userinfo close
خدایا ... از ایــن بــه بعـــد بــه مخلوقـــاتـت یــک متـــرجـم ضمیـــمه کــن ... اینجـــا هیــچ کـــس ، هیـــچ کــس را نـمیفهــمد .!.

مریم مسیحا

khatami

زن 33 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل
5 سال و 6 ماه و 19 روز سن کلوبی ،
من مریمم. دلم می خواست بی نامترین ها باشم. یا حتی گل مریم. اما نیستم. وای از این روزگار بی گل. بی معصومیت و پرگناه. م...
 

فریاد ها

نمایش فریاد های 1 تا 10
خدایا ... از ایــن بــه بعـــد بــه مخلوقـــاتـت یــک متـــرجـم ضمیـــمه کــن ... اینجـــا هیــچ کـــس ، هیـــچ کــس را نـمیفهــمد .!.
99
کامنت بنویسید...
پاک کن ، از سر خط هرچه نوشتی از درد از بلایی که تو را بر سر دنیا آورد از طلوعی که به مشرق شده تبعید از شب از مداری که به یک سمت کشیدی برگرد
آرام ،این را می پسندد. مشاهده همه
کامنت بنویسید...
یک قلب پاک ؛ از تمام معابد و مساجد و کلیسا های دنیا مقدس تر است!
کامنت بنویسید...
گوش كن دوست من! او كه شمشیرش به اَبر می رسد، در زندگی هرگز هیچ گل سرخی نبوییده است.
آریا ملکی ،این را می پسندد. مشاهده همه
کامنت بنویسید...
آدمها، نمی فهمنت .... ترجمه ات می کنند؛ آن هم به زبان خودشان !...
کامنت بنویسید...
فرزانه        , fv57
ترجمه ات می کنند...
ادامه
سه شنبه 11 بهمن ، 11:07
کامی عکسبان عکاس کلوب , sib7723
آنهم به زبان خودشان....
ادامه
سه شنبه 11 بهمن ، 11:04
نفس مى كشم تا به جاى مرده ها خاكم نكنند! اینگونه است حال من ... چیزى نپرس ...
کامنت بنویسید...
من عاشق آن دیالوك ماندگار"پدر ژپتو" به پینوكیو هستم كه می گوید: پینوكیو! چوبی بمان! آدمها سنگی اند! دنیایشان قشنگ نیست!...
کامنت بنویسید...
صبر كن رفیق! قایقت جا دارد؟ من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم...
کامنت بنویسید...
قلبم در احساس متبلور یک دانه ی شقایق  زیر برف می سوزد.احساسی زلال و با شکوه! چه کسی میداند که شقایق با کدامین امید انتظار بهار را می كشد؟!
کامنت بنویسید...
فرانک آتشین , fatash
یادمان رفت که شقایق دل داغی دارد
شاپرک در بغل شمع چه صفایی دارد
انچنان محو تماشای قفس ها شده ایم
یادمان رفت که بلبل چه نوایی دارد
ادامه
شنبه 1 بهمن ، 10:01
تیغ روزگار شاهرگ كلامم را چنان بریده كه سكوتم بند نمی آید!
کامنت بنویسید...
اقاقیا اقاقیا , mojgan_green
سكوت سرشار از ناگفته هاست...
ادامه
سه شنبه 27 دی ، 13:14
آتش  گریان  , atashe_soozan
بر نگاه سردم ، بر لبهای خشکیده ام ، بر آن قلب آرامیده ام ، بخند ای روزگار ، بلند تر از هر زمان بخند ، ترا تیغ بدست و مرا قربانی آفرید ، بکش مارا که عید قربان تمامی نداره ، شاید خالقت آرام بگیرد !
ادامه
سه شنبه 27 دی ، 12:59
نمایش فریاد های 1 تا 10
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.