مجتبی ستوده , kataj

مجتبی ستوده

 آخرین فریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد         @mrmim1985  
مجتبی ستوده , kataj

مجتبی ستوده

مطالب
مجتبی ستوده , kataj
پیام ارسال برای تولد دوستان

هی تو کمی نزدیکتر بیا ،اما چیزی نگوبگذار فقط ،بگذار چشمهایمان این همه دوست داشتن ها را زیرنویس کنـــد

حرفهای زیادی بلد نیستم …من تنها چشمان تو را دیدم و گوشه ای از لبخندت که حرفهایم را دزدید …از عشق چیزی نمی دانم اما دوستت دارم کودکانه تر از آنچه فکر کنی !


با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیابـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی !خـالی از هـرتشبیه و استعـاره و ایهـام …تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت :دوستت دارمــ خاص ترین مخـاطب خـاص دنیـا !

انگار در دلم حرفی دیگر باقی نمانده تا برایت بگویمتنها یک جمله!هنوزم دوستت دارم

امروز یه کار ضرورى دارم و اون در زادروزت دوست داشتن توئه …دیروز هم همینطور بودفردا هم همینطوره !ولی امروز متفاوت تر از دیروز و فردا هاست ...

دوست داشتن ؛ زبان ٬ زمان ٬ راه ٬ دلیل ٬ نشانه نمی خواهددوست داشتن دل می خواهدو یک “من” می خواهد و یک “تو”

گرامی !آن پیرهن قرمز پولک دارت را بپوش و مثل یک ماهی به آغوش من بیا …من هنوز دریا دریا تو را دوست دارم …دوست داشتن قسمتی از هدیه خداست برای دوست داشتن نباید خاص بودنباید بودباید فقط حس بودن دوست داشتن را فهمیددوست داشتن زیباست
باران می بارد ! به حرمت کداممان ؟! نمی دانم !همین اندازه می دانم که صدای پای خداست !شاید دلی در این حوالی گفته باشد دوستت دارم !
مابه هم نمی رسیمامّابهترین غریبه ات می مانمکه تو راهمیشه دوست خواهد داشت . . .
می خواهم داستانی از علاقه ام به تو را بنویسم :یکی بود ، یکی …بی خیال …خلاصه اش میشود : دوستت دارم
ناسپاس از عشق پاکت نیستممن که عمری با خیالت زیستمدوستت دارم به جان تو قسمروی حرفم تا ابد می ایستم!
کسی آیا می داند ؟!پس از یاد گرفتن نام تو ، پس از “دوستت دارم”به چه می نازد الفبا ؟!
نیلوفرانه دوستت می دارم …من درست مثل خودم ، هنوز و همیشه دوستت می دارم !
از دور دوستت داشتم !بی هیچ عطریآغوشینگاهییا حتی بوسه ایتنها دوستت داشتم …اما حالا اگه دور شی …چه کنم با اینهمه وابستگی …
مرگم باد اگر لحظه ای کوتاه بیایماز تکرار این پیش پا افتاده ترین حرفکه ” دوستت دارم ”
قبل از اینکه به کسی بگی دوستت دارمخوب فکراتو بکنشاید چراغی در دلش روشن کنیکه خاموش کردنش به خاموش شدن او بیانجامد…
این اشتباه استدل ها با امید و عشق زنده هستندعشق به دوست داشتندوست داشتنی که اگر برای گفتن و بیان نبود چرا باید در واژگان ادمی قرار میگرفت
من دوستت دارم را بلند فریاد مزنمشاید این قانون ما مترسک ها باشدترس از ابراز علاقه نداریمچون دوست داشتن را لازم زندگی میدانیمو مترسک دیوونه در زادروز تو ، دوست داشتن را به تو هدیه میکند
چقدر این دوست داشتنهای بی دلیل خوب است…درست مثل همین باران…که بی سوال …فقط می بارد…آرام …شمرده شمرده…فقط می بارد…چقدر این دوست داشتن های بی دلیل خوب است
می خواهم از تو بنویسم برای تو که در تمام لحظاتم وجود داری…خنده هایم برای توست با تو بودن مرا شاد می کند…و بی تو بودن مرا گریان…تو با من هستی در حالی که در کنارم نیستی…تو با منی چون در قلب منی.قلبم را با دنیا عوض نمی کنم…چون تو در آنی و من تنها تو را دوست دارم…
دوسش داری ؟!پس یادت باشه !فقط دوست داشتن کافی نیست !عشق مراقبت می خواد !
همین که تو می دانی“دوستت دارم”کافیست …بگذارخفه کند خودش رادنیـا
پاییز از حوالی حوصله ات که بگذردمن زرد می شومو تا کفشهای رفتنت جفت می شودغریب می مانمو نیلوفرانه دوستت دارمنه مثل مردمی که عشق را از روی غریزه نشخوار می کنندمن درست مثل خودمهنوز و همیشهدوستت دارم…
خورشید بتابد یا نتابدماه باشد یا نباشدشب و روز من یکی شدهفرقی ندارد برایمهمه چیز برایم رویا شدهعشق تو برایم آرزو شدهبه رویا و آرزو کاری ندارمحقیقت این است که دوستت دارم !







دوستت دارم تنها هدیه این روز من است به تو روزی که تو زاده شدی برای دوست داشتن


با تشکر مجتبی ستوده ( مترسک دیوونه )تقدیم به دوست گرامیامید که روزگار زیبایی داشت باشیدزادروزت مبارک
ادامه
99
مجتبی ستوده , kataj
ارتقا از مدیر به رهبر
دنیای كسب و كار شاهد مهندسانی بوده كه توانسته اند در عرصه رهبری بسیار موفق عمل كنند؛ شاید معروفترین آنها جك ولش رهبر بازنشسته جنرال الكتریك بوده است. درباره موفقیت رویایی او كتابهای زیادی نوشته شده كه در یكی از بهترین آنها، رازهای موفقیت وی چنین برشمرده شده است:
▪ ولش مدیریت بهتر را همان مدیریت كمتر می داند؛
▪ او مایل است به كاركنان خویش قدرت و اختیار كافی دهد تا مسایلشان را خود حل كنند؛
▪ او ترجیح می دهد با واقعیتها روبرو شود و از تبعات آن واهمه ای ندارد؛ ولش بر اهمیت فرهنگ سازمانی واقف است و در ایجاد و بهره گیری مناسب از آن مهارت دارد؛
▪ از تغییر استقبال می كند و حتی در آن پیشتاز سایرین است؛ تغییرات به او تحمیل نمی شود، بلكه او آنها را خلق می كند.
مسلماً برای رسیدن به ویژگیهای رهبری (نظیر مواردی كه در بالا ذكر شد)، لازم است تا با تغییر برخی فرایندهای فكری قدیمی، فرایندهای فكری تازه ای به كار گرفته شود. علاوه بر این، الگوی رفتاری جدیدی اجرا شود و الگوهای رفتاری قدیمی با شرایط جدید سازگار شود. این تحولات فكری و رفتاری، می تواند در قالب یك سیر تغییر از مشاركت كننده ای ساده تا مدیر و از مدیر به رهبر اتفاق بیفتد. برای رسیدن از مدیریت به رهبری، باید یك بار دیگر بر تفاوتهای مدیر و رهبر تامل كرد؛ شاید معروفترین جمله در این رابطه این باشد كه مدیر، كار را به طرزی درست انجام می دهد، در حالی كه رهبر، كار درست را انجام می دهد.
عبور از جاده مدیریت به سمت رهبری، به غیر از تامل درباره ویژگیهای رهبری با طی چهار مرحله رشد میسر است - كه حتی عدم موفقیت در آن آموزه های زیادی در بر دارد:
● استاد و مراد خود را پیدا كنید (و خود نیز در نقش استاد ظاهر شوید): با مطالعه در مورد رهبران موفق می توان دریافت كه آنها در كار و رویاهای خود از افرادی تاثیر پذیرفته اند. شاید بتوان گفت كه حتی افراد توانمند هم بدون استاد، مجال نشان دادن توانائیهای خویش را پیدا نمی كنند؛ پس با دقت فردی را به عنوان استاد خود انتخاب كنید تا در این سفر شما را راهنمایی كند. شما باید به خوبی این فرد را بشناسید و هر دو بینشی مشترك نسبت به جهان داشته باشید. این چشم انداز به شما كمك می كند كه در ارتباطات استاد - شاگردی خود احساس پیوستگی و راحتی كنید. در همین زمان، شما می توانید استاد فرد دیگری نیز باشید و آموخته های خود را به او بیاموزید و بااین كار، درك بهتری از این نوع ارتباط پیدا كنید! به مرور زمان كه در دو نقش استاد و شاگردی به موفقیــت بیشتری دست یافتید، می توانید بیش از یك استاد و شاگرد داشته باشید. این ارتباطات در توسعه و به كارگیری مهارتهای رهبری به شما كمك می كند. زیرا در این موقعیت بازخورهایی صادقانه از افراد مورد اعتمادتان را دریافت می كنید كه در اصلاح رفتار به كارتان خواهد آمد.
● همین جا و حالا رهبری كنید: كار را به تعویق نیندازید و با ترسهای خود روبرو شوید. ممكن است به عنوان یك مدیر میانی كه قدمهای موفقی را تاكنون برداشته است، ترسهایی داشته باشید: من رهبر این گروه خواهم شد، اما زمانی كه شرایط الف و ب را در برداشته باشم یا مطمئن نیستم كه افراد مرا به عنوان رهبر جدی بگیرند یا رهبران واقعی این كار را بسیار سهل و روان انجام می دهند، در حالی كه من با دغدغه ذهنی این كار را انجام می دهم»: همه اینها در ابتدای ارتقا از مدیر به رهبر طبیعی است.
برای تسلط بررفتــارهای جدید تلاش كنید و آنها را عملاً تجربه كنید؛ مانند یادگرفتــن دوچرخه سواری كه در ابتدا ضربات و زخم هایی ایجاد می شود و هنوز كسی راه حلی برای آن پیدا نكرده است برای نقشهای رهبرگرایانه داوطلب شوید و به عنوان عضوی از یك گروه مهارتهای رهبری خود را نشان دهید. با توانائیهای كنونی شروع كنید و آرام آرام وارد حوزه های جدید شوید. اگر مشكلی پیش آمد، با یك استاد صحبت كنید. ممكن است آن فرد عقاید و دیدگاههایی داشته باشد كه شما نسبت به آن آگاهی ندارید. انتظار لغزشها و موانع را در مسیر خود، داشته باشید. به بهبودهای خود توجه كنید و از آنها بیاموزید. جرئت و شجاعت خود را در جلورفتن تحسین كنید.
● پیشرفت خود را ارزیابی و تنظیم كنید: به مرور زمان پیشرفت می كنید. قدم بعدی توجه به این پیشرفت و زمانبندی منظم آن است؛ پس از گذشت یك ماه، وقایع و پیشامدها را بازبینی كنید. اگر كارها به خوبی پیش می رود، می توانید همان طور ادامه دهید. اگر این طور نیست، كارها را دقیقاً تنظیم و بازتعریف كنید. اگر وقایع مطابق میلتان نبود، خود را سرزنش نكنید؛ چالشها و آشفتگی ها قسمتی از كار شما هستند
● یادبگیرید، از قیدها رها شوید و رشد كنید: ارتقا از مدیر به یك رهبر، مانند هر فرآیند تغییر دیگری، یك تجربه یادگیری است. هر واقعه بخشی از فرآیند یادگیری است و باید در مورد آن فكر كرد و آن را پذیرفت: من یاد می گیرم كه چگونه در چالشهای جدید بیشتر شبیه یك رهبر رفتار كنم. اگر افراد توانایی روبروشدن با ترسهای خویش را داشته باشند و فشارهای محیطی هم خیلی قوی نباشند، فرد می تواند دگرگون شود و رشد كند. این موضوع مستلزم انعطاف بیشتر و رهاكردن برخی چیزها در بین راه است. در این قدم می توان یاد گرفت، توسعه و رشد پیدا كرد. هنگامی كه توسعه می یابید و به موفقیتهای بزرگ نائل می شوید، می آموزید كه این كارها را بااتكاء به توانائیهای خود انجام داده اید. نتیجه مثبت این توسعه، گسترش افقهای فكری و توانائیهای شما است. طی كردن این مسیر، حتی اگر موانع و شكستهایی را در مواقع مختلف تجربه كنید، ارزشمند است؛ و حتی اگر نتوانید آن طور كه تصور كرده اید، رهبری كنید، باز هم ارزش دارد!
ادامه
مجتبی ستوده , kataj
۷۰ توصیه مهم بازاریابی
● ایده های کلی
نگذارید روزتان بدون پرداختن به حداقل یک فعالیت بازاریابی شب شود
درصدی از درآمد ناخالص خود را به عنوان بودجه سالیانه بازاریابی تعیین کنید.
هر سال اهداف خاص بازاریابی را تعیین و هر سه ماه یک بار آنها را ارزیابی و تنظیم نمایید.
یک پوشه برای نگهداری ایده های بازاریابی اختصاص دهید.
هر روز و هر ساعت کارت ویزیت را همراه تان داشته باشید.


● بازار هدف
نسبت به تحولاتی که شاید روی بازار هدف، محصول یا استراتژی بازاریابی شما تاثیر بگذارد، هوشیار باشید.
مطالعات تحقیق بازاریابی درباره حرفه، صنعت، محصول و گروه های بازار هدف خود را بخوانید.
آگهی های رقبای خود را گردآوری کنید و با مطالعه آنها، اطلاعاتی درباره استراتژی، ویژگی ها و مزایای محصولات آنها به دست آورید.
از مشتریان بپرسید چرا شما را انتخاب کردند و خواستار توصیه هایی برای بهبود کیفیت شوید.
از مشتریان سابق بپرسید چرا شما را رها کردند.
● توسعه محصول
یک محصول جدید ارائه دهید.
نسخه ای ساده تر، ارزان تر یا کوچک تر از محصول خود پدید آورید.
نسخه ای شکیل تر، گران تر، سریع تر یا بزرگتر از محصول خود ارائه دهید.
● آموزش ، منابع و اطلاعات
برای کارکنان خود یک صندوق پیشنهادات بگذارید.
در سمینارهای بازاریابی حضور یابید.
کتاب های بازاریابی را بخوانید.
مشترک نشریات مکتوب و اینترنتی بازاریابی شوید.
هرماه یک جلسه بازاریابی با کارکنان یا مباشران خود بگذارید تا درباره استراتژی و وضعیت بازار بحث کنید و ایده های تازه بگیرید.
یک مشاور بازاریابی جهت همفکری استخدام کنید.
● قیمت گذاری و پرداخت
ساختار قیمت گذاری تان را تجزیه و تحلیل کنید و ببینید کجای آن نیاز به اصلاح و تنظیم دارد.
به مشتریان ثابت، هدیه دهید.
در زمانهای خاص محصول ویژه با تخفیف ارائه نمایید.
● ارتباطات بازاریابی
برای مشتریان کنونی و بالقوه تان یک خبرنامه منتشر کنید.
بروشوری از محصولات و خدمات تان را چاپ کنید.
همراه بروشورهای خود یک برگه نظرسنجی بگنجانید که پول تمبرش را شما پرداخته اید. بدین ترتیب می توانید بازخورد ارزشمندی از مشتریان دریافت کنید.
یادتان باشد کارت ویزیت درون جعبه کارایی ندارد، حتما آن را پخش کنید. به هر مشتری بالقوه دو کارت ویزیت و بروشور بدهید تا یکی را نگه دارد و دیگری را به دوستانش بدهد.
برای هرکدام از بخش های بازار هدف تان یک کارت ویزیت و بروشور خاص طراحی کنید، (مثلا یکی برای سازمان ها و نهادهای دولتی و یکی برای کاسب کارها و مصرف کنندگان)
یک پوستر یا تقویم با آرم شرکت تان چاپ کنید و به مشتریان هدیه بدهید.
روی سربرگ، برگه های فاکس یا صورتحساب، شعار یا جمله ای در وصف فعالیت خود به چاپ برسانید.
در بروشورهای خود نظرات مثبت مشتریان درباره کالا و خدمات خود را به چاپ برسانید.
برای بازاریابی به شیوه پست مستقیم از پاکت های رنگی یا بزرگ استفاده کنید تا کنجکاوی گیرنده را برانگیزد
● رابطه با رسانه ها
از انتشار نشریات و سایت های جدید متوجه شوید تا اخبار خود را به رسانه و فرد مناسب بفرستید.
در سایتها و فروم ها و روزنامه های عادی یا اقتصادی و نشریات تخصصی مطلب بنویسید.
مقاله ای به قلم خود چاپ کنید و نسخه های آن را برای همکاران تان بفرستید و یا در فروم ها منتشر کنید..
یکصدمین، پانصدمین یا یکصد هزارمین مشتری خود را در سایت خود معرفی کنید.
یک جایزه سالیانه به راه اندازید و آن را در بوق و کرنا کنید. مثلا می توانید به بهترین کارمند سال شرکت یا سازمان خود جایزه بدهید.
اخبار خود را همراه عکس مربوطه به مطبوعات و سایتها بفرستید.
مرتبا سایتها و روزنامه ها و مجلات را برای یافتن فرصت های روابط عمومی بخوانید.
برای سایتها و مطبوعات مقالات «راهنما» درباره حوزه تخصصی کسب و کارتان بفرستید.
● خدمات مشتری و رابطه با مشتری
از مشتریان تان بخواهید که بازگردند.
تماس های تلفنی مشتریان را بدون فوت وقت پاسخ دهید.
روی دستگاه پیامگیر تلفن، اطلاعات مهم مانند ساعات کار شرکت، مکان و فرد پاسخگو را ضبط کنید.
روی دستگاه پیامگیر تلفن، پیامی بیادماندنی یا «نکته روز» را ضبط نمایید.
برای مشتریان تان نمایش یا هر رویداد جالب دیگر را سازماندهی کنید یا بلیت تئاتر و سینما و… برایشان بفرستید.
در دفترتان با حضور مشتریان یک سمینار برگزار کنید.
تشکرنامه های دستنویس خوش خط برای مشتریان بفرستید. می توانید برای جشن تولدشان یا سایر مناسبت های سال، کارت تبریک ارسال کنید.
مقالات جالب را کپی کنید و همراه کارت ویزیت و بروشورتان برای مشتریان کنونی یا بالقوه بفرستید.
بخشی از وب سایت خود را به نظرات مشتریان اختصاص دهید.
● تبلیغات
در فصل های اوج فعالیت تجاری برای کسب و کارتان تبلیغ کنید.
یک ایمیل و شماره تلفن راحت و بیاد ماندنی بگیرید.
برای سایت اینترنتی خود، آدرس بیادماندنی انتخاب کنید و آن را در کلیه ارتباطات بازرگانی قید نمایید.
از طریق پست مستقیم، کسب و کار خود را مشترکا با سایر حرفه ای ها تبلیغ کنید.
در یک دایرکتوری ویژه یا کتاب زرد تبلیغ نمایید.
در همه سایتهایی که تبلیغ رایگان میپذیرند تبلیغ کنید.
به منظور دستیابی به بازارهای خارجی، آگهی دو یا چند زبانه چاپ کنید. این آگهی را در نشریه ای پرمخاطب قرار دهید.
به مشتریان خود هدایای تبلیغاتی نظیر خودکار، پدماوس یا ماگ بدهید.
درون پاکت نامه یا مرسولات پستی، چیزی برجسته بگذارید تا کنجکاوی گیرنده تحریک شود.
برچسب های جالبی برای نصب روی شیشه اتومبیل طراحی و بین مشتریان توزیع کنید.
آگهی های خود را کدگذاری و نتایج شان را دنبال کنید.
حامی مالی یک مسابقه ورزشی یا برنامه رادیویی و تلویزیونی شوید.
● رویدادهای ویژه
در دبیرستان ها سخنرانی کنید و به دانشجویان درباره حرفه آینده شان توصیه کنید.
بخشی از وقت و پول خود را به سازمان های خیریه یا غیرانتفاعی اختصاص دهید و نتایج آن را در مطبوعات و سایتها به چاپ برسانید.
یک سی دی یا فیلم آموزشی درباره خدمات خود تهیه کنید و رایگان توزیع نمایید.
● کتاب تالیف کنید
▪ ایده های فروش
روزنامه ها و نشریات تخصصی را برای به دست آوردن فرصت های تازه تجاری و آگاهی یافتن از عزل و نصب های شرکت ها بخوانید.
شعارها و استراتژی های بازاریابی تان را به اطلاع وکیل، حسابدار، بانکدار، تعمیرکار و کانون تبلیغاتی تان برسانید و بدین ترتیب نیروی فروش خود را به رایگان گسترش دهید.
ساعات فعالیت خود را افزایش دهید.
حتی در ایام تعطیل گروهی را جهت ارائه خدمات به مشتریان اختصاص دهید.
نمونه های محصولات خود را در دفترتان به نمایش بگذارید.
به مشتریان سابق تلفن بزنید , ایمیل بزنید و یا برایشان نامه بفرستید تا آنها را دوباره جذب کنید.
از طریق اینترنت سفارش بگیرید.
به مشتریان اینترنتی خود اطمینان دهید که سیستم امنیتی سایت شما قابل اعتماد است.
از زمان پاسخگویی به سفارش ها بکاهید و روند سفارش مجدد را تسهیل کنید. 
ادامه