مرد 22 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل 5 سال و 7 ماه سن کلوبی ، مادرم 23 بهمن 69 مرا حامله بود.ساعت 7:45 داشت اخبار ورزشی نگاه می کرد که من تصمیم گرفتم بیایم دنیا.چرا که تیم مورد علاقه...
نام خانوادگی : خربزه نام انگلیسی : kharboze درباره من : مادرم 23 بهمن 69 مرا حامله بود.ساعت 7:45 داشت اخبار ورزشی نگاه می کرد که من تصمیم گرفتم بیایم دنیا.چرا که تیم مورد علاقه مادرم توی تلویزیون در حال گل زدن بود.
پس مادرم آنروز اخبار ورزشی را از دست داد و گل تیم مورد علاقه اش را از تلویزیون ندید. کاسه تخمه را گذاشت کنار و بلند شد.
بیرون برف می بارید. هوا سرد بود.هیچ کس حوصله بیرون رفتن تا بیمارستان را نداشت. اما رفتیم!
رفتیم و توی یک متر برف ، با هم برگشتیم خانه.
کنار تلویزیون شروع کردیم به خوردن تخمه ، اما اخبار ورزشی تمام شده بود!
مادرم هم تلویزیون را خاموش کرد و گفت « بیا این هم از کار و بارت! ... برو سر کتابت! ... تلویزیون تمام! »