكنون در برابر آن قدرت و عظمت سر تسلیم فرود آورده و با دیده اعجاب و شگفتى بآن سپاه منظم و منضبط مینگرد و انتظار عفو و بخشش از گذشته را دارد. پیغمبر اكرم بنص قرآن كریم داراى خلق عظیم و رحمة للعالمین بود (3) ، ابوسفیان را بمكه فرستاد تا براى كسانى كه اسلام آورده ‏اند امان بگیرد.

 

رسول خدا صلى الله علیه و آله پرچم را كه ابتداء در دست سعد بن عباده بود (از این نظر كه او ممكن است با اهالى مكه با خشونت و جدال رفتار كند) بدست على علیه السلام داد و با سپاه مسلمین در حالیكه جاه و جلال آنها چشم هر بیننده را خیره و مبهوت میكرد وارد مكه شد و در مقابل درب كعبه ایستاد و گفت:

 

لا اله الا الله وحده وحده صدق وعده و نصر عبده...

 

آنروز اولین روزى بود كه شعائر توحید و خدا پرستى علناً در مكه اجرا گردید و بانگ اذان بلال كه بر فراز كعبه ایستاده بود با آهنگ دلنشین در فضاى مكه طنین انداز شد و مسلمین به پیغمبر صلى الله علیه و آله اقتداء كرده و نماز خواندند. سپس آنحضرت اهل مكه را كه منتظر عقوبت و انتقام از جانب او بودند مورد خطاب قرار داد و فرمود: ماذا تقولون و ماذا تظنون؟ در حق خود چه میگوئید و چه گمان دارید؟

 

گفتند: نقول خیرا و نظن خیرا اخ كریم و ابن اخ كریم و قد قدرت، سخن بخیر گوئیم و گمان نیك داریم برادرى كریم و برادر زاده كریمى و بر ما قدرت یافته ‏اى.

 

رسول اكرم صلى الله علیه و آله را از كلام آنان رقتى روى داد و فرمود: من آن گویم كه برادرم یوسف گفت لا تثریب علیكم الیوم.

 

آنگاه فرمود: اذهبوا فانتم الطلقاءـ بروید كه همه آزادید. (4)

 

این عفو عمومى در روحیه اهالى مكه تأثیر نیكو بخشید و همه بى اختیار محبت آنحضرت را در دل خود جاى دادند. آنگاه پیغمبر صلى الله علیه و آله دستور داد تمام بت‏ها را شكستند و على علیه السلام را همراه خود بداخل كعبه برد و هر چه بت و آثار بت پرستى بود از میان‏ برده و آنها را در هم شكسته و بیرون ریختند.

 

از جمله صفات عالیه على علیه السلام بت شكنى اوست كه بهیچوجه حاضر نبود مظاهر شرك و كفر را در بین مردم مشاهده كند و چون بعضى از بتهاى بزرگ مانند هبل بر فراز كعبه نصب شده بود على علیه السلام بدستور پیغمبر اكرم پاى بر دوش آن بزرگوار نهاده و آنها را سرنگون ساخت و ساحت مقدس كعبه را از لوث بت پرستى پاك گردانید. از آن پس کار اسلام پا بر جا شد و شالوده دین پی ریزی گردید.

 

 منابع:

 (1) سوره مباركه فتح آیه 27.

(2) تاریخ طبرىـ سیره ابن هشام جلد 2 ص 398ـ ارشاد مفید ـ اعلام الورى.

(3) و ما ارسلناك الا رحمة للعالمین (سوره انبیاء آیه 107) و انك لعلى خلق عظیم(سوره ن آیه 4).

(4) تاریخ طبرى ـ منتهى الامال.

 

موفق ودرپناه حق باشید

 

 

 

 

  • ارسال نظر (0)
سالروزازدواج پیامبراسلام باحضرت خدیجه
17 مهر 87 - 20:28

 

 

ازدواج پیامبر (ص) با

حضرت خدیجه

--------------------------

 

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

 

 

1457 سال پیش در روز- 9شوال سال28قبل ازهجرت

 

 حضرت محمّد(ص) رسول گرامی اسلام با حضرت خدیجه(س)زندگی مشترك

خویش را آغازكردند.

 

محمّد بن عبدالله در25سالگی با حضرت خدیجه ازدواج كردند. این پیوند فرخنده پس از یك سفرتجاری انجام شد كه درآن حضرت محمد(ص) با سرمایه خدیجه(س) به تجارت پرداخته بودند. این سفرتجاری سود فراوانی هم برای خدیجه(س) به همراه داشت زیرا این تجارت را به حضرت محمد(ص) سپرده بود كه به امانت، راستگویی و رستگاری شهرت داشتند و درمیان مردم به محمد امین معروف بودند.

گفتنی است حضرت خدیجه (س) نخستین بانویی بودند كه اسلام آوردند و ازآن پس كلیه ثروت خود را در اختیارحضرت محمد(ص) قرارداد تا درراه پیشرفت و گسترش دین اسلام ازآن استفاده شود

----------------------

 

حضرت خدیجه سلام الله علیها یکی از چهار زن کامل دنیا، اولین و بهترین همسر رسول خدا صلّی الله علیه وآله و سلّم و مادر فاطمه زهرا و طاهر است.

 

جریان خواستگاری و ازدواج رسول خدا صلّی الله علیه وآله و سلّم با خدیجه خواندنی و مفصّل است. خدیجه به رسول خدا گفت:

«من برای شما زنی را در نظر گرفته‌ام.»

رسول خدا فرمود:«او کیست؟»

خدیجه عرض کرد:« او کنیز شما خدیجه است.»

 

خدیجه که یکی از ثروتمندان عرب به شمار می آمد  وقتی می خواست با رسول خدا ازدواج کند، گفت:به خدا قسم ای محمـد، اگر مال تو کم است، مال من زیاد است. کسی که خودش را در اختیار تو می‌گذارد، چگونه مالش را در اختیارت نگذارد؟! من با تمام اموال و کنیزانم در اختیار توام.

 

خدیجه بعد از ازدواج با رسول خدا به عمویش، ورقه، فرمود:

این اموال مرا بگیر و نزد محمـد ببر و به او بگو من تمام اموال و بردگان و آنچه را در اختیار من است به او هدیه می‌کنم.ورقه این خبر را در بین زمزم و مقام ابراهیم با صدای بلند به گوش همه مردم رسانید و آنها را شاهد گرفت.

 

در جریان کناره گیری رسول خدا از خدیجه قبل از ایجاد نطفه فاطمه علیهاالسلام، پیامبرعمار یاسر را نزد خدیجه فرستاد و فرمود به او بگو:

 

ای خدیجه گمان مبر که کناره گیری من از توست. نه، خداوند به من چنین امر فرموده است. گمانی جز خیر مبر و بدان، خداوند هر روز چندین بار به ملائکه اش به تو مباهات و فخر می‌کند.

 

خدیجه علیهاسلام در هنگام زایمان فاطمه علیهاسلام تنها بود و زن های مکه و قریش از او کناره گرفته بودند. خدیجه را غم و اندوه فرا گرفته بود که ناگهان چهار زن بلندقامت شبیه زن‌های بنی هاشم وارد اتاقش شدند.

خدیجه ترسید. آنها عرضه داشتند:

« محزون مباش ای خدیجه. ما فرستادگان پروردگار توایم. ما خواهران توایم: ساره و آسیه و مریم و صفرا. آمده ایم تا تو را کمک کنیم ».

امام صادق علیه السلام فرمود:

وقتی خدیجه علیهاسلام وفات کرد، فاطمه علیهاسلام به رسول خدا پناه برد. به دور پیامبر می‌چرخید و می‌گفت:«پدر جان، مادر من کجاست؟»

 

جبرئیل علیه السلام نازل شد و عرضه داشت:

ای رسول خدا، پروردگارت امر فرمود به فاطمه سلام برسان و بگو مادرش در خانه ای است از یاقوت و زبرجد که اطاق‌هایش از طلا و ستون‌هایش از یاقوت قرمز ساخته شده و با آسیه و مریم همنشین است

 

موفق ودرپناه حضرت حق باشید

 

 

 

 

تاریخچه فلسطین
15 مهر 87 - 23:36

 

چهارمین جنگ اعراب ورژیم

صهیونیستی

----------------------------

 

35 سال پیش درروز- 6اكتبرسال1973میلادی:

چهارمین جنگ دولتهای عربی و رژیم صهیونیستی آغازشد.

 

 پس ازمسدود شدن تنگه تیران بدستور جمال عبدالناصر، موشه دایان وزیردفاع وقت رژیم صهیونیستی دستورحمله به سرزمینهای اردن، مصر و سوریه را صادركرد. دولت هم قوای صلح سازمان ملل را كه درصحرای سینا مستقربود ازخاك مصربیرون راند. پس ازآن ارتش مشترك عربها را درمرزهای خود مستقرساخت و بدین ترتیب رژیم صهیونیستی را درمحاصره دریایی خود قرار داد. اما نیروهای دشمن سراسر نوار غزّه و شبه جزیره سینا و بلندیهای جولان را تصرف كردند و نیروی هوایی مصر، سوریه و اردن را تقریباً نابود ساختند. سپس رژیم صهیونیستی كانال سوئز، غرب رود اردن و خلیج عقبه را هم به اشغال خود درآورد. این كشمكش ها به وقوع جنگ اكتبرمنجرشد كه دراین جنگ قوای مصر كانال سوئز و صحرای سینا را ازرژیم صهیونیستی پس گرفت و نیروهای سوریه هم ازجبهه شرقی وارد عمل شدند. گفتنی است كه چهارمین جنگ دولتهای عربی و رژیم صهیونیستی با دخالتهای امریكا و شوری خاتمه یافت.

----------------------------------

 

تاریخچه فلسطین

----------------

 

شهر بیت المقدس قدیم بر فراز یك تپه بنا گردیده و ازمكانهای مهم فلسطین است. كوه صهیون و كوه زیتون از شرق و غرب آن را احاطه كرده اند.

كنعانیان نخستین اقوامی بودند كه از شبه جزیره عربستان به فلسطین آمدند و در این سرزمین سكونت گزیدند. آنان در فلسطین با آموریان و فلسطینیان در هم آمیختند و از سال 2500 ق.م فرمانروایی ایجاد كردند كه 15 قرن ادامه داشت. تاریخ فلسطین با نام انبیا آغاز می شود. نام حضرت یعقوب، اسرائیل بود. بنی اسرائیل فرزندان یعقوب بودند و حدود سیزده قرن قبل از میلاد اقتدار داشتند. در هنگام حكومت فرعون بر مصر و پیش از ظهور موسی (ع) جمعیت اسرائیلیان زیاد شد. 430 سال پس از ورود یعقوب به مصر، حضرت موسی (ع) قوم بنی اسرائیل را از سرزمین مصر به مقصد سرزمین موعود، به حركت درآورد. پیمودن این مسافت چهل سال طول كشید. حضرت موسی در این دوران طولانی از هدایت قوم فروگذار نكرد اما بنی اسرائیل بارها دست به طغیان و تجاوز زدند. پس از حضرت موسی (ع)، یوشع جانشین وی شد و بنی اسرائیل را از اردن عبور داد تا اینكه این قوم به شهرهای جدید رسیدند و دست به غارت و كشتار اهالی زدند. اما قوم فلسطین در مقابل آنان مقاومت كرد و سرانجام بنی اسرائیل را مغلوب ساخت. لیكن پس از جنگهای فراوان، مجدداً بنی اسرائیل قدرت گرفتند و بر شهرها مسلط شدند. در حدود 1000 ق.م حضرت داوود توانست اورشلیم را از دست فلسطینیان خارج كند و بیت المقدس یا خانه خدا را در آنجا بنا كند. این بنا توسط حضرت سلیمان تكمیل شد. سلیمان، چهل سال سلطنت كرد و آرامش را به قدس بازگرداند اما پس از او، دوباره ظلم و غارت بنی اسرائیل آغاز شد.

حدود 730 ق.م شالمانصر (شلمنصر) به اسرائیل تاخت و عده ای از آنان را اسیر كرد و به جای آنها بابلیان را اسكان داد. در سال 586 ق.م در زمان بخت النصر، كشور یهود مورد حمله آشوریان قرار گرفت كه منجر به انحطاط و اسارت بنی اسرائیل شد. سرانجام كوروش پادشاه ایران، بابل را تسخیر كرد و یهودیان را آزاد ساخت و به فلسطین و اورشلیم بازگرداند. آسایش اورشلیم تا پایان سلطنت داریوش سوم ادامه داشت تا اینكه اسكندر مقدونی، در حدود 323 ق.م به ایران، مصر، سوریه، فنیقیه و فلسطین حمله كرد و ویرانی و قتل و غارت فراوانی به بار آورد. پس از اسكندر، جانشینان او بر فلسطین مسلط شدند. از سال 63ق.م دوره تسلط رومیان آغاز شد كه پس از جنگهای فراوان، به ارمنستان و قسمتی از آسیا و آفریقا، سپس سوریه و فلسطین حمله بردند. دوازده هزار یهودی را كشتند و دیوارهای شهر را ویران ساختند.

در چنان شرایطی، ظهور مسیح امید و آرزوی یهودیان بود تا آنان را نجات بخشد. اما روحانیون یهود به او حسادت میورزیدند و می خواستند او را از میان بردارند و سرانجام به فتوای شورای یهود و جوسازی های آنان، حضرت عیسی (ع) توسط حكمران رومی سرزمین یهودا به اعدام محكوم شد.

در سال 70 م تیتوس فرزند امپراتور روم با هشتاد هزار سرباز، اورشلیم را محاصره كرد و پس از چند ماه مقاومت یهودیان، سرانجام رومیان فاتح شدند و قوم یهود دوباره آواره گشت. در زمان خسرو  پادشاه ساسانی ایران امپراطوری روم را شكست داده و با راهنمایی یهودیانی كه با ایران همكاری می كردند اورشلیم‌ (فلسطین) را فتح كردند. اما پس از مرگ خسرو پرویز، این سرزمین دوباره به دست مسیحیان افتاد.

در زمان خلیفه اول مسلمین (ابوبكر)، سپاهی روانه سوریه و فلسطین شد كه با درگذشت او، در زمان خلیفه دوم، عمر، سوریه و بیت المقدس به دست مسلمین افتاد و رومیان در آنجا شكست خوردند. اهالی شهر مقاومت زیادی كردند اما طولانی شدن محاصره و مشكل غذا آنان را مجبور به تسلیم كرد و قرارداد صلحی منعقد شد. و از آن سال یعنی 15م فلسطین در دست مسلمانان افتاد.

از سال 1095م، با تهاجم اروپائیان علیه مسلمانان جنگهای صلیبی آغاز شد كه حدود دو قرن ادامه یافت. اگر چه این جنگ علتهای گوناگونی داشت اما مورخان یكی از علل آنرا، مساله فلسطین و شهر بیت المقدس و خراجگزار بودن مسیحیان این شهر به مسلمانان ذكر می كنند. صلیبیون پس از نبردی سخت و محاصره طولانی بیت المقدس، وارد شهر شده و دست به قتل عام زدند و همه چیز را به عنوان غنیمت، غارت كردند.

بدین سان مسیحیان 90 سال بر فلسطین حكومت كردند. در مراحل پایانی جنگ دوم صلیبی (1149-1147م) مطابق با 544-542 ه.ق صلاح الدین ایوبی صلیبیون را تار و مار كرد و بیت المقدس را باز پس گرفت و آنها را از سوریه و مصر و سایر مناطق بیرون راند.

پس از هفتمین جنگ صلیبی و مرگ آخرین پادشاه سلسله ایوبی، ممالیك حدود سه قرن زمام امور را در دست گرفته و بیت المقدس را نیز در اختیار داشتند و با سپاه مغول جنگیدند و آنها را شكست دادند و بازماندگان صلیبی ها را در عكا نابود ساختند. از سوی دیگر سلسله عثمانی با جنگهای طولانی و  فتوحات عثمانیان غازی در نبرد با مغولان و یونانیان، پایه گذاری شد. در زمان سلطان محمد فاتح در سال 1453م. شهر قسطنطنیه كه مهمترین مركز اقتدار صلیبیون و پایتخت روم شرقی بود فتح شد و به مدت 500 سال به پایتخت امپراطوری عثمانی تبدیل گردید.

اواخر قرن نوزدهم شورشهایی در فلسطین به وجود آمد. انگلستان در این سالها مدافع عثمانی بود، ناگهان تغییر روش داد و در برابر عثمانی قرار گرفت و از شورشیان حمایت كرد. از جمله « حسین، امیر مكه» را كه نماینده عثمانی در حجاز و مردی جاه طلب بود تحریك كرد و با حمایت انگلیس از عثمانی جدا شود. در چنین شرایطی عده ای از یهودیان، اندیشه ملت واحد یهود را مطرح كردند و برای تشكیل كشوری مستقل دست به اقداماتی زدند كه كار آنها مورد تشویق و حمایت دولت انگلیس قرار گرفت. این عده با گرفتن كمكهای مالی از یهودیان ثروتمند، برای پیشبرد مقاصد خود حزبی تشكیل دادند و نام صهیون را بر خود نهادند.

در سال 1916 قرارداد « سایكس ـ پیكو» میان روسیه، فرانسه و انگلیس به امضا رسید تا به موجب آن سرزمینهای تجزیه شده از عثمانی را میان خویش تقسیم كنند. اما انگلیس كه چندی بعد آن پیمان را مغایر با سلطه خود بر كانال سوئز دید در سال 1917 با استفاده از ضعف روسیه و انقلابی كه در آن كشور به وقوع پیوست، از پیمان سرباز زد و فلسطین را تحت قیمومیت خویش در‌آورد.

صهیونیستها در اوایل قرن بیستم با استفاده از سلطه انگلیس بر فلسطین، راه حل تشكیل یك كشور یهودی را در برابر ضدیت با یهودیان جهان و آزار آنان مطرح كردند. انگلستان در این زمان برای تداوم سلطه خود به پایگاهی در این منطقه نیاز داشت. در جریان جنگ جهانی اول صهیونیستها از انگلیس و امریكا خواستند در صورتی كه دولت عثمانی متحد آلمان، شكست بخورد، پس از خاتمه جنگ فلسطین تبدیل به مملكت یهود گردد. كوشش صهیونیستها نتیجه بخشید و توانستند نظر « لرد بالفور» وزیر خارجه انگلیس را جلب كنند. سرانجام در آوریل 1920 متفقین و جامعه ملل، قیمومیت فلسطین را رسماً به دولت انگلستان واگذار كردند و آن را موظف كردند، با تاسیس كانون ملی یهود، برای اجرای اعلامیه بالفور كمك كند.

با واگذاری حكومت از سوی انگلیس به یك یهودی، مهاجرت و انتقال یهودیان به فلسطین شروع شد. این امر موجب شورش و مخالفت اعراب گردید. در این هنگام سایر اعراب كه دچار تفرقه بودند جز در شعار كمك دیگری به فلسطینیها نمی كردند. اعراب فلسطینی و مسیحیان اختلافات خویش را كنار گذاشتند  و در برابر یهودیان صهیونیست متحد شدند. در تابستان 1929 نخستین برخورد خونین میان فلسطینیها و صهیونیستهای مهاجر درگرفت. در این درگیری صهیونیستها و سربازان انگلیسی با آتش گشودن بر روی فلسطینی ها حدود 351 تن را شهید و عده ای را مجروح و دستگیر كردند. در اواخر دهه 1920 تا 1936 قیام مسلحانه شیخ عزالدین قسام به وقوع پیوست اما وی یارانش به شهادت رسیدند. در سال 1937 عبدالقادر حسینی رهبری مبارزات را در دست گرفت اما او نیز پس از نبردهای زیادی علیه سلطه گران انگلیسی صهیونیستها همراه با یارانش به شهادت رسید. در سال 1944 حسن سلامه فرماندهی جنگ با نیروهای مشترك صهیونیستی، انگلیسی را برعهده گرفت ولی او نیز به شهادت رسید.

از دهه 40 قمری، مساله فلسطین به یك مساله عربی تبدیل شد و در راس مسائل بین المللی قرار گرفت. در طول جنگ جهانی دوم آرامش نسبی بر فلسطین حكمفرما بود. انگلیس در 14 مه 1948 به قیمومیت خود خاتمه داد و نیروهایش را از فلسطین خارج كرد. در همان روز شورای ملی یهود در تل آویو تشكیل شد و در ساعت چهار بعد از ظهر روز جمعه 14/5/1948 موجودیت دولت اسرائیل توسط « دیوید بن گورین» با اجتماعی در موزه تل آویو اعلام گردید. وی ضمن سخنانش گفت: « ما در اینجا می گوئیم كه با پایان گرفتن حكومت قیمومیت در نیمه شب 14-15 مه 1948 در انتظار برپایی دستگاههای دولتی طبق قانون اساسی هستیم كه توسط شورای قانون اساسی در زمان مناسبی ـ كه ان را حداكثر اول اكتبر 1948 تعیین كرده بود ـ تدوین خواهد شد.»

چند دقیقه پس از اعلام تشكیل اسرائیل، « ترومن» رئیس جمهور وقت امریكا دولت جدید اسرائیل را به رسمیت شناخت. انگلیسیها نیز هنگام خروج از فلسطین، تجهیزات خویش را در اختیار صهیونیستها قرار دادند.

پس از اعلام تشكیل رژیم صهیونیستی، یهودیان غاصب شروع به تصرف شهرها و روستاها و بیرون راندن فلسطینیها از خانه و كاشانه شان كردند. آنها هنگامی كه با مقاومت مردم فلسطین روبه رو شدند جنایاتی مانند كشتار روستای « دیر یاسین» و « كفر قاسم» را در آوریل 1948 به راه انداختند. این كشتار وحشیانه موجب گسترش وحشت و فرار فلسطینیها از خانه و كاشانه شان شد. نتیجه مستقیم اشغال فلسطین و برپایی دولت اسرائیل در این سرزمین منجر به آن شد كه ملت تاریخی فلسطین تقریباً به ملتی آواره و پناهنده تبدیل شود. و در اردوگاهها پراكنده در دیگر كشورهای عربی زندگی فقرآلود و آكنده از بیماری بگذرانند.

جنگ 1948

پس از اعلام موجودیت رژیم اشغالگر قدس و توسط بن گوریون، اولین جنگی كه این رژیم علیه فلسطین و كشورهای عربی منطقه به راه انداخت به جنگ 1948 معروف است. در طی این جنگ صهیونیستها 78 درصد كل خاك فلسطین را به اشغال خود در آوردند. در اثر این جنگ، نخستین مرحله آوارگی بزرگ مسلمانان فلسطین به وقوع پیوست. طی آن حدود یك میلیون فلسطینی از مجموع یك میلیون و نهصد هزار فلسطینی در آنزمان آواره شدند. حدود 200000 تن از مسلمانان فلسطین به نوار غزه مهاجرت كردند و 496000 تن به اردن و 100000 تن به لبنان و 85000 تن به سوریه و 20000 تن به مصر و عراق كوچ كردند.

پس از جنگ 1948، رژیم اشغالگر قدس از سویی با اجرای سیاست خشونت و توسعه طلبی و دست زدن به اقداماتی نظیر تخریب منازل و آتش زدن مزارع، سعی و تلاش می كرد تا باقیمانده اعراب منطقه را مجبور به فرار از خانه هایشان كند. و از سوی دیگر شرایط و تسهیلات لازم را برای ادامه انتقال یهودیان سراسر جهان به فلسطین فراهم می كرد.

 در مه 1949 اسرائیل به عضویت سازمان ملل متحد درآمد. در پی تحكیم سلطه رژیم صهیونیستی بر فلسطین اشغالی به تدریج گروهها و سازمانهای مبارزه فلسطینی اعلام موجودیت كردند. در 28 مه 1964، كنگره فلسطین در شهر قدس تشكیل شد و تاسیس « سازمان آزادی بخش فلسطین» را اعلام كرد. در پی آن نیز ارتش آزادی بخش فلسطین تشكیل شد و مبارزات فلسطینیان شكل جدیدی به خود گرفت.

جنگ 1967

جنگ 1967 از سوی رژیم صهیونیستی در حالی شروع شد كه كشورهای عربی، خود را از قبل برای نبردی بزرگ با دشمن آماده كرده بودند. نیروهای نظامی كشورهای عربی به طرف مرزهای اسرائیل در حركت بودند. رادیوهای این كشورها نیز دائم مارش نظامی پخش می كرد و پیروزیهای اعراب را به یاد می آورد. مصر و سوریه با هم اعلام همبستگی كردند. نیروهای پاسدار صلح نیز از مناطق مرزی در نوار غزه عقب نشینی كردند. در 15 ماه مه، مجموع این شرایط از جنگی درخشان و موفقیت آمیز برای اعراب حكایت داشت. جوانان شهر بیت المقدس تحقق رویای تصرف خاك آبا و اجدای خود را قریب الوقوع می پنداشتند، اما در 5 ژوئن قبل از اینكه اعراب هرگونه اقدامی انجام دهند، با حمله غافلگیرانه تانكهای رژیم صهیونیستی روبرو شدند. چهره این شهر دگرگون شد و حالت جنگی به خود گرفت. پس از مدت كمی نیز به اشغال نیروهای صهیونیستی درآمد. سپس ستون تانكهای اسرائیلی راهشان را به سوی جنوب و مرزهای مصر بازكردند و به جلو پیش رفتند. در آن روز رژیم صهیونیستی همزمان با حملات زمینی خود، از طریق هوا نیز به فرودگاههای كشورهای مصر، اردن، سوریه حمله هوایی غافلگیرانه كرد. این جنگ كه از زمین و هوا اغاز شده بود، مدت 6 روز طول كشید و به جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل مشهور شد. اسرائیل در طی این جنگ، كرانه غربی رود اردن و نوار غزه و بلندیهای جولان در سوریه و صحرای سینا در مصر را اشغال كرد. سازمان ملل متحد طی قطعنامه ای اسرائیل را به عقب نشینی از سرزمینهای اشغالی دعوت كرد اما اسرائیل خودداری ورزید. پس از آن رژیم صهیونیستی شهر بیت المقدس را كه تحت حاكمیت اردن بود و شهر بیت لحم  و 27 روستای عربی دیگر را طبق مصوبه ای كه صادر كرد ضمیمه خاك خود كرد.

یكی از رویدادهای تلخی كه قبلاً اشاره شد الحاق بیت المقدس به قلمرو رژیم صهیونیستی بود. این مساله توجه جهانیان را به خود معطوف ساخت. اهمیت و قداست این منطقه به حدی بود كه زمانی باعث پیدایش جنگهای صلیبی شد. مساله حفظ و حراست این مكان شریف توسط مسلمانان از قرنهای پیش مسجل شده است و ملل یهودی و مسیحی در این مورد اطمینان داشتند كه مسلمانان در حفظ و نگهداری اماكن مقدس آن كوتاهی نمی كنند اما جنگ شش روزه كه باعث اشغال بیت المقدس توسط رژیم صهیونیستی شد این نگرانی را به وجود آورد كه ممكن است توجه و دلسوزی لازم برای حفظ آن صورت نگیرد. اسرائیل شرط عقب نشینی خود از مناطق اشغالی را بعد از گذشت سالها از جنگ شش روزه و تاكید سازمان ملل، به رسمیت شناختن این رژیم از سوی اعراب عنوان كرد و بارها اعلام داشت كه تا زمانی كه كلیه كشورهای عربی این رژیم را به رسمیت نشناسند و با او پیمان صلح برقرار نكنند از سرزمینهای اشغالی بیرون نمی رود.

پس از جنگ شش روزه در ژوئن 1967 كه موجب تحقیر و شكست اعراب شد، سازمانهای مقاومت فلسطینی كه در اردوگاههایی در اردن، سوریه و لبنان آموزش دیده بودند بر شدت عملیات خود علیه اسرائیل افزودند و شهر « كرامه» كه در 25 كیلومتری غرب امان (پایتخت اردن) در دره اردن واقع شده است مركز نیروهای مبارزه فلسطینی شد. زیرا این شهر عده ای از آوارگان فلسطینی را در خود جای داده بود، در اثر جنگ ژوئن 1967، كرامه در 4 كیلومتری خط جدید آتش بس صهیونیستها و در تیررس آنها قرار گرفت و جمعیت فلسطینی ساكن كرامه از 25000 تن به دو برابر افزایش یافت. به همین لحاظ جنبش فتح با توجه به نزدیكی كرامه به مواضع صهیونیستها آنجا را پایگاه خود ساخت. وزیر دفاع وقت رژیم صهیونیستی نیز اعلام كرد كرامه به پایگاه اساسی مقاومت فلسطین تبدیل شده است. در پی آن با یورش نیروهای زمینی و زرهی اسرائیل، به شهر كرامه، نبرد سختی میان آنها و انقلابیون فلسطینی در گرفت. طی جنگ تن به تن با 300 چریك فلسطینی عده زیادی از صهیونیستها كشته شده و سربازان اسرائیلی ناچار به عقب نشینی شدند. این مقاومت كه به نبرد كرامه مشهور شد راه و رمز جدیدی را برای پیروزی ملت فلسطین به ارمغان آورد. و از آن پس عده زیادی داوطلب پیوستن به جنبش فتح شدند.

جنگ 1973

در اكتبر 1973 ارتش مصر به طور ناگهانی و با شعار الله اكبر از كانال سوئز گذشت و با شكستن خط دفاعی « بارلو» كه در آن زمان به عنوان خط دفاعی تسخیرناپذیر معروف بود با حمایت نیروی هوای به صحرای سینا و داخل خاك اسرائیل هجوم برد. از طرف شرق نیز به طور همزمان نیروی هوایی سوریه تهاجم علیه اسرائیل را آغاز كرد. در روزهای اول جنگ دهها هواپیمای اسرائیلی نابود شد و هزاران اسرائیلی كشته و یا اسیر شدند و بر افسانه شكست ناپذیری آن خط بطلان كشیده شد. اما با حمایت سریع نظامی امریكا و غرب در روزهای بعد، وضع جنگ تغییر كرد و در حالی كه دیگر كشورهای عربی از كمك به مصر و سوریه دریغ ورزیدند ارتش اسرائیل با هلی برد نیروهایش توانست در غرب كانال سوئز منطقه محدودی را به تصرف خویش درآورد. سرانجام در كیلومتر 601 قاهره گفت و گو برای پایان دادن به جنگ اغاز شد و با انعقاد قرارداد صلح، جنگ پایان یافت. سازمان ملل متحد نیز در سال 1974 سازمان آزادی بخش فلسطین را به عنوان تنها نماینده ملت فلسطین به رسمیت شناخت.

پیامد جنگ 1973:

بعد از پایان یافتن این جنگ ظاهراً رهبران كشورهای عربی فكر مبارزه با رژیم اشغالگر قدس را از سر بیرون كرده و به صلح با آن رژیم به صورت یك مساله اصلی روی آوردند. آنها در پی شكستهای پی در پی، ـ در مراحل مختلف ـ فكر مذاكره با دشمن و خط سازش با امریكا و اسرائیل را در پیش گرفتند و در نهایت پذیرش موجودیت آن را جایگزین اندیشه به دریا ریختن صهیونیستها كردند. سردمدار این جریان و طرز تفكر، انور سادات رئیس جمهور مصر بود كه با كنار گذاشتن اسلحه به مذاكره و صلح با رژیم صهیونیستی تن داد و در سال 1975 قرارداد سینا را با اسرائیل امضا كرد. سپس در سال 1977 به فلسطین اشغالی سفر كرد و مناخیم بگین دشمن سرسخت و همیشگی فلسطینیان و مسلمانان را در آغوش گرفت. متعاقب آن سفرهای دیگر از جانب دو طرف انجام گرفت و مقدمات انعقاد یك قرارداد صلح میان مصر و اسرائیل فراهم شد. و بالاخره در سال 1978 در محل كمپ دیوید، میان سادات و مناخیم بگین نخست وزیر اسرائیل درحضور جیمی كارتر رئیس جمهور وقت امریكا پیمان صلحی امضا شد كه به پیمان « كمپ دیوید» معروف گردید. در حالی كه باور كردن انعقاد این پیمان برای جهان اسلام بسیار مشكل بود جنگ و خصومت میان دو دشمن قدیمی یعنی اعراب به رهبری مصر و رژیم اشغالگر قدس به پایان رسید و رژیم مصر موجودیت رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخت. این واقعه در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی ایران روی داد موجب ایجاد شكاف بین جهان عرب شد.

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979م، به رهبری امام خمینی، اسلام وارد صحنه مبارزاتی مردم فلسطین شد. هر چند كه فلسطینیان پیش از انقلاب ایران مسلمان بودند اما عاملی كه آنها را به هم پیوند می داد « عربیت» بود و اسلام در درجه دوم قرار داشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، اسلام عاملی موثر و قوی برای اتحاد و پیروزی مبارزان مسلمان فلسطین شد.

با شروع دهه هشتاد و به دنبال تاثیرپذیری فلسطینیهای مستقر در لبنان، از انقلاب اسلامی ایران، و تشدید فعالیت نظامی خود علیه نیروهای اسرائیلی در مناطق اشغالی، رژیم صهیونیستی در ششم ژوئن 1982 به قصد نابودی مقاومت فلسطین حمله گسترده ای را از طریق زمین، هوا، دریا به لبنان آغاز كرد. این تهاجم منجر به بیرون رفتن نیروهای مقاومت فلسطین از جنوب لبنان و بیروت شد. اما چند سالی نگذشت كه با شكل گیری مقاومت اسلامی در لبنان و عملیات نظامی آن علیه مراكز نظامی و امنیتی اسرائیل، رژیم صهیونیستی مجبور به عقب نشینی از بعضی مناطق اشغالی خود در مناطق جبل و جنوب لبنان شد و مردم فلسطین ضمن تاثیرپذیری از انقلاب اسلامی ایران در منطقه و مقاومت اسلامی در لبنان، درصدد برآمدند تا حركت جدیدی را در داخل سرزمین های فلسطین اغاز كنند.

در آوریل 1987 كنفرانس سران عرب در عمان برگزار شد اما هیچ گونه موضعی در زمینه مبارزه علیه رژیم صهیونیستی اتخاذ نكرد و صرفاً تمام توجه آن به جنگ ایران و عراق معطوف شد. مردم فلسطین كه طی سالهای 1967 تا 1982 تجارب تلخی را پشت سرگذاشته و راههای گوناگون سازمانهای فلسطینی و دولتهای عربی را آزموده و شكست طرحهای سیاسی را به چشم دیده بودند، و سالها انتظار می كشیدند كشورهای عربی (اعراب) آنها را از آوارگی نجات بخشند، با توجه به اختلاف ها و انشعاب ها بین گروهها و احزاب فلسطینی، و با مشاهده بی توجهی رژیمهای عربی به اوضاع فلاكت بار فلسطینیها، دریافتند كه شعارهای انقلابی رهبران سیاسی فلسطین و دولتهای عربی محتوای خود را از دست داده و طی این مدت هیچ نشانه امیدی از نابودی رژیم صهیونیستی و یا حداقل كم شدن حاكمیت آن در فلسطین پیدا نشده است، لذا از دولتهای عربی و گروههای فلسطینی قطع امید كردند.

این عوامل و رویدادهای چند، زمینه ای شد تا شور و شوق انقلاب و گرایش به اسلام در مردم فلسطین احیا شود و جنبشهای سیاسی ـ مذهبی، مردمی جایگزین احزاب و سازمانهای سیاسی ـ ملی و غیرمذهبی در سرزمینهای اشغالی شود و روند جدیدی از قیام و مبارزه با اسرائیل توسط ساكنین سرزمینهای اشغالی در پاییز 1987 آغاز شد كه انتفاضه یا « انقلاب مساجد» نام گرفت.

وقوع انتفاضه روزنه امیدی برای فلسطینیان آواره به وجود آورد و اهداف و آثاری را در پی داشت و موجب شد تا اسرائیل از تداوم انتفاضه احساس خطر و ترس كند. با آنكه رژیم صهیونیستی از سال 1948 تاكنون دربرابر همه قطعنامه ها و طرحهای سازمان ملل متحد، كه حقوق و امتیازات محدودی برای فلسطینیان قایل می شد ایستادگی می كرد و از پذیرش  قطعنامه های 242 و 338 شورای امنیت خودداری می ورزید ولی سرانجام وحشت آن و امریكا از انتفاضه آنان را مجبور كرد به مذاكره با ساف تن دهند. از سوی دیگر جناح سازشكار فلسطینی نیز با این تصور كه برای چانه زدن در مذاكرات  با اسرائیل و گرفتن امتیاز از آن انتفاضه برگ برنده ای در دست آنها است. زمزمه مذاكره  با اسرائیل را مطرح كردند .رژیم صهیونیستی نیز دركنار مذاكره چند جانبه خود با اعراب، گفت و گوهای پنهانی را با رهبران ساف شروع كرد و پس از ده دور گفت و گوی مستقیم اعراب و رژیم صهیونیستی در فرایند صلح خاورمیانه، سرانجام سازش رهبران فلسطینی و تسلیم آنها در برابر خواسته های اسرائیل، با طرح غزه ـ اریحا ( در توافقنامه ساف ـ اسرائیل ) وارد مرحله نوینی شد. و از 21/8/71 مذاكرت سری دو جانبه ساف و اسرائیل شروع شد.

در 19/6/1372 یاسر عرفات با عنوان رئیس سازمان آزادی بخش فلسطین طی نامه ای به اسحاق رابین نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی موجودیت اسرائیل را به رسمیت شناخت و تعهد ساف را به پایبندی به اعلامیه اصول كلی ( توافقنامه ) و نیز قطعنامه های شماره 242 و 338 شورای امنیت ( كه وجود رژیم اشغالگر قدس را به رسمیت شناخته و خواستار بازگشت به مرزهای آن به مناطق پیش از 1968 شده اند) اعلام كرد و آن بخش از مفاد منشور فلسطین را كه منكر حق وجود اسرائیل است، ملغی اعلام نمود. اسحاق رابین نیز متقابلاً در همان تاریخ طی نامه ای، سازمان آزادی بخش فلسطین را به عنوان نماینده مردم فلسطین به رسمیت شناخت. و موافقت خود را با آغاز مذاكره با ساف اعلام كرد. سرانجام یاسر عرفات رهبر ساف در تاریخ 22/6/1372 در واشنگتن در حضور « بیل كلینتون» رئیس جمهور امریكا و تعدادی از شخصیتهای سیاسی جهان با قلم خود بر نام فلسطین خط كشید و متن قراردادی را امضا كرد كه به طرح « غزه ـ اریحا» معروف شد.

عرفات و رابین طی مذاكراتی پیش نویس 17 ماده ای توافق را امضا كردند كه در آن یك حكومت خودمختار فلسطینی در كرانه غربی و نوار غزه پیش بینی شد.

این توافق هر چند در ظاهر نوعی عقب نشینی محدود اسرائیل از مواضع قبلی آن به شمار می رفت ولی با اهداف بلند مبارزه ملت مسلمان فلسطین فاصله زیادی داشت زیرا هدف آمریكا و رژیم صهیونیستی از این توافق صرفاً ایجاد شكاف میان فلسطینیان و خاموش كردن شعله های آتش انتفاضه به دست جناح فلسطینی سازشكار بود. اما با هشیاری نیروهای انقلابی فلسطینی در سرزمینهای اشغالی این حربه نیز موثر واقع نشد و انتفاضه فلسطین هر چه قوی تر به راه خود ادامه داد. تا اینكه آتش آن هنگام دیدار « آریل شارون» رئیس حزب لیكود اسرائیل از مسجدالاقصی در تاریخ 28 سپتامبر 2000 بار دیگر شعله ور شد و شكل جدیدی به خود گرفت كه به انتفاضه الاقصی معروف شد.

 

موفق ودرپناه حق باشید

 

 

 

 

سالروزهجرت امام خمینی ازعراق به پاریس
13 مهر 87 - 17:35

 

30 سال پیش در روز- 14مهرماه سال 1357هجری شمسی:

 

 حضرت امام خمینی(ره) ازعراق به پاریس هجرت كردند.

Shakhsi02.jpg

 

آن روح بلند و بیدار هنگامی تصمیم به این هجرت تاریخی گرفتند كه ازیك سو رژیم بعثی عراق سعی می كرد ازمبارزات ایشان جلوگیری كند و ازدیگرسوی ساواك شاه درتدارك توطئه های مختلف بود. دولت عراق كه درراه حفظ تعهدات و روابط با دولت ایارن می كوشید؛ توسط یكی ازمقامات امنیتی ازامام خواست كه ازهرگونه فعالیت سیاسی و تبلیغاتی برضدَّ رژیم شاه خودداری كند.

 حضرت امام درپاسخ فرمودند: " این تكلیف شرعی است كه متوجه من است و من هم اعلامیه می نویسم و هم درموقعش برمنبرصحبت می كنم و هم نوارپرمی كنم و به ایران می فرستم. این تكلیف شرعی من است و شما هم هرتكلیفی دارید عمل كنید.

" بدنبال هجرت حضرت امام خمینی(ره) ازنجف به پاریس سیل تلگرافهای اعتراض آمیز بسوی بغداد روانه شد. همچنین آیات عظام گلپایگانی و مرعشی نجفی با انتشاراعلامیه ای به رفتارغیرانسانی رژیم عراق با حضرت امام اعتراض كردند. درپی آن گروه كثیری ازایرانیان مقیم كویت دراعتراض به رفتارناپسند عُمّال بعثی با حضرت امام تظاهرات گسترده ای برپاكردند.

-------------------------------

 

در دیدار وزراى خارجه ایران و عراق در نیـویـورك تصـمیـم به اخراج امام خمینـى از عراق گرفته شـد. روز دوم مـهـر 1357 مـنزل امـام در نجف بـوسیله قـواى بعثـى محاصره گردیـدانعكاس ایـن خبـر با خشـم گستـرده مسلمانان در ایران، عراق و دیگـر كشـورها مـواجه شـد .

روز 12 مهر ،امام خمینى نجف را به قصد مرز كـویت ترك گـفـت. دولت كویـت با اشاره رژیـم ایـران از ورود امـام بـه ایـن كـشـور جلوگیـرى كـرد. قـبـلا صحـبـت از هجـرت امام بـه لبـنـان و یا سـوریه بـود امـا ایشان پـس از مشـورت با فـرزنـدشان ( حجه الاسلام حاج سیـد احمـد خمینـى ) تصمیـم بـه هجـرت به پاریـس گرفت. در روز 14 مهـر ایشان وارد پاریس شدند .

و دو روز بعد در نوفـل لـوشـاتــو ( حـومـه پاریـس ) مستقـر شـدنـد. ماءمـوریـن كاخ الیزه نظر رئیـس جـمهـور فـرانسه را مبنـى بـر اجتناب از هرگـونه فـعـالیـت سیاسـى بـه امام ابلاغ كـردنـد. ایـشـان نیز در واكـنـشــى تنـد تصـریح كـرده بـود كه ایـنگونـه محدودیتها خلاف ادعاى دمكراسى است و اگر او ناگزیر شـود تا از ایـن فرودگـاه بـه آن فـرودگـاه و از ایـن كـشـور بـه آن كـشـور بـرود بـاز دست از هـدفهایـش نخـواهـد كشیـد .

 

در مدت اقامت چهارماهه امام در پاریس، نوفل لوشاتو، به مهم ترین مركز خبری جهان تبدیل شده بود. حضرت امام تا چند روز پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در همین مكان به سر برده و ملت مسلمان ایران را در سرنگونی رژیم شاهنشاهی، رهبری می نمودند.

 

موفق ودرپناه حضرت حق باشید

 

 

عیدسعید فطر عیدپاکان
9 مهر 87 - 01:00

 

عیدسعید فطرروزجشن غلبه بر

خصم درون

----------------------------

16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif

16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif

16.gif16.gif16.gif