تبلیغات


__
اندر مزایای بوسیدن ...
24 آبان 87 - 03:26

مردی به همسرش این گونه نوشت:

عزیزم این ماه حقوقم را نمی توانم برایت بفرستم به جایش 100 بوسه برایت فرستادم.

عشق تو

همسرش بعد از چند روز اینجوری جواب داد:

عزیزم از اینکه 100 بوس  برام فرستادی نهایت تشکر را می کنم.ریز هزینه ها:

1.با شیر فروش به 2 بوس به توافق رسیدیم.

2.معلم مدرسه بچه ها با 7 بوس به توافق رسیدیم.

3..صاحب خانه هر روز می اید و 2-3 بوس از من می گیرد.

4.با سوپر مارکتی فقط با بوس به توافق نرسیدیم بنابرین من ایتم های دیگری به او دادم.

5.سایر موارد 40 بوس.

نگران من نباش…هنوز 35 بوس دیگر برایم باقی مانده که امیدوارم بتونم تا اخر این ماه با اون سر کنم.



  • ارسال نظر (0)
بی شرمی ماموران اماراتی فرودگاه دبی علیه مسافران بیگناه ایرانی
11 آبان 87 - 03:44
ماموران فرودگاه دبی به دلیل انچه دریافت گزارشی مبنی بر احتمال حمل مواد مخدر توسط یکی از مسافران ایرانی پرواز تهران - دبی درضمن رفتاری بسیار شدید و وحشیانه اقدام به بازرسی و لخت کردن تمامی 152 نفر مسافران این پرواز اعم از زن و مرد نمودنند
به گزارش شاهدان عینی که خود هم از مسافران این پرواز نیز بوده اند پلیس دبی پس از نگهداری 4 ساعته تمامی مسافران در فرودگاه دبی ( به صورت سرپا ) و سپس گنترول گذرنامه ها انها تمامی مسافران را اعم از زن و مرد و کودک را به سالن بازرسی ویژه هدایت کرده اند

28bgu2h.jpg
در سالن ویژه بازرسی فرودگاه سالن شماره 2 فرودگاه دبی از همه خواستنند تمام لباسهای خود و حتی لباسهای زیر خود را دراورند و اقدام به بازرسی مسافران این پرواز که اکثرا خانواده ها هم بودنند نمودنند
همچنین در پی گستاخی پلیس فرودگاه امارات تمامی زن ها و دختر ها را توسط پلیس مرد کاملا برهنه کردنند و حتی از فرو بردن دست در درون اندام تناسلی بانوان و دختران هم کوتاهی نکردنند

شاهدان عینی از فریاد و گریه و شیون زنان و دختران ایرانی در سالن بازرسی 2 حکایت میکنند که تمامی فضای سالن شماره 2 فرودگاه دبی را پر کرده بود
یکی دیگر از شاهدان این پرواز میگویید که زنان و دختران را پس از بازسی وحشیانه از سالن بازرسی به سوی سالن خروجی فرودگاه دبی هدایت میکردند در حالی که به انها حتی اجازه نداده بودند لباس های زیر خود را هم به تن کنند و در حالی انها را یکی یکی ازسالن بازرسی ویژه خارج میکردند که زن ها و دختران گریه کنان فقط لباسهای خود را در دست داشتنند و نه بر تن !

یکی دیگر از مسافران زن این پرواز میگویید که در اثر برخورد وحشیانه و خشن پلیس دبی در حال بازرسی بدنی از مسافران دختر بکارت یکی از دختران ایرانی پاره شده است و فریادها و گریه های این دختران و زنان در فرودگاه و متعاقب ان اعتراض شوهران و خانواده های دیگر ایرانی بازرسی شده باعث شد که پلیس فرودگاه با باتوم اقدام به ضرب و شتم وحشیانه تمامی مسافران دربند در سالن بازرسی را به همراه داشته باشد

از طرفی در نهایت بعد از 3 ساعت از بازرسی ویژه بدنی تک تک مسافران ایرانی مشخص شد که هیچ یکی از انها هیچ مورد خلافی به همراه نداشته اند و ماموران فرودگاه دبی عمدا و فقط به خاطر ارعاب و تحقیر ایرانیان عازم دبی این حرکت زشت و بدور از انسانیت را انجام داده اند

واکنش سفارت جمهوری اسلامی در دبی :

پس از مراجعه حضوری چندی از مسافران ایرانی به سرکنسولگری جمهوری اسلامی در دبی ابتدا از ورود این افراد به ساختمان کنسولگری جلوگیری به عمل امد ولی پس از ورود چند نفر و باز گو کرد واقعیت ماجرا برای مسئولان جمهوری اسلامی در دبی به انها قول داده شد که پیگیر ماجرای اتفاق افتاده شوند
همچنین یکی از 3 نفر از دختران که با جراحت … مواجه شده بودنند برای اثبات موضوع به پزشکی قانونی ارسال شد که حقیقت ادعا اثبات شود
از طرفی بعضی از خبرنگاران رسانه های گروهی با معاون سرکنسولگری جمهوری اسلامی در دبی قرار مصاحبه گرفتنند که ایشان از پذیرفتن خبرنگاران خودداری کردنند و با تعجب فراوان ایشان خطاب به مراجعه کنندگان تمامی ماجرای اتفاق افتاده را تکذیب کردنند و گفتنند موضوع مهمی اتفاق نیفتاده و ماجرای گفته شده فقط شایعه است !
ولی یک روز بعد از تکذیب ماجرا توسط کنسولگری ایران در دبی - سفارت جمهوری اسلامی در ابوظبی با تایید ضمنی خبر برخورد وحشیانه ماموران فرودگاه دبی با مسافران ایرانی و پاره شدن بکارت یکی از دختران 15 ساله این ماجرای را یک اقدام عادی در فرودگاه دبی خوانند ولی گفتنند که در این زمینه با فرمانده پلیس فرودگاه دبی صحبت و موضوع پیش امده را پیگیری کنند...

لطفا داغ کن همه ببینن

  • ارسال نظر (1)
دیدن شماره تلفن در ماشین حساب
10 آبان 87 - 19:13

دنیای ریاضی شیرینی های خاص خودش را دارد. ریاضی از جمله درسهایی است که واقعا خواندن و یا حل مسئله در آن به آدم لذت خاصی می بخشد. لذتی که بعد از حل یک مسئله سخت بسیار شیرین است. ماشین حساب همیشه همراه ریاضی بوده است. ترفندها و کارهای زیادی میشه با ماشین حساب کرد و شاید شما هم با تعدادی از‌ آنها آشنا باشید. در این پست قصد دارم روشی را خدمتتان عرض کنم که به راحتی می توانید شماره تلفن خود را با چند عمل ریاضی از ماشین حساب تان بگیرید!

ابتدا یک ماشین حساب آماده کنید تا همراه هم پیش رویم . ماشین حساب موبایل هم میشه . اول شماره ۷ رقمی تلفن خود را در نظر بگیرید (تهرانی ها اون رقم تکراری اول را حساب نکنند). حالا ۳ رقم اول تلفن خود را وارد ماشین حساب کنید. یعنی اگر تلفن شما ۱۲۳۴۵۶۷ هست ۱۲۳ را وارد ماشین حساب کنید. حالا این ۳ رقم را در ۸۰ ضرب کرده و حاصل را با ۱ جمع کنید. عدد بدست آمده را در ۲۵۰ ضرب کنید. حالا ۴ رقم پایانی تلفن خود را با عدد حاصل جمع کنید.یک بار دیگر ۴ رقم پایانی تلفن همراه خود را با آن جمع کنید.عدد ۲۵۰ را از حاصل بدست آمده کم کنید. حالا این عدد را تقسیم بر ۲ کنید. حاصل آشناست نه ؟ این تلفن شما است بدون اینکه به ماشین حساب در ظاهر آن را داده باشید ! اما در طول همین اعمال شما خودتان تلفن را به ماشین حساب داده بودید.



تعرض و تجاوز یک روحانی (افتضاحی برای روحانیت به نام گلستانی)
2 آبان 87 - 15:21

سلام دوستان
امروز تو نت بودم که باز دلم لرزید ...... یک خبر جدید .....
تا کی این وضع باید ادامه داشته باشه .....
متن زیر رو بخونین ........
اما من لینک فیلم رو حذف کردم ..... دوست ندارم اسرار خصوصی زندگی مردم رو پخش کنم ......
اما قابل توجه پلیس کلوب  :
لطفا جلوی نشر خبر رو نگیرین ...... بزارین مردم بدونن دور و برشون چه خبره .... خودم قسمت فیلم رو حذف کردم !!!!!

بخونین و داغش کنید

افتضاحی برای روحانیت به نام گلستانی
اعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند این دومین باری است که این دو بیت را در ابتدای نوشته خود می آورم . بار اول به هنگام دستگیری سردار زارعی در یک خانه فساد و در وضعیت نامناسب بود و متاسفانه اینبار هم و باز هم برای خبر دستگیری یکی از روحانیون شهرستان تویسرکان با نام شیخ حسن گلستانی است که در وضعیتی نامناسب با یک زن شوهر دار دستگیر شده است. اولین خبر: چندی پیش خبری به سرعت در میان مردم شهرستان تویسرکان دهان به دهان می گشت که حاج آقا گلستانی را در منزلی به همراه یک زن شوهر دار و با عرق و ورق و زرورق دستگیر کرده اند. خبر بسیار عجیب و دردناک و در عین حال حیرت انگیز بود اما واقعیت داشت. شیخ حسن گلستانی که دیگر به آقا گلی مشهور شده بود به خبر اول شهرستان تبدیل شده بود و دهان به دهان می گشت. یک بمب خبری در تویسرکان: اما چندی بعد بمبی خبری در شهرمان منتشر شد که خبر از انتشار یکی از فیلم های غیراخلاقی آقا گلی در سطح شهرستان داشت. بیشتر که پرس و جو کردیم متوجه شدیم که متاسفانه خبر صحت دارد و یک فیلم 14 دقیقه ای از این عمل زشت برای موبایلها منتشر شده است و به سرعت در حال انتشار است. متاسفانه مشاهده فیلم صحت خبرهای قبلی را تائید می کرد و آنان که شیخ گلی را می شناختند اصل بودن فیلم را تائید می کردند. این فیلم نیز که اینک تقریبا همه مردم تویسرکان آن را یکبار دیده اند نقل محافل شد و تقریبا جو بسیار بدی را در شهر تویسرکان ایجاده کرده بود. به یکبار خبر رسید که گل2 و گل 3 هم به بازار! آمده است و فیلم های دیگری هم از شیخ گلی موجود است. هر چند این فیلم ها کمتر پخش شده و کمتر کسی دیده شده اما این خبر هم آب سرد دیگری بر پیکره مردم بود که همیشه به روحانیت احترام می گذاشتند. نکته جالبی که در فیلم گل یک! وجود دارد خواندن بیت دومی است که در ابتدای همین نوشته آمد. شایعات: اما درباره این موضوع شایعاتی هم وجود دارد که چون من تائیدی بر آنها نیافته ام تنها در حد شایعه به بیان آن می پردازم:

امام جمعه تویسرکان: من محلل بودم
ملت عزیز و همیشه در صحنه ی ایران، من نیز صحنه را دیدم و باید عرض کنم که صحنه به هیچ وجه ساختگی نبود اما این اقدام بنده به هیچ وجه عمل زنای محسنه محسوب نمی شود زیرا آن خانم در آن لحظه قانونا و شرعا همسر بنده بود. زنی که شما در صحنه مشاهده کردید، فاطمه رجب زاده نام دارد که هم اکنون همسر قانونی و شرعی آقای غلامعلی الهه زاده می باشد که این آقا از کارمندان دفتر من هستند. مدتی پیش آقای الهه زاده بر اثر موضوعی از دست خانم رجب زاده خشمگین می شود و در هنگام خشم همسر خویش را سه طلاقه می کند اما پس از این که خشمش فروکش می کند از کرده ی خویش پشیمان می شود و بار دیگر از خانم رجب زاده تقاضای ازدواج می نماید. بر اساس قوانین شرعی شخصی که همسر خویش را سه طلاقه کرده دیگر نمی تواند با وی ازدواج کند مگر این که کس دیگری با وی ازدواج نموده و سپس وی را طلاق دهد که در اصطلاح فقهی به این شخصص محلل گفته می شود یعنی کسی که حلال مشکلات است. این زوج برای برطرف کردن مشکل شان به نزد من آمدند و از من خواهش کردند که به عنوان محلل این معضل آن ها را حل بنمایم، از آن جا که بنده همواره زندگی ام را وقف خدمت به مردم و حل کردن مشکلات شان نموده ام نتوانستم از قبول درخواست آن ها سرباز بزنم.

4.gif لینک فیلم برای حفظ ابروی اشخاص حذف شده
اما خیلی راحت این فیلم همه جا پیدا میشه 4.gif


فیلم س*ک*س*ی رئیس ستاد اقامه نماز تویسرکان هم در آمد!
حجه السلام والمسلمین حسن گلستانی رئیس ستاد اقامه نماز شهرستان تویسرکان و از اعضای هیات امنای ستاد ائمه جمعه و جماعات استان همدان (نهادی که منصوب مستقیم مقام رهبری است ) در هفته گذشته به یکی از خبر سازترین روحانیت کشور تبدیل شده است ، البته ایشان نه هاله نور دارند و نه از کرامات رهبر و رئیس جمهور ولایی سخن گفته اند ، نه درباره امام زمان حرف زده اند و نه همچون سردار زارعی اقامه نماز جماعت آنچنانی کرده اند که اینبار ایشان با حرکات موزونشان و به صورت فرادا و تک نفره خالق یکی از منحصر به فرد ترین فیلمهای س ک س ی در بستر نظام جمهوری اسلامی شده اند بطوریکه سردار زارعی و آن مداح چاپلوس رهبری عبدالرضا هلالی باید حالا حالاها بیایند در محضر این استاد بزرگ شاگردی و تلمذ نمایند . ماجرا از این قرار است که ایشان یک دل نه صد دل شیفته همسر یکی از کارکنان ستاد اقامه نماز تویسرکان نهادی که زیر نظرش اداره می شده ، شده اند و همسر بخت برگشته را برای ماموریت کاری به همدان می فرستند (شما بخوانید نخود سیاه ) و همسر خودش را هم طبق فرمایش خودشان در فیلم می فرستند خانه والده برای صله ارحام و خانم مربوطه را به منزل خودشان که اینبار حکم مکان را داشته است دعوت می نمایند و می گویند : هیچ کس نیست منو که میشناسی قرار نیست با هم نصاصی بکنیم ! و مابقی را هم خودتان می توانید حدس بزنید دیگر ... متاسفانه فیلم موجود آنقدر شرم آور بود که من فقط در همین صفحه دقایق اولش را آورده ام و دیدن ادامه اش را البته توصیه نمی کنم اما برای آن دسته از افراد که همیشه پیشاپیش اعلام می کنند نه این ساختگی است دروغ است و ... درست مثل همانهایی که همیشه چشمشان را دوست ارند برای واقعیات ببندند و جمهوری اسلامی و عمالش را معصوم و معصوم زاده بشمارند در اینجا می گذارم که بروند ببینند.

حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش
به مناسبت در آمدن فیلم س*ک*س*ی حجه السلام والمسلمین حسن گلستانی: از حرفام ببین حاجی وحشت نکن ... ما از دوتا نسلیم، فرق داریم، می‌دونی که چون / زیرآبی میری و زیر و رو همه‌ش می‌کشی / ما نئشهدشنه می‌کشیم پس گوش کن / وقتی فراری چارده‌ساله توك می‌زنی و / دم‌دستی هفت تا زیرخواب داری بده / تو هم که خودت حیرون زیر کمری و / می‌دونی خماری تو این زمینه بده؛ / پس فتوات دیگه چیه که خودتم اهلشی و / مسببی و آلوده‌ش شدی؟ / حاجی من و تو فرق می‌کنیم، من تک‌پرم/ اما تو جوجه‌کشی داری، صادر می‌کنی / حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش / حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟ / حاجی واسه ما دیگه جانماز آب نکش/ حاجی ما آخر خطیم، کو بدترش؟ / حاجی تو که یه من ریش و پشمی وصلته و/ تسبیحى تو دستته / که تأثیر داره حتمن تو مخ زدن صیغه‌ایا/ از چیزی دم بزن که اگه کره‌خوری بشه اسهال نشى / حاجی بده طمع نکن /

دسته گل “آقا گلی” با زن شوهردار / بله! “این تازه اول موبایل است”.
...در حالی فیلم رابطه این امام جمعه با یک زن شوهر دار در شهرهای اطراف و اینترنت پخش شده که در برخی فایل ها ، فیلم سخنرانی “حسین گلستانی” در مراسم عاشورای امسال به ابتدای این فیلم اضافه شده تا بیننده تصویر درست تری از آقا گلی داشته باشد. مردی که آنگونه حیات فعلی مان را مدیون خون امام حسین می داند و البته در خلوت ، آن کار دیگر می کند. در بخشی از این فیلم که بخش هایی از آن بر روی اینترنت قرار گرفته ، آقا گلی از همسایه ها با عنوان “همسایه های فضول” که مانع دعوت آن زن به خانه شان می شوند نام برده است و همچنین در صحنه ای دیگر از فیلم آقا گلی که برای برقراری رابطه با آن زن عجله دارد ، با لگد عمامه اش را به سمتی پرتاب می کند. همچنین در بخش پایانی فیلم هایی که از این رابطه پخش شده است ، امام جمعه تویسرکان پس از اتمام کار خطاب به شریک جنسی اش می گوید:”حالا بروم و دو رکعت نماز برای این مردم نادان بخوانم”. ماجرای فیلم حسین گلستانی تنها چند ماه پس از دو رسوایی اخلاقی مقامات جمهوری اسلامی منعکس می شود. هشت ماه پیش درحالی سردار رضا زارعی به ناگهان برکنار شد ، که برخی فاش ساختند فرمانده نیروی انتظامی استان تهران در حالیکه شش زن برهنه را به نماز برپا داشته ، بازداشت شده است. هرچند این متهم هم اکنون با وثیقه آزاد است اما بخشی از قوه قضاییه که دست اندرکار بازداشت وی بوده تهدید کرده چنانچه محاکمه او به سرانجامی نرسد ، آنها فیلم روابط جنسی سردار سابق را بر روی اینترنت پخش می کنند. اما دومین مورد تلاش حسن مددی معاون دانشجویی دانشگاه زنجان بود برای برقراری رابطه با دختر دانشجوی این دانشگاه بود که با ورود دانشجویان دوربین به دست ناکام ماند. با گذشت سه ماه از آن ماجرا ، اینک عالوه بر معاون متخلف دانشگاه ، دختر دانشجو و دانشجویان افشاکننده نیز تحت پیگرد قضایی قرار گرفته اند. سومین پرده از رسوایی های اخلاقی در حالی رخ می دهد که متهم آن یعنی امام جمعه تویسرکان آزاد است و البته پیش بینی می شود با انعکاس این فیلم ، مسولان راه حلی برای این مشکل جدید در نظر بگیرند. آیا پس از زارعی و مددی ، نظام بار دیگر پشت سر یک متخلف دیگر می ایستد؟ ——————–

آیا انتشار فیلم خصوصی افراد اخلاقی است؟
جدای از این حرفها، به نظر شما به بهانه اینکه این فرد حکومتی هست و از اون مهمتر روحانی هست و همیشه مچگیری از افراد حکومتی مزه خاص خودش رو داره، انتشار و یا دیدن اینطور فیلمها اخلاقی هست؟! یک چیز دیگه ای هم این وسط هست و اونم اینکه بدون شک این فیلم مخفیانه گرفته شده، چون اون حاج آقا مطمئنا نمیخواسته از این صحنه فیلم گرفته بشه!


بخونین و داغش کنید


  • ارسال نظر (2)
گروه خونی و شخصیت
2 آبان 87 - 14:16

گروه خونی O :

صادق، خوشبین و پر انرژی هستند و از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند. برای رسیدن به هدف قدرت و تحمل خوبی دارند. اگر در میانه راه به بیهوده بودن کاری که در حال انجامش هستند پی ببرند، خیلی راحت آنرا رها می کنند. درباره ی گذشته مثبت اندیشند، لذا چندان افسوس گذشته را نمی خورند.

به مسائل مادی اهمیت می دهند. آرام و باثباتند و در برابر صداقت بسیار حساسند. رک و صریح نظراتشان را بیان می کنند. می توانند از جزئیات براحتی صرفه نظر کنند. غالباً از رهبری کردن خوششان می آید و معمولاً از قدرت تمرکز خوبی برخوردارند.


گروه خونی A :

محتاط در تصمیم گیری، بدبین و بسیار حساس هستند و مایلند مسائل را به دو گروه سیاه و سفید تقسیم کنند. به قوانین و استانداردهای اجتماعی بسیار اهمیت میدهند. از تحمل و صبر بالایی برای انجام کارهای فیزیکی و رقابتی برخوردارند. به آینده بسیار بدبینند و براحتی می توانند ظاهر آرامی از خودشان نشان دهند، حتی اگر عصبانی باشند. به نظرات دیگران بسیار اهمیت می دهند. اگر قلبشان بشکند، به سختی التیام می یابد. آنها بسیار مسئولند و همواره خطی بین کار و تفریح میکشند. آنها معتقدند که در مسائل دینی و اخلاقی می توان به کمال رسید. ترجیح می دهند از سرگرمی هایی بهره ببرند که از فشار عصبیشان بکاهد.


گروه خونی B :

براحتی از دیگران دستور نمی گیرند. سریع تصمیم گیری می کنند، قابل انعطافند و چندان به قوانین اهمیت نمی دهند. به مسائل علمی و اکتشافات علاقه فراوانی دارند. چندان صبور به نظر نمی رسند و از کارهای رقابتی خوشان نمی آید. معقول و خونسردند و درعین بامزگی، بسیار خجول هستند. از بیان ایده های جدید نمیهراسند. از مورد انتقاد قرار گرفتن ترسی ندارند. از انجام کاری به مدت طولانی خسته و دلزده نمی شوند. براحتی می توانند خاطرات گذشته را فراموش کنند. خلاق و مبتکر بوده و بین کار و تفریح نمی توانند مرزی قائل شوند.


گروه خونی AB :

رومانتیک و احساساتی هستند و به شدت فعالند. در تجزیه و تحلیل مسائل بسیار ماهرند. در نقد موضوعات مختلف بسیار منصف اند. درموقع لزوم نمی توانند سریع تصمیم بگیرند. برای سخت کار کردن و صبور بودن باید سعی کنند. درباره ی گذشته بسیار حساسند و از قدرت فهم بلایی برخوردارند. چندان مسئولیت پذیر نیستند. خونسردند اما در برخورد با مسائل غیرمنتظره خیلی زود نگران می شوند. حالات روحی آنها خیلی سریع تغیر می کند. می توانند در آنِ واحد چند کار را با هم انجام دهند و از کارهای هنری بسیار خوششان می آید

گفتگو با ....
20 مهر 87 - 01:06

گفتگویی با خداوند

 

گفتم : چقدر احساس تنهایی می كنم.

گفتی : ... من كه نزدیكم ( بقره / 1 )

 

گفتم : تو همیشه نزدیكی من دورم ... كاش میشد بهت نزدیك شم.

گفتی : هر صبح و عصر پروردگارت رو پیش خودت با خوف و تضرع و با صدای آهسته یادكن. ( اعراف / 205 )

 

گفتم : این هم توفیق می خواهد !

گفتی : دوست نداری خدا ببخشدتون ؟! ( نور / 22 )

 

گفتم : معلومه كه دوست دارم منو ببخشی

گفتی : پس از خدا بخواهید ببخشدتون و بعد توبه كنید ( هود / 90 )

 

گفتم : با این همه گناه ... آخه چیكار میتونم بكنم؟

گفتی : مگه نمیدونید خداست كه توبه رو از بنده هاش قبول می كنه؟! ( توبه / 104 )

 

گفتم : دیگه روی توبه ندارم

گفتی : ولی ... خدا عزیز و داناست او آمرزنده ی گناه است و پذیرنده ی توبه ( غافر / 3-2 )

 

گفتم : با این همه گناه برای كدوم گناهم توبه كنم؟

گفتی : خدا همه گناه ها رو می بخشه ( زمر / 53 )

 

گفتم : یعنی بازم بیام ؟ بازم منو می بخشی ؟

گفتی ؟ به جز خدا كیه كه گناه ها رو ببخشه؟؟ ( آل عمران / 135 )

 

گفتم : نمی دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم ! آتیشم میزنه ذوبم میكنه عاشق میشم توبه می كنم.

گفتی : خدا هم توبه كننده ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره ( بقره / 222 )

 

ناخواسته گفتم : الهی و ربی من لی غیرك

گفتی : خدا برای بنده اش كافی نیست ؟ ( زمر / 36 )

 

گفتم : دربرابر این همه مهربونیت چیكار میتونم بكنم؟

گفتی : ای مومنین ! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی است كه خودش و فرشته هاش بر شما درود و رحمت می فرستن تا شما رو از تاریكی ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مومنین مهربونه ( احزاب / 43-41 )

 

با خودم گفتم : خدا ... خالق هستی ... با فرشته هاش ... به ما درود بفرستن تا آدم بشیم ؟ ... ... ... !

 

http://i38.tinypic.com/2gxmccy.gifداغش کنید


(اینو از اقای سید صادق علوی کش رفتم)



جالبه که این هنوز عوض نشده .....
15 مهر 87 - 03:43

تا حالا فکر کردید «سایپا» مخفف چیه؟
دوستان ِ اشرف پهلوی او را سایپا می خواندند
سایپا که نام کمپانی اتومبیل سازی در ایران است
سایپا مخفف کلمات زیرمی باشد
Son Altess Imperial Preincess Ashraf
کلمات بالا به زبان فرانسوی است که ترجمه اش ، می شود :
والا حضرت همایون شاهدخت اشرف
این نام و عنوان هم اکنون نام یکی از بزرگترین کمپانی های خودروسازی ایران است



وصیت نامه داریوش هخامنشی
12 مهر 87 - 02:59

darush.jpg


اینک که من از دنیا می روم بیست و پنج کشور جزو امپراتوری ایران است.
در تمام این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان در آن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران محترم شمرده می شوند.

جانشین من خشایارشا باید همانند من در حفظ آن بکوشد و راه نگهداری این سرزمینها این است که، در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب و شعایر آنان را محترم بشمارد.
اکنون که من از این جهان می روم، خشایارشا! تو دوازده کرور در یک زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو است؛ زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست، بلکه به ثروت نیز هست.
البته به خاطر داشته باش که تو باید به این ذخیره بیفزایی نه اینکه از آن بکاهی.
من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده زر در خزانه این است که در هنگام ضرورت از آن برداشت شود اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان.
ده سال است که من مشغول انبار ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم.
من روش ساختن این انبارها را که با سنگ بنا می شود و به شکل استوانه است را در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شود، حشرات در آن به وجود نمی آید و غله بدون اینکه فاسد شود چند سال می ماند.
تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا اینکه همواره آذوقه دو یا سه سال کشور ذخیره باشد.
غله جدید را بعد از اینکه بو جاری شد به انبارها منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوقه این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود.
هرگز هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مهم مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است؛ چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی گماری و آنها به مردم ظلم کند و استفاده نامشروع نمایند، نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی، چون با تو دوست هستند و تو ناچاری که رعایت دوستی را بنمایی.
کانالی را که می خواستم بین رود نیل و دریای سرخ ایجاد کنم، به اتمام نرسیده و تمام کردن آن از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد و تو باید آن کانال را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان ترجیح دهند که از آن عبور نکنند، اکنون قشونی به مصر فرستادم تا اینکه در قلمرو ایران نظم و امنیت برقرار سازد، ولی فرصت فرستادن سپاهی به یونان را ندارم، تو با ارتشی نیرومند به یونان حمله کن و به آنان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه نماید. توصیه دیگر من این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه مده، چون هر دوی آنها افت سلطنتی هستند.
هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن و برای اینکه آنها اخذ مالیات بر مردم مسلط شوند، قانونی وضع کردم که تماس عمال با مردم کم شود؛ اگر این قانون را حفظ کنی آنها تماس زیادی با مردم نخواهد داشت، افسران و سربازان را راضی نگه دارو اگر با آنها بد رفتار کنی آنها نمی توانند معادله متقابل کنند، اما در میادین نبرد تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد.
امر آموزش را ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا فهم و عقل آنان فزونی یابد، در این صورت با اطمینان بیشتر می توانی سلطنت نمایی.
همواره حامی کیش یزدان پرستی باش اما هیچ قومی را مجبور نکن که پیرو کیش تو باشد و پیوسته به خاطر داشته باش که هر کس باید آزاد باشد از هر کیشی که میل دارد، پیروی نماید.
زنهار!
هرگز هم مدعی و هم قاضی نشو و اگر نسبت به کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن را بررسی و حکم نماید، زیرا مدعی اگر قاضی شود ظلم خواهد کرد.
هرگز از آباد کردن دست برندار زیرا قاعده این است که وقتی کشور آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود.
در آبادکردن، حفر قنات و احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول قرار بده.
عفو و سخاوت را فراموش مکن و بدان که بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت.
ولی عفو موقعی است که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشند و تو آنرا عفو کنی، ظلم کرده ای.

 

(نقل از persian gates )


آخر بی حالی .....
4 مهر 87 - 04:07

اول یکم برو عقب تر ... کلتو بکش عقب .... بزار یکم نور بیفته .....
چیه ؟؟؟؟ ها ؟؟؟ فکر کردی بازم خبریه ؟!!!
نه عزیز .... امروز حال نوشتن ندارم ..... ااااااااا بچه میگم صورتتو بگیر اون طرف  !!!! اه اه اه ترشی سیر خوردی ؟
به منم گفتن ترشی نخوری یک چیزی میشی ... من گوش نکردم  .... حالا منو ببین باز برو ترشی سیر بخور ......
چه همه چرت و پرت گفتم خودم خسته شدم ..........

امروز باز از اون روزاست که الکی خوشحالم و از خوشحالی اخرش میمیرم ..... میخواستم برم خیابون دیدم یکی داره صدام میکنه ...... ( اخ قوربونت برم .... قوربون قد و بلات برم  ....  ) اول با خودم گفتم حتما یک سوسکه داره قوربون صدقه بچه اش میره که زور میزنه از دیفال همساده بره بالا .... بد دیدم لحنش عوض شد ...... ( هوش مگه کری ..... جونم جونای قدیم ..... زردک با توام  .... سرت و برگردونی نمیخواد مثله بز گیج دنبالم بگردی .....)

جاتون خالی فهمیدم تازه شدم سوژه  .... گفتم همه رو برق میگیره مارو ننه ادیسون ..... رفتم جلو خم شدم گفتم بله مادر . کمکی از دستم بر میاد ؟!!!
چشتون روز بد نبینه ..... شروع کرد از نوه ی بی بی عمه بزرگ خاله محمود اقا پسر ارشد دایی بزرگ زری خانوم همساده اول تو محله ی چهنو واسم گفت تا ....... رسید به این جا که میخواد بره خونه اقدس خانوم دختر بزرگه حاج اقا جمالی بزرگ فامیل زن داداش شوهر اولیش ......
اصلا بی خیال  ... رسید به اینجا که واسم یک تاکسی میگیری ؟
من که خودمو اول اوسکول ادم میدیدم چاره ایی ندیدم جز اینکه بگم بله !!!!!
میگن بله اول بد بختی اما من باور نمیکردم .... چی بگم دیگه واستون .... زنگیدیم به 133 یک اسب رهوار واسه حاج خانوم سفارش دادیم ..... ازم پرسید روزه ایی ؟ گفتم ها والا بلاااااا .....
کلی از من تعریف کرد و زد تو سر جونای امروز ( شما رو میگم ها ) و چندتایی واسم ایه و حدیث در تجلیل از روزه دار خوند که تاحالا نشنیده بودم ..... خلاصه رسید به اینجا که :     پیری و 1000 عذر شرعی .... سن که رسید به 50 فشار میاد به چند جا  ..... (بقیه اس رو نمیگم چون بد اموزی داره ... این بنده خدا هم چونکه تعلیم دیده رژیم طاغوتی بود اینا رو بلد بود ) بگذریم .... ما که دیدیم مهر عبدلی به پشونیمون خورده و خانوم دیدن .... یک رانی هم گلوی خشکیده ی این مادر فداکار رو مهمون کردیم .....
بعد 1 ساعت  که از سوژه شدن این بنده حقیر گذشته بود تاکسی های سریع السیر 133 به داد من رسیدند ..... ما تازه داشتیم یک نفس راحت میکشیدیم که "خانوم بالا" امر فرمودند کرایه تاکسی رو تا قاسم سیتی حساب کنیم ..... اومدم از کیسه خلیفه عنایتی کنیم که تنزیل سخنی فرمودند که اگر کسی خونه نبود چه کنم .... گفتم کرایه برگشتتون رو هم حساب میکنم ..... کجا میخوای بری ؟ فرمودند سیدی ؟!!!!!
خلاصه ما از جیب مبارک 5 تومن در دجله انداختیم تا یک روز بریم بیابون و با خدا حساب کینم (تو نیکی میکن و در دجله انداز ... ) راننده هم گازو پر زور کردو رفتن ....
ما هنوز داشتیم دستی به پیشونی میکشیدم و ساعت رو نگاه میکردیم که دیگه نمیشه رفت ریس و دختر بازی و سوژه کردن مردم ....... ( داداش یک دقیقه میای ؟ ) برگشتم دیدم تاکسی .... گفتم پس این پیرزن کجاست ؟
تاکسی زد زیر خنده گفت سر اولین 4راه پیاده شد و 4500 تومن از من گرفت که پشیمون شدم .....
اینجا بود که فهمیدم دست بالای دست بسیار است .....

خلاصه دوستان عزیزی که الان چسبیدین به شیشه مونیتور و دارین با اون چشای چپر چلاقتون زور میزنین تا مهملات منو بخونین توجه داشته باشین که :

1- سطح IQ گداهای عزیز بالا رفته
2- ملت رو سوژه نکینی که خدا سوژتون میکنه
3- این مطلب داغ کنید تا همه بخونن
4- هر چی دوست داری
5- هر چی دوست نداری


تماس های تلفنی یک دانشجوی لیسانس صفر کیلومتر در یک شهر غریب
1 مهر 87 - 16:40
ترم اول(ترم جو گیریدگی): الو سلام مامانی.منم هوشنگ.وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه.وای خدا خوابگاه رو بگو.وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن - و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده – تنم مور مور میشه.راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه.دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشه! لامسب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!! پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان!



ترم 2(ترم عاشق شدگی):آه ای مریم.ای عشق من.همه زندگی من.می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.میخواهمت با تمام وجود عزیزم.همه پول و سرمایه من متعلق به توست.بدون تو این دنیا رو نمی خوام.کی میشه این درس من تموم شه تا بیام بات ازدواج کنم.امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس میدرخشیدی تماشا می کردم...



ترم 3(ترم افسردگی):الو مامان سلام.مریم منو ول کرد و گذاشت رفت! مامان جون افسرده شدم اولین عشقم بود دارم میمیرم از غصه .ای خدا بیا منو بکش راحتم کن.مامان من این زندگی رو نمی خوام.....



ترم 4(ترم زرنگ شدگی):الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟منم پژمان! کجایی نفس؟ نیستی؟دلم تنگ شده واست گنجشک کوچولوی من.بیا ببینمت قربونت برم...مهشید جون من پشت خطی دارم .مامانمه.بعداً بت زنگ میزنم......



الو به به سلام چطوری ندا جون؟آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم. پیرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟ به خدا منم دلم یه ذره شده واست.باشه عزیزم فردا ساعت 11 پارک پشت دانشکده دارو....



ترم5 (ترم مشروطه گی):الو سلام استاد! قربون بچه ات دارم مشروط میشم.2 نمره بم بده.به خدا دیشب بابابم سکته کرد . مرد. مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو آی سی یو بستریه. منم ضربه روحی خوردم دچار فراموشی شدم اصلاً شما رو هم یادم نمیاد ....قول میدم جبران کنم...



ترم 6(ترم ولخرجیدگی) : الو مامان من خونه می خوام ! راستی اون 50 تومنی که 3 روز پیش فرستادی تموم شد.دوباره بفرست.خرج پروژه ام شد!!!



ترم7 (ترم پاتوقیده گی):سلام داش مصی! حاجی دمت گرم امشب بساز ما رو .از اون پنیر شیرازیای ردیف بیار که مهمون دارم. 3 صوت هم آیس بیار می خوایم فضا پیمایی کنیم.نوکرتم.آقایی



ترم8 (ترم فارغ التحصیلگی):الو سلام خانم.واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم.فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا....

  • ارسال نظر (8)
__