تبلیغات


__
لا اله الا انت ...
5 مهر 87 - 12:30

 

 

خوشا دردی که درمانش تو باشی  
خوشا راهی که پایانش تو باشی 


 
خوشا چشمی که رخسار تو بیند  
خوشا ملکی که سلطانش تو باشی


 
خوشا آن دل که دلدارش تو گردی  
خوشا جانی که جانانش تو باشی 

 
خوشی و خرمی و کامرانی  
کسی دارد که خواهانش تو باشی 
 
 
چه خوش باشد دل امیدواری  
که امید دل و جانش تو باشی

 
همه شادی و عشرت باشد ای دوست  
در آن خانه که مهمانش تو باشی
 

گل و گلزار خوش آید کسی را  
که گلزار و گلستانش تو باشی
 
چه باک آید ز کس ؟ آن را که او را  
نگهدار و نگهبانش تو باشی 
 
 
مپرس از کفر و ایمان بی‌دلی را  
که هم کفر و هم ایمانش تو باشی 
 
 
مشو پنهان از آن عاشق که پیوست  
همه پیدا و پنهانش تو باشی 
 
 
برای آن به ترک جان بگوید  
دل بیچاره ، تا جانش تو باشی 
 
 
عراقی طالب درد است دائم 
به بوی آنکه درمانش تو باشی
 
 
 
 
2i252r9.jpg
 
 
 
 
  • ارسال نظر (1)
لیلة القدر در نگاه علامه ...
29 شهریور 87 - 16:21

 

لیلة القدر در نگاه علامه محمد حسین طباطبایى (ره)

 

مراد از قدر ، تقدیر و اندازه ‏گیرى است و شب قدر شب اندازه ‏گیرى است و خداوند متعال در این شب حوادث یک سال را تقدیر مى‏کند ؛ و زندگى ، مرگ ، رزق ، سعادت و شقاوت انسانها و امورى از این قبیل را در این شب مقدر مى‏گرداند . در قرآن کریم آیه‏اى که به صراحت ‏بیان کند شب قدر چه شبى است دیده نمى‏شود ؛ ولى از جمع‏بندى چند آیه از قرآن کریم مى‏توان فهمید که شب قدر یکى از شب‏هاى ماه مبارک رمضان است . قرآن کریم از یک سو مى‏فرماید : "انا انزلناه فى لیلة مبارکة‏" . این آیه گویاى این مطلب است که قرآن یکپارچه در یک شب مبارک نازل شده است ؛ و از سوى دیگر مى‏فرماید : "شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن‏" که گویاى این است که تمام قرآن در ماه رمضان نازل شده است ؛ و در سوره قدر مى‏فرماید : "انا انزلناه فى لیلة القدر" . از مجموع این آیات استفاده مى‏شود که قرآن کریم در یک شب مبارک در ماه رمضان که همان شب قدر است ، نازل شده است . پس شب قدر در ماه رمضان است . اما این که کدام یک از شب‏هاى ماه رمضان شب قدر است ، در قرآن کریم چیزى بر آن دلالت ندارد ؛ و تنها از راه اخبار مى‏توان آن شب را معین کرد .

در بعضى از روایات منقول از ائمه اطهار علیهم السلام ، شب قدر مردد بین نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم ماه رمضان است و در برخى دیگر از آنها مردد بین شب بیست و یکم و بیست و سوم و در روایات دیگرى متعین در شب بیست و سوم است . عدم تعین یک شب به جهت تعظیم امر شب قدر بوده تا بندگان خدا با گناهان خود به آن اهانت نکنند . پس از دیدگاه روایات ائمه اهل بیت علیهم السلام شب قدر از شب‏هاى ماه رمضان و یکى از سه شب نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم است . اما روایات منقول از طرق اهل سنت ‏به طور عجیبى با هم اختلاف داشته و قابل جمع نیستند ولى معروف بین اهل سنت این است ، که شب بیست و هفتم ماه رمضان شب قدر است و در آن شب قرآن نازل شده است .

شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و سالى که قرآن در آن نازل شد نیست ‏؛ بلکه با تکرار سالها ، آن شب نیز تکرار مى‏شود . یعنى در هر ماه رمضان شب قدرى است که در آن شب امور سال آینده تقدیر مى‏شود . دلیل بر این امر این است که : 

اولا : نزول قرآن بطور یکپارچه در یکى از شب‏هاى قدر چهارده قرن گذشته ممکن است ؛ ولى تعیین حوادث تمامى قرون گذشته و آینده در آن شب بى‏معنى است . 

ثانیا : کلمه "یفرق‏" در آیه شریفه "فیها یفرق کل امر حکیم‏" در سوره دخان به خاطر مضارع بودنش ،  استمرار را مى‏رساند و نیز کلمه "تنزل‏" در آیه کریمه "تنزل الملائکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر" به دلیل مضارع بودنش دلالت‏بر استمرار دارد .

ثالثا : از ظاهر جمله "شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن‏" چنین برمى‏آید که مادامى که ماه رمضان تکرار مى‏شود آن شب نیز تکرار مى‏شود . پس شب قدر منحصر در یک شب نیست ‏، بلکه در هر سال در ماه رمضان تکرار مى‏شود .

در این خصوص در تفسیر برهان از شیخ طوسى از ابوذر روایت‏ شده که گفت : به رسول خدا (ص) عرض کردم یا رسول الله آیا شب قدر شبى است که در عهد انبیاء بوده و امر به آنان نازل مى‏شده و چون از دنیا مى‏رفتند ، نزول امر در آن شب تعطیل مى‏شده است ؟ فرمودند : "نه بلکه شب قدر تا قیامت هست‏" .

عظمت‏ شب قدر

در سوره قدر مى‏خوانیم :

"انا انزلناه فى لیلة القدر وما ادریک ما لیلة القدر لیلة القدر خیر من الف شهر"

خداوند متعال براى بیان عظمت ‏شب قدر با این که ممکن بود بفرماید : "و ما ادریک ما هى هى خیر من الف شهر" ؛ یعنى با این که مى‏توانست در آیه دوم و سوم به جاى کلمه "لیلة القدر" ضمیر بیاورد ، خود کلمه را آورد تا بر عظمت این شب دلالت کند . و با آیه "لیلة القدر خیر من الف شهر" عظمت این شب را بیان کرد به این که این شب از هزار ماه بهتر است . منظور از بهتر بودن این شب از هزار ماه ، بهتر بودن از حیث فضیلت عبادت است . چه این که مناسب با غرض قرآن نیز چنین است . چون همه ی عنایت قرآن در این است که مردم را به خدا نزدیک و به وسیله عبادت زنده کند ؛ و احیاء یا عبادت آن شب از عبادت هزار ماه بهتر است .

از امام صادق علیه السلام سؤال شد : چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است ؟ ( با این که در آن هزار ماه در هر دوازده ماهش یک شب قدر است ) .  حضرت فرمود : "عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت در هزار ماهى که در آن شب قدر نباشد" .

وقایع شب قدر



۱. نزول قرآن :

ظاهر آیه شریفه "انا انزلناه فى لیلة القدر" این است که همه قرآن در شب قدر نازل شده است ؛ و چون تعبیر به انزال کرده که ظهور در یکپارچگى و دفعى بودن دارد نه تنزیل که ظاهر در نزول تدریجى است .  قرآن کریم به دو گونه نازل شده است : 

الف. نزول یکباره در یک شب معین

ب. نزول تدریجى در طول بیست و سه سال نبوت پیامبر اکرم (ص)

آیاتى چون "قرانا فرقناه لتقراه على الناس على مکث و نزلناه تنزیلا" نزول تدریجى قرآن را بیان مى‏کند . در نزول دفعى و یکپارچه ، قرآن کریم که مرکب از سوره‏ها و آیات است‏ ، یک دفعه نازل نشده است ؛ ‏بلکه به صورت اجمال همه قرآن نازل شده است . چون آیاتى که درباره وقایع شخصى و حوادث جزیى نازل شده ارتباط کامل با زمان و مکان و اشخاص و احوال خاصه‏اى دارد ، که درباره آن اشخاص و آن احوال و در آن زمان و مکان نازل شده و معلوم است که چنین آیاتى درست در نمى‏آید ، مگر این که زمان و مکانش و واقعه‏اى که درباره ‏اش نازل شده رخ دهد ؛ به طورى که اگر از آن زمان‏ها و مکان‏ها و وقایع خاصه صرف نظر شود و فرض شود که قرآن یک باره نازل شده ، قهرا موارد آن آیات حذف مى‏شود و دیگر بر آنها تطبیق نمى‏کنند . پس قرآن به همین هیئت که هست دو بار نازل نشده ، بلکه بین دو نزول قرآن فرق است و فرق آن در اجمال و تفصیل است . همان اجمال و تفصیلى که در آیه شریفه "کتاب احکمت ایاته ثم فصلت من لدن حکیم خبیر" به آن اشاره شده است ؛ و در شب قدر قرآن کریم به صورت اجمال و یکپارچه بر پیامبر اکرم (ص) نازل شد و در طول بیست و سه سال به تفصیل و به تدریج و آیه به آیه نازل گردید .

 

۲. تقدیر امور :

خداوند متعال در شب قدر حوادث یک سال آینده را از قبیل مرگ و زندگى ، وسعت ‏یا تنگى روزى ، سعادت و شقاوت ، خیر و شر ، طاعت و معصیت و ... تقدیر مى‏کند . در آیه شریفه "انا انزلناه فى لیلة القدر" کلمه ی "قدر" دلالت ‏بر تقدیر و اندازه‏ گیرى دارد ؛ و آیه شریفه "فیها یفرق کل امر حکیم‏" که در وصف شب قدر نازل شده است ‏، بر تقدیر دلالت مى‏کند . چون کلمه "فرق‏" به معناى جدا سازى و مشخص کردن دو چیز از یکدیگر است . و فرق هر امر حکیم جز این معنا ندارد که آن امر و آن واقعه‏اى که باید رخ دهد را با تقدیر و اندازه‏ گیرى مشخص سازند . امور به حسب قضاى الهى داراى دو مرحله‏اند : یکى اجمال و ابهام ، و دیگرى تفصیل ؛ و شب قدر به طورى که از آیه "فیها یفرق کل امر حکیم‏" برمى‏آید شبى است که امور از مرحله اجمال و ابهام به مرحله فرق و تفصیل بیرون مى‏آیند .

 

۳. نزول ملائکة و روح :

بر اساس آیه شریفه "تنزل الملائکة والروح فیها باذن ربهم من کل امر" ، ملائکة و روح در این شب به اذن پروردگارشان نازل مى‏شوند ؛ مراد از روح آن روحى است که از عالم امر است ، و خداى متعال درباره‏اش فرموده است : "قل الروح من امر ربى‏" .

در این که مراد از امر چیست ؟ بحث‏هاى مفصلى در تفسیر شریف المیزان آمده است که به جهت اختصار مبحث ‏به دو روایت در مورد نزول ملائکة و این که روح چیست ‏بسنده مى‏شود : 

الف. پیامبر اکرم (ص) فرمود : وقتى شب قدر مى‏شود ملائکه‏اى که ساکن در "سدرة المنتهى‏" هستند و جبرئیل یکى از ایشان است ، نازل مى‏شوند در حالى که جبرئیل به اتفاق سایرین پرچم‏هایى را به همراه دارند . یک پرچم بالاى قبر من ، و یکى بر بالاى بیت المقدس و پرچمى در مسجد الحرام و پرچمى بر طور سینا نصب مى‏کنند ؛ و هیچ مؤمن و مؤمنه‏اى در این نقاط نمى‏ماند مگر آن که جبرئیل به او سلام مى‏کند ، مگر کسى که دائم الخمر و یا معتاد به خوردن گوشت ‏خوک و یا زعفران مالیدن به بدن خود باشد . 

ب. از امام صادق علیه السلام در مورد روح سؤال شد . حضرت فرمودند : روح از جبرئیل بزرگتر است و جبرئیل از سنخ ملائکة است ، و روح از آن سنخ نیست . مگر نمى‏بینى خداى تعالى فرموده : "تنزل الملائکة والروح‏" ؛ پس معلوم مى‏شود روح غیر از ملائکة است .

 

۴. سلام و امنیت :

قرآن کریم در بیان این ویژگى شب قدر مى‏فرماید : "سلام هى حتى مطلع الفجر" . کلمه سلام و سلامت ‏به معناى عارى بودن از آفات ظاهرى و باطنى است ؛ و جمله "سلام هى‏" اشاره به این مطلب دارد که عنایت الهى تعلق گرفته است ‏به این که رحمتش شامل همه ی آن بندگان بشود که به سوى او روى مى‏آورند ؛ و نیز به این که در خصوص شب قدر باب عذابش بسته باشد . به این معنا که عذابى جدید نفرستد و لازمه این معنا این است که در این شب کید شیطان‏ها هم مؤثر واقع نشود ، چنان که در بعضى از روایات نیز به این معنا اشاره شده است .

البته بعضى از مفسرین گفته‏اند : مراد از کلمه "سلام‏" این است که در شب قدر ملائکة از هر مؤمن مشغول به عبادت بگذرند ، سلام مى‏دهند . *

 

 

* برگرفته از تفسیر شریف المیزان / تفسیر دو سوره مبارکه قدر و دخان

 

 

rohelaylatolghadr.jpg

مرا کیفیت چشم تو کافی ست ...
12 شهریور 87 - 05:48

 

تو مگو ما را بدان شه بار نیست

 

با کریمان کارها دشوار نیست

 

...

 

3y6t8x0.jpg

درد خود از تو چه پوشیده و پنهان دارم ؟!
1 شهریور 87 - 22:51

 

 

یا ودود

 

 

گفتنی ها که یکی دو تا نیست

اگر بود ... همه را چون دانه های تسبیح به رشته می کشیدم

تسبیحی که هر مهره اش ، احساس غریبی در خود نهفته دارد

و تو ، با لمس هر مهره با دستان من

به یاد می آوری و می شنوی ، هر آنچه برایت گفته ام ... و نگفته ام ... و شاید هیچگاه نگویم

همانگونه که تو با صدای خوش اذان با من حرف می زنی

حیّ علی العشق !

و گاه فقط سکوت ... سکوت

برای من ، صدای اذان ، صدای توست

 

باز احساس غریبی دارم

باز گویی گوشه ای از زندگی پریده است

ترک ها را بند می زنند ... پریدگی ها را چطور ؟!

گوشه ای از زندگی پریده است

مثل هر ناگهان دیگری ،

که دمی هست و دمی دیگر نیست

مثل حبابی که لحظه ای ،

همه ی رنگ ها را نشانت می دهد

آسمان را و زمین را

و لحظه ای دیگر

تو را در حسرت بودنش می گذارد

مثل هیچ

مثل آه

مثل یک درنگ کوتاه

 

به من نگاه کن ... درست به چشم هایم

و در سکوتی به رنگ یک فنجان قهوه ی تلخ

صدای شکستن یک باره ی هر چه شیشه است را بشنو

ببین ... آفتاب پشت پلک هایم غروب می کند

همان آفتاب که در چشمان تو متولد شد

 

کاش امروز روز اوّل آدمی بود

روز آغاز آدمیّت

و نوازشی پنهان ، ما را گرم می کرد

و من می رفتم به دست بوسی حسّ و حال عشق

 

کاش امروز روز آخر دنیا بود

روز آخر بی خبری

روز آخر دور از تو بودن

ـ گر چه با منی و بی منی ـ ... ـ دوری و نزدیکی ـ

و سروشی آشنا ، ما را به خود می خواند :

به پا خیزید

گاه ترمیم و گاه تسکین است . . .

 

 

یا حجة بن الحسن عجل علی ظهورک
22 مرداد 87 - 00:00

 

روزی تو خواهی آمد ، از کوچه های باران

 

تا از دلم بشویی غم های روزگاران

 

. . .

 

qrglnc.jpg

انذار از دنیا
18 مرداد 87 - 22:18

 

شما را از دنیا می پرهیزانم ، كه منزلگاهی است ناپایدار ؛ نه خانه ی ماندن و نه جایگاه قرار . خود را آراسته و به آرایش خویش شیفته است ، و دیگران را به زینت خویشتن فریفته .

خانه ای نزد خداوند آن خوار و متاعی بی مقدار . حلال آن را به حرامش معجون داشته است ؛ و خوبی آن را به بدی اش مقرون و زندگانی اش را به مرگ آمیخته است ؛ و در كاسه ی شهدش ، شرنگ ریخته است .

خداوند تعالی آن را برای دوستانش نگزید ، و در دادن آن به دشمنانش بخل نورزید . خیر آن اندك است و شر آن آماده . فراهم آن پریشان و ملك آن ربوده و آبادان آن رو به ویرانی نهاده . آنچه ویران گردد ، خانه ی خوبی نیست و به كار نیاید ، و عمری كه چون توشه پایان پذیرد ، زندگانی به شمار نیاید ؛ و روزگاری كه چون پیمودن راه به سر آید ، دیر نپاید .

آنچه را خدا بر شما واجب كرده مطلوب خود شمارید ؛ و توفیق گزاردن حقی را كه از شما خواسته ، هم از او چشم دارید ؛ و پیش از آن كه مرگ شما را فرا خواند ، گوش به دعوتش بدارید .

                                                                                                

                                                            نهج البلاغه ــ خطبه ۱۱۳

 

 

j9pj7s.jpg

 

پدرم روزت مبارک ...
25 تیر 87 - 17:51

25k04s1.jpg

عاشقان عیدتان مبارک
3 تیر 87 - 05:26

 

rrni4k.jpg

شاسوسا !
10 خرداد 87 - 14:15

 

دستی روی پیشانی ام کشیده شد ... من سایه شدم

 

شاسوسا تو هستی ؟ 

 

دیر کردی 


 

از لالایی کودکی تا خیرگی این آفتاب انتظار تو را داشتم


در شب سبز شبکه ها صدایت زدم ، در سحر رودخانه


در آفتاب مرمرها


و در این عطش تاریکی صدایت می زنم : شاسوسا !


این دشت آفتابی را شب کن


تا من راه گمشده را پیدا کنم ... و در جا پای خودم خاموش شوم

 

شاسوسا وزش سیاه و برهنه ی خاک زندگی ام را فراگیر ...
 

لب هایش از سکوت بود


انگشتش به هیچ سو لغزید

 

صدا می زنم :

 

شاسوسا !

 

صدای زنگ قافله را می شنوی ؟

 

با مشتی کابوس همسفر شده ام ............

 

 

1547ptk.jpg

تنها تو ...
22 اردیبهشت 87 - 17:53

 

آنگاه که روحت تشنه ی نیایش و راز و نیاز است ، آهسته مرا بخوان

                                                                     

                                                                               " اعراف/55 "

 

 

از همه گر رها شوم ، از تو جدا نمی شوم

تا تو زمین سجده ای ، سر به هوا نمی شوم

 

من تو بگو فنا کنم ، تن تو بگو فدا کنم

گر همه را رها کنم ، تارک ما نمی شوم

 

گر نزنی سپیده دم ، فلق نواز شب شکن

پنجه به تار شعر من ، مهر نوا نمی شوم

 

مهر تبار من تویی ، سبز قرار من تویی

دار و ندار من تویی ، اهل سخا نمی شوم

 

زمزمه کن ، بخوان مرا ، مقصد من به انتها

گر نکنی مرا رها ، از تو جدا نمی شوم

 

 

4q2xzm.jpg

 

__