کلوب دات کام پس از 12 سال فعالیت خاموش می شود بخوانید ...
لیا عسگری , rahelekhanum

لیا عسگری

 امروز را به فردا نفروشیم
لیا عسگری , rahelekhanum

لیا عسگری

مطالبدوستان 2
لیا عسگری , rahelekhanum
آیا می توانید تصویر را تشخیص دهید؟

............برای دیدن تصویر 7 یا 8 متر از صفحه مانیتور فاصله بگیرید...حالا می بینید؟....
ادامه
99
لیا عسگری , rahelekhanum
لیا 5 سال پیش
زن عاقل به تربیت همسرش همت می گمارد, و مرد عاقل می گذارد که زنش اورا تربیت کند . مارک تواین
لیا عسگری , rahelekhanum
فردا
خورشید را می دزدم            فقط برای تو !          میگذارم توی جیبم          تا فردا بزنم به موهایت          فردا به تو میگویم چقدر دوستت دارم  !          فردا تو میفهمی           فردا تو هم مرا دوست خواهی داشت ، میدانم  !           آخ . . . فردا  !           راستی چرا فردا نمی شود  !           این شب چه قدر طول کشیده  . . .           چرا آفتاب نمی شود !           یکی نیست بگوید خورشید کدام گوری رفته  ؟
ادامه
لیا عسگری , rahelekhanum
لیا 5 سال پیش
رسیدن همیشه سخته اما سختر اونه که وقتی میرسی آرزو کنی که ای کاش نمیرسیدم.....
    کامنت بنویسید...
    لیا عسگری , rahelekhanum
    تا دیروز به دنبال یار میگشتم تا که پنداشتم یافته ام
    باز تنها ماندم
    ادامه
    کامنت بنویسید...
    محسن امیری , zayrbdc
    اگه معلم جغرافی بودم اسمتو رو بلند ترین قله ی دنیا می نوشتم اگه معلم ادبیات بودم اسمتو تو تمام شعرام می آوردم اگه معلم شیمی بودم اسمتو در گروه حلال ترین محلول ها قرار می دادم اگر معلم زیست بودم قلبت رو از مهربون ترین قلبها می نوشتم.
    تو شکوفاترین بهارمنی
    مهربونی من ، نگارمنی
    همه عالم اگر زمن بگسست
    بازهم خوب من کنارمنی
    مهرتو نقطه عروج من است
    تو که هر لحظه بی قرار منی
    تولدت مبارك
    ادامه
    محسن امیری , zayrbdc
    در ره عشقت ای صنم ، شیفته ی بلا منم
    پرده به روی بسته ای، زلف به هم شکسته ای
    از همه خلق رسته ای، از همگان جدا منم
    شیر تویی ، شکر تویی، شاخه تویی، ثمر تویی
    شمس تویی، قمر تویی، ذره منم ، هبا منم
    نخل تویی ، رطب تویی ، لعبت نوش لب تویی
    کعبه تویی ، صنم تویی، دیر تویی، حرم تویی،
    دلبر محترم تویی ، عاشق بینوا منم
    شاهد شوخ دلربا گفت به سوی من بیا
    رسته ز کبر و از ریا ، مظهر کبریا منم
    طاهره خاک پای تو ، مست می لقای تو
    منتظر عطای تو ، معترف خطا منم
    تولدت مبارك
    ادامه
    محسن امیری , zayrbdc
    قامت كه نه قیامت از این زن كشیده اند
    این چشم ها توان مرا طاق كرده اند
    این چشم ها كه با سر سوزن كشیده اند
    در من هر آن چه بود به بازی گرفته اند
    پاییز را به باغچه ی من كشیده اند
    من را كه جاده های جهان زیر پام بود
    اینجا به این سه كنج معین كشیده اند
    دیگر ستاره گان بلندی كه داشتم
    از آسمان شهر تو دامن كشیده اند
    با درد عشق تو رها كرده اند عزیز !
    دردی كه عاشقان تو حتماً كشیده اند
    تولدت مبارك
    ادامه
    لیا عسگری , rahelekhanum
    لیا 5 سال پیش
    فرقی نمیکند دختر باشی یا پسر ، همین که با دل کسی بازی نکنی مردی
    لیا عسگری , rahelekhanum
    پسرها بعد از رابطه جنسی، با دوست دختر ازدواج نمی‌ کنند

    اگر تا آخر عمر هم مجرد باقی بمانند حاضر به ازدواج با این دختران نیستند چون خیانت توسط این افراد دور از انتظار نیست.... یک آسیب‌شناس اجتماعی با اشاره به نتایج تحقیق بر روی 50 پسری که با دوست دختران خود رابطه جنسی داشتند، گفت: این پسران عنوان کردند که اگر تا آخر عمر هم مجرد باقی بمانند حاضر به ازدواج با این دختران نیستند چون خیانت توسط این افراد دور از انتظار نیست.

    به گزارش جوان پارسی، امان الله قرائی مقدم با اشاره به نتایج تحقیق بر روی پسرانی که قبل از ازدواج رابطه جنسی با دوست دختر خود داشتند، اظهار داشت: در این تحقیق 50 پسری که در دوران تجرد رابطه جنسی داشتند،‌بررسی شدند.

    نکته جالب در تحقیق این بود که آنها اعلام کردند به هیچ عنوان حاضر نیستند با دختری که رابطه جنسی با او داشتند ازدواج کنند.

    وی افزود: این پسران عنوان کردند که اگر تا آخر عمر هم مجرد باقی بمانند باز هم حاضر به ازدواج با این دختران نیستند چون دختری که با آنها ارتباط جنسی برقرار کرده به راحتی می‌تواند پس از ازدواج به همسر خود خیانت کند و مخفیانه از همسر با فرد دیگری رابطه جنسی داشته باشد. فارس
    ادامه
    محسن امیری , zayrbdc
    پر کن این پیمانه را ای هم نفس
    پر کن این پیمانه را از خون او
    مست مستم کن چنان کز شور می
    باز گویم قصه افسون او
    رنگ چشمش را چه می پرسی ز من
    رنگ چشمش کی مرا پای بند کرد
    آتشی کز دیدگانش سر کشید
    این دل دیوانه را دربند کرد
    مست بودم ، مست عشق و مست ناز
    مردی آمد قلب سنگم را ربود
    بس که رنجم داد و لذت دادمش
    ترک او کردم چه می دانم که بود
    مستیم از سر پرید ای همنفس
    بار دیگر پرکن این پیمانه را
    خون بده خون دل آن خودپرست
    تا به پایان آرم این افسانه را
    ادامه