شعر , poemclub

شعر

شعر , poemclub

شعر

7,879نــــفــــــر
عضو شده اند
7,879نفر عضو شده اند
تاب گیسویم سرابی بیش نیست... نقش بیهوده بر آبی بیش نیست... این لب لعل و حدیث چشم مست... حربه و ابزار جنگ شعر نابی بیش نیست..تاب گیسویم سرابی بیش نیست... نقش بیهوده بر آبی بیش نیست... این لب لعل و حدیث چشم مست... حربه و ابزار جنگ شعر نابی بیش نیست..مشاهده کامل مشخصات
20 آذر 1383
به سایت آزاداندیش www.Azadandish.ir سر بزنید.فراموشمون نكنید منتظر خبرها و یا نظراتتون در سایت آزاداندیش هستم وبلاگهای زیبا اگه داشته باشید برام آدرسشو بفرستید در اون سایت معرفی می كنم

اعضاء

  • اهـنوس     , vahid_joker
  • جواد صارمی , ramtins21
  • شهرام آذین , shahram_azin
  • آسمان بارانی , lilipoot62
  • هێـــــرش حسینی , hiiirash
  • عــ ـلــﮰرضــ ـــآ ر , alireza_shy
  • سعید چام , saeed_cham
  • حدیث  , starshangool
  • علی عطا , ata_raha
  • محمد سعیدی , baggioo
  • بهادر یزدانی , mirbahador1369
  • رسول رهنما , rasol_rahnama
  • مانی  , mani_670
  • دکی محمود , volf5820
  • علیرضا شایگان  , shayegan_ali
  • 7879 نفر

    morebox img

کلوبهای مشابه

  • سحرگه راز , sahargaheraz
  • آفتاب ایران زمین , aftab_iranzamin
  • مولوی , mowlaviclub
  • بسیج استاپ , basijiclub
  • ایران , persian_civilization
  • بیاتو موزیک , biya2music



تبلیغات

  عناوین بحث ها پاسخها بروز رسانی
1048
95/6/4 (11:49)
شعر , poemclub
برگردان موسیقی های شیطانی
رابطه موسیقی با ریاضی رابطه بسیار تنگاتنگی هست. پس میشه با موسیقی هم معادله نوشت! اگر بعضی آهنگ ها رو برعکس کنیم، معادله حل میشه، یعنی یک شعر نو میشنویم که عمدتا" تبلیغ شیطان هست. گروههای شیطان پرستی و فراماسونری با استفاده از این علم، پیامهای خودشون رو در دل موسیقی پنهان میکنند. برای آزمایش ابتدا فایلهای زیر را دانلود کنید. در این مرحله شما یک موسیقی معمولی میشنوید. با استفاده از یک نرم افزار که بتواند موسیقی را reverse کند، فایل را برعکس کنید و خودتان امتحان کنید که چه میشنوید! اگر فعلا به همچین نرم افزاری دسترسی ندار ید اشکال ندارد، در ادامه ی فایل برعکس آهنگ هم وجود دارد که میتوانید بشنوید!!! نمونه اول اصل : نگو یه روز میری و پیشم نمیای دیگه اگه اگه مث قدیما منو نخوای دیگه اما باز به یاد تو گریونه دلم دیگه دیگه بعد تو عاشق نمیشم نگو یه روز میری و پیشم نمیای دیگه اگه اگه مث قدیما منو نخوای دیگه اما باز به یاد تو گریونه دلم دیگه دیگه بعد تو عاشق نمیشم عاشق نمیشم...   برگردان : هرچی نوشتم هرچی نوشتم با صدا بگین بگین اونور [...] با صدای تو اومد بگین آخرالزمونی که (تو)‌ قصه میگن اینه بگین دین مسیحایی این تو نیومد هرچی نوشتم هرچی نوشتم با صدا بگین بگین اونور [...] با صدای تو اومد بگین آخرالزمونی که (تو)‌ قصه میگن اینه بگین دین مسیحایی این تو نیومد   کد:
http://pezeshkcenter.persiangig.ir/interuniversal/2.mp3 نمونه دوم اصل : مگه جردن چی داره، میگن تو هر دقیقه اش، دل میشه تیکه پاره آخ، پسر دخترا، پسر دخترا، مگه جردن چی داره میگن تو هر دقیقه اش، دل میشه تیکه پاره پسر دخترا، پسر دخترا، مگه جردن چی داره میگن تو هر دقیقه اش، دل میشه تیکه پاره میگن تو هر دقیقه اش، دل میشه تیکه پاره   برگردان : الله نگید، بشین بریم، یا حبیب، الله، هو نگین الله نگید، بشین بریم، یا حبیب، الله، هو نگین ملودیش دندان شکن، عادت کن به غاصب، عادت کن به غاصب الله نگید، بشین بریم، یا حبیب، الله، هو نگین ملودیش دندان شکن، عادت کن به غاصب، عادت کن به غاصب الله نگید، بشین بریم، یا حبیب، الله، هو نگین ملودیش دندان شکن
کد:
http://pezeshkcenter.persiangig.ir/interuniversal/3.mp3 نمونه سوم اصل : طلسم شهرو وا کرد سیندرلا عروس شد، قصه ما تموم شد سیندرلا عروس شد، قصه ما تموم شد سیندرلا عروس شد سیندرلا، سیندرلا، سیندرلا   برگردان : من ابلیس، من ابلیس، من ابلیس پشت حلقه بنویس، همه شو از غم بنویس پشت حلقه بنویس، همه شو از غم بنویس پشت حلقه بنویس، [...] و اشک صله
کد:
http://pezeshkcenter.persiangig.ir/interuniversal/4.mp3   اطلاعات بیشتر در: http://www.cloob.com/club/post/show/clubname/quranclub/topicid/2204162/wrapper/true
ادامه
99
11
3
6
فاطمه زهرا شیری , kozoros
پنجشنبه 4 اردیبهشت ، 12:37
در ابعاد این عصر خاموش،من ازتصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم.بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است.
وتنهایی من شببخون حجم تورا پیش بینی نمی کرد.
وخاصیت عشق این است
ادامه
شعر , poemclub
اگر آن ترک شیرازی ...

  
  ماجراها و مناظره های : اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

حافظ :اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما رابه خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا راصائب تبریزی:هر آنکس چیز می بخشد، ز جان خویش می بخشدنه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا رااگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما رابه خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا راشهریار:هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشدنه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا راسر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشندنه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها رااگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما رابه خال هندویش بخشم تمام روح و اجزا رایاریاگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما رابه خورشید و فلک سایم از این عزت کف پا راروان و روح و جان ما همه از دولت شاه استمن مفلس کی‌ام چیزی ببخشم خال زیبا رااگر استاد ما محو جمال یار می‌بودیاز آن خود نمی‌خواندی تمام روح و اجزا را؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما رافدای مقدمش سازم سرودست و تن و پا رامن آن چیزی که خود دارم نصیب دوست گردانمنه چون حافظ که میبخشد سمرقند و بخارا را؟؟؟؟؟؟؟اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما رابه خال هندویش بخشم سریر روح ارواح رامگر آن ترک شیرازی طمع کار است و بی چیز است؟که حافظ بخشدش او را سمرقند و بخارا راکسی که دل بدست آرد که محتاج بدنها نیستکه صایب بخشدش او را سرو دست و تن و پا رارند تبریزیاگــــر آن تـــــرک شیرازی بـــه دست آرد دل مـــا رابــهــایـش هـــم بــبـــایـــد او بـبخشد کل دنیـــــا رامـگــر مـن مـغـز خــر خــوردم در این آشفته بــازاریکــه او دل را بــه دست آرد ببخشم مــن بــخارا را ؟نه چون صائب ببخشم من سر و دست و تن و پا راو نــــه چـــون شهریـــارانم بـبـخشم روح و اجــزا راکـــه ایـن دل در وجـــود مــا خــدا داند که می ارزدهــــزاران تــــرک شیـراز و هـــزاران عشق زیــبــا راولی گــر تــرک شـیــرازی دهـد دل را به دست مــادر آن دم نــیــز شـــایـــد مـــا ببخشیمش بـخـارا راکــه مــا تــرکیم و تبریزی نه شیرازی شود چون مـابـــه تــبــریــزی هـمـه بخشند سمرقـند و بـخـارا را؟؟؟؟؟؟عجب آشفته بازاری ، خریداران دانا راهمه ترکان تبریزی ، بت زیبای رعنا راگشاد دست صائب بین ، پشیمان می شود منشینخریداری چنین هرگز ، چه ارزان داده اعضا راسر ودست بلورین را ، تن رعنای سیمین راکه بر کارش نمی آید ، بجایش دست و هم پا رابیبن این را به آخر شد ، عنایاتش چه وافر شدنه تنها جمله اجزا را ، چو مردان روح والا رااز این بهتر چه می خواهی ، زیانت می رسد باریبیا ای ترک شیرازی ، ببر این مرده کالا رابیا دلدار شیرازی ، ببین رند از سر مستیچه می گوید نمی دانم ، مگر گم عقل برنا راشماتت بر خریداران ، چو سنگ از آسمان بارانچرا اینگونه گفتن ها ، چنین عرضه تقاضا رابرابر می کند دل را ، که برتر می کند دل رازعشق ترک شیرازی ، همو بخشد همان ها راسر آخر چه می نازد ، به شهر خواجه می تازدسخاوت می کند او هم ، سمرقند و بخارا رابدور از قیل و این غوغا ، سر خود (بی نشان) بالادعا کردم یکایک را ، تو هم (انّا فتحنا) را؟؟؟؟؟؟کلام و درد حافظ سخاوت یا خساست نیستنخواندی بیت دیگر را که فرموده شمایان را“ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی استبه آب و رنگ و خال و خط، چه حاجت روی زیبا را”؟؟؟؟؟؟اگر آن کرد گروسی بدست آرد دل ما رابه خال هندویش بخشم تن و جان و سر و پا راجوانمردی بدان باشد که ملک خویشتن بخشینه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا راو دکتر انوشه با کمی ور رفتن با اشعار فوق گفته:اگر آن مه رخ تهران بدست آرد دل ما رابه لبخند ترش بخشم تمام روح و معنا راسر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشندنه بر آن دلبر شیرین که شور افکنده دنیا راویا در جایی دگر کمی طنزآلودآگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما رابه خال هندویش بخشم یه من کشک و دو من قارا
سر و دست و تن و پا را ز خاک گور میدانیمزمال غیر میدانیم سمرقند و بخارا را
وعزراییل ز ما گیرد تمام روح اجزا راچه خوشترمیتوان باشد؟؟ زآن کشک و دو من قارااما داستان باز هم ادامه یافتاگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سریر روح ارواح را
مگر آن ترک شیرازی طمع کار است و بی چیز است؟ که حافظ بخشدش او را سمرقند و بخارا را
کسی که دل بدست آرد که محتاج بدنها نیست که صایب بخشدش او را سرو دست و تن و پا راتابه این شعر میرسیم که با کمی تغییر در وزن. حافظ را مسؤل تمام این دعاوی میداندچنان بخشیده حافظ جان! سمرقند و بخارا را که نتوانسته تا اکنون کسی پس گیرد آنها را
از آن پس بر سر پاسخ به این ولخرجی حافظ میان شاعران بنگر فغان و جیغ دعوا را
وجود او معمایی است پر از افسانه او افسون ببین! خود با چنین بخشش معما در معما رادوستی گوید:هر آنکس چیز می بخشد ،به زعم خویش می بخشد یکی شهر و یکی جسم و یکی هم روح و اجزا راکسی چون من ندارد هبچ در دنیا و در عقبا نگوید حرف مفتی چون ندارد تاب اجرا رامحمد فضلعلی میگوید:اگر یک مهرخ شهلا بدست آرد دل ما را زیادت باشد او را گر ببخشم مال دنیا راسر و دست و دل و پا را به راه دین می بخشند نه بر گور و نه بر آدم گری بخشند این ها راو در جواب دکتر انوشه  و شهریار و… محمد فضلعلی می گوید:مگر ملحد شدی شاعر که روح و معنیش بخشی نباشد ارزش یک فرد زیبا روح و معنا راامام عصری و حاضر!  چنین بیهوده می گویی؟ که روح و معنیش بخشی یکی مه روی شهلا را ؟وگر لایق بود اینها به خاک پای او بخشم که نالایق بود دست و سر و هم روح و معنا راو محمد فضلعلی در ادامه به طنز می گوید:مگر یک مه رخ خاکی به معنا  چیز میبخشد؟ وگر روح ارزشش این گونه باشد عرش اعلا را؟به یک مه روی تهرانی مگر معناش میبخشند؟ به یاوه چرت می گویی! ندانی این معما را!الا ای حاتم طائی ! زجیب غیب می بخشی؟ نباشد ارزش یک بچه میمون ! روح ومعنا را!البته این جواب  موید حافظ است نه در جواب او! که معشوق را باید پایاپای هدیه بخشید!و ارزش ترک شیرازی بیش از سمرقند و بخارا نیست!هرگاه جوابم تکمیل تر شد اینجا خواهم آورد…سید حسن حاج سید جوادی در جواب به دکتر انوشه:
اگر میر کمانداران به دست آرد دل مارا به ابروی خمش بخشم هزاران شعر زیبا را
تمام روح و معنا را به دست یار می بینم چرا بخشم بر او چیزی که باید او دهد ما راآقای فرشاد از باز دید کنندگان عزیز هم چنین بر ما روایت همی کنند که:((دوست عزیز حواستان کجاست؟ با این غزل مهرانگیز رساپور (م. پگاه) جناب حافظ سمرقند و بخارا را ۵ سال پیش از ترک شیرازی پس گرفته و داده است به خود خانم پگاه! بفرمایید:پگاه و بخشندگی حافظ !
مهرانگیز رساپور ( م . پگاه)
Sat / 31 12 2005 / 9:49چنان بخشیده حافظ جان، سمرقند و بخارا رابیا حافظ که پنهانی، من و تو دور ازاین غوغا که بریک طره‌ی مویش، ببخشی هردو دنیا را !شنیدم خواجه‌ی شیراز، میان جمع میفرمود: « ” پگاه” است آنکه پس گیرد، سمرقند و بخارا را !»بدین فرمایش نیکو که حافظ کرد می‌دانم ، مگر دیگر به آسانی کسی ول می‌کند ما را !در اینجا بد نیست نگاهی بندازیم به نظرات و اشعار و جوابیه های برخی از بازدیدکنندگان وبلاگ که با نام خودشون درج کردم.. ضمنا از همه دوستان کمال تشکر رو دارم که همکاری کردن.داود ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ - جمعه، ۱۶ بهمن ۱۳۸۸اگر آن لر شیرین گو  بدست آرد دل مارا به خال هندویش بخشم آن یکی و آن دو تا را که کس گر چیز می بخشد  از این چیزها می بخشد نه چون حافظ که می بخشد سمرقند وبخارا راایشون هم خودشونو اینجوری معرفی کردن.:یک انسان ۱:٠۴ ‎ق.ظ - سه‌شنبه، ٢٠ بهمن ۱۳۸۸سلام دوست خوب حالا که دعوا بر سر ترک شیرازیه منم یه جوابیه بنویسم بد نیستبه خال هندویش بخشم هر آنچه مانده بر جا را
اگر آن ترک شیراز بدست آرد دل ما را
که آنچه شهریار و حافظ و صائب به خال هندو بخشیدندهمه من پیشکش کردم بی آنکه بینمت جانا
کنون شیدایی ام باشد همه داراییم مه رخ
که آن را نیز می بخشم  به خال هندویت یاراعلی.ا ۱:٠٢ ‎ق.ظ - شنبه، ٢۴ بهمن ۱۳۸۸خیلی کیف کردم و لذت بردم ولی نمیدونم چرا همه .همه چیزو به ترک شیرازی میبخشن. چون خدائیش هیچ وقت زیبا روهای شیراز به تبریز نمیرسه به خاطر همین یه جوابیه هم من مینویسم:(البته من تبریزی نیستم ولی تبریزی ها رو دوست دارم)
اگر آن ترک تبریزی بدست آرد دل مارا
به لبخند ذلیخایش ببخشم کل دنیا را
به لبخند ذلیخایش که دادم کل دنیارا
بریزم زیر پایش ساکنان عرش اعلا را
نه چون حافظ نه چون صائب نه همچون شهریارانم
که بر آن ترک شیرازی دهند اینها و آنها را
نمی بخشم سمرقندی. تنی. روحی به شیرازی
که هرگز می نبردست او در این عالم دل ما را
تفاوت بین اینها از زمین تا آسمان باشد
کجا گیرد زمین خشک صحرا جای دریا را
اگر من برگزینم ترک شیرازی به تبریزی
ونوس زیبای زیبایان ملامت میکند ما را
امیدم هست هر شاعر برای وصف زیبائی
چنین گوید از این پس شرح حال روی زیبا را
به زیبائی! که حتی حوریان عرش اعلا هم
نمیگیرند هرگز جای ترک آذری ها را شاعر معاصر متخلص به ستوده ۴:۴٧ ‎ب.ظ - شنبه، ۱ اسفند ۱۳۸۸اگر از رحمت اعلا فرا گیرد دل مارا
همان حافظ چه می داند به معنی شور سقا را رادین ۱٢:۴٧ ‎ب.ظ - چهارشنبه، ۵ اسفند ۱۳۸۸ جواب شحص خودم: اگر ان ترک شیرازی بدست ارد دل ما را
بدو بخشم  دل و مهر و وفا ها را
نه مثل دیگران بخشم تمام  روح و معنا را سرو دست و تن و پارا سمرقتد و بخارارا
جوان مردی نه ان باشد که پشت رفتهگان بندی
مرام عشق نه ان باشد که از مال دیگری بخشی
تمام روح و معنا را  سر و دستو تنو پا را  سمرقندو بخارا را
فقط ان خالقی بخشدکه خلق کرده ما ها را
نه من ان خلق محدود که با گفتنم  بخشم
ادامه
6
1
5
راضیه رستگار , mershen
چهارشنبه 23 مرداد ، 20:12
براو که رود و ریحان است میثم جانم رامی دم....
ادامه
شعر , poemclub
سرسبز ترین بهار تقدیم تو باد
http://www.hamseda.ir/fa/pages/?cid=1944 سرسبز ترین بهار تقدیم تو باد مترصد فرصتی بودیم برای نوشتن سطری چند در این دفتر به رسم تبریک ایام نوروز و حلول فصل سبز عشق...   دفترچه ی سبز خاطره پرپر شد
هر لحظه فدای لحظه ای دیگر شد
یکسال گذشت و تک گل باغ نگاه   یک شاخه ی خشکیده به روی در شد مترصد فرصتی بودیم برای نوشتن سطری چند در این دفتر

به رسم تبریک ایام نوروز و حلول فصل سبز عشق

شعری زیبا از شاعری توانمند نظرمان را جلب کرد

و ثبتش را بر اوراق این دفتر، واجب.    

  ضمن آرزوی سالی سبز؛ سرشار از سلامتی و شادکامی،     ادامه تصاویر در سایت همصدا   http://www.hamseda.ir/fa/pages/?cid=1944        
ادامه
شعر , poemclub
عشق
عشق زندگی است. عشق هرگز خطا نمی كند، و زندگی ، تا زمانی كه عشق هست به خطا نمی رود. ذر بنیان تمامی مخلوقات ، عشق همجون عطیه برتر حاظر است – زیرا هنگامی كه هر چیز  دیگری به پایان می رسد ، عشق می ماند.           اگر به زبان مردم و فرشتگان سخن گویم و عشق نداشـتـه باشم ، بـه نحاس صدا دهنده و سنج فغان كـــــــننده مــــــاننده شـــــــده ام. اگر صاحب عطیه پیشگویی باشم و آگاه باشـم بر تمام اســـــرار و بر تمامی دانش ها، اگر ایمانم چنان كامل باشد ، تا آنجا كـــــه  كــــــوه ها   را  جـــا  بـــه  جـــا  كنــــم ،   و عشق نداشته باشم ، هیچم.   و اگر تمام اموالم را میان فقرا تقسیم كنم و اگر بدن خود را به آتش بسپارم ، اما عشـــق نداشــتــــه باشــــــم هیچ حاصلی به دستم نیست.       عشــــق بــردبــار اســت عشــق مهربان اســت در آتش حسد نمی سوزد كـبـر نـدارد ، غرور نــدارد اطـوار نا پـسـنــدیــده نـــــدارد نفع خویش   را  خواهـــان   نیـــــــت خــــــشــم         نــــــــــمـــی      گـیــــــرد   ســـوء ظــن نـــدارد   از ناراستی شاد نمی شود ،  امـــا با راستی به شــــعــف مـــی آید در همه چیز صبر می كند همه را باور می كند همواره امیـدوار است و همواره بردبار.                 عشق هرگز نابود نمی شود ، اما پیشگویی ها نیست می شوند و زبان ها پایان مـــــــــی یا بنــــــــــد و دانش زایــل مـــــی   شوند      .    زیرا دانش   ما   جزیی   اســــت     و پیشگویــی   ما   جزیی  است، اما  آنگاه  كه  كامل  بیــاید، جزیی نابود خواهد شد.     آن گاه كه طفل بودم همچون طفلی سخن می گفتم و احساسم كودكانه بود آن گاه كه مرد شدم كارهای كودكانه را ترك گفتم.   چرا كه اكنون در آینه می بینم ، معما وار ، و در آن هنگام ، چهره به چهره می بینیم اش ، اكنون دانشی جزئی دارم ، و در آن هنگام خواهم شناخت ، همان گونه كه شناخته شدم     اینك اما سه چیز می ماند، ایمان ، امید ، و عشق. اما برترین آنها ، عشق است................... برگزیده ای از عطیه ی برتر ( رساله ای درباره ی عشق )       پائولو كوئلیو
ادامه
10
1
5
بهار عشق , l0000000ve
جمعه 31 اردیبهشت ، 09:41
کشکه!
ادامه
شعر , poemclub
هرگز برای دوست داشتن پایانی نیست

هرگز برای دوست داشتن پایانی نیست    
من زمین و آسمان را  کهکشان را دوست دارم من پل رنگین کمان را  آفتاب مهربان رادوست دارم ابرهای پر ز باران کوهساران ماهتاب و لاله زاران   من تمام مردم خوب جهان رادوست دارم عاشقان ناتوان را   عشق های بی امان را  من تمام شاپرکهای جهان رادوست دارم   دوستی های نهان را  خنده های ناگهان را  بوسه های صادق و سرشارمان را  من تمام درد های تلخ و شیرینجهان را  دوست دارم   مادران را   قلبهای پاکشان را اشکهای نابشان را دستهای گرمشان را حرفهای از صمیم قلبشان را شوروشوق چشمشان را من تمام ساکنان قلبهای عاشقانرا دوست دارم   من دروغ بچگان را شیطنتهای همیشه بکرشان را رازشان را پاکی احساسشان را خنده های شادشان را بادبادکهای قشنگ و نازشان را دستهای کوچک وپربارشان را هر نگاه خالی از نیرنگشان را اعتماد خالی از تردیدشان را من تمام شیطنتهای جهان را دوست دارم   سایه های کاج های مهربان را بید مجنون ها و برگ نازشان را سروها و قامت رعنایشان را نخلها و ارتفاع نابشان را تاکها و مستی انگورشان را سر کشی های شراب و ... راستی من تمام درختان انگورجهان را دوست دارم   نازهای معشوقان زمان را دل شکستنهای بی منظورشان را بوسه های گرمشان را قهرهای تلخشان را آشتیهای زود هنگامشان را عشقهای آتشین و پر رنگشان را قلبهای بی تاب و تنگشان را آشنایی های پرلبخند شان را و خداحافظی های پر اشکشان را گریه های شوقشانرا ضربه های قلبشان را حرفهای بی حد و مرزشان را من تمام عشق های جاودان را  دوست دارم لیلی و مجنونمان را خسرو و شیرینمان را کوه کن فرهادمان را....   یادم آ مد من خدا را وخودم راوجهان را دوست دارم دوست دارم دوست دارم می پرستم..... تا ابد هر جا که هستم
ادامه
8
4
25
نیوشا صالحی , ruyal_63
جمعه 8 اردیبهشت ، 19:43
عالی بود. عالی
ادامه
راضیه رستگار , mershen
چهارشنبه 23 مرداد ، 20:08
عالی بود
ادامه
آنا  , f_ana68
پنجشنبه 3 بهمن ، 16:11
لایک
ادامه