تبلیغات


__
تصاویر دیدنی - دست نوشته ها
25 اردیبهشت 87 - 18:13

سلام امروز چند تا عکس جالب برای شما دوستای گلم میزارم لطفا نظر بدهید.

 در کلوب های ما عضو شوید .

بر روی آب که رسیدی، خوش باش، رقص کن، مست باش!راستی!
در بازیت برروی آب، حواست بر دوردست ها نیز باشد.
قایقی خواهد آمد
با پارو های آبی رنگ بر روی آب
و در روی آن دخترکی سپید را خواهی دید که پیراهن سرمه ای بر تن دارد و
گیسوانش را در معبر عطر و باد های خوشبوی دریا رها کرده است.
سراغ تو اگر آمد،
مهربان باش
ناز مکن.
سلامت می کند
پاسخش ده.
دست بر آب می برد، نازت می کند و تو را می چیند.
تو را که چید،
ناراحت نباش
اخم مکن
چرا که او دیگر بزرگ شده است.
چرا که او دیگر راز گل ها را می فهمد.
چرا که او دیگر زیبا شده است.
او تورا خواهد بویید و بوسه بر لبهای سرخت خواهد زد و در میان گیسوان گندمیش-
[ بر تو جای خواهد داد. و تو را خواهد کاشت،]
برای آغازی دیگر
و این آن لحظه ای است که دیگر آفتاب نگران تو نیست و
تو دیگر نگران آفتاب نیستی.
راستی!
سراغ مرا اگر از تو گرفت،
بگو، «نمی شناسمش!»
بگو فقط یک بار در کوچه های تنهایی اقیانوس دیدمش،
همین وبس.

http://i74.photobucket.com/albums/i244/a1angel/1-1.jpg.

http://i74.photobucket.com/albums/i244/a1angel/2-1.jpg

http://i74.photobucket.com/albums/i244/a1angel/3-1.jpg

http://i74.photobucket.com/albums/i244/a1angel/4-1.jpg

http://i74.photobucket.com/albums/i244/a1angel/5-1.jpg

http://i74.photobucket.com/albums/i244/a1angel/6-1.jpg

تو که اینجا باشی دنیا سهم من، میشه همیشه

روزای آفتابی من بی تو که ابری نمیشه

 بی‌خیال از اینجا رفتی پشت‌سر نگاه نکردی تودلت نگفتی

پس اونهمه خاطره چی می‌شه

 اگه مهربون می‌موندی، دیگه تنها نمی‌موندم

خودمو پیدا می کردم توی شب جا نمی‌موندم

لااقل یه بار بی‌انصاف یه سلامی ، یه کلامی

کاشکی همون لحظه اول نامه‌هاتو می‌سوزوندم

گوش بده به حرفام امشب اگه خوابی یا که بیدار

این جدایی تا ابد نیست برو به امید دیدار

اگه یه روزی دل تو سنگ گریه‌های من شد

وعده ما کنج حسرت زیر سایه سپیدار

 آب که رسیدی، خوش باش، رقص کن، مست باش!

برای عضو شدن در کلوب ها می توانید روی بنر ها كلیك كنید:


5927_3425.gif

 

 

 

 

 

prize_winner.jpg

prize_winner (1).jpg

prize_winner (2).jpg

prize_winner (3).jpg

prize_winner (4).jpg

prize_winner (5).jpg

prize_winner (6).jpg

prize_winner (7).jpg

prize_winner (8).jpg

prize_winner (9).jpg

prize_winner (10).jpg

prize_winner (11).jpg

securedownload.jpg

securedownload(1).jpg

securedownload(2).jpg

securedownload(3).jpg

برای عضو شدن در کلوب ها می توانید روی بنر ها كلیك كنید:


5927_3425.gif

 

 

 

 

This poem was nominated poem of 2005.
Written by an African kid, amazing thought:

"When I born, I Black, When I grow up, I Black,
When Igo in Sun, I Black, When I scared, I Black,
When Isick, I Black, And when I die, I still black...
Andyou White fellow,
When you born, you pink, Whenyou grow up, you White,
When you go in Sun, you Red, Whenyou cold, you blue,
When you scared, you yellow, Whenyou sick, you Green,
And when you die, you Gray...
Andyou call me colored???........."

وقتی به دنیا میام، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم،
وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم،
وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم...
و تو، آدم سفید،
وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی،
وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای،
وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی،
و وقتی می میری، خاکستری ای...
و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟.........

چطوری خورشید رو بگیریم!

image001.jpg

image002.jpg

image003.jpg

image004.jpg

image005.jpg

image006.jpg

image007.jpg

image008.jpg

image009.jpg

image010.jpg

image011.jpg

image012.jpg

image013.jpg

برای عضو شدن در کلوب ها می توانید روی بنر ها كلیك كنید:


5927_3425.gif

 

 

 

 

ببینید واقعا زیباست نظر بدهید عزیزان
20 اردیبهشت 87 - 18:04

سلام امروز چند تا عکس جالب برای شما دوستای گلم میزارم

لطفا نظر بدهید

و در کلوب های ما عضو شوید .

نامه ای به پدر!

پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب دید که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چیز جمع و جور شده. یک پاکت هم به روی بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترین پیش داوری های ذهنی پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :

پدر عزیزم،
با اندوه و افسوس فراوان برایت می نویسم. من مجبور بودم با دوست دختر جدیدم فرار کنم، چون می خواستم جلوی یک رویارویی با مادر و تو رو بگیرم. من احساسات واقعی رو با Stacy پیدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما می دونستم که تو اون رو نخواهی پذیرفت، به خاطر تیزبینی هاش، خالکوبی هاش ، لباسهای تنگ موتور سواریش و به خاطر اینکه سنش از من خیلی بیشتره. اما فقط احساسات نیست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما می تونیم شاد و خوشبخت بشیم. اون یک تریلی توی جنگل داره و کُلی هیزم برای تمام زمستون. ما یک رؤیای مشترک داریم برای داشتن تعداد زیادی بچه. Stacy چشمان من رو به روی حقیقت باز کرد که ماریجوانا واقعاً به کسی صدمه نمی زنه. ما اون رو برای خودمون می کاریم، و برای تجارت با کمک آدمای دیگه ای که توی مزرعه هستن، برای تمام کوکائینها و اکستازیهایی که می خوایم. در ضمن، دعا می کنیم که علم بتونه درمانی برای ایدز پیدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لیاقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و می دونم چطور از خودم مراقبت کنم. یک روز، مطمئنم که برای دیدارتون بر می گردیم، اونوقت تو می تونی نوه های زیادت رو ببینی.
                                                                                                                 با عشق،پسرت،
                                                                                                                         John

پاورقی : پدر، هیچ کدوم از جریانات بالا واقعی نیست، من بالا هستم تو خونه Tommy. فقط می خواستم بهت یادآوری کنم که در دنیا چیزهای بدتری هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روی میزمه. دوسِت دارم! هروقت برای اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن.

 

BELLE_AMIE.jpg

ETERNAL.jpg

FOR_MY.jpg

HARMONY.jpg

LOVE_RUN.jpg

برای عضو شدن در کلوب ها می توانید روی بنر ها كلیك كنید:


5927_3425.gif

 

 

 

 

پرسید که چرا دیر کرده است؟ نکند دل دیگری او را اسیر کرده است؟
خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است. تنها دقایقی دیر کرده است.
گفتم امروز هوا سرد بوده است شاید موعد قرار تغییر کرده است!
خندید به سادگیم آیینه و گفت : او احساس پاک تو را زنجیر کرده است.
گفتم از عشق من چنین سخن مگوی!
گفت : خوابی... سالهاست که دیر کرده است....
در آیینه به خود نگاه می کنم ....آه ... عشق او عجیب مرا پیر کرده است....
راست گفت آیینه که منتظر نباش او برای همیشه دیر کرده است!!!
اما من چه ساده...و چه خوش باور برای آمدنش به انتظار نشسته بودم... انتظاری عبث!
انتظار کار عاشقان است و من دلداده چه می کردم به جز انتظار؟
چشمانم هنوز به حلقه ی در خیره مانده اند ... نکند چشمانم خسته شوند ...نکند امشب هم خوابم ببرد ...
چه دیر پیدایش کردم ! قبل از این کجا بود؟ چطور گرفتارش شدم؟ چطور عاشقش شدم؟ چطور دلم را ربود؟
کی رفت؟ چرا رفت؟ کی می آید؟ اصلاً می آید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

این استخر بزرگ در کشور شیلی واقع است.

largest_pool.jpg

largest_pool (1).jpg

largest_pool (2).jpg

largest_pool (3).jpg

__