از هر دری سخنی مگه نه عكس ها رو داشته باشید 4 بهمن 86 - 11:01 |
بابا این همه سوژه چرا نظر نمی دید
![]() این همه قمه زن مرد دیدید , خوب حالا مونث اون رو هم ببینید , البته بی حجاب
اینم آخرشه نه
![]() ![]() ![]() چیه ؟ فكر كردید دوربین مخفی كشف كردید ؟ اگه گفتید چیه ؟ توی همه خونه ها پیدا میشه ؟ تو جیب هم جا میشه ؟
البته جیبتون خودكاری نشه ها , اونم خودكاربیك.
درسته این نوك خودكار بیك هست كه چندین برابر بزرگ شده.
![]() ![]() این آقای زلف قشنگ هم پسر جناب اسامه بن لادن هست كه تازگی ها گفته من میخوام میانجی بین اعراب و غرب بشم و بین اینها دوستی ایجاد كنم. خوب بنابر این خود شازده پسر پیش خودش میگه : خوب من باید دوستی با غرب رو از خودم شروع كنم و به همه ثابت كنم من صلح دوستم .
بعله , اینه كه بدو بدو میره با وجود زن و پنج تا بچه یه زن انگلیسی می گیره كه گویا تازه از خودش خیلی هم بزرگتره !!
و این طوری به روش كاملا عربی و اسلامی ثابت میكنه كه صلح دوسته و می خواد نقش رابط و میانجی رو بین غرب و اعراب رو بازی كنه . آخی بیچاره !!! چه راه سختی رو برای اثبات اون انتخاب كرده , حتما به زن اولش هم میگه : نمی بینی من چه فداكاری بزرگی در حق بشریت انجام دادم ؟؟؟
![]() بر منكرش لعنت برادر
!!!
![]() خاتمی : ولم كن حاجی !! بذار ببینم چی میگن !! وایسا ببینم , مردی وایسا !! میخوای بیام یه چند تا شمه از گفتگوی تمدن ها برات بگم كه تا یه چند روزی خوراك بیمارستانت بشه ؟ ها ؟ میخوای ؟ شیطونه میگه همچین برم یه اصلاحاتی به سر و صورتش بدم كه مادرش هم نشناستش ها !!
![]() آی یانكی قلچماق !! عراقه بس نبود كه اشغالش كردین !!حالا نوبت دوچرخه این بچه ها رسیده ؟
تو با اون هیكلت خجالت نمیكشی ؟ رفتی دوچرخه اینها رو اشغال كردی ؟ حالا دوچرخه پهن میشه روی زمین كه ؟
.![]() آدرس غضنفری به این میگن.
چقدر خنگید , خوب از روبروی بانك سپه برید یه خورده بالاتر
![]() خوب مفهوم بود , یا توضیح بدم
![]() بوسه با اعمال شاقه
آخه دیوونه, این دختره حرفی نداره كه تو خودت رو بین زمین و آسمون علاف یه بوس كردی , بیا پائین .
تو راضی , اون هم كه راضی , گور پدر ناراضی
![]() چیه ؟ لوله بخاری ندیدین ؟
اگه فكر های شما غربی و منحرفه , تقصیر من چیه ؟ ها ؟
![]() تصادف دوتا ماشین پلیس با همدیگه
گدا به گدا , رحمت به خدا
حالا كی میخواد این وسط كروكی بكشه
این یكی ماشین برای اون میكشه , اون یكی هم برای این
یك یك به نفع آقا دزده
![]() احتیاج به پول نقد برای تحقیقات در مورد الكل
ای قربونت , اتفاقا من احتیاج به پول نقد برای تحقیق در مورد خانه دار شدن دارم , این دوستم هم میخواد در مورد كرایه خونه و صاحب خونه تحقیق كنه , یه دوست دیگه ام هم هست كه در مورد شهریه دانشگاه میخواد تحقیق كنه .
جا خالی كن كنارت ما هم بیائیم برای تحقیقات بیشتر.
![]() انگار این آقای احمدی نژاد , متخصص در نشستن در مكان های هاله دار هست .
خدا وكیلی نمیدونم قبلا میره بررسی میكنه ؟ یا اتفاقی پیش میاد؟
![]() خوب صرفه جویی كنید دیگه , چقدر غر میزنید .
مگه چقدر تا بهار مونده , با امروز همش یك ماه و 27 روز مونده به بهار .
مگه پونصد سال پیش كه گاز و برق نبود , مردم چیكار می كردن ؟ ها ؟ یك كم لوس شدین ها !!چه توقعاتی دارن بعضی ها , واقعا كه ؟
![]() یه تبلیغ جالب برای كلاس ورزش های رزمی
![]() نهار میل نمی فرمائید
![]() ![]() یه خورده یاد جوانی كنیم .
اون دختر بچه بالایی كه یادتونه , اوشین , كه مدتها همه رو پای تلویزیون ها میخكوب می كرد.
این خانم پائینی هم همون اوشین كوچولوی خودمونه كه حالا بزرگ شده .
![]() قدیم ها میگفتن , مثل ریشه درخت می مونه , میگفتن : ریشه كرده
می گفتن : ریشه داره
اما انگار توی این ولایات غرب همه چیز برعكسه , دیگه ریشه هم ریشه های قدیم , این ریشه ها چیه ؟
عین قالی میشه جمعش كرد و یه جای دیگه پهنش كرد .
![]() شجاعت كامل
من حاضر نیستم اگه یك میلیون پوند هم بدن , برم جای یكی از اونها
البته جای موتور سواره , چرا میرم ,
|
عجب از این چرخ فلك 30 دی 86 - 13:24 |
عجب ازین چرخ فلك كه نمی دانم از چه رو بازمی گردد و نمی دانم در پی این بازگشت سرنوشت از پیش نوشته را برایمان خواهد آورد یا می آید تا ببیند و بنویسد كه چه عایدمان گردد ولی این خدایی كه من می شناسمش نه از قبل محكوممان كرده و نه به التماس یك شبه مان سرنوشت می نویسد ، خداوندا این ها همه انسانند ، انسان ، و به حكم انسان بودن است كه گاه راه به خطا می روند ، اصلا ً چرا می روند ، میرویم ، خداوندا این اگر نمی بایست بود پس نمی آفریدیش پس ببخش خطایی را كه نمی دانیم درستش كدام است و شاید در پیچ راه زندگی گمش كرده ایم و به حكم خداییت تمنای ما رابپذیر كه در نهایت چیزی نخواهیم كه تو نخواسته باشی ، خدایا می بینی ، اینجاها هنوز مردم آسمان را می بوسند و باد را در آغوش می كشند و هنوز هم می شود مهربانی تعارف كردن مردم به هم را دید ، هنوز هم مردم گاه كه باران می بارد هم صدا می شوند با او و هنوز دوست دارند دوست داشتنی ها را ، گویا دوباره از پی گذشت عمر به جایی رسیدیم كه قبلا ً بودیم و انگار این روزها تلنگریست آرم و مهربان كه اگر راه به بیراهه نینجامد رافت به ارمغان خواهد آمد. که بود نمیدیدم وفتی می خواند نمی شنیدم وقتی دیدم که نبود وقتی شنیدم کهنخواند تو را بالهجه گل های نیلوفر صدا كردم
تمام شببرای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا كردم
می دانمکه دیگر باز نخواهی گشت
هر چه کهبود دیگه گذشنه و
زماناونو پشت سر گذاشته
حتی اگههزار سال هم بگذرهکافی نیست واسه فراموش کردنت و خاطراتت رو از ذهنم محو کردن
و اکنونمن اینجا هستم
تلاش میکنم که دره ها را به شهرها بدل کنم
آسمان ودریاها را در هم بیامیزم
می دونمکه من اجازه دادم و باعث شدم که از من بگریزی
می دونمکه تو رو از دست دادم
هیچ چیز دوباره مث قبل نمی شه
هزار سالمیتونه کافی باشه که منو ببخشی
من اینجاهستم، عاشق تو
از نفسافتاده زیر باری از عکس ها و آلبوم ها
وسایل وخاطرات لحظات با تو بودن
نمی تونمدرک کنم
دارمدیوانه می شم
و دست وپامو گم کرده ام
نامههایی که نوشتم
هرگزنفرستادم
مهم، گذشت زمان است و وفاداریمن به تو
و این که
هزار .هزار سال
کافی استبرای عشق ورزیدن
اگر هنوزدرباره من فکر می کنی
می دانیکه هنوز منتظر تو هستم
برای کسیکه به اندازه تمام ستاره های آسمون عزیزه
میگویند معمولا دیرتر از موعد مقرر سر صحنه حاضر میشود.یكی از عادتهای پسندیده او این است كه به محض ورود به لوكیشن اولین نفری است كه با دیگران سلام و احوالپرسی میكند و جالب اینكه حتی اگر سی نفر هم در آنجا حضور داشته باشند با تكتك آنها دست میدهد. معمولا با عوامل فنی میانهاش گرمتر از دیگران است چون اعتقادش بر این است كه آنها نسبت به دیگران زحمت بیشتری میكشند و هدفش فقط رفع خستگی آنهاست. با مردم كوچه و بازار آنچنان گرم و صمیمی برخورد میكند كه در كمتر از چند ثانیه به او علاقهمند میشوند. از برخورد احتمالی نامناسب سایر عوامل با مردم به شدت ناراحت شده و این مساله را به آنها گوشزد میكند. پیشنهادهای اصلاحیاش را در ارتباط با نقش و فیلمنامه خیلی محترمانه با دلیل و برهان با كارگردان در میان میگذارد و اگر كارگردان پیشنهادش را رد كند بدون چون و چرا میپذیرد. یك جمله معروف دارد و آن اینكه «حرف اول و آخر را كارگردان میزند، چه درست باشد و چه غلط.»
اكبر عبدی یكی از شوخ و شنگترین بازیگران سینمای ایران است. فقط كافی است از او بخواهید یك جمله در توصیف شخصیتی كه قرار است بازی كند برایتان بگوید. با شنیدن پاسخی كه میدهد همه اطرافیان حتی آنهایی كه احیانا عصبی و بدعنق هستند از خنده رودهبر میشوند. با عالم و آدم شوخی میكند و معمولا لهجه شیرین آذریاش به كمكش میآید تا دلنشینتر و شیرینتر جملات را ادا كند. البته ناگفته نماند كه گاهی هم عصبانی میشود. اما حتی زمانی كه عصبی و ناراحت است هم با جملاتی كه میگوید همه را به قهقهه میاندازد. به برخورد متقابل به شدت اعتقاد دارد. اگر احساس كند كارگردان فیلمی كه در آن بازی میكند به هر بهانهای با تاخیر سر فیلمبرداری حاضر میشود و این تاخیر مكررا اتفاق میافتد، خودش نیز به نشانه اعتراض از فردای آن روز با چند ساعت تاخیر سر صحنه حاضر میشود. برای مردم احترام خاصی قائل است و خودش را متعلق به آنها میداند.
|










من میخوام ازدواج کنم!مامانم برایم دختر پسندیده! تو دختری نبودی که من میخواستم! ما به درد هم نمیخوریم! تو دختر ......هستی! اصلاْ من تو را مثل خواهرم دوست دارم!!!!!) روز جهانی عشاق نیست!





.jpg)





















.













