تبلیغات


__
نوای روحانی نقاره خانه
13 اسفند 86 - 08:35

نـوای روحـانـی نقــاره

 

یک گروه 9 نفره عاشق شامل 5 نفر تبار و 4 نفرکرنا زن که اصطلاحاً کشیک چی رسمی آستان قدس هستند نقاره را با هدف :

1ــ شکوه و عظمتِ حریم قدس ثامن الحجج علی بن موسیالرضا(ع)

2ــ حمد وثنا ئی برای آغازو پایان هر روز

3ــ هشداری برای کسانی که از نماز غافل شده اند

هر روزه غیر از 2ماه محرم وصفر و ایام شهادت و عزاداری بمدت 20دقیقه قبل از طلوع و غروب آفتاب مینوازند

البته در طول ماه مبارک  رمضان  نواختن نقارهِ صبح گاه به هنگام سحر برگزار میشود تا افرادی که مایل به صرف سحری و شب زنده داری هستند مطلع باشند

و این نوای روح فزا در ایام عید و شادمانی و در آغازین ساعات روز((8 صبح)) و در هنگام تحویل سال نو نیز نواخته میشود

همچنین در گذشته هنگامی که از جانب سلطان ابالحسن علیبن موسی الرضا (ع) کرامتی صورت میگرفت ویا بیمـــاری شفـــا میگرفت نواخته میشد که بنا بر دلایلی این رســـــــم فعلاً انجام نمی گیرد

*«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»*

و اما تاریخچه این نوای ملکوتی بر میگردد به سال

860هجری قمری ، حدود 567 سال قبل که میرزا ابوالقاسم بابر نوه گوهرشادخانم به مشهد آمد

و در سال 1282 هجری قمری 145سال قبل و در زمان ناصر الدین شاه نقاره خانه به مکان فعلی البته با معماری چوبی و سقف شیروانی انتقال یافت

در سال 1379 هجری قمری 48 سال قبل توسط آستان قدس رضوی ساختمان نقاره خانه با بتن مستحکم و به کاشی کاری مقرنس آراسته گردید

تنها در این مدت 567 ساله به مدت 8 سال از سال1312 تا1320 هجری قمری به دستور رضا خان نقاره زنی تعطیل گردیده است

همینک یکی از سوالهای جامعی  که زائرین از خدام دارند ساعت نواختن نقاره و فلسفه آن است که با توجه به تحقیقی که به عمل آوردم خدمتتان تقدیم شد

پنجره فولاد

پنجره ای برای باز شدن برروی دلهای مضطرب وغم دیده

پنجره ای برای دیدن شور و اشتیاق وصال درد مندان

پنجره ای برای از خود فراموش شدن وسجده شکر به جای آوردن

پنجره ای برای دلهای درد مند و دامن  سلطان ابوالحسن علی بن موسی الرضا (ع)

دل را روانه پنجره فولادکنیم همان جائی که وقتی با چشم دلت و حتی با چشم دیده ات بنگری نا خود آگاه اشک شوق و اشک غم جاری میشود

اشک شوق برای نعماتی که داری و باز داد از مشکلات میزنی

اشک غم برای نعماتی که داری ولی دلهای دردمندی از آن محرومند

سقاخانه اسماعیل طلایی
11 اسفند 86 - 10:20

سقا خانه اسماعیل طلا

 

 

نادر شاه افشار در جنگی که در هرات میکند سنگی به ظرفیت 3 کر آب که یک پارچه است را به غنیمت میگیرد و اعلام میکند هر کس این سنگ را بدون اینکه آسیبی برساند به مدت 12 روز به مشهد الرضا (ع) برساند جایزه ویژه ای نزد من دارد فردی اقدام به این کار مینماید و بعد از 9 روز سنگ را به مشهد می آورد و به خیال اینکه خوش خدمتی کرده و زودتر از موعد مقرر سنگ را به مشهد رسانده نزد نادر شاه میرود و تقاضای جایزه اش را مینماید نادر شاه دستور میدهد چشم های او را کور کنند تا دیگر روی حرف او حرفی نزند چرا که او گفته بوده 12 روزه  و این فرد 9 روزه سنگ را آورده است!!!

این سنگ در کنار جوی آبی که آن زمان از وسط این صحن عبور میکرده نصب میشود و مردم برای رفع تشنگی ازآب درون آن استفاده میکردند

چند سال بعد هدیه ای به دربار نادر شاه افشار میرسد نادر شاه میخواهد این هدیه را باز کند ولی یکی از سرداران سپاهش بنام اسماعیل خان از او میخواهد چون این بسته مشکوک است آن را در خارج از شهر باز کنند نادر موافقت میکند بسته در خارج از شهر باز میشود و درو نش مواد منفجره بوده به محض باز گشائی انفجار رخ میدهد .

نادر شاه به جهت زکاوت اسماعیل خان و به شکرانه این که از این بلا جان سالم بدر برده دستورمیدهد هم وزن اسماعیل خان به او طلا اهدا کنند اسماعیل خان هم طلاها را صرف ساختن جایگاه آن سنگاب کرده و گنبد و پایه های سقاخانه را طلا مینماید بدین جهت از آن زمان سقا خانه را سقا خانه اسماعیل طلائی نام گذاری کرده اند

صحن انقلاب
11 اسفند 86 - 10:13

صحن انقلاب
این صحن که در قسمت شمال حرم مطهر می باشد اولین صحن است که از یادگارهای دوره سلطان حسین بایقرا ( 875 ـ 912 هـ ق ) که به کوشش امیر علی شیر نوایی ساخته شده است .
ـ این صحن به عتیق (صحن کهنه و یا صحن سقا خانه  ) معروف است و اکنون نام آن انقلاب اسلامی می باشد .
ـ این صحن در روزگار پادشاهان صفویه ، افشاریه و قاجاریه گسترده و به شکل چشم اندازی تزیین یافته است . در این صحن 4 ایوان وجود دارد در جنوب ایوان طلا ( نادری ) که به دستور امیر علی شیر نوایی و در سال 872 هـ ق ( با 21 متر ارتفاع ) ساخته شده است .
چون سطح ایوان در زمان نادر شاه در سال 1145 هـ ق با خشتهای طلا ، طلاکاری شده به ایوان نادری نیز معروف است .
ـ این ایوان یکی از مدخلهای ورود به حرم مطهر است .
ـ ایوان شمالی (عباسی ) در دوره شاه عباس صفوی در سال 1021 هـ ق با 22 متر ارتفاع بنا گردیده است .
ـ در فراز این ایوان یکی از مناره های حرم مطهر واقع شده است .
ـ اصل بنا و تذهیب آن را به دوره نادرشاه افشار نسبت می دهند .
ـ قسمت خارجی ایوان به بست شیخ طبرسی راه دارد .
ـ ایوان غربی( ایوان ساعت ) که بنا بر نقل تاریخ توسط شاه عباس صفوی ـ با 24 متر ارتفاع ـ ساخته شده است .
ـ ساعت بزرگی بر روی آن قرار دارد که بنای آن مربوط به دوره مظفرالدین شاه می باشد .
ـ قسمت خارجی ایوان به بست شیخ طوسی راه دارد .
ـ مقبره شیخ حر عاملی : عالم شهیر و محدث بزرگ اسلام (وفات : 1104 هـ ق ) در ضلع شمالی صحن انقلاب است .
ـ آرامگاه مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی معروف به نخودکی(وفات : 1321 ش ) نیز در شمال صحن انقلاب جنب ایوان عباسی واقع شده است .
ـ این عالم زاهد و جلیل القدر دارای مقامات و کراماتی بوده است .
ـ وی مدتی از عمر شریف خود را به تدریس فقه و تفسیرو علم هیئت و حساب گذرانده است .

-ایوان شرقی (ایوان نقاره خانه) که بر روی این ایوان ساختمانی زیبا برای نواختن نقاره خانه ساخته شده و به بسط شیخ حر عاملی راه دارد

صحن آزادی
11 اسفند 86 - 10:09
با حرم مطهر بیشتر مانوس شویم:

صحــــن آزادی
این صحن در شرق حرم مطهر و در پایین پای مبارک حضرت با 4335 متر مربع مساحت ساخته شده است
دریک نگاه کلی می توان صحن آزادی را میراثی برجای مانده دانست چرا که ساختن آن به دستور فتحعلیشاه اغازشد توسط محمد شاه تزئین یافت و در روزگار ناصرالدین شاه قاجار بنای آن به پایان رسید .
راههای ورودی صحن از طریق 3 درب بزرگ و دو راهرو در طرفین می باشد .
در چهار ضلع صحن آزادی 56 حجره و غرفه فوقانی و تحتانی قرار دارد .
از حجره جنوب غربی صحن دری به رواق شیخ بهایی و مقبره وی گشوده می شود .
حجره 24 مقبره شیخ جعفر مجتهدی و شیخ علی اکبر ابوترابی است .
در اضلاع چهار گانه صحن 4 ایوان وجود دارد .
مشخص ترین آنها ایوان طلا و ایوان ساعت است .
ایوان طلا بیش از 20 متر ارتفاع دارد و مسیر تشرف بانوان به درون حرم است .
ـ از آنجا که در زمان ناصرالدین شاه قاجار این ایوان مرمت و خشتهای زرین آن نصب شده است به ایوان ناصری نیز مشهور است .
ایوان ساعت یا ایوان جنوبی متشکل از 2 ایوان است که بر فراز آن ساعتی بزرگ وجود دارد
این ساعت تا بیش از سال 1336 هجری شمسی بر روی ایوان صحن انقلاب قرار داشت .
گویند ساعت را مظفرالدین شاه قاجار در سال 1278 اهدا کرده است

این ایوان هم اکنون ورودی به رواق بزرگ امام خمینی(ره) است که در حال آماده سازی است

ایوان شمالی (معروف به تلگراف خانه) که ورودی به بسط شیخ حر عاملی میباشد

و چهارمین ایوان که مقابل ایوان طلا میباشد و معروف به باب السلام نیز میباشد

روایت است آقا صاحب الزمان (عج) هرگاه به زیارت ثامن الحجج می آیند از این ایوان مشرف میشوند

در ایوان باب السلام سنگی قرار دارد که برروی آن کلمه مبارک محمد(ص)

به شکل طبیعی نقش بسته است

طبقه زیرین صحن آزادی نیز قبور اموات میباشد و بهشت ثامن الائمه نام گزاری گشته است

 

مسجد گوهر شاد
11 اسفند 86 - 10:08

مسجد گوهر شاد


یک از بناهای باشکوه عهد تیموری اوایل قرن نهم هجری مسجد گوهرشاد است که در جنوب حرم قرار دارد
ـ بانو گوهرشاد ، همسر شاهرخ میرزا تیموری ، در سال 821 هـ ق این مسجد را بنا نهاد .
ـ در تزئین مسجد دستان فرزند هنرمندش بایسنقر میرزا شاهکارهایی استثنایی برجای گذاشته شده است .
ـ این مسجد توسط معمار معروف ایرانی قوام الدین شیرازی ساخته شده است .
ـ تاریخ بنای مسجد در کتیبه سردر ایوان مقصوره با کاشی معرق به چشم می خورد .
ـ مسجد با صحنی به وسعت 2800 متر مربع و 6048 متر مربع زیربنا دارای 4 ایوان و 7 شبستان و 6 درب می باشد
ـ نام بانوگوهرشاد بانوی مسجد در ایوان شمالی معروف به ایوان دارالسیاده برکاشی معرق به خط ثلث نوشته شده است .
ـ این ایوان با معرق کاری زیبا تزئین شده است و در سر درب ورودی آن به حرم مطهر پنجره ای نقره ای از آثار قاجاریه نصب شده است .
ـ طاقهای گنبدی شکل و بنای گنبد و مناره های مسجد با ویژگی و تزئینات خاص و با استفاده از سبک مقرنس ، هم چنین نقوش و خطوط دیواری بر روی زمینه گچی و معرق کاری عصر تیموری جلوه های بی نظیر را به نمایش گذاشته است .
ـ گفتنی است این بنای باستانی نمونه کامل و برجسته هنر ایرانی به شمار می رود که تمام خصوصیات و ویژگیهای معماری سنتی در آن به کار رفته است .
ـ ایوان جنوبی مسجد با نام ایوان مقصوره دارای 500 متر مربع مساحت و 37 متر طول و 5/25 متر ارتفاع می باشد
ـ گنبد رفیع فیروزه ای مسجد بر فراز ایوان مقصوره بر عظمت این بنا افزوده است .
ـ ارتفاع گنبد 41 متر و فضای خالی بین دو پوشش گنبد 10 متر است .
ـ سطح خارجی آن با آجر لعاب دار و یک کتیبه با خط کوفی تزئین یافته است .
ـ در دوطرف ایوان دو مناره با ارتفاع 43 متر از کف مسجد ساخته شده است که بر شکوه و عظمت هرچه بیشتر آن افزوده است   و برروی آن ها اسامی مقدس الله نقش بسته است
ـ محراب یک پارچه از سنگ مرمر با تزئینات و کنده کاری و کتیبه ای در میان مقرنس کاریها حکایت گر هنر آن دوران است .
ـ منبر معروف صاحب الزمان : در کنار محراب ایوان مقصوره منبر بزرگی قرار دارد که در بین مردم به منبر امام زمان ( عج ) معروف است .
ـ این منبر نفیس از چوب گردو و گلابی با شیوه منبت کاری بدون به کار رفتن میخ و یا هر فلز دیگر در آن به دست پرتوان استاد محمد نجار خراسانی منبت کار معروف عصر فتحعلی شاه قاجار ساخته شده است به امید اینکه در زمان ظهور صاحب الزمان (عج) مولا از این منبر استفاده بفرمایند انشا الله  .

همینک بانو گوهر شاد در مسجدی که در هرات افغانستان با سبک معماری و وسعت و ابعاد همین مسجد بنا نموده است دفن گردیده است روحش شاد

 
در آستانه نوروز 87
27 بهمن 86 - 11:27
ecarditem-big-050313084658-norooz-4-b.jpg

فلسفه عید نوروز


سر آغاز جشن ِ نوروز، روز نخست ماه فروردین (روز اورمزد) است و چون برخلاف سایر جشن‌ها برابری نام ماه و روز را به دوش نمی‌کشد ، بر سایر جشن‌ها‌ی ایران باستان برتری دارد. در مورد پیدایی این جشن افسانه‌های بسیار است ، اما آنچه به آن جنبه‌ی راز وارگی می‌بخشد ، آیین‌های بسیاری است که روزهای قبل و بعد از آن انجام می‌گیرد. اگر نوروز همیشه و در همه جا با هیجان و آشفتگی و درهم ریختگی آغاز می‌شود ، حیرت انگیز نیست چرا که بی‌نظمی یکی از مظاهر آن است. ایرانیان باستان ، نا آرامی را ریشه‌ی آرامش و پریشانی را اساس سامان می‌دانستند و چه بسا که در پاره‌ای از مراسم نوروزی ، آن‌ها را به عمد بوجود می‌آوردند ، چنان که در رسم باز گشت ِ مردگان (از 26 اسفند تا 5 فروردین) چون عقیده داشتند که فروهر‌ها یا ارواح درگذشتگان باز می‌گردند ، افرادی با صورتک‌های سیاه برای تمثیل در کوچه و بازار به آمد و رفت می‌پرداختند و بدینگونه فاصله‌ی میان مرگ و زندگی و هست و نیست را در هم می‌ریختند و قانون و نظم یک ساله را محو می‌کردند. باز مانده‌ی این رسم ، آمدن حاجی فیروز یا آتش افروز بود که تا چند سال پیش نیز ادامه داشت. از دیگر آشفتگی‌های ساختگی ، رسم میر نوروزی ، یعنی جا به جا شدن ارباب و بنده بود. در این رسم به قصد تفریح کسی را از طبقه‌های پایین برای چند روز یا چند ساعت به سلطانی بر می‌گزیدند و سلطان موقت ? بر طبق قواعدی ? اگر فرمان‌های بیجا صادر می‌کرد ، از مقام امیری بر کنار می‌شد. حافظ نیز در یکی از غزلیاتش به حکومت ناپایدار میر نوروزی گوشه‌ی چشمی دارد: سخن در پرده می‌گویم ، چو گل از غنچه بیرون‌ای که بیش از چند روزی نیست حکم میر نوروزی. خانه تکانی هم به این نکته اشاره دارد ؛ نخست درهم ریختگی ، سپس نظم و نظافت. تمام خانه برای نظافت زیر و رو می‌شد. در بعضی از نقاط ایران رسم بود که حتا خانه‌ها را رنگ آمیزی می‌کردند و اگر میسر نمی‌شد ، دست کم همان اتاقی که هفت سین را در آن می‌چیدند ، سفید می‌شد. اثاثیه‌ی کهنه را به دور می‌ریختند و نو به جایش می‌خریدند و در آن میان شکستن کوزه را که جایگاه آلودگی‌ها و اندوه‌های یک ساله بود واجب می‌دانستند. ظرف‌های مسین را به رویگران می‌سپردند. نقره‌ها را جلا می‌دادند. گوشه و کنار خانه را از گرد و غبار پاک می‌کردند. فرش و گلیم‌ها را غاز تیرگی‌های یک ساله می‌زدودند و بر آن باور بودند که ارواح مردگان ، فروهر‌ها (ریشه‌ی کلمه‌ی فروردین) در این روز‌ها به خانه و کاشانه‌ی خود باز می‌گردند ، اگر خانه را تمیز و بستگان را شاد ببینند خوشحال می‌شوند و برای باز ماندگان خود دعا می‌فرستند و اگر نه ، غمگین و افسرده باز می‌گردند. از این رو چند روز به نوروز مانده در خانه مُشک و عنبر می‌سوزاندند و شمع و چراغ می‌افروختند

norooz_logo.jpg

. در بعضی نقاط ایران رسم است که زن‌ها شب آخرین جمعه‌ی سال بهترین غذا را می‌پختند و بر گور درگذشتگان می‌پاشیدند و روز پیش از نوروز را که همان عرفه یا علفه و یا به قولی بی بی حور باشد ، به خانه‌ای که در طول سال در گذشته‌ای داشت به پُر سه می‌رفتند و دعا می‌فرستادند و می‌گفتند که برای مرده عید گرفته اند. در گیر و دار خانه تکانی و از 20 روز به روز عید مانده سبزه سبز می‌کردند. ایرانیان باستان دانه‌ها را که عبارت بودند از گندم ، جو ، برنج ، لوبیا ، عدس ، ارزن ، نخود ، کنجد ، باقلا ، کاجیله ، ذرت ، و ماش به شماره‌ی هفت- نماد هفت امشاسپند - یا دوازده ? شماره‌ی مقدس برج‌ها ? در ستون‌هایی از خشت خام بر می‌آوردند و بالیدن هر یک را به فال نیک می‌گرفتند و بر آن بودند که آن دانه در سال نو موجب برکت و باروری خواهد بود. خانواده‌ها بطور معمول سه قاب از گندم و جو و ارزن به نماد هومت (= اندیشه‌ی نیک) ، هوخت (= گفتار نیک) و هوو.رشت (کردار نیک) سبز می‌کردند و فروهر نیاکان را موجب بالندگی و رشد آنها می‌دانستند. چهار شنبه سوری که از دو کلمه‌ی چهارشنبه ? منظور آخرین چهارشنبه‌ی سال ? و سوری که همان سوریک فارسی و به معنای سرخ باشد و در کل به معنای چهارشنبه‌ی سرخ ، مقدمه‌ی جدی جشن نوروز بود. در ایران باستان بعضی از وسایل جشن نوروز از قبیل آینه و کوزه و اسفند را به یقین شب چهارشنبه سوری و از چهارشنبه بازار تهیه می‌کردند. بازار در این شب چراغانی و زیور بسته و سرشار از هیجان و شادمانی بود و البته خرید هرکدام هم آیین خاصی را تدارک می‌دید. غروب هنگام بوته‌ها را به تعداد هفت یا سه (نماد سه منش نیک) روی هم می‌گذاشتند و خورشید که به تمامی پنهان می‌شد ، آن را بر می‌افروختند تا آتش سر به فلک کشیده جانشین خورشید شود. در بعضی نقاط ایران برای شگون ، وسایل دور ریختنی خانه از قبیل پتو ، لحاف و لباس‌های کهنه را می‌سوزاندند. آتش می‌توانست در بیابان‌ها و رهگذرها و یا بر صحن و بام خانه‌ها افروخته شود. وقتی آتش شعله می‌کشید از رویش می‌پریدندو ترانه‌هایی که در همه‌ی آنها خواهش برکت و سلامت و بارآوری و پاکیزگی بود ، می‌خواندند. آتش چهار شنبه سوری را خاموش نمی‌کردند تا خودش خاکستر شود. سپس خاکسترش را که مقدس بود کسی جمع می‌کرد و بی آنکه پشت سرش را نگاه کند ، سر ِ نخستین چهار راه می‌ریخت. در باز گشت در پاسخ اهل خانه که می‌پرسیدند: "کیست؟" می‌گفت: "منم." - " از کجا می‌آیی؟" - "از عروسی... " - "چه آورده‌ای؟" - "تندرستی..." شال اندازی از آداب چهارشنبه سوری بود. پس از مراسم آتش افروزی جوانان به بام همسایگان و خویشان می‌رفتند و از روی روزنه‌ی بالای اتاق (روزنه‌ی بخاری) شال درازی را به درون می‌انداختند. صاحب خانه می‌بایست هدیه‌ای در شال بگذارد. شهریار در بند 27 منظومه‌ی حیدر بابا به آیین شال اندازی و در بند 28 به ارتباط شال اندازی با برکت خواهی و احترام به درگذشتگان به نحوی شاعرانه اشاره دارد: برگردان بند 27: عید بود و مرغ شب آواز می‌خواند دختر نامزد شده برای داماد ، جوراب نقشین می‌بافت... و هر کس شال خود را از دریچه‌ای آویزان می‌کرد وه... که چه رسم زیبایی است ? رسم شال اندازی ? هدیه عیدی بستن به شال داماد... برگردان بند 28 من هم گریه و زاری کردم و شالی خواستم شالی گرفتم و فوراً بر کمر بستم شتابان به طرف خانه‌ی غلام (پسر خاله‌ام) رفتم ، و شال را آویزان کردم... فاطمه خاله‌ام جورابی به شال من بست "خانم ننه‌ام" را به یاد آورد و گریه کرد... شهریار در توضیح این رسم می‌گوید: "در آن سال مادر بزرگ من (خانم ننه) مرده بود. ما هم نمی‌بایست در مراسم عید شرکت می‌کردیم ولی من بچه بودم ، با سماجت شالی گرفتم و به پشت بام دویدم." از دیگر مراسم چهارشنبه سوری فالگوش بودو آن بیشتر مخصوص کسانی بود که آرزویی داشتند. مانند دختران دم بخت یا زنان در آرزوی فرزند. آنها سر چهار راهی که نماد گذار از مشکل بود می‌ایستادند و کلیدی را که نماد گشایش بود ، زیر پا می‌گذاشتند. نیت می‌کردند و به گوش می‌ایستادند و گفت و گوی اولین رهگذران را پاسخ نیت خود می‌دانستند. آنها در واقع از فروهر‌ها می‌خواستند که بستگی کارشان را با کلیدی که زیر پا داشتند ، بگشایند. قاشق زنی هم تمثیلی بود از پذیرایی از فروهر‌ها... زیرا که قاشق و ظرف مسین نشانه‌ی خوراک و خوردن بود. ایرانیان باستان برای فروهر‌ها بر بام خانه غذاهای گوناگون می‌گذاشتند تا از این میهمانان تازه رسیده‌ی آسمانی پذیرایی کنند و چون فروهر‌ها پنهان و غیر محسوس اند ، کسانی هم که برای قاشق زنی می‌رفتند ، سعی می‌کردند روی بپوشانند و ناشناس بمانند و چون غذا و آجیل را مخصوص فروهر می‌دانستند ، دریافتشان را خوش یُمن می‌پنداشتند. اما اصیل ترین پیک نوروزی سفره‌ی هفت سین بود که به شماره‌ی هفت امشاسپند از عدد هفت مایه می‌گرفت. دکتر بهرام فره وشی در جهان فروری مبنای هفت سین را چیدن هفت سینی یا هفت قاب بر خوان نوروزی می‌داند که به آن هفت سینی می‌گفتند و بعدها با حذف (یای) نسنت به صورت هفت سین در آمد. او عقیده دارد که هنوز هم در بعضی از روستاهای ایران این سفره را ، سفره‌ی هفت سینی می‌گویند. چیزهای روی سفره عبارت بود از آب و سبزه ، نماد روشنایی و افزونی ، آتشدان ، نماد پایداری نور و گرما که بعد‌ها به شمع و چراغ مبدل شد ، شیر نماد نوزایی و رستاخیز و تولد دوباره ، تخم مرغ نماد نژاد و نطفه ، آیینه نماد شفافیت و صفا ، سنجد نماد دلدادگی و زایش و باروری ، سیب نماد رازوارگی عشق ، انار نماد تقدس ، سکه‌های تازه ضرب نماد برکت و دارندگی ، ماهی نماد برج سپری شده‌ی اسفند ، حوت (= ماهی) ، نارنج نماد گوی زمین ، گل بید مشک که گل ویژه‌ی اسفند ماه است ، نماد امشاسپند سپندار مز و گلاب که باز مانده‌ی رسم آبریزان یا آبپاشان است ( بر مبنای اشاره‌ی ابو ریحان بیرونی چون در زمستان انسان همجوار آتش است ، به دود و خاکستر آن آلوده می‌شود و لذا آب پاشیدن به یکد یگر نماد پاکیزگی از آن آلایش است. ) نان پخته شده از هفت حبوب ، خرما ، پنیر ، شکر ، بَرسَم (= شاخه‌هایی از درخت مقدس انار ، بید ، زیتون ، انجیر در دسته‌های سه ، هفت یا دوازده تایی) و کتاب مقدس. بعضی از مؤمنان مسلمان نوروز را مقارن با روز آغاز خلافت علی علیه السلام می‌دانستند چنانکه‌هاتف اصفهانی می‌گوید: نسیم صبح عنبر بیز شد ، بر توده‌ی غبرا زمین سبز نسرین خیز شد چون گنبد خضرا همایون روز نوروز است امروز و به فیروزی بر اورنگ خلافت کرده شاه لافتی مأوا بد نیست اشاره شود که در زمان شاهی ِ فتحعلیشاه قاجار و به فرمان او دستور داده بودند که شاعران به جای مدح ، حقیقت گویی کنند. شاعری با تکیه بر این فرمان شعر زیر را سرود و آن را در حضور شاه خواند و صله‌ی قابل توجهی هم دریافت نمود ! مگر دارا و یا خسرو ست این شاه بدین جاه و بدین جاه و بدین جاه ز کیخسرو بسی افتاده او پیش بدین ریش و بدین ریش و بدین ریش ز جاهش مُلک کیخسرو خراب است ز ریشش ریشه‌ی ایران در آب است در پایان با آرزوی سالی خجسته با ترجمه‌ی شعری از ابونواس شاعر اهوازی نوشتار را به انجام می‌بریم: مگر نمی‌بینی که ؛ خورشید به برج بره اندر شده و اندازه‌ی زمانه برابر گردیده؟ مگر نمی‌بینی که ؛ مرغان پس از زبان گرفتگی به آواز خوانی پرداخته‌اند؟ مگر نمی‌بینی که ؛ زمین از پارچه‌های رنگین گیاهان جامه بر تن کرده؟ پس بر نوشدن زمانه شاد کام می‌باش..

 

بیاییم عاشورایی زندگی كنیم
1 بهمن 86 - 18:16
6ntgdn5.jpgشهید سید مرتضی آوینی 

الهی اگر جز سوختگان را به ضیافت عنداللهی نمی‌خوانی، ما را بسوز آنچنان که هیچ‌کس را آنگونه نسوخته باشی.

  شهید احمدرضا احدی

دیگر نمی‌خواهم زنده بمانم، من محتاج نیست شدنم، من محتاج توأم، خدایا! بگو ببارد باران، که کویر شوره‌زار قلبم سالهاست، که سترون مانده است، من دیگر طاقت دوری از باران را ندارم، خدایا دوست دارم تنهای تنها بیایم دور از هر کژی، دوست دارم گمنام گمنام بیایم، دور از هر هویتی، خدایا! اگر بگوئی لیاقت نداری، خواهم گفت:«لیاقت کدامیک از الطاف تو را داشته‌ام، خدایا دوست دارم سوختن را، فنا شدن را ، عز همه جا جاری شدن را، به سوی کمال انقطاع روان شدن را... 

 

شهید سید مرتضی آوینی

شهادت ذروه بلند تکامل انسانی است و خون شهید سبزینه حیات طیبه اخروی و تربت او دارالشفای آزادگان، شهدا در جوار رحمت حق شاهدان محفل انس‌اند.

   شهید حمیدرضا نظام

شهادت شمع است و شهید پروانه‌ای خود از جنس آتش، شهید ذبیح عشق است، شهید علمدار کاروان نجات است، شهید روح تاریخ حیات است و شهید نبض آفرینش است.

 شهید حاج ابراهیم همت

شهادت، زیباترین، بالنده‌ترین و نغزترین کلام در تاریخ بشریت است، شهادت بهترین و روشن‌ترین معنی حقیقت توحید است و تاریخ تشییع خونین‌ترین و گویاترین تابلو نمایانگر شکوه و عظمت شهید است.

   شهید سید مجتبی علمدار

شهادت در یک کلمه به زیارت خدارفتن و به حق پیوستن است.

شهید سید مرتضی آوینی

شهادت پایان نیست، آغاز است، تولدی دیگر است در جهانی فراتر از آنکه عقل زمینی به ساحت قدس آن راه یابد. تولد ستاره‌ای است که پرتو نورش عرصه زمان را در می‌نوردد و زمین را به نور رب‌الارباب اشراق می‌بخشد.

شهید  علیرضا مردانی

ای عزیزان! شهید کسی است که در میدان جنگ و در خدمت امام یا نائب او کشته شود و هرکس در زمان امام زمان (عج) در حفظ اسلام کشته شود، یقیناً به او ملحق خواهد شد، شهادت عبارت است از نبوغ درخشان حیات در کمال هشیاری و آزادی.

شهید  خداوردی قنبری

شهادت پایان مرگ و مردگی‌هاست. ما با خون خود به این مردگی‌ها پایان خواهیم داد و ضامن ضربان مداوم رگ‌های امت اسلامی خواهیم شد، اسلام نیازمند به شهداست و انسانیت نیازمند به تزیرق خون، ما با شهادت خود همه این نیازها را برآورده خواهیم ساخت.

شهید سید مرتضی آوینی

شهادت قلبی است که خون حیات را در شریان‌های سپاه حق می‌دواند و آن را زنده نگه می‌دارد.

شهید بهشتی

شهادت در راه آرمان الهی «معشوق» ماست، آیا شنیده‌ای عاشقی را از معشوق بترسانند.

شهید سید مرتضی آوینی

شهادت، جانمایه انقلاب اسلامی است و قوام و حیات نهضت ما در خون شهید است.

شهید بهشتی

انقلاب اسلامی ما در تداوم پیروزیش حالا حالاها خون و شهادت می‌طلبد.

شهید سید مرتضی آوینی

شهادت مزد خوبان است.

شهید سید کاظم ربطی

شهادت سرآغاز هر زندگیست              نترسم ز مرگی كه خود زندگیست

شهید سید مرتضی آوینی

شهید منتظر مرگ نمی‌ماند، این اوست که مرگ را برمی‌گزیند. شهید پیش از آنکه مرگ ناخواسته به سراغ او بیاید، به اختیار خویش می‌میرد و لذت زیستن را نیز هم او می یابد نه آن کس که دغدغه مرگ حتی آنی به خود او وانمی‌گذاردش و خود را به ریسمان پوسیده غفلت می‌آمیزد.

شهید عباس کریمی

شهادت در اسلام،‌ مرگی نیست که دشمن بر مجاهد تحمیل کند، بلکه انتخابی است که وی با تمام آگاهی و شعور و شناختنش به آن می‌رسد


و اكنون كه شهادت را از زبان شهدا شنیدیم بیاییم از خدا بخواهیم كه در راه خودش با ادامه سرمشق عاشورا، عاشورایی زندگی كنیم