زن 22 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل 4 سال و 6 ماه و 10 روز سن کلوبی ، در جاده زندگی من هیچ چیزی دیده نمیشود اما دو چیز از کودکی همسفر من است یکی تنهایی و دیگری غم .
یاد گرفتم که عشق با تمام عظمتش دو سه ماه بیشتر زنده نیست
یاد گرفتم که عشق یعنی فاصله و فاصله یعنی دو خط موازی که هیچگاه به هم نمی رسند
یاد گرفتم در عشق هیچکس به اندازه خودت وفادار نیست و یاد گرفتم هر چه عا شق تری ، تنهاتری
user_wall_10466416
یاد گرفتم که عشق با تمام عظمتش دو سه ماه بیشتر زنده نیست
یاد گرفتم که عشق یعنی فاصله و فاصله یعنی دو خط موازی که هیچگاه به هم نمی رسند
یاد گرفتم در عشق هیچکس به اندازه خودت وفادار نیست و یاد گرفتم هر چه عا شق تری ، تنهاتری
کاش می شد خالی از تشویش شد
برگ سبز تحفه درویش شد
کاش تا دل می گرفت و می شکست
عشق می امد کنارش می نشست
کاش من هم یک قناری می شدم
در تب آواز جاری می شدم
بال در بال کبوتر می زدم
آن طرفتر ها کمی سر می زدم
با قناری ها غزل خوان می شدم
پشت هر اواز پنهان می شدم
آی مردم ! من غریبستانی ام
امتداد لحظه ی بارانی ام
شهر من آن سوتر از پروانه هاست
در حریم آبی افسانه هاست
شهر من بوی تغزل می ده
دهر که می آید به او گل می دهد
دشت های سبز و وسعتهای ناب
نسترن، نرگس، شقایق ، آفتاب
user_wall_10388393
کاش می شد خالی از تشویش شد
برگ سبز تحفه درویش شد
کاش تا دل می گرفت و می شکست
عشق می امد کنارش می نشست
کاش من هم یک قناری می شدم
در تب آواز جاری می شدم
بال در بال کبوتر می زدم
آن طرفتر ها کمی سر می زدم
با قناری ها غزل خوان می شدم
پشت هر اواز پنهان می شدم
آی مردم ! من غریبستانی ام
امتداد لحظه ی بارانی ام
شهر من آن سوتر از پروانه هاست
در حریم آبی افسانه هاست
شهر من بوی تغزل می ده
دهر که می آید به او گل می دهد
دشت های سبز و وسعتهای ناب
نسترن، نرگس، شقایق ، آفتاب
چشمان خسته ات ، آرام و بی صداست گویی ز راز تو، آگه فقط خداست ناگفته های تو، در سینه ات نهان اما سکوت تو، گویای صد بیان آن گونه های تو ، دشت شقایق است شرح سکوت تو، نشر حقایق است تنهایی و غریب ، در بزم بی کسان رنجیده سینه ات ، از ظلم ناکسان گر چه تبسمی ، بر لب نشانده ای در پشت خنده ات ، دل خسته مانده ای
user_wall_10386605
چشمان خسته ات ، آرام و بی صداست گویی ز راز تو، آگه فقط خداست ناگفته های تو، در سینه ات نهان اما سکوت تو، گویای صد بیان آن گونه های تو ، دشت شقایق است شرح سکوت تو، نشر حقایق است تنهایی و غریب ، در بزم بی کسان رنجیده سینه ات ، از ظلم ناکسان گر چه تبسمی ، بر لب نشانده ای در پشت خنده ات ، دل خسته مانده ای
**عشق یعنی لایق مریم شدن عشق یعنی با خدا همدم شدن عشق یعنی جام لبریز از شراب عشق یعنی تشنگی ، یعنی سراب عشق یعنی خواستن ، له له زدن عشق یعنی سوختن ، پر پر زدن عشق یعنی سالهای عمر سخت عشق یعنی زهر شیرین ، بخت تلخ عشق یعنی با "خدایا" ساختن عشق یعنی چون همیشه "باختن"
user_wall_10382955
**عشق یعنی لایق مریم شدن عشق یعنی با خدا همدم شدن عشق یعنی جام لبریز از شراب عشق یعنی تشنگی ، یعنی سراب عشق یعنی خواستن ، له له زدن عشق یعنی سوختن ، پر پر زدن عشق یعنی سالهای عمر سخت عشق یعنی زهر شیرین ، بخت تلخ عشق یعنی با "خدایا" ساختن عشق یعنی چون همیشه "باختن"
به او بگویید دوستش دارم با صدایی آهسته
آهسته تر از صدای بال پروانه ها
به او بگویید دوستش دارم با صدایی بلند
بلند تر از صدای پرواز کبوتران عاشق
به او بگویید دوستش دارم با هیچ صدایی
چون فریاد دوستت دارم
نیاز به صدای بلند یا کوتاه ندارد
فریاد دوستت دارم را
میتوان با تپش یک قلب به تمام جهانیان رساند
پس بگذار بدون هیچ شرمی بگویم
«دوستت دارم»
تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند .ولنتاین مبارک
user_wall_10195116
تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند .ولنتاین مبارک
با توام
ای لنگر تسکین !
ای تکان موجهای دل !
ای آرامش ساحل !
با توام
ای نور !
ای منشور !
ای تمام طیف آفتابی !
ای کبود ارغوانی !
ای بنفشابی !
با توام ای شور !
ای دلشوره ی شیرین !
با توام
ای شادی غمگین !
با توام
ای غم !
ای غم مبهم !
ای ...
نمیدانم !
هر چه هستی باش !
اما کاش ... !
نه جز اینم ارزویی نیست :
هر چه هستی باش !
اما .... باش !
user_wall_9669942
با توام
ای لنگر تسکین !
ای تکان موجهای دل !
ای آرامش ساحل !
با توام
ای نور !
ای منشور !
ای تمام طیف آفتابی !
ای کبود ارغوانی !
ای بنفشابی !
با توام ای شور !
ای دلشوره ی شیرین !
با توام
ای شادی غمگین !
با توام
ای غم !
ای غم مبهم !
ای ...
نمیدانم !
هر چه هستی باش !
اما کاش ... !
نه جز اینم ارزویی نیست :
هر چه هستی باش !
اما .... باش !
چند روزیست که از درد خداحافظی ات
شده ام خسته و بیمار خداحافظی ات
ترسم ای خوب که تا مرز جنونم بکشد
لحن پاییزی و خونسرد خداحافظی ات
طاقت بدرقه ات هیچ ندارم بخدا
چه کنم نیست دلم مرد خداحافظی ات
ای سفر کرده ی من کاش که میدانستی
با من خسته چه ها کرد خداحافظی ات...
user_wall_9606634
چند روزیست که از درد خداحافظی ات
شده ام خسته و بیمار خداحافظی ات
ترسم ای خوب که تا مرز جنونم بکشد
لحن پاییزی و خونسرد خداحافظی ات
طاقت بدرقه ات هیچ ندارم بخدا
چه کنم نیست دلم مرد خداحافظی ات
ای سفر کرده ی من کاش که میدانستی
با من خسته چه ها کرد خداحافظی ات...
گفتی بمان میخواستم اما نمیشد
گفتی بخند بغض گلویم وا نمیشد
گفتم که میترسم من از سحر نگاهت
گفتی نترس ای خوب من اما نمیشد
میخواستم نا گفته هایم را بگویم
یا بغض می امد سراغم یا نمیشد
گفتی که تا فردا خدا حافظ ولی اه
آن شب نمیدانم چرا فردا نمیشد...
درد ، مرا انتخاب کرد
من ، تو را
تو ، رفتن را
آسوده برو ! دلواپس نباش
من و درد و یادت تا ابد با هم هستیم !
غصــه نخــور ؛ کنــار آمـده ام بـا نبـودنت . . .
خیلـی که دلـم بگیـرد ، گریـه میکنـم
درد ، مرا انتخاب کرد
من ، تو را
تو ، رفتن را
آسوده برو ! دلواپس نباش
من و درد و یادت تا ابد با هم هستیم !
غصــه نخــور ؛ کنــار آمـده ام بـا نبـودنت . . .
خیلـی که دلـم بگیـرد ، گریـه میکنـم
user_wall_9606587
درد ، مرا انتخاب کرد
من ، تو را
تو ، رفتن را
آسوده برو ! دلواپس نباش
من و درد و یادت تا ابد با هم هستیم !
غصــه نخــور ؛ کنــار آمـده ام بـا نبـودنت . . .
خیلـی که دلـم بگیـرد ، گریـه میکنـم
درد ، مرا انتخاب کرد
من ، تو را
تو ، رفتن را
آسوده برو ! دلواپس نباش
من و درد و یادت تا ابد با هم هستیم !
غصــه نخــور ؛ کنــار آمـده ام بـا نبـودنت . . .
خیلـی که دلـم بگیـرد ، گریـه میکنـم
خدایا اگر تو درد عاشقی را میكشیدی
تو هم زجر جدایی میچشیدی
اگر چون من به مرگ آرزوها میرسیدی
پشیمان میشدی از اینكه عشق را آفریدی
بگو هرگز سفر كردی؟
سفر با سختی و خون و جگر كردی؟
كسی را بدرقه با چشم تر كردی؟
برای رسیدن به معشوقت صد خطر كردی؟
خدایا به كدامین تجربه بر من نظر كردی؟؟
user_wall_9414162
خدایا اگر تو درد عاشقی را میكشیدی
تو هم زجر جدایی میچشیدی
اگر چون من به مرگ آرزوها میرسیدی
پشیمان میشدی از اینكه عشق را آفریدی
بگو هرگز سفر كردی؟
سفر با سختی و خون و جگر كردی؟
كسی را بدرقه با چشم تر كردی؟
برای رسیدن به معشوقت صد خطر كردی؟
خدایا به كدامین تجربه بر من نظر كردی؟؟
تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد
دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی
گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و
دستهای سپیدش را به آب می بخشید و شعرهای خوشی
چون پرنده ها می خواند....
user_wall_8008053
تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد
دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی
گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و
دستهای سپیدش را به آب می بخشید و شعرهای خوشی
چون پرنده ها می خواند....
دوستای عزیزم به دوستم رأی بدید به کمکتون احتیاج داره
بنده خدا بدبخته و محتاج کمک ثواب داره هر کسی به این بدبخت کمک کنه ها
www.cloob.com/club/poll/answer/clubname/TheYouthOfIran/pollid/60182/
میلاد کیانی گروه 8 شماره 2 هم اکنون نیازمنده یاری سبزتان هستیم ها زودتر اقدام کنید و در این امر خداپسندانه شرکت نمائید
با تاشکر ستاد تبلیغاتی میلاد کیانی
user_wall_7786523
دوستای عزیزم به دوستم رأی بدید به کمکتون احتیاج داره
بنده خدا بدبخته و محتاج کمک ثواب داره هر کسی به این بدبخت کمک کنه ها
www.cloob.com/club/poll/answer/clubname/TheYouthOfIran/pollid/60182/
میلاد کیانی گروه 8 شماره 2 هم اکنون نیازمنده یاری سبزتان هستیم ها زودتر اقدام کنید و در این امر خداپسندانه شرکت نمائید
با تاشکر ستاد تبلیغاتی میلاد کیانی
تنهاترین تنهای تو / زخم زبونا خورده بود
خدانگهداری نکرد / چون قبل رفتن مرده بود
مسافر دلتنگیا / از بعد تو بیچاره شد
بعد از وداع آخرش / رفت و دیگه آواره شد
user_wall_7675959
تنهاترین تنهای تو / زخم زبونا خورده بود
خدانگهداری نکرد / چون قبل رفتن مرده بود
مسافر دلتنگیا / از بعد تو بیچاره شد
بعد از وداع آخرش / رفت و دیگه آواره شد