مرد 27 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل 4 سال و 10 ماه و 11 روز سن کلوبی ، کلیک کن بخون! --->
*من عاشق خدام...تنها کسی که همه حرفامو بهش میگم...تنها کسی که چشمای یواشکی خیسموهمیشه میبینه......
من تا دهم درگیر پروژه هام هستم.بعدش درخدمتم وخوشحالم میشم بیشتر دراین مورد حرف بزنیم
ادامه
پنجشنبه 6 بهمن ، 13:01
آره موافقمD:
ادامه
پنجشنبه 6 بهمن ، 11:28
درسته...میدونم...ولی خب...!
این احتیاج به بحث داره به صورت پا یا پای
ادامه
چهارشنبه 5 بهمن ، 18:33
یه مثال:این حس که وظیفه ما پرورش و تقویت اونه مثل ابزار میمونه.
مثلا یه بچه که قراره به دنیا بیاد در مدتی که در رحم مادره باید ابزار اومدن به این دنیا رو مثل دست ،پا ،انگشت و...بسازه.در غیر این صورت معلول به دنیا میاد و با مشکل مواجه میشه.
حالا موقعیتی که ما درش هستیم یه چیز تو همون مایه هاست.یعنی ما الان نیاز به وسایل دیگه ای برای تکامل و ورود به مرحله بعدی داریم.
ببخشید زیاد نوشتم
ادامه
چهارشنبه 5 بهمن ، 11:34
این برمیگرده به همون شناخت درونی که دربارش گفتم....هر چقدر معرفت ما بالا تر بره درک ما از بهشت و جهنم بیشتر میشه.در واقع یه جورایی مشکلات انسان های بد یا به قول خودمون گناهکار از عدم معرفت و آگاهی اونها درباره اتفاقاتیه که قراره براشون بیفته.
ادامه
چهارشنبه 5 بهمن ، 11:31
منظورم احساس هستش
ادامه
چهارشنبه 5 بهمن ، 09:03
متوجه منظورت نشدم.چی واقعیت هست؟احساس ما درباره خودمون یا وجود دو عالم جدا یا چیز دیگه؟
ادامه
سه شنبه 27 دی ، 16:54
از کجا معلوم میشه کدوم واقعیت هست؟!
ادامه
سه شنبه 27 دی ، 13:05
یعنی حد وسطی نیس؟!
ادامه
دوشنبه 26 دی ، 22:17
عوالم جدا از هم نیستند.اگر در زندگی فعلی خودت سبکی و نسیم بهشت رو احساس میکنی از احالی بهشتی.و اگر روی روحت سنگینی جهنم رو احساس میکنی....خدا اون روز رو برای هیچکس نیاره
ادامه
دوشنبه 26 دی ، 11:59
همه چیز خانه را فروختم بجز ان صندلی که جای تو بود...شاید ان روز که بازمیگردی خسته باشی...
همه چیز خانه را فروختم بجز ان صندلی که جای تو بود...شاید ان روز که بازمیگردی خسته باشی...