سلام دوست عزیز نماز وروزه ات قبول /با شاد کردن دلی به استقبال افطاربرو/با رای شما به مرحله دوم رسیدم تقاضا دارم منو تا پایان همراهی کنیدرقابت شدیده و من شدیدا شدیدا نیاز به رای دارم و انتظار کمک دارم /برای شما کاری نداره یک رای بدی ولی برای من ارزشمند هست وباعث برنده شدن من میشی / میشه به من رای بدی تو کلوپ ولوله توقسمت مرحله دوم فستیوال به بنویس عشق پاک شماره 9 وارسال کن به همین راحتی /آدرس کلوپ تو پروفایل من هست اگر هم عضونیستی بایداول عضوبشی واگر علاقه نداشتی بعداز رای از عضویت خارج بشی
ادامه
چهارشنبه 12 مرداد ، 18:38
سلام دوست عزیز
لطفا اینها را حتما ببینید چون به نفع شماست
:::
کسب درامد نامحدود و تضمینی برای شما
http://3-7000toman.mihanblog.com
:::
اس ام اس بخونین پول بگیرین !!!
http://sms-inpersia.mihanblog.com
:::
لطفا این را حتما ببینید خیلی جالبه
http://eu1.ir/cbq
:::
شارژ ایراسنل، همراه اول، تالیا به قیمت روی کارت و حتی ارزان تر!
24 ساعته و مطمئن و در دسترس
http://www.hamrahcharge.com
:::
فروشگاه بزرگ اینترنتی با همه مدل جنس و قرعه کشی از بین خریداران
http://persian-kharid.com
:::
پیش بینی كنید میلیونی جایزه نقدی ببرید !!!
http://bbtaraf.mihanblog.com
:::
سایت میلیونی بی وین نود دوباره آمد
http://bbwin90.mihanblog.com
:::
سایت متنوع پیش بینی در سطح جهانی با جوایز فراوان
http://football352.mihanblog.com
ادامه
سه شنبه 11 مرداد ، 21:43
وقتی که از این شهر می رفتم،به گمانم پی گندم بودم،من در این شهر می دیدم که فقیران به خرید می رفتند وغنی یانی که پی گدایی بودند،چلاقان می دویدند. مردمانی که بهشت عشق به سیب شهوت می فروختند بچه های بودند که با بوته گل چون آهنگر ،می زدند بر سر سندان فقر وعروسی که دسته گل خود را در آتش کوره آن ها می ریخت جنگجویان دلاور دیدم که در کوچه و پارک،همچو طفلان می گریستند از بر شمشیر و کلاه بازی مادری را دیدم در زایشگاه ،می گریست از غم تولد نوزادش پسری دیدم در گورستان مشعوف از مرگ پدر مادران عشق را سر تقلید و ترس می فروختند بر فرزند خورشید غروب میکرد از مشرق ماه در این شهر قرمز بود آب هم طعم خون میداد یا به رنگ دود بود. رنگین کمان اگر بود فقط شبها بود،کوران رنگ ها را توصیف می کردند گل ها در این شهر پلاستیکی بود کوه ها خاکی و دل ها سنگی نه صلابت مثال کوه ونه گرما مثال خورشید پنجره ها همگی پرده داشت هیچ کس نمی دانست نور مهتاب پس پنجره چیست؟ آشپزانی دیدم که علف را کباب می کردند. طبیبی دیدم در گورستان ،قبر میکند برای بیماران گور کنان هم نان می پختند بر سر کوره داغ مزار عابدان مشغول قمار بودند و خماران خدا خدا می کردند. اینجا همه چیز بود ،فقط خدا بود که نبود مطمئن بودم که ابلیس صواب می دانست که نا فرمانی کرد. در ته این شهر عجیب جایی بود که باران می بارید دختری نام پدر را عشق می نامید پیش خود گفتم که شاید این گوشه دنج همان جایی است که در روستای عدم به من می گفتند خورشید مرده بود وهیچ کس نمی دانست که نام آن کبوتر غمگین ،از قلب ها گریخته، ایمان است.
سلام ،
اسم من هدیه من مشخصات خود را امروز در (www.cloob.com) را دیدم
و علاقه مند شد در تو ، من نیز می خواهم بدانم تو را بیشتر ، و من می خواهم به شما یک ایمیل برای ارسال به آدرس ایمیل من تا من می توانم از شما عکس من را برای شما به اطلاع آنها من هستم می خواهم.
در اینجا آدرس ایمیل من (Gift1986love@yahoo.com) است
من معتقدم که ما می توانند از اینجا حرکت!
من در انتظار برای پست الکترونیکی خود را به آدرس ایمیل من در بالا.
Giftbaby (Gift1986love@yahoo.com)
Hello,
My name is Gift, i saw your profile today at (www.cloob.com)
and became interested in you,i will also like to know you the more,and i want you to send an email to my email address so i can give you my picture for you to know whom i am.
Here is my email address(Gift1986love@yahoo.com)
I believe we can move from here!
I am waiting for your mail to my email address above.
Giftbaby.(Gift1986love@yahoo.com)