کوروش ره گم کرده       , pc7a

کوروش ره گم کرده

کوروش ره گم کرده       , pc7a

کوروش ره گم کرده

مطالب تصاویر 194دوستان 54
کوروش ره گم کرده       , pc7a
اومدم فقط بگم تا 10 فروردین تنهاییم ادامه داره، خیلی سختـــــــــــــــــــــــه
99
کوروش ره گم کرده       , pc7a
خونه تکونی کردم، باز میرم تا سال بعد، فعلاً دوستــــــان، خدا نگهدارتـــــــان
    کامنت بنویسید...
    بهلول    , boh_lool
    جمعه 20 اسفند ، 21:11
    ادامه
    آرامش  , infernal360
    چهارشنبه 18 اسفند ، 15:42
    موفق باشی رفیق.
    ادامه
    کوروش ره گم کرده       , pc7a
    خونه تکونی کردم، باز میرم تا سال بعد، فعلاً دوستــــــان، خدا نگهدارتـــــــان
      کامنت بنویسید...
      تارا م ن , tara_mn
      سه شنبه 17 اسفند ، 23:47
      نوروز خوبی داشته باشی دوست خوب
      ادامه
      کوروش ره گم کرده       , pc7a
      دوستــــــــــــــــان، خدانگهدارتــــــــــــــــــــان...
        کامنت بنویسید...
        سارا احمدی , sara_sh20002000
        پنجشنبه 21 بهمن ، 20:04
        کجا؟؟؟؟
        ادامه
        محمود موسوی , slash59m
        چهارشنبه 20 بهمن ، 02:36
        كجا رفتی مرد؟
        ادامه
        علی غار نشین  , litmus_
        سه شنبه 19 بهمن ، 00:10
        به کجا رفیق؟ ... کمبودت حس می شود ...
        ادامه
        کوروش ره گم کرده       , pc7a
        مطلب بکارت به لطف دلداده مهدی توسط پلیس کلوب حذف شد، دلداده خان 200 کروب مبارک
          کامنت بنویسید...
          دیبا دیبا , sparcsun
          دوشنبه 11 بهمن ، 21:26
          کاش به جا تعصبات ِ بی جا و بی مورد می تونستیم کمی درست تر فکر کنیم !!!!!
          ادامه
          دیبا دیبا , sparcsun
          دوشنبه 11 بهمن ، 21:22
          هرکسی تحمل ِ شنیدن ِ حرفِ حق رو نداره !! موضوعاتی که درد ِ جامعه است باید همیشه پنهان بمونه ! اینها همون هان که اگر دختر ِ خودشون خطایی کرد تصمیم میگیرند که دیگه نباید زنده باشه ، چون باعث ِ ننگ ِ. گزارشی خوندم از تعداد ِ دخترانی که هر روزه برای داشتن آینده ( به دلیل اشتباهی که قبلا مرتکب شدند ) به مراکز ترمیم مراجعه میکنند و مردانی که هرگز متوجه ِ این موضوع نمی شوند و حتی پزشکی قانونی به سلامت ِ موضوع رای میده !!! خب ، این به معنی گول زدن ِ خودمون نیست !؟
          ادامه
          کوروش ره گم کرده       , pc7a
          این دو عکس چه ایرادی دارند؟
          فقط یک نگاه به این دو عکس بندازید و بگید پلیس کلوب چرا این دو عکس من رو حذف کرده:-??:-?













          میاد پیغام میده خلاف با شئونات اسلامی هست

          من موندم از قضا این شئونات اسلامی فقط واسه من وجود داره[-(



          ادامه
            کامنت بنویسید...
            ناهید ا , ahanabdideh
            جمعه 15 بهمن ، 16:45
            خوب می نوشتی +18 ، الان داداش 17.5 ساله ام هم این عکسا رو دید ؛ حالا میگین چیکار کنم ، چشماشو شست وشو بدم کافیه؟؟؟؟؟
            ادامه
            فوژان فریاد , fougan
            دوشنبه 11 بهمن ، 00:54
            کوروش جان عکسی که میذاری باید فقط قرص صورت دست ها تا مچ
            ای باباااااااااااا مگه خودت نمیدونی ازین جا به بعدش میشه فساد اخلاقی
            ادامه
            کوروش ره گم کرده       , pc7a
            واقعیت زن بودن برای آنها(مردی با چهار همسر)



            ناهید پرشون سروستانی مستندسازی که در سوئد زندگی می‌کند، روستایی را در شیراز پیدا کرده که در آن مردی با چهارهمسر و بیست فرزندش زندگی می‌کند. خانم پرشون از این زندگی مستندی ساخته به نام " مردی با چهار همسر" که اگر هیچ‌چیز آن بازسازی نباشد و البته از لحاظ اخلاقی هم با خودمان کنار بیاییم که آیا این زنان صادقانه می‌دانند برای چه کسانی و چرا رو به دوربین از روابط خصوصی و درددل‌ها و مشکلاتشان می‌گویند، لحظات غریبی دارد؛ لحظاتی که می‌توانی حس کنی دید یک مرد روستایی و کشاورز که گویا از زنان زندگی‌اش فقط غذا می‌خواهد و ث.ک.ص و کار، در مورد زن چیست.مرد یک بار به گوسفندانش اشاره می‌کند و در کنار زن چهارمش زیبا که بیش از بقیه با او می‌جوشد، می‌گو‌ید:« این میش را ببین چقدر رفتارش با اون یکی فرق می‌کنه. زن‌ها هم همینطورن. با هم فرق می‌کنن اما این یکی ( اشاره به زیبا) زبون‌درازه.» زیبا هم انگار کل فلسفه مرد را در این زمینه قبول دارد و مشکلی با آن ندارد، به حرف‌های او گوش می‌کند.زیبا گویا تنها همسر اوست که با ازدواج مجددش مخالف هست و حق خودش می‌داند زنی باشد که همسر و بچه دارد و مثل بقیه زنان یک خانواده تشکیل دهد. او که بچه‌دار هم نمی‌شود، مرد را تهدید می‌کند اگر دوباره سراغ یک زن دیگر برود، یا خودش را می‌کشد و یا به مرد سم می‌خوراند.هدایت مرد نسبتا میانسالی است که بی‌پروا از نیازهای خودش می‌گوید و انتظاراتش از زنان. او در تمام فیلم تاکید می‌کند که زن باید حرف‌شنو باشد. برای همین می‌خواهد بعد از زیبا، یک زن دیگر را تجربه کند که متفاوت‌تر باشد: « "دختر" یه چیز دیگه است. اینها زن بودن و یه چیزهایی می‌دونستن که اصلا خوب نیست. ولی وقتی به دختر بگی الان شب هست، قبول می‌کنه. دختر رو می‌شه همونجوری که می‌خوای راه ببری....» بقیه همسران او قبلا ازدواج کرده بودند. هدایت صبحانه‌اش را خانه یکی می‌خورد، اگر خانه یکی از زن‌ها، ناهاری نباشد با دعوا و ناراحتی سراغ یکی دیگر می‌رود و غذایش را با غرولند می‌خورد. خودش هم می‌گو‌ید که شب‌ها هرکدام را بخواهد انتخاب می‌کند و تذکر می‌دهد که در را باز بگذارد. هرچهار زن از آینده خودشان می‌ترسند. از شرایط فعلی اصلا راضی نیستند و می‌گویند زندگی عادی بقیه مردم با یک شوهر برایشان یک عقده شده.
            بچه‌هایشان در هم می‌لولند وزیر دست پدر به هربهانه‌ای کتک می‌خورند. زنان زیرآب همدیگر را می‌زنند تا چهره یک زن را برای مردشان سیاه کنند تا کمتر پیشش برود. اما پشت سر او با هم موافقند که مردشان آدم هوس‌بازی است که حتی در موردشان عدالت ندارد. آنها به آرزوی مردشان گوش می‌دهند که خرید یک تراکتور هست و گرفتن یک زن جوان دیگر. هروقت هم اعتراض می‌کنند به شرایط‌‌شان از او می‌شنوند که "برو...هرجایی دلت می‌خواد برو.." و جواب‌شان این هست که " کجا برم؟" این زن‌ها به دلیل شرایط اقتصادی و خانوادگی، پذیرفته‌اند با مردی که چند زن دیگر دارد، زندگی کنند. مرد می‌گوید:« از روزی شروع شد که دکترها به زن اول‌ام گفتند، شوهر برایت خوب نیست.»فحش و ناسزا و تحقیر در این فیلم آنقدر هست که کم‌کم برایتان عادت می‌شود بشنوید مردی به همسرش می‌گوید:« تو گه خوردی، انتر....» عادی‌ می‌شود که ببینید پدری هر قدمی برمی‌دارد توی سر یکی از بچه‌هایش بکوید که از جلوی راهش کنار برود یا برایش چیزی را به سرعت بیاورد.این زن‌ها پذیرفته‌اند که تحقیر شوند... قبول کرده‌اند که وقتی مرد از کنارشان رد می‌شود لگدی بزند و برود. پذیرفته‌اند که زندگی همین است و آنها با هم فرق دارند؛ مثل " میش‌ها". آنها زندگی را همینطور می‌بینند که روزی هدایت سوار بر موتور با دختر جوانی به خانه بیاید و بگوید همسر جدیدش است و کلید یکی از اتاق‌ها را از زنان قدیمی، برای او بگیرد. واقعیت زندگی برای آن چهار زن همین است.


            منبع :کلوب ایران دخت
            ادامه
              کامنت بنویسید...
              ماهایان راد , abtemina
              یکشنبه 10 بهمن ، 13:51
              آره مهدی عزیز! درست میگی ولی ما با عربها کاری نداریم ما دارای نژادی اصیل و آریایی هستیم ما چرا باید از آداب و رسومی غلط تبعیت کنیم. ارزش مادرهای ما و زنان فرهیخته جامعه بر کسی پوشیده نیست . من از کشورهای پیشرفته سخن میگم نه کشورهای عربی بوالهوس. به جای تبعیت از فرهنگ غلط عرب بیاییم آداب خوب انسانیت رو تمرین کنیم .
              ادامه
              مهدی میرزائی , dangi_per
              یکشنبه 10 بهمن ، 13:42
              کار درستی نکرد مهتیا خانوم
              ولی شما مثل اینکه از جا های دیگه خبر نارین
              مثلا عربستان هرکام از مرداش سه تا دهها زن داران
              اینقدر فرهنگ ایرانو پایین نیار
              ادامه
              کوروش ره گم کرده       , pc7a
              واقعیت زن بودن برای آنها(مردی با چهار همسر)



              ناهید پرشون سروستانی مستندسازی که در سوئد زندگی می‌کند، روستایی را در شیراز پیدا کرده که در آن مردی با چهارهمسر و بیست فرزندش زندگی می‌کند. خانم پرشون از این زندگی مستندی ساخته به نام " مردی با چهار همسر" که اگر هیچ‌چیز آن بازسازی نباشد و البته از لحاظ اخلاقی هم با خودمان کنار بیاییم که آیا این زنان صادقانه می‌دانند برای چه کسانی و چرا رو به دوربین از روابط خصوصی و درددل‌ها و مشکلاتشان می‌گویند، لحظات غریبی دارد؛ لحظاتی که می‌توانی حس کنی دید یک مرد روستایی و کشاورز که گویا از زنان زندگی‌اش فقط غذا می‌خواهد و ث.ک.ص و کار، در مورد زن چیست.مرد یک بار به گوسفندانش اشاره می‌کند و در کنار زن چهارمش زیبا که بیش از بقیه با او می‌جوشد، می‌گو‌ید:« این میش را ببین چقدر رفتارش با اون یکی فرق می‌کنه. زن‌ها هم همینطورن. با هم فرق می‌کنن اما این یکی ( اشاره به زیبا) زبون‌درازه.» زیبا هم انگار کل فلسفه مرد را در این زمینه قبول دارد و مشکلی با آن ندارد، به حرف‌های او گوش می‌کند.زیبا گویا تنها همسر اوست که با ازدواج مجددش مخالف هست و حق خودش می‌داند زنی باشد که همسر و بچه دارد و مثل بقیه زنان یک خانواده تشکیل دهد. او که بچه‌دار هم نمی‌شود، مرد را تهدید می‌کند اگر دوباره سراغ یک زن دیگر برود، یا خودش را می‌کشد و یا به مرد سم می‌خوراند.هدایت مرد نسبتا میانسالی است که بی‌پروا از نیازهای خودش می‌گوید و انتظاراتش از زنان. او در تمام فیلم تاکید می‌کند که زن باید حرف‌شنو باشد. برای همین می‌خواهد بعد از زیبا، یک زن دیگر را تجربه کند که متفاوت‌تر باشد: « "دختر" یه چیز دیگه است. اینها زن بودن و یه چیزهایی می‌دونستن که اصلا خوب نیست. ولی وقتی به دختر بگی الان شب هست، قبول می‌کنه. دختر رو می‌شه همونجوری که می‌خوای راه ببری....» بقیه همسران او قبلا ازدواج کرده بودند. هدایت صبحانه‌اش را خانه یکی می‌خورد، اگر خانه یکی از زن‌ها، ناهاری نباشد با دعوا و ناراحتی سراغ یکی دیگر می‌رود و غذایش را با غرولند می‌خورد. خودش هم می‌گو‌ید که شب‌ها هرکدام را بخواهد انتخاب می‌کند و تذکر می‌دهد که در را باز بگذارد. هرچهار زن از آینده خودشان می‌ترسند. از شرایط فعلی اصلا راضی نیستند و می‌گویند زندگی عادی بقیه مردم با یک شوهر برایشان یک عقده شده.
              بچه‌هایشان در هم می‌لولند وزیر دست پدر به هربهانه‌ای کتک می‌خورند. زنان زیرآب همدیگر را می‌زنند تا چهره یک زن را برای مردشان سیاه کنند تا کمتر پیشش برود. اما پشت سر او با هم موافقند که مردشان آدم هوس‌بازی است که حتی در موردشان عدالت ندارد. آنها به آرزوی مردشان گوش می‌دهند که خرید یک تراکتور هست و گرفتن یک زن جوان دیگر. هروقت هم اعتراض می‌کنند به شرایط‌‌شان از او می‌شنوند که "برو...هرجایی دلت می‌خواد برو.." و جواب‌شان این هست که " کجا برم؟" این زن‌ها به دلیل شرایط اقتصادی و خانوادگی، پذیرفته‌اند با مردی که چند زن دیگر دارد، زندگی کنند. مرد می‌گوید:« از روزی شروع شد که دکترها به زن اول‌ام گفتند، شوهر برایت خوب نیست.»فحش و ناسزا و تحقیر در این فیلم آنقدر هست که کم‌کم برایتان عادت می‌شود بشنوید مردی به همسرش می‌گوید:« تو گه خوردی، انتر....» عادی‌ می‌شود که ببینید پدری هر قدمی برمی‌دارد توی سر یکی از بچه‌هایش بکوید که از جلوی راهش کنار برود یا برایش چیزی را به سرعت بیاورد.این زن‌ها پذیرفته‌اند که تحقیر شوند... قبول کرده‌اند که وقتی مرد از کنارشان رد می‌شود لگدی بزند و برود. پذیرفته‌اند که زندگی همین است و آنها با هم فرق دارند؛ مثل " میش‌ها". آنها زندگی را همینطور می‌بینند که روزی هدایت سوار بر موتور با دختر جوانی به خانه بیاید و بگوید همسر جدیدش است و کلید یکی از اتاق‌ها را از زنان قدیمی، برای او بگیرد. واقعیت زندگی برای آن چهار زن همین است.


              منبع :کلوب ایران دخت
              ادامه
                کامنت بنویسید...
                ماهایان راد , abtemina
                یکشنبه 10 بهمن ، 13:51
                آره مهدی عزیز! درست میگی ولی ما با عربها کاری نداریم ما دارای نژادی اصیل و آریایی هستیم ما چرا باید از آداب و رسومی غلط تبعیت کنیم. ارزش مادرهای ما و زنان فرهیخته جامعه بر کسی پوشیده نیست . من از کشورهای پیشرفته سخن میگم نه کشورهای عربی بوالهوس. به جای تبعیت از فرهنگ غلط عرب بیاییم آداب خوب انسانیت رو تمرین کنیم .
                ادامه
                مهدی میرزائی , dangi_per
                یکشنبه 10 بهمن ، 13:42
                کار درستی نکرد مهتیا خانوم
                ولی شما مثل اینکه از جا های دیگه خبر نارین
                مثلا عربستان هرکام از مرداش سه تا دهها زن داران
                اینقدر فرهنگ ایرانو پایین نیار
                ادامه
                کوروش ره گم کرده       , pc7a
                واقعیت زن بودن برای آنها(مردی با چهار همسر)



                ناهید پرشون سروستانی مستندسازی که در سوئد زندگی می‌کند، روستایی را در شیراز پیدا کرده که در آن مردی با چهارهمسر و بیست فرزندش زندگی می‌کند. خانم پرشون از این زندگی مستندی ساخته به نام " مردی با چهار همسر" که اگر هیچ‌چیز آن بازسازی نباشد و البته از لحاظ اخلاقی هم با خودمان کنار بیاییم که آیا این زنان صادقانه می‌دانند برای چه کسانی و چرا رو به دوربین از روابط خصوصی و درددل‌ها و مشکلاتشان می‌گویند، لحظات غریبی دارد؛ لحظاتی که می‌توانی حس کنی دید یک مرد روستایی و کشاورز که گویا از زنان زندگی‌اش فقط غذا می‌خواهد و ث.ک.ص و کار، در مورد زن چیست.مرد یک بار به گوسفندانش اشاره می‌کند و در کنار زن چهارمش زیبا که بیش از بقیه با او می‌جوشد، می‌گو‌ید:« این میش را ببین چقدر رفتارش با اون یکی فرق می‌کنه. زن‌ها هم همینطورن. با هم فرق می‌کنن اما این یکی ( اشاره به زیبا) زبون‌درازه.» زیبا هم انگار کل فلسفه مرد را در این زمینه قبول دارد و مشکلی با آن ندارد، به حرف‌های او گوش می‌کند.زیبا گویا تنها همسر اوست که با ازدواج مجددش مخالف هست و حق خودش می‌داند زنی باشد که همسر و بچه دارد و مثل بقیه زنان یک خانواده تشکیل دهد. او که بچه‌دار هم نمی‌شود، مرد را تهدید می‌کند اگر دوباره سراغ یک زن دیگر برود، یا خودش را می‌کشد و یا به مرد سم می‌خوراند.هدایت مرد نسبتا میانسالی است که بی‌پروا از نیازهای خودش می‌گوید و انتظاراتش از زنان. او در تمام فیلم تاکید می‌کند که زن باید حرف‌شنو باشد. برای همین می‌خواهد بعد از زیبا، یک زن دیگر را تجربه کند که متفاوت‌تر باشد: « "دختر" یه چیز دیگه است. اینها زن بودن و یه چیزهایی می‌دونستن که اصلا خوب نیست. ولی وقتی به دختر بگی الان شب هست، قبول می‌کنه. دختر رو می‌شه همونجوری که می‌خوای راه ببری....» بقیه همسران او قبلا ازدواج کرده بودند. هدایت صبحانه‌اش را خانه یکی می‌خورد، اگر خانه یکی از زن‌ها، ناهاری نباشد با دعوا و ناراحتی سراغ یکی دیگر می‌رود و غذایش را با غرولند می‌خورد. خودش هم می‌گو‌ید که شب‌ها هرکدام را بخواهد انتخاب می‌کند و تذکر می‌دهد که در را باز بگذارد. هرچهار زن از آینده خودشان می‌ترسند. از شرایط فعلی اصلا راضی نیستند و می‌گویند زندگی عادی بقیه مردم با یک شوهر برایشان یک عقده شده.
                بچه‌هایشان در هم می‌لولند وزیر دست پدر به هربهانه‌ای کتک می‌خورند. زنان زیرآب همدیگر را می‌زنند تا چهره یک زن را برای مردشان سیاه کنند تا کمتر پیشش برود. اما پشت سر او با هم موافقند که مردشان آدم هوس‌بازی است که حتی در موردشان عدالت ندارد. آنها به آرزوی مردشان گوش می‌دهند که خرید یک تراکتور هست و گرفتن یک زن جوان دیگر. هروقت هم اعتراض می‌کنند به شرایط‌‌شان از او می‌شنوند که "برو...هرجایی دلت می‌خواد برو.." و جواب‌شان این هست که " کجا برم؟" این زن‌ها به دلیل شرایط اقتصادی و خانوادگی، پذیرفته‌اند با مردی که چند زن دیگر دارد، زندگی کنند. مرد می‌گوید:« از روزی شروع شد که دکترها به زن اول‌ام گفتند، شوهر برایت خوب نیست.»فحش و ناسزا و تحقیر در این فیلم آنقدر هست که کم‌کم برایتان عادت می‌شود بشنوید مردی به همسرش می‌گوید:« تو گه خوردی، انتر....» عادی‌ می‌شود که ببینید پدری هر قدمی برمی‌دارد توی سر یکی از بچه‌هایش بکوید که از جلوی راهش کنار برود یا برایش چیزی را به سرعت بیاورد.این زن‌ها پذیرفته‌اند که تحقیر شوند... قبول کرده‌اند که وقتی مرد از کنارشان رد می‌شود لگدی بزند و برود. پذیرفته‌اند که زندگی همین است و آنها با هم فرق دارند؛ مثل " میش‌ها". آنها زندگی را همینطور می‌بینند که روزی هدایت سوار بر موتور با دختر جوانی به خانه بیاید و بگوید همسر جدیدش است و کلید یکی از اتاق‌ها را از زنان قدیمی، برای او بگیرد. واقعیت زندگی برای آن چهار زن همین است.


                منبع :کلوب ایران دخت
                ادامه
                  کامنت بنویسید...
                  ماهایان راد , abtemina
                  یکشنبه 10 بهمن ، 13:51
                  آره مهدی عزیز! درست میگی ولی ما با عربها کاری نداریم ما دارای نژادی اصیل و آریایی هستیم ما چرا باید از آداب و رسومی غلط تبعیت کنیم. ارزش مادرهای ما و زنان فرهیخته جامعه بر کسی پوشیده نیست . من از کشورهای پیشرفته سخن میگم نه کشورهای عربی بوالهوس. به جای تبعیت از فرهنگ غلط عرب بیاییم آداب خوب انسانیت رو تمرین کنیم .
                  ادامه
                  مهدی میرزائی , dangi_per
                  یکشنبه 10 بهمن ، 13:42
                  کار درستی نکرد مهتیا خانوم
                  ولی شما مثل اینکه از جا های دیگه خبر نارین
                  مثلا عربستان هرکام از مرداش سه تا دهها زن داران
                  اینقدر فرهنگ ایرانو پایین نیار
                  ادامه
                  کوروش ره گم کرده       , pc7a
                  واقعیت زن بودن برای آنها(مردی با چهار همسر)



                  ناهید پرشون سروستانی مستندسازی که در سوئد زندگی می‌کند، روستایی را در شیراز پیدا کرده که در آن مردی با چهارهمسر و بیست فرزندش زندگی می‌کند. خانم پرشون از این زندگی مستندی ساخته به نام " مردی با چهار همسر" که اگر هیچ‌چیز آن بازسازی نباشد و البته از لحاظ اخلاقی هم با خودمان کنار بیاییم که آیا این زنان صادقانه می‌دانند برای چه کسانی و چرا رو به دوربین از روابط خصوصی و درددل‌ها و مشکلاتشان می‌گویند، لحظات غریبی دارد؛ لحظاتی که می‌توانی حس کنی دید یک مرد روستایی و کشاورز که گویا از زنان زندگی‌اش فقط غذا می‌خواهد و ث.ک.ص و کار، در مورد زن چیست.مرد یک بار به گوسفندانش اشاره می‌کند و در کنار زن چهارمش زیبا که بیش از بقیه با او می‌جوشد، می‌گو‌ید:« این میش را ببین چقدر رفتارش با اون یکی فرق می‌کنه. زن‌ها هم همینطورن. با هم فرق می‌کنن اما این یکی ( اشاره به زیبا) زبون‌درازه.» زیبا هم انگار کل فلسفه مرد را در این زمینه قبول دارد و مشکلی با آن ندارد، به حرف‌های او گوش می‌کند.زیبا گویا تنها همسر اوست که با ازدواج مجددش مخالف هست و حق خودش می‌داند زنی باشد که همسر و بچه دارد و مثل بقیه زنان یک خانواده تشکیل دهد. او که بچه‌دار هم نمی‌شود، مرد را تهدید می‌کند اگر دوباره سراغ یک زن دیگر برود، یا خودش را می‌کشد و یا به مرد سم می‌خوراند.هدایت مرد نسبتا میانسالی است که بی‌پروا از نیازهای خودش می‌گوید و انتظاراتش از زنان. او در تمام فیلم تاکید می‌کند که زن باید حرف‌شنو باشد. برای همین می‌خواهد بعد از زیبا، یک زن دیگر را تجربه کند که متفاوت‌تر باشد: « "دختر" یه چیز دیگه است. اینها زن بودن و یه چیزهایی می‌دونستن که اصلا خوب نیست. ولی وقتی به دختر بگی الان شب هست، قبول می‌کنه. دختر رو می‌شه همونجوری که می‌خوای راه ببری....» بقیه همسران او قبلا ازدواج کرده بودند. هدایت صبحانه‌اش را خانه یکی می‌خورد، اگر خانه یکی از زن‌ها، ناهاری نباشد با دعوا و ناراحتی سراغ یکی دیگر می‌رود و غذایش را با غرولند می‌خورد. خودش هم می‌گو‌ید که شب‌ها هرکدام را بخواهد انتخاب می‌کند و تذکر می‌دهد که در را باز بگذارد. هرچهار زن از آینده خودشان می‌ترسند. از شرایط فعلی اصلا راضی نیستند و می‌گویند زندگی عادی بقیه مردم با یک شوهر برایشان یک عقده شده.
                  بچه‌هایشان در هم می‌لولند وزیر دست پدر به هربهانه‌ای کتک می‌خورند. زنان زیرآب همدیگر را می‌زنند تا چهره یک زن را برای مردشان سیاه کنند تا کمتر پیشش برود. اما پشت سر او با هم موافقند که مردشان آدم هوس‌بازی است که حتی در موردشان عدالت ندارد. آنها به آرزوی مردشان گوش می‌دهند که خرید یک تراکتور هست و گرفتن یک زن جوان دیگر. هروقت هم اعتراض می‌کنند به شرایط‌‌شان از او می‌شنوند که "برو...هرجایی دلت می‌خواد برو.." و جواب‌شان این هست که " کجا برم؟" این زن‌ها به دلیل شرایط اقتصادی و خانوادگی، پذیرفته‌اند با مردی که چند زن دیگر دارد، زندگی کنند. مرد می‌گوید:« از روزی شروع شد که دکترها به زن اول‌ام گفتند، شوهر برایت خوب نیست.»فحش و ناسزا و تحقیر در این فیلم آنقدر هست که کم‌کم برایتان عادت می‌شود بشنوید مردی به همسرش می‌گوید:« تو گه خوردی، انتر....» عادی‌ می‌شود که ببینید پدری هر قدمی برمی‌دارد توی سر یکی از بچه‌هایش بکوید که از جلوی راهش کنار برود یا برایش چیزی را به سرعت بیاورد.این زن‌ها پذیرفته‌اند که تحقیر شوند... قبول کرده‌اند که وقتی مرد از کنارشان رد می‌شود لگدی بزند و برود. پذیرفته‌اند که زندگی همین است و آنها با هم فرق دارند؛ مثل " میش‌ها". آنها زندگی را همینطور می‌بینند که روزی هدایت سوار بر موتور با دختر جوانی به خانه بیاید و بگوید همسر جدیدش است و کلید یکی از اتاق‌ها را از زنان قدیمی، برای او بگیرد. واقعیت زندگی برای آن چهار زن همین است.


                  منبع :کلوب ایران دخت
                  ادامه
                    کامنت بنویسید...
                    ماهایان راد , abtemina
                    یکشنبه 10 بهمن ، 13:51
                    آره مهدی عزیز! درست میگی ولی ما با عربها کاری نداریم ما دارای نژادی اصیل و آریایی هستیم ما چرا باید از آداب و رسومی غلط تبعیت کنیم. ارزش مادرهای ما و زنان فرهیخته جامعه بر کسی پوشیده نیست . من از کشورهای پیشرفته سخن میگم نه کشورهای عربی بوالهوس. به جای تبعیت از فرهنگ غلط عرب بیاییم آداب خوب انسانیت رو تمرین کنیم .
                    ادامه
                    مهدی میرزائی , dangi_per
                    یکشنبه 10 بهمن ، 13:42
                    کار درستی نکرد مهتیا خانوم
                    ولی شما مثل اینکه از جا های دیگه خبر نارین
                    مثلا عربستان هرکام از مرداش سه تا دهها زن داران
                    اینقدر فرهنگ ایرانو پایین نیار
                    ادامه
                    کوروش ره گم کرده       , pc7a
                    واقعیت زن بودن برای آنها(مردی با چهار همسر)



                    ناهید پرشون سروستانی مستندسازی که در سوئد زندگی می‌کند، روستایی را در شیراز پیدا کرده که در آن مردی با چهارهمسر و بیست فرزندش زندگی می‌کند. خانم پرشون از این زندگی مستندی ساخته به نام " مردی با چهار همسر" که اگر هیچ‌چیز آن بازسازی نباشد و البته از لحاظ اخلاقی هم با خودمان کنار بیاییم که آیا این زنان صادقانه می‌دانند برای چه کسانی و چرا رو به دوربین از روابط خصوصی و درددل‌ها و مشکلاتشان می‌گویند، لحظات غریبی دارد؛ لحظاتی که می‌توانی حس کنی دید یک مرد روستایی و کشاورز که گویا از زنان زندگی‌اش فقط غذا می‌خواهد و ث.ک.ص و کار، در مورد زن چیست.مرد یک بار به گوسفندانش اشاره می‌کند و در کنار زن چهارمش زیبا که بیش از بقیه با او می‌جوشد، می‌گو‌ید:« این میش را ببین چقدر رفتارش با اون یکی فرق می‌کنه. زن‌ها هم همینطورن. با هم فرق می‌کنن اما این یکی ( اشاره به زیبا) زبون‌درازه.» زیبا هم انگار کل فلسفه مرد را در این زمینه قبول دارد و مشکلی با آن ندارد، به حرف‌های او گوش می‌کند.زیبا گویا تنها همسر اوست که با ازدواج مجددش مخالف هست و حق خودش می‌داند زنی باشد که همسر و بچه دارد و مثل بقیه زنان یک خانواده تشکیل دهد. او که بچه‌دار هم نمی‌شود، مرد را تهدید می‌کند اگر دوباره سراغ یک زن دیگر برود، یا خودش را می‌کشد و یا به مرد سم می‌خوراند.هدایت مرد نسبتا میانسالی است که بی‌پروا از نیازهای خودش می‌گوید و انتظاراتش از زنان. او در تمام فیلم تاکید می‌کند که زن باید حرف‌شنو باشد. برای همین می‌خواهد بعد از زیبا، یک زن دیگر را تجربه کند که متفاوت‌تر باشد: « "دختر" یه چیز دیگه است. اینها زن بودن و یه چیزهایی می‌دونستن که اصلا خوب نیست. ولی وقتی به دختر بگی الان شب هست، قبول می‌کنه. دختر رو می‌شه همونجوری که می‌خوای راه ببری....» بقیه همسران او قبلا ازدواج کرده بودند. هدایت صبحانه‌اش را خانه یکی می‌خورد، اگر خانه یکی از زن‌ها، ناهاری نباشد با دعوا و ناراحتی سراغ یکی دیگر می‌رود و غذایش را با غرولند می‌خورد. خودش هم می‌گو‌ید که شب‌ها هرکدام را بخواهد انتخاب می‌کند و تذکر می‌دهد که در را باز بگذارد. هرچهار زن از آینده خودشان می‌ترسند. از شرایط فعلی اصلا راضی نیستند و می‌گویند زندگی عادی بقیه مردم با یک شوهر برایشان یک عقده شده.
                    بچه‌هایشان در هم می‌لولند وزیر دست پدر به هربهانه‌ای کتک می‌خورند. زنان زیرآب همدیگر را می‌زنند تا چهره یک زن را برای مردشان سیاه کنند تا کمتر پیشش برود. اما پشت سر او با هم موافقند که مردشان آدم هوس‌بازی است که حتی در موردشان عدالت ندارد. آنها به آرزوی مردشان گوش می‌دهند که خرید یک تراکتور هست و گرفتن یک زن جوان دیگر. هروقت هم اعتراض می‌کنند به شرایط‌‌شان از او می‌شنوند که "برو...هرجایی دلت می‌خواد برو.." و جواب‌شان این هست که " کجا برم؟" این زن‌ها به دلیل شرایط اقتصادی و خانوادگی، پذیرفته‌اند با مردی که چند زن دیگر دارد، زندگی کنند. مرد می‌گوید:« از روزی شروع شد که دکترها به زن اول‌ام گفتند، شوهر برایت خوب نیست.»فحش و ناسزا و تحقیر در این فیلم آنقدر هست که کم‌کم برایتان عادت می‌شود بشنوید مردی به همسرش می‌گوید:« تو گه خوردی، انتر....» عادی‌ می‌شود که ببینید پدری هر قدمی برمی‌دارد توی سر یکی از بچه‌هایش بکوید که از جلوی راهش کنار برود یا برایش چیزی را به سرعت بیاورد.این زن‌ها پذیرفته‌اند که تحقیر شوند... قبول کرده‌اند که وقتی مرد از کنارشان رد می‌شود لگدی بزند و برود. پذیرفته‌اند که زندگی همین است و آنها با هم فرق دارند؛ مثل " میش‌ها". آنها زندگی را همینطور می‌بینند که روزی هدایت سوار بر موتور با دختر جوانی به خانه بیاید و بگوید همسر جدیدش است و کلید یکی از اتاق‌ها را از زنان قدیمی، برای او بگیرد. واقعیت زندگی برای آن چهار زن همین است.


                    منبع :کلوب ایران دخت
                    ادامه
                      کامنت بنویسید...
                      ماهایان راد , abtemina
                      یکشنبه 10 بهمن ، 13:51
                      آره مهدی عزیز! درست میگی ولی ما با عربها کاری نداریم ما دارای نژادی اصیل و آریایی هستیم ما چرا باید از آداب و رسومی غلط تبعیت کنیم. ارزش مادرهای ما و زنان فرهیخته جامعه بر کسی پوشیده نیست . من از کشورهای پیشرفته سخن میگم نه کشورهای عربی بوالهوس. به جای تبعیت از فرهنگ غلط عرب بیاییم آداب خوب انسانیت رو تمرین کنیم .
                      ادامه
                      مهدی میرزائی , dangi_per
                      یکشنبه 10 بهمن ، 13:42
                      کار درستی نکرد مهتیا خانوم
                      ولی شما مثل اینکه از جا های دیگه خبر نارین
                      مثلا عربستان هرکام از مرداش سه تا دهها زن داران
                      اینقدر فرهنگ ایرانو پایین نیار
                      ادامه
                      کوروش ره گم کرده       , pc7a
                      تصاویر آلبوم از کوروش ره گم کرده 6 سال پیش
                      کامنت بنویسید...
                      محمود موسوی , slash59m
                      چهارشنبه 18 اسفند ، 12:04
                      وااااای عجب جاااااائیه خوراك خودمه
                      ادامه
                      کوروش ره گم کرده       , pc7a
                      تصاویر آلبوم از کوروش ره گم کرده 6 سال پیش
                      کامنت بنویسید...
                      محمود موسوی , slash59m
                      چهارشنبه 18 اسفند ، 12:04
                      وااااای عجب جاااااائیه خوراك خودمه
                      ادامه
                      کوروش ره گم کرده       , pc7a
                      تصاویر آلبوم از کوروش ره گم کرده 6 سال پیش
                      کامنت بنویسید...
                      محمود موسوی , slash59m
                      چهارشنبه 18 اسفند ، 12:04
                      وااااای عجب جاااااائیه خوراك خودمه
                      ادامه
                      کوروش ره گم کرده       , pc7a
                      تصاویر آلبوم از کوروش ره گم کرده 6 سال پیش
                      کامنت بنویسید...
                      اُدا  , nireeca
                      سه شنبه 17 خرداد ، 00:52
                      گوشت را نگیر ... بگذار کرت کنم از آنچه که درونم هست و نمیبینی ...
                      ادامه