آرش غنی زاده , ansar_m

آرش غنی زاده

 اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه .....
آرش غنی زاده , ansar_m

آرش غنی زاده

مطالب تصاویر 17دوستان 235
آرش غنی زاده , ansar_m
این عید ها برای من آقا نمی شود
بسم رب المهدی السلام علیک یا ربیع الأنام و نضره الأیام سلام بر تو ای بهار خلایق و خرمی روزگار!
مولایم ما را ببخش که یک عمر چه کودکانه نشستیم و انتظار کشیدیم تا صدای شلیک یک توپ ، نوید آمدن بهار را سردهد.ای صد افسوس که تو بهار بودی ومن بی تو هر فروردینم دی  بود و نمی دانستم.صادق (ع) آل محمد(ص) فرموند: که  نوروز و  اول بهار روزی است که ما توقع فرج حضرت مهدی (عج) را داریم.
 
کودک که بودم پدرم جمعه ها صبح درب خانه را آب و جارو می کرد تا  اگر مولا از آن حوالی عبور کند ...و نو روز هر باره این حس را در من زنده می کندمردمی را می بینم که سراسر شوق و شورند ، خانه تکانی می کنند و لباس های نو برتن...اما برای چه ؟ برای که ؟اینان منتظرند تا  بهار شود ؟سالهاست می اندیشم که هنگام بهار مگر چه می شود که اینگونه به هم می ریزیم ، مهربان می شویم، به سراغ هم می رویم و از همه مهمتر منتظر می شویم...انتظار ...سالهاست به لحظات سال تحویل و یک دقیقه ای که قبل از حلول سال نو همه ساکتند و نفس ها را در سینه حبس می کنند می اندیشم!و هر ساله هیچ اتفاقی نمی افتند!!!کجایی ای  ربیع الأنام و نضره الأیامنمی دانم ،  شاید از گذشته به ایرانیان اینگونه آموختند تا رزمایش ظهور برگزار کنند ...وصد افسوس که ره گم کردیم و انتظار خورشید را کشیدیم و حال آنکه تو خود خورشید بودی و ما ندانستیم.ای کاش دقایقی تمام نفس ها برای تو حبس می شد و همه با هم زمزمه می کردند دعای عهد و ندبه و فرج را ...و ای کاش هفت سین مان را در جمکران می گستردیمو در آن به جای سفره ، "سجاده ای" می انداختیم به گستردگی زمین...و"ستاره ای" از آسمان به زیر می کشیدیم به یاد تو... و "ساعتی" برای شمار ثانیه هایی که بی تو گذشت و "سدر" را به یاد سدره المنتهی مصطفی  (ص) بر سجاده می ریختیم!و "سیصد و سیزده سرباز" و "سلاحی" به نشان پایبندی بر سوگندی که با تو بسته ایم تا خونی که در رگهایمان است  نذر تو باشد که چه نیکو در عهد آموختیم بسراییم " شاهِراً‌ سَیْفی ،  مُجَرِّداً قَناتی، مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدّاعی فِی الْحاضِرِ وَ الْبادی "و با شمیشر آخته  ، و نیزه برهنه ،  پاسخ ‌گویان به نداى آن خواننده بزرگ در شهر و بادیه ایم.
و سین ششم سجاده مان  را از خدا می خواهیم تا "سرمه" کشد چشمانمان را به وصال دیدارش... و شنوا سازد شنوایی مان را به نوای انا المهدی... اَللّـهُمَّ اَرِنیِ الطَّلْعَةَ الرَّشیدَةَ ، وَ الْغُرَّةَ الْحَمیدَةَ وَ اكْحُلْ ناظِری بِنَظْرَة منِّی اِلَیْهِو سین هفتم را نیز من بر این سجاده می نشانم " سلام علی آل یاسین".
به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجه ابن الحسن العسکری (عج) که صد البته نزدیک است.
علی اکبر رائفی پور
http://antisemitism.blogfa.com
ادامه
99
آرش غنی زاده , ansar_m
باز هم «رسوایی» دهنمكی خبرساز شد/ کفش قرمز پاشنه بلند
http://rajanews.com/detail.asp?id=149810روی خط جشنواره 31‏ام فجر-19/ نقدی بر فیلم «رسوایی»باز هم «رسوایی» دهنمكی خبرساز شد/ کفش قرمز پاشنه بلندگروه فرهنگی - محمد مهدی شیخ صراف: حضور چهامین اثر سینمایی مسعود دهنمکی یکی از نقاط پررنگ سی و یکمین جشنواره فیلم فجر است. تا آنجا که بسیاری از کسانی که به تماشای آن نشسته اند شانس اول تعدادی از سیمرغ های جشنواره فجر را به این فیلم داده اند و استقبال بالایی را هم برای اکران عمومی آن پیش بینی کرده اند. اما جدیدترین ساخته این کارگردان انقلابی سینما چه چیز دارد که اینقدر مورد توجه واقع شده؟ماجرای یوسف و افسانه"افسانه" دختر جوانی که نامش در محله سر زبانهاست در فرار از دست ماموران پلیس و طلبکاری که در ازای طلب خودش به او نظر هم دارد سر از خانه "حاج یوسف" در می آورد که یک روحانی سالخورده است. داستان بر محور این اتفاق شکل می گیرد و دامنه های آن ادامه فیلم را تا پایان پیش می برد. مواجهه های بعدی این دونفر در خلوت خانه و پس از آن در انظار عمومی اتفاقات دیگری را به همراه دارد که از یک سو زندگی دختر و خانواده او را در معرض خطر قرار می دهد و از سوی دیگر موقعیت و اعتبار روحانی را دستخوش تغییر می کند. انتخاب نام یوسف برای این شخصیت هم شاید تلمیحی باشد بر نام یوسف پیامبر(ع) که در موقعیت گناه قرار می گیرد و آزموده می شود.  ادامه‌ای داستانی بر فقر و فحشا رسوایی ده نمکی را پیش از هر چیز می‌توان دنباله‌ای سینمایی برای فقر و فحشا دانست. مستندی جنجالی که موجب شد برای اولین بار نام مسعود ده نمکی به عنوان یک فیلمساز در رسانه‌ها مطرح شود. ده نمکی اما در ادامه ماجراجویی هنری خودش اکنون با گذر حدود ۱۰ سال از فقر و فحشا با روایت زندگی و مشکلات یک دختر بدنام و فقیر در یکی از محله‌های قدیمی تهران و مواجهه او بایک روحانی فاضل، «رسوایی» را به مخاطبین پرتعداد خودش تقدیم کرده تا باز هم با تلفیق دو سوژه جنجالی و ذاتا پرمخاطب شانس خود را برای شکستن رکورد فروش «اخراجی‌ها» امتحان کند.  تسلط مقدم بر جنجال آنچه در طول این سال‌ها موجب شده آثار مسعود ده نمکی به شدت به چشم بیاید و مورد توجه گروه‌های مختلف اجتماعی قرا بگیرد تنها انتخاب سوژه‌های جنجالی نیست، بلکه «تسلط» او بر سوژه‌های انتخابی به عنوان یک دغدغه اعتقادی و شخصی است. هوشمندی ده نمکی در انتخاب موضوع‌هایی که به آن‌ها تسلط دارد را پیش از این در سه گانه اخراجی‌ها نیز شاهد بودیم که با پرداخت مستقیم به سه موضوع به «دفاع مقدس» و «اسارت» و «انتخابات» تجربه‌های موفقی را برایش رقم زد.  اکنون این «تسلط» بر سوژه را به خوبی در «رسوایی» می‌توان مشاهده کرد. ده نمکی تجربه، مفاهیم و اطلاعات مربوط به «فقر و فحشا» را طی این ده سال به مرز پختگی داستانی رسانده و اکنون بر روایت آن کاملا مسلط عمل کرده است. از سوی دیگر حضور او پای درس و صحبت استادان خوشنام اخلاق چون مرحوم حاج اسماعیل دولابی و مرحوم آقا مجتبی تهرانی و تعلق داشتن او به جریان بچه مذهبی‌هایی که پا منبری ثابت این قبیل مجالس هستند موجب شده او در امر حساس تصویر چهره تاثیرگذار از یک روحانی در فیلمش آنقدر موفق عمل کند که شخصیت «حاج یوسف» با بازی اکبر عبدی را تا پای دریافت سیمرغ بهترین بازیگر مرد پیش ببرد و او را به عنوان یک کارک‌تر ماندگار در ذهن مخاطب جاوادنه کند.  کفش پاشنه بلند قرمز توجه ده نمکی به بعد گرافیکی آثارش شاید ریشه در سبقه روزنامه نگاری او داشته باشد. انتخاب و طراحی لوگو برای فیلم، و توجه به نمادهای خاص برای استفاده در این لوگو به همراه نام فیلم علاوه بر جلب توجه مخاطب، موجب آشنایی بصری و ماندگاری آن در ذهن او می‌شود. لوگوی مذکور این بار در ترکیب کفش قرمز پاشنه بلند زنانه و واژه «رسوایی» به رنگ سفید در زمینه مشکی رنگ جلوه گر شده است و ادامه آن را در طراحی تیتراژ اولیه ساده اما زیبای فیلم با تصاویر معماری سنتی و اسلامی نیز شاهد هستیم.  دوربین عکاسی و تصاویر زنده در حالیکه هنوز حرف از نگاتیو و دوربین‌های تصویر برداری ۳۵ میلیمتری گرانقیمت در سینما هست، تصویر برداری دیجیتال با دوربین‌های عکاسی حرفه‌ای که قابلیت‌هایی بالایی در تفکیک نور و رنگ دارند به همراه انعطاف در استفاده از لنزهای متعدد و گوناگون توانسته آثار کیفی بالا و به نسبت کم هزینه تری را از لحاظ تصویر برداری برای آثاری مانند رسوایی ارمغان بیاورد. نقطه قوت دیگر این فیلم را باید در تصویر برداری با کیفیت و انتخاب قاب‌های مناسب دانست که کاملا متناسب با فضای فیلم در لوکیشن‌های شلوغی مانند کوچه، بازار و مسجد توانسته کاملا موفق عمل کند و در صحنه‌هایی هم که دوربین روی دست قرار می‌گیرد کاملا دست کارگردان را در طراحی میزانسن و دکوپاژ باز گذاشته است.  انتقاد اصلی و یک سوال بی‌جواب انتقاد اصلی به «رسوایی» که شکل ایراد نیز به خودش پیدا می‌کند نوع پرداخت به شخصیت «افسانه» با بازی الناز شاکر دوست است. جنس دیالوگ‌ها و جلوه‌گری با ناز و افاده‌های یک زن بی‌قید و بند شاید در بعضی موارد آنقدر به چشم بیاید که آزردگی‌هایی را برای برخی مخاطبین مذهبی فیلم ایجاد کند. اما دونکته قابل تامل نیز وجود دارد که اولا نه تنها پوشش و حجاب این کارک‌تر خط قرمزی را نشکسته و با دیگر فیلمهای امروز سینمای ایران تفاوتی ندارد، بلکه حساسیت بیشتری در طراحی آن به کار رفته است و سعی شده با استفاده از رنگ قرمز به هدفش دست پیدا کند. ثانیا این شیوه پرداخت در مقابل تضادی که با معنویت نقش مقابل آن یعنی روحانی فیلم ایجاد کرده در خدمت رساندن پیام اصلی اثر است. در ‌‌نهایت باز هم با این سوال تکراری و بی‌جواب را مواجه هستیم که بلاخره برای نمایش یک کارک‌تر زن با انحرافات اخلاقی در سینمای ما کاری غیر از این هم می‌شود کرد؟  پایان بندی و رضایتمندی وضعیت افسانه و زندگی برادرش در خطر است. آبروی حاج یوسف هم که خواسته «به جای گرفتن مچ افسانه، دست او را بگیرد» اسباب سوء استفاده فراهم کرده و سی دی حاج یوسف و افسانه در محله پخش شده است. دیگر کسی جواب سلام نماز حاج یوسف را نمی‌دهد. جمعیت برای بیرون انداختن «زن فاسق» از محله به سمت خانه او می‌روند اما سرنوشت طور دیگری رقم می‌خورد تا در سکانس پایانی مخاطب با اهل محل همداستان شود و با رضایتمندی سالن سینما را ترک کند و ثابت شود دهنمکی در پیوند سینمای دینی به مخاطب گام محکمی را برداشته است.
ادامه
کامنت بنویسید...