نوای روحانی نقاره خانه 13 اسفند 86 - 08:35 |
نـوای روحـانـی نقــاره
یک گروه 9 نفره عاشق شامل 5 نفر تبار و 4 نفرکرنا زن که اصطلاحاً کشیک چی رسمی آستان قدس هستند نقاره را با هدف : 1ــ شکوه و عظمتِ حریم قدس ثامن الحجج علی بن موسیالرضا(ع) 2ــ حمد وثنا ئی برای آغازو پایان هر روز 3ــ هشداری برای کسانی که از نماز غافل شده اند هر روزه غیر از 2ماه محرم وصفر و ایام شهادت و عزاداری بمدت 20دقیقه قبل از طلوع و غروب آفتاب مینوازند البته در طول ماه مبارک رمضان نواختن نقارهِ صبح گاه به هنگام سحر برگزار میشود تا افرادی که مایل به صرف سحری و شب زنده داری هستند مطلع باشند و این نوای روح فزا در ایام عید و شادمانی و در آغازین ساعات روز((8 صبح)) و در هنگام تحویل سال نو نیز نواخته میشود همچنین در گذشته هنگامی که از جانب سلطان ابالحسن علیبن موسی الرضا (ع) کرامتی صورت میگرفت ویا بیمـــاری شفـــا میگرفت نواخته میشد که بنا بر دلایلی این رســـــــم فعلاً انجام نمی گیرد *«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»* و اما تاریخچه این نوای ملکوتی بر میگردد به سال 860هجری قمری ، حدود 567 سال قبل که میرزا ابوالقاسم بابر نوه گوهرشادخانم به مشهد آمد و در سال 1282 هجری قمری 145سال قبل و در زمان ناصر الدین شاه نقاره خانه به مکان فعلی البته با معماری چوبی و سقف شیروانی انتقال یافت در سال 1379 هجری قمری 48 سال قبل توسط آستان قدس رضوی ساختمان نقاره خانه با بتن مستحکم و به کاشی کاری مقرنس آراسته گردید تنها در این مدت 567 ساله به مدت 8 سال از سال1312 تا1320 هجری قمری به دستور رضا خان نقاره زنی تعطیل گردیده است همینک یکی از سوالهای جامعی که زائرین از خدام دارند ساعت نواختن نقاره و فلسفه آن است که با توجه به تحقیقی که به عمل آوردم خدمتتان تقدیم شد پنجره فولاد پنجره ای برای باز شدن برروی دلهای مضطرب وغم دیده پنجره ای برای دیدن شور و اشتیاق وصال درد مندان پنجره ای برای از خود فراموش شدن وسجده شکر به جای آوردن پنجره ای برای دلهای درد مند و دامن سلطان ابوالحسن علی بن موسی الرضا (ع) دل را روانه پنجره فولادکنیم همان جائی که وقتی با چشم دلت و حتی با چشم دیده ات بنگری نا خود آگاه اشک شوق و اشک غم جاری میشود اشک شوق برای نعماتی که داری و باز داد از مشکلات میزنی اشک غم برای نعماتی که داری ولی دلهای دردمندی از آن محرومند |
سقاخانه اسماعیل طلایی 11 اسفند 86 - 10:20 |
سقا خانه اسماعیل طلا
نادر شاه افشار در جنگی که در هرات میکند سنگی به ظرفیت 3 کر آب که یک پارچه است را به غنیمت میگیرد و اعلام میکند هر کس این سنگ را بدون اینکه آسیبی برساند به مدت 12 روز به مشهد الرضا (ع) برساند جایزه ویژه ای نزد من دارد فردی اقدام به این کار مینماید و بعد از 9 روز سنگ را به مشهد می آورد و به خیال اینکه خوش خدمتی کرده و زودتر از موعد مقرر سنگ را به مشهد رسانده نزد نادر شاه میرود و تقاضای جایزه اش را مینماید نادر شاه دستور میدهد چشم های او را کور کنند تا دیگر روی حرف او حرفی نزند چرا که او گفته بوده 12 روزه و این فرد 9 روزه سنگ را آورده است!!! این سنگ در کنار جوی آبی که آن زمان از وسط این صحن عبور میکرده نصب میشود و مردم برای رفع تشنگی ازآب درون آن استفاده میکردند چند سال بعد هدیه ای به دربار نادر شاه افشار میرسد نادر شاه میخواهد این هدیه را باز کند ولی یکی از سرداران سپاهش بنام اسماعیل خان از او میخواهد چون این بسته مشکوک است آن را در خارج از شهر باز کنند نادر موافقت میکند بسته در خارج از شهر باز میشود و درو نش مواد منفجره بوده به محض باز گشائی انفجار رخ میدهد . نادر شاه به جهت زکاوت اسماعیل خان و به شکرانه این که از این بلا جان سالم بدر برده دستورمیدهد هم وزن اسماعیل خان به او طلا اهدا کنند اسماعیل خان هم طلاها را صرف ساختن جایگاه آن سنگاب کرده و گنبد و پایه های سقاخانه را طلا مینماید بدین جهت از آن زمان سقا خانه را سقا خانه اسماعیل طلائی نام گذاری کرده اند |
صحن انقلاب 11 اسفند 86 - 10:13 |
صحن انقلاب -ایوان شرقی (ایوان نقاره خانه) که بر روی این ایوان ساختمانی زیبا برای نواختن نقاره خانه ساخته شده و به بسط شیخ حر عاملی راه دارد |
صحن آزادی 11 اسفند 86 - 10:09 |
با حرم مطهر بیشتر مانوس شویم:
صحــــن آزادی این ایوان هم اکنون ورودی به رواق بزرگ امام خمینی(ره) است که در حال آماده سازی است ایوان شمالی (معروف به تلگراف خانه) که ورودی به بسط شیخ حر عاملی میباشد و چهارمین ایوان که مقابل ایوان طلا میباشد و معروف به باب السلام نیز میباشد روایت است آقا صاحب الزمان (عج) هرگاه به زیارت ثامن الحجج می آیند از این ایوان مشرف میشوند در ایوان باب السلام سنگی قرار دارد که برروی آن کلمه مبارک محمد(ص) به شکل طبیعی نقش بسته است طبقه زیرین صحن آزادی نیز قبور اموات میباشد و بهشت ثامن الائمه نام گزاری گشته است
|
مسجد گوهر شاد 11 اسفند 86 - 10:08 |
مسجد گوهر شاد یک از بناهای باشکوه عهد تیموری اوایل قرن نهم هجری مسجد گوهرشاد است که در جنوب حرم قرار دارد همینک بانو گوهر شاد در مسجدی که در هرات افغانستان با سبک معماری و وسعت و ابعاد همین مسجد بنا نموده است دفن گردیده است روحش شاد |
در آستانه نوروز 87 27 بهمن 86 - 11:27 |
فلسفه عید نوروز
. در بعضی نقاط ایران رسم است که زنها شب آخرین جمعهی سال بهترین غذا را میپختند و بر گور درگذشتگان میپاشیدند و روز پیش از نوروز را که همان عرفه یا علفه و یا به قولی بی بی حور باشد ، به خانهای که در طول سال در گذشتهای داشت به پُر سه میرفتند و دعا میفرستادند و میگفتند که برای مرده عید گرفته اند. در گیر و دار خانه تکانی و از 20 روز به روز عید مانده سبزه سبز میکردند. ایرانیان باستان دانهها را که عبارت بودند از گندم ، جو ، برنج ، لوبیا ، عدس ، ارزن ، نخود ، کنجد ، باقلا ، کاجیله ، ذرت ، و ماش به شمارهی هفت- نماد هفت امشاسپند - یا دوازده ? شمارهی مقدس برجها ? در ستونهایی از خشت خام بر میآوردند و بالیدن هر یک را به فال نیک میگرفتند و بر آن بودند که آن دانه در سال نو موجب برکت و باروری خواهد بود. خانوادهها بطور معمول سه قاب از گندم و جو و ارزن به نماد هومت (= اندیشهی نیک) ، هوخت (= گفتار نیک) و هوو.رشت (کردار نیک) سبز میکردند و فروهر نیاکان را موجب بالندگی و رشد آنها میدانستند. چهار شنبه سوری که از دو کلمهی چهارشنبه ? منظور آخرین چهارشنبهی سال ? و سوری که همان سوریک فارسی و به معنای سرخ باشد و در کل به معنای چهارشنبهی سرخ ، مقدمهی جدی جشن نوروز بود. در ایران باستان بعضی از وسایل جشن نوروز از قبیل آینه و کوزه و اسفند را به یقین شب چهارشنبه سوری و از چهارشنبه بازار تهیه میکردند. بازار در این شب چراغانی و زیور بسته و سرشار از هیجان و شادمانی بود و البته خرید هرکدام هم آیین خاصی را تدارک میدید. غروب هنگام بوتهها را به تعداد هفت یا سه (نماد سه منش نیک) روی هم میگذاشتند و خورشید که به تمامی پنهان میشد ، آن را بر میافروختند تا آتش سر به فلک کشیده جانشین خورشید شود. در بعضی نقاط ایران برای شگون ، وسایل دور ریختنی خانه از قبیل پتو ، لحاف و لباسهای کهنه را میسوزاندند. آتش میتوانست در بیابانها و رهگذرها و یا بر صحن و بام خانهها افروخته شود. وقتی آتش شعله میکشید از رویش میپریدندو ترانههایی که در همهی آنها خواهش برکت و سلامت و بارآوری و پاکیزگی بود ، میخواندند. آتش چهار شنبه سوری را خاموش نمیکردند تا خودش خاکستر شود. سپس خاکسترش را که مقدس بود کسی جمع میکرد و بی آنکه پشت سرش را نگاه کند ، سر ِ نخستین چهار راه میریخت. در باز گشت در پاسخ اهل خانه که میپرسیدند: "کیست؟" میگفت: "منم." - " از کجا میآیی؟" - "از عروسی... " - "چه آوردهای؟" - "تندرستی..." شال اندازی از آداب چهارشنبه سوری بود. پس از مراسم آتش افروزی جوانان به بام همسایگان و خویشان میرفتند و از روی روزنهی بالای اتاق (روزنهی بخاری) شال درازی را به درون میانداختند. صاحب خانه میبایست هدیهای در شال بگذارد. شهریار در بند 27 منظومهی حیدر بابا به آیین شال اندازی و در بند 28 به ارتباط شال اندازی با برکت خواهی و احترام به درگذشتگان به نحوی شاعرانه اشاره دارد: برگردان بند 27: عید بود و مرغ شب آواز میخواند دختر نامزد شده برای داماد ، جوراب نقشین میبافت... و هر کس شال خود را از دریچهای آویزان میکرد وه... که چه رسم زیبایی است ? رسم شال اندازی ? هدیه عیدی بستن به شال داماد... برگردان بند 28 من هم گریه و زاری کردم و شالی خواستم شالی گرفتم و فوراً بر کمر بستم شتابان به طرف خانهی غلام (پسر خالهام) رفتم ، و شال را آویزان کردم... فاطمه خالهام جورابی به شال من بست "خانم ننهام" را به یاد آورد و گریه کرد... شهریار در توضیح این رسم میگوید: "در آن سال مادر بزرگ من (خانم ننه) مرده بود. ما هم نمیبایست در مراسم عید شرکت میکردیم ولی من بچه بودم ، با سماجت شالی گرفتم و به پشت بام دویدم." از دیگر مراسم چهارشنبه سوری فالگوش بودو آن بیشتر مخصوص کسانی بود که آرزویی داشتند. مانند دختران دم بخت یا زنان در آرزوی فرزند. آنها سر چهار راهی که نماد گذار از مشکل بود میایستادند و کلیدی را که نماد گشایش بود ، زیر پا میگذاشتند. نیت میکردند و به گوش میایستادند و گفت و گوی اولین رهگذران را پاسخ نیت خود میدانستند. آنها در واقع از فروهرها میخواستند که بستگی کارشان را با کلیدی که زیر پا داشتند ، بگشایند. قاشق زنی هم تمثیلی بود از پذیرایی از فروهرها... زیرا که قاشق و ظرف مسین نشانهی خوراک و خوردن بود. ایرانیان باستان برای فروهرها بر بام خانه غذاهای گوناگون میگذاشتند تا از این میهمانان تازه رسیدهی آسمانی پذیرایی کنند و چون فروهرها پنهان و غیر محسوس اند ، کسانی هم که برای قاشق زنی میرفتند ، سعی میکردند روی بپوشانند و ناشناس بمانند و چون غذا و آجیل را مخصوص فروهر میدانستند ، دریافتشان را خوش یُمن میپنداشتند. اما اصیل ترین پیک نوروزی سفرهی هفت سین بود که به شمارهی هفت امشاسپند از عدد هفت مایه میگرفت. دکتر بهرام فره وشی در جهان فروری مبنای هفت سین را چیدن هفت سینی یا هفت قاب بر خوان نوروزی میداند که به آن هفت سینی میگفتند و بعدها با حذف (یای) نسنت به صورت هفت سین در آمد. او عقیده دارد که هنوز هم در بعضی از روستاهای ایران این سفره را ، سفرهی هفت سینی میگویند. چیزهای روی سفره عبارت بود از آب و سبزه ، نماد روشنایی و افزونی ، آتشدان ، نماد پایداری نور و گرما که بعدها به شمع و چراغ مبدل شد ، شیر نماد نوزایی و رستاخیز و تولد دوباره ، تخم مرغ نماد نژاد و نطفه ، آیینه نماد شفافیت و صفا ، سنجد نماد دلدادگی و زایش و باروری ، سیب نماد رازوارگی عشق ، انار نماد تقدس ، سکههای تازه ضرب نماد برکت و دارندگی ، ماهی نماد برج سپری شدهی اسفند ، حوت (= ماهی) ، نارنج نماد گوی زمین ، گل بید مشک که گل ویژهی اسفند ماه است ، نماد امشاسپند سپندار مز و گلاب که باز ماندهی رسم آبریزان یا آبپاشان است ( بر مبنای اشارهی ابو ریحان بیرونی چون در زمستان انسان همجوار آتش است ، به دود و خاکستر آن آلوده میشود و لذا آب پاشیدن به یکد یگر نماد پاکیزگی از آن آلایش است. ) نان پخته شده از هفت حبوب ، خرما ، پنیر ، شکر ، بَرسَم (= شاخههایی از درخت مقدس انار ، بید ، زیتون ، انجیر در دستههای سه ، هفت یا دوازده تایی) و کتاب مقدس. بعضی از مؤمنان مسلمان نوروز را مقارن با روز آغاز خلافت علی علیه السلام میدانستند چنانکههاتف اصفهانی میگوید: نسیم صبح عنبر بیز شد ، بر تودهی غبرا زمین سبز نسرین خیز شد چون گنبد خضرا همایون روز نوروز است امروز و به فیروزی بر اورنگ خلافت کرده شاه لافتی مأوا بد نیست اشاره شود که در زمان شاهی ِ فتحعلیشاه قاجار و به فرمان او دستور داده بودند که شاعران به جای مدح ، حقیقت گویی کنند. شاعری با تکیه بر این فرمان شعر زیر را سرود و آن را در حضور شاه خواند و صلهی قابل توجهی هم دریافت نمود ! مگر دارا و یا خسرو ست این شاه بدین جاه و بدین جاه و بدین جاه ز کیخسرو بسی افتاده او پیش بدین ریش و بدین ریش و بدین ریش ز جاهش مُلک کیخسرو خراب است ز ریشش ریشهی ایران در آب است در پایان با آرزوی سالی خجسته با ترجمهی شعری از ابونواس شاعر اهوازی نوشتار را به انجام میبریم: مگر نمیبینی که ؛ خورشید به برج بره اندر شده و اندازهی زمانه برابر گردیده؟ مگر نمیبینی که ؛ مرغان پس از زبان گرفتگی به آواز خوانی پرداختهاند؟ مگر نمیبینی که ؛ زمین از پارچههای رنگین گیاهان جامه بر تن کرده؟ پس بر نوشدن زمانه شاد کام میباش..
|
بیاییم عاشورایی زندگی كنیم 1 بهمن 86 - 18:16 | |||||||||||||||||
شهید سید مرتضی آوینی
شهید احمدرضا احدی
شهید سید مرتضی آوینی
شهید حمیدرضا نظام
شهید حاج ابراهیم همت
شهید سید مجتبی علمدار
شهید سید مرتضی آوینی
شهید علیرضا مردانی
شهید خداوردی قنبری
شهید سید مرتضی آوینی
شهید بهشتی
شهید سید مرتضی آوینی
شهید بهشتی
شهید سید مرتضی آوینی
شهید سید کاظم ربطی
شهید سید مرتضی آوینی
شهید عباس کریمی
و اكنون كه شهادت را از زبان شهدا شنیدیم بیاییم از خدا بخواهیم كه در راه خودش با ادامه سرمشق عاشورا، عاشورایی زندگی كنیم | |||||||||||||||||









