userinfo close

پیام های کوتاه

سامان علیزاده , saman_linux
وحید بمیری تو!!!
1 سال پیش
   
داش بهنام   , free_bk
تولدت مبارک عزیزززززززززم
2 سال پیش
   
ندا آسمونی , sare88
سلام نه یادم نمیاد
3 سال پیش
   
حانیه حانیه , hanymah
Va Aleykom !! :P
3 سال پیش
   
زهرا زرین  , kataun
salam dadashiiii
3 سال پیش
   

وحید انلاین

2492

مرد 23 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل
4 سال و 25 روز سن کلوبی ،
وحید انلاینم چرا انلاین زدم اسمم رو چون بیش از حد فعال هستم میتونی پیگری گفته ها رو بزنی ببینی چند صفحه پر کردم تا حالا ...
 
02:49 1387/06/14
the active came the ideot came i came online came
Vah!D OnlinE7


  • ارسال کامنت(0)
10:57 1387/06/12

عشق از زبان بچه‌ها . . .

------------------------------------------------------------

 

سوال‌های زیر را از بچه‌های 5 تا 10 ساله پرسیده‌اند. اما انگارجواب‌های آنها خیلی بچگانه نیست!

بهترین سن برای ازدواج چند سالگی است؟

« ۸۴سالگی! چون در آن سن مجبور نیستید کار کنید و می‌توانید فقط همدیگر را دوست داشته باشید.» جودی، 8 ساله

«مهدکودکم که تمام بشود، می‌روم و برای خودم دنبال زن می‌گردم!» تام، 5 ساله

در اولین قرار ملاقات، زن و مردها به هم چه می‌گویند؟

«در اولین قرار ملاقات فقط به هم دروغ می‌گویند و این معمولا باعث می‌شود که از هم خوش‌شان بیاید و یک قرار دوم بگذارند.» مایک، 10 ساله

مساله حیاتی: بهتر است آدم ازدواج کند یا مجرد بماند؟

«دخترها بهتر است مجرد بمانند، اما پسرها باید ازدواج کنند چون یک نفر را لازم دارند که دنبالشان راه بیفتد و تمیز کند!» لینت، 9 ساله

«بابا این چیزها سردرد می‌آورد. من فقط یک بچه‌ام. من همچین بدبختی‌هایی نمی‌خواهم.» کنی، 7 ساله

چرا دو نفر عاشق هم می‌شوند؟

«هیچ کس نمی‌داند چه اتفاقی می‌افتد، ولی من شنیده‌ام که یک ربط‌هایی به بویی که آدم می‌دهد دارد، برای همین است که مردم این قدر عطر و ادکلن می‌خرند.» جین، 9 ساله

«می‌گویند یکی به قلب آدم تیر می‌زند و این حرف‌ها، ولی مثل اینکه بقیه‌اش این قدر درد ندارد.» هارلن، 8 ساله

عاشق شدن چطوری است؟

«مثل یک بهمن که برای زنده ماندن باید زود از زیر آن فرار کنی.» راجر، 9 ساله

«اگر عاشق شدن مثل یادگرفتن حروف الفبا سخت است، من یکی که نمی‌خواهم. خیلی طول می‌کشد.» لئو، 7 ساله

نقش خوش‌تیپی در عشق

  

«فقط قیافه مهم نیست. من را نگاه کنید. خیلی خوش‌تیپم. اما هنوز کسی پیدا نکرده‌ام که با من ازدواج کند.» گری، 7 ساله

«زیبایی یک چیز ظاهری است، نمی‌تواند خیلی ماندگار باشد.» کریستینه، 9 ساله

چرا عشاق دست هم را می‌گیرند؟

«می‌خواهند مطمئن شوند که حلقه‌هایشان نمی‌افتد، چون خیلی بالایش پول داده‌اند.» دیو، 8 ساله

عقاید محرمانه درباره عشق

«من عشق را دوست دارم، فقط به شرطی که وقتی تلویزیون کارتون می‌دهد، اتفاق نیفتد.» آنیتا، 6ساله

«عشق آدم را پیدا می‌کند، حتی اگر خودت را از آن پنهان کنی. من از 5 سالگی تلاش می‌کنم که خودم را از آن پنهان کنم ولی دخترها مدام پیدایم می‌کنند.» بابی، 8ساله

«خیلی دنبال عشق نیستم. فکر می‌کنم کلاس چهارم بودن به اندازه کافی سخت هست.» رژینا، 10 ساله

ویژگی‌های شخصی برای اینکه عاشق خوبی باشید

«یکی از شما باید بلد باشد که خوب چک بنویسد، چون حتی اگر صد هزار کیلو هم عشق داشته باشید، باز هم یک قبض‌هایی هست که باید پرداخت کنید.» آوا، 8 ساله

راه‌هایی که می‌شود کسی را عاشق خودتان کنید

«به آنها بگویید که فروشگاه‌های زنجیره‌ای شکلات دارید.» دل، 6 ساله

«یک سری کارها را نکنید مثلا اینکه کتانی سبز بدبو داشته باشید... ممکن است با این کارتان توجه کسی را جلب کنید اما توجه، عشق نیست. » آلونزو، 9 ساله

«یکی از راه‌هایش این است که دختر مورد نظر را برای غذاخوردن بیرون دعوت کنید. حتما یک چیزی بخرید که دوست دارد؛ مخصوصا سیب‌زمینی سرخ کرده.» بارت، 9ساله

چطوری می‌شود فهمید دو تا آدمی که توی رستوران غذا می‌خورند عاشق هم هستند؟

«فقط نگاه کنید و ببینید که مرد صورت حساب را برمی‌دارد یا نه. این راهی است که می‌شود فهمید عاشق شده یا نه.» جان، 9 ساله

«عاشق‌ها فقط به هم خیره می‌شوند و غذایشان سرد می‌شود. بقیه بیشتر به غذا توجه می‌کنند.» براد، 8 ساله

«اگر یکی از آن دسرهایی سفارش بدهند که با آتش درست می‌کنند، عاشقند. چون یعنی قلب خودشان هم آن جوری است... توی آتش» کریستینه، 9 ساله

وقتی مردم می‌گویند: دوستت دارم، به چه فکر می‌کنند؟

«به خودشان می‌گویند: بله واقعا دوستش دارم. ولی کاش می‌شد حداقل روزی یک بار دوش بگیرد.» میشله، 9ساله

چطور می‌شود عاشق ماند؟

«اسم زنتان را فراموش نکنید... این کار کل عشق را نابود می‌کند.» راجر، 8 ساله

«همسرتان را زیاد ببوسید. این کار باعث می‌شود او یادش برود که شما هیچ وقت آشغال را بیرون نمی‌گذارید.» رندی، 8ساله

  • ارسال کامنت(10)
12:14 1387/06/10

آزار جنسی دختر 9 ساله توسط پدر و دوستان او در ایران

 

http://www.roozna.com/Images/News/Larg_Pic/FootballIran_200882415719406.jpg

دختر 9 ساله‌ای كه سخت‌ترین لحظات زندگی‌اش را در كنار پدر هوسران و دوستانش گذرانده و مورد آزار جنسی قرار گرفته بود، سرانجام با اقدام مادر نجات یافت. دختر آسیب دیده به‌رغم گذشت چندین ماه از كودك‌آزاری شدید، همچنان از سوی مددكاران انجمن حمایت از حقوق كودكان تحت مشاوره قرار دارد.

سرنوشت تلخ یك زندگی

مادر <فاطمه>، دختری كه سال‌ها مورد آزار جنسی پدر و دوستان او قرار گرفته بود، ماجرای سرنوشت تلخی را كه به خاطر اشتباه در انتخاب همسر، گریبان‌گیر فرزندش شد را تشریح كرد: ‌ وقتی 10 سال پیش به عقد <یعقوب> پسر هم‌ولا‌یتی‌اش درآمد، هرگز تصور نمی‌كرد چه سرنوشت شومی در انتظارش است، آن موقع 21 سال بیشتر نداشت، زندگی مشترك را با شوهر 25 ساله در اتاقك نگهبانی تنگ و تاریك یك ساختمان پرجمعیت شروع كرد، هرچند سخت بود اما چاره‌ای جز این نداشت، معصومه از همان ماه‌‌های اول زندگی متوجه رفتارهای غیراخلا‌قی همسرش شد اما دیگر دیر بود. 3 ماهه باردار بود و به امید بهتر شدن زندگی سكوت كرد. 4 سال گذشت، آن موقع دخترش <فاطمه> 3 سال و چند ماه داشت، رفتارهای یعقوب غیرقابل تحمل شده بود، هر روز گزارش فساد اخلا‌قیش را از یكی از همسایه‌ها و اهالی محل می‌شنید، می‌دانست زمانی كه از صبح تا شب برای خدمت به خانه دیگران می‌رود در اتاقك چه می‌گذرد. به ستوه آمده بود تمام مدت به دختر خردسالش كه در خانه با پدر تنها بود فكر می‌كرد، دل مشغولیش زیاد بود اما كاری از دستش برنمی‌آمد. دختر خردسال هم گاهی از رفت و آمدهای افراد ناشناس به خانه‌شان و رفتارهای غیراخلا‌قی زنان و مردان برای او تعریف می‌كرد. شب یكی از روزهای زمستان بود، وقتی معصومه به خانه بازگشت فاطمه را دید كه به شدت وحشت‌زده بود و ماجرایی را برای مادرش بازگو كرد، همان شب یعقوب از معصومه خواست تا با یكی از دوستانش رابطه برقرار كند، معصومه دیگر به تنگ آمد، از رفتارهای غیرعادی، كتك‌های وحشیانه و غریزه جنسی بی‌حد و مرزش خسته شده بود، اما وقتی اعتراض كرد یعقوب او را تهدید به مرگ كرد و گفت اگر تن به این كار ندهی تو را می‌كشم و جسدت را مثله می‌كنم! چاره‌ای نداشت یا باید می‌ماند و تن به نقشه‌های پلید این مرد می‌داد یا اینكه طلا‌ق می‌گرفت؛ او راه دوم را انتخاب كرد اما پس از گذشت مدتی متوجه سختی‌های كار شد. برای جدا شدن از یعقوب تلا‌ش زیادی كرد، او راضی به طلا‌ق نبود، چند ماه سردرگم بود تا اینكه با حمایت اعضای خانواده‌‌اش و از آنجا كه افرادی در خصوص ضرب و شتم او از سوی شوهر سنگدلش شهادت دادند، توانست از طریق آداب و رسوم طایفه خود به خواسته‌‌اش برسد، غافل از اینكه طلا‌ق از این طریق، جایی برای حضانت دخترش باقی نگذاشت و فاطمه خردسال با سرنوشت مبهمی كه انتظارش را می‌كشید با پدر تنها شد و پدر او را به مكان نامعلومی برد و تلا‌ش‌های معصومه برای گرفتن حضانت دخترش به نتیجه‌ای نرسید. اینگونه شد كه معصومه ناخواسته دخترش را به دست این مرد سپرد. 6 سال گذشت، در این مدت زن جوان تمام مدت به امید پیدا كردن دختر گمشده‌اش در كلا‌ن‌شهر تهران به هر مكانی سرزد اما به هدفش نرسید. در این مدت چند مرد با او تماس گرفتند و او را در جریان مخفیگاه دخترش قرار دادند اما وقتی بر سر قرار رفت متوجه شد این ملا‌قات ساختگی بوده و نقشه شوهر سابقش برای تجاوز بوده است، از آن روز به تماس‌های مشكوك پاسخی نداد. ‌

جست‌وجو برای پیدا كردن <فاطمه> كه تا آن موقع 9 ساله شده بود، همچنان ادامه داشت تا اینكه یك روز زنی با او تماس گرفت و به معصومه اطلا‌ع داد دخترش رفت و آمدهای مشكوكی به خانه‌های مجردی دارد و از او خواست تا فاطمه را از این وضعیت نجات دهد؛ این تماس تلفنی، مادر جوان را نگران‌تر از همیشه كرد به همین خاطر برای بیرون آوردن دخترش از این وضعیت از ترس تكرار شدن ماجراهای قبلی و نقشه پلید شوهر سابقش برای تجاوز، ابتدا به سراغ چند نفر از بستگانش رفت و سپس با گرفتن آدرس، سراغ خانواده‌ای كه فاطمه از سوی یعقوب برای مدتی در اختیار آنها قرار گرفته بود رفت. دختر خردسالش را همان‌جا پیدا كرد. اما با 6 سال قبل بسیار متفاوت شده بود، حركات و رفتارش به هیچ وجه قابل مقایسه با دختران 9 ساله نبود. ظاهرش جا افتاده بود، بزك كرده با ظاهری نامناسب به این طرف و آن طرف می‌رفت، مادر با دیدن این حالت مضطرب شد، چه بلا‌یی بر سر دخترش آمده بود، این همان دختر 6 سال قبل نیست حتی همانند هم سن و سالا‌نش رفتار نمی‌كند! به سرعت برای انتقالش اقدام كرد، تا قبل از رسیدن یعقوب دخترك را از آن خانواده گرفت و به اتاقكی كه اجاره كرده بود برد، اما وضعیت فاطمه وخیم‌تر از آن بود كه از سوی مادرش مورد مراقبت قرار گیرد، او برای مادرش از ماجراهای چند سال گذشته گفت، مادر متوجه شد كه در این مدت دخترش مورد آزار و اذیت جنسی فراوانی از سوی پدر و دوستان پدرش قرار گرفته و این رفتارهای جنسی به‌اندازه‌ای بود كه فاطمه نمی‌دانست باید چه واكنشی نشان دهد، چرا كه حتی پی نبرده بود كه رفتارهای پدرش طبیعی نیست و نباید چنین اتفاقی می‌افتاد. او دچار عفونت‌های شدیدی شده بود، مادر نمی‌دانست باید چه كند، فاطمه وضعیت طبیعی نداشت، تمایل زیادی به پوشیدن لباس‌های باز، آرایش كردن و ... داشت. نمی‌توانست او را كنترل كند. از طریق یكی از خانواده‌هایی كه برای نظافت به خانه‌اش می‌رفت متوجه فعالیت انجمن حمایت از حقوق كودكان شد، به همین خاطر به آنجا رفت و با تشریح موضوع به مددكاران، درخواست كمك كرد.

آغاز مشاوره مددكاری به محض انتقال كودك آزاردیده

سمیرا عباس‌لو، مددكار انجمن حمایت از حقوق كودكان درباره پرونده آزار جنسی این دختر خردسال به اعتماد ملی می‌گوید: وقتی فاطمه با مادرش به این انجمن منتقل شد، از وضعیت روحی و جسمی نامناسبی برخوردار بود. او دچار عفونت‌های زیادی شده بود، این در حالی بود كه شرایط مادر بهتر از دختر نبود و او نیز از آسیب وارده دچار شوك شده بود. به تدریج موضوع با حساسیت خاصی پیگیری شد و مادر كه در ابتدا قادر به بازگو كردن ماجرا نبود، با مشاوره مددكاری این موضوع از سوی مادر تشریح كه مشخص شد كودك قربانی بدرفتاری جنسی شده است. در اولین مرحله، مساله درمان دختر از سوی یك پزشك متخصص مورد بررسی قرار گرفت و حدود علا‌ئم بیماری‌های مقاربتی، تورم، عفونت و آسیب‌دیدگی پرده بكارت در پی آزارهای جنسی تعیین شد و پزشكان برای درمان وارد عمل شدند. در مرحله بعد نیز ضرورت مشاوره و روانشناسی برای <فاطمه> و مادرش درنظر گرفته شد و هر دو از این خدمات استفاده كردند و مشاور حقوقی هم در تیم موردنظر فعالیت خود را آغاز كرد كه با تلا‌ش صورت‌گرفته، كودك شرایط بهبودیافته‌ای را به دست آورد. به گفته این مددكار، به مرور وضعیت آشفته روحی فاطمه به حداقل رسیده است و با هماهنگی مادر مقرر شده تا در صورت وجود نشانه‌هایی از رفتارهای اضطرابی، ترس، كابوس و... از سوی دختر، موضوع به مددكاری اطلا‌ع داده شود تا در صورت نیاز دوره‌های مشاوره برای فاطمه گذاشته شود. عباس‌لو با اشار به اینكه در موارد آزار جنسی در خانواده، كودك به‌دنبال حمایت اطرافیان است و در این میان مادر می‌تواند نقش مهمی را ایفا كند، تاكید می‌كند: در این موارد در كنار انتظار حمایت و مراقبت‌از سوی مادر می‌طلبد تا خدمات و حمایت‌هایی نیز از سوی اعضای خانواده كه در جریان موضوع هستند، ارائه شود. ‌

آزار جنسی، شدیدترین تجربه انسانی

وی افزود: از آنجا كه اینگونه مسائل از حساسیت خاصی برخوردار است، این نوع كودك‌آزاری‌ها یا به میزان واقعی گزارش نمی‌شود یا زمانی كه اعلا‌م می‌شود آزار شدیدی به كودك وارد شده است. در این پرونده نیز مادر تمام شبانه‌روز را در منازل دیگران كار می‌كرد، غافل از اینكه دخترش در چنگال مردی هوسران است، هرچند باز هم شرایط این زن نسبت به مادرانی كه با همسرشان زندگی می‌كنند و این نوع آسیب‌ها در خانواده پیش می‌آید مناسب‌‌تر است چرا كه او از همسرش جدا شده بود و راحت‌تر توانست دخترش را نجات دهد و چیزی برای از دست دادن نداشت. <فاطمه> در یك خانواده كارگری زندگی می‌كرد كه روابط اجتماعی نداشتند. او در ارتباط با سوءاستفاده جنسی و نحوه مقابله با آن آگاهی نداشت و اعتماد به نفسش بسیار پایین بود. ‌ عباس‌لو، با بیان اینكه پیشگیری موثرترین اقدام در تمام آسیب‌های اجتماعی است، ادامه می‌دهد: باید آموزش‌های لا‌زم به والدین و كودكان ارائه شود و این آموزش‌ها در دوره‌های مختلف، سنین پایین، نوع جنسیت و با توجه به اصول و ارزش‌های انسانی و اجتماعی صورت گیرد تا كودكان بتوانند مشكلا‌ت خود را عنوان كنند و اقدام سریع و فوری در صورت وقوع مورد ناگوار انجام شود. مددكار انجمن حمایت از حقوق كودكان افزود: آزار جنسی شدیدترین، ظالمانه‌ترین و اهانت‌آمیزترین تجربه انسانی است. ‌ از سوی دیگر جلا‌لی عضو هیات مدیره انجمن حمایت از حقوق كودكان نیز با اشاره به اینكه شخص آزاردهنده نوعی بیمار است و به درمان احتیاج دارد، اضافه می‌كند: آموزش و پرورش باید برای آگاه‌سازی افراد از همان سنین خردسالی اقدامات لا‌زم را انجام دهد، در این میان وزارت بهداشت نیز می‌تواند از طریق رسانه‌ها پیام‌های پیشگیری در مورد سوءاستفاده‌های جنسی را ارائه دهد. وی همچنین نقش نیروی انتظامی را برای برخورد با افراد آزارگر به عنوان یك بیمار، بسیار مهم توصیف كرد.

بدرفتاری جنسی با كودك پنهان می‌ماند

دكتر بهنام اوحدی، روانپزشك و متخصص جنسی در تحلیل این پرونده به اعتماد ملی می‌گوید: بیشتر موارد بدرفتاری جنسی با كودك، از سوی بزرگسالا‌ن خانواده و بستگان او انجام می‌شود كه برای كودك آشنا بوده و مقتدرانه دسترسی گسترده‌ای به كودك دارند. متأسفانه بیشتر بدرفتاری‌های جنسی با كودك به دلا‌یل فراوان پنهان باقی می‌ماند كه از آن جمله می‌توان به نادانی، شرم، احساس گناه و تحمل قربانی، خودداری پزشكان از شناسایی و گزارش بدرفتاری‌های جنسی، پافشاری دادگاه‌ها بر قوانین كم‌شمار و دست و پاگیر و هراس مادر و دیگر فرزندان از فروپاشی ساختار خانواده و... اشاره كرد. بنابراین میزان بروز بدرفتاری جنسی با كودكان بسیار فراتر و گسترده‌تر از آن چیزی است كه پنداشته می‌شود. قربانی با تهدید دائمی از سوی این آشنایان و بستگان روبه‌رو است كه چنانچه این راز خانوادگی را فاش سازد، شكنجه و كشته خواهد شد. وی اضافه می‌كند: در مورد بدرفتاری جنسی از سوی محارم، دختران بیش از پسران قربانی می‌شوند كه از حدود 7 تا 10 سالگی آغاز می‌شود. زنا با محارم در طبقات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، تحصیلی و حرفه‌ای پایین، بیشتر رخ می‌دهد. اختلا‌لا‌ت روانی عمده - از جمله اختلا‌لا‌ت شخصیتی ضداجتماعی (جامعه‌ستیز) و كاستی‌های هوشی- با چنین كرداری رابطه نزدیك دارند. در حدود سه‌چهارم - 75 درصد- موارد رابطه از سوی پدر انجام شده است. البته باید دانست وجود اینگونه روابط میان خواهرها و برادرها انكار شده و بدرفتاری دایی، عمو و دوستان مرد نزدیك خانواده - كه در اجتماع ما درصد بالا‌ و چشمگیری دارد- اغلب تا مدت زیادی پنهان باقی می‌ماند. آشفتگی‌های خانوادگی كه از پدری بدون كفایت و ناپخته، بیكار یا كم‌درآمد، پرخاشگر، متزلزل و بی‌ثبات، با خواسته‌های آشفته و مسخ‌شده برای ابراز مردانگی، دچار اختلا‌ل شخصیت جامعه‌ستیز، وابستگی (اعتیاد) و سوءمصرف مواد مخدر، محرك یا الكل و مادری جداشده، یا منفعل و ناتوان سرچشمه می‌گیرد، بنیان اصلی بدرفتاری جنسی با كودك و زنای با محارم بوده كه <فاطمه> نمونه كلا‌سیك شناخته و فراوان گزارش شده از آن است. به نظر می‌رسد دست‌كم در اجتماع ما، افزایش سن كنونی حضانت موقت مادرانه یا سپردن كامل حضانت فرزندان - به‌ویژه دختران- به مادر می‌تواند در پیشگیری و كنترل این معضل ویرانگر نقشی سودمند و كارا داشته باشد.

+نظرتون رو بگید من که واقعا نمیدونم چی بگم

  • ارسال کامنت(2)
13:57 1387/05/27
http://xs130.xs.to/xs130/08330/w6zkpe_01485.gif
http://xs130.xs.to/xs130/08330/w6zkpe_01485.gifhttp://xs130.xs.to/xs130/08330/w6zkpe_01485.gifhttp://xs130.xs.to/xs130/08330/w6zkpe_01485.gif

20:06 1387/05/24

 


 

مشترک گرامی

دسترسی به این وبلاگ امکان پذیر نمیباشد

 

دیر رسیدی قیلتر شدوبلاگم

 


03:04 1387/05/9

آبی تر از آنم که بی رنگ بمیرم......

یک مدت کم انلاین میشم یاهو هستم ولی کلوب اگه بیام فقط نامه و ها و بحث ها رو چک میکنم یکم سرم شلوغ شده

Parstools_offline12.gif
ایدی : V_B598 



14:41 1387/04/31
Vah!D OnlinE2
Vah!D OnlinE3


21:36 1387/04/29
 لعنت بر هر چی نامرده...                 
*^^*


00:53 1387/04/28
01
بالای 100 نفر از پروفایلم بازدید دارن ولی
نظر وبلاگم 2 یا 3 تا بالا نزده
بی مرام ها میاین تا اینجا نگاه میکنید یک نظرم بدید خوب




کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.