مرکز ملی پاسخگویی , pasokh

مرکز ملی پاسخگویی

مرکز ملی پاسخگویی , pasokh

مرکز ملی پاسخگویی

19,626نــــفــــــر
عضو شده اند
19,626نفر عضو شده اند
پاسخگوی سوالات: قرآنی، اعتقادی، مشاوره ای، خانوادگی، اخلاقی و تربیتی، احکام و تاریخی شما هستیم. «کلوب رسمی مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی»پاسخگوی سوالات: قرآنی، اعتقادی، مشاوره ای، خانوادگی، اخلاقی و تربیتی، احکام و تاریخی شما هستیم. «کلوب رسمی مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی»مشاهده کامل مشخصات
2 اردیبهشت 1387
پاسخگویی به سوالات:
قرآنی، اعتقادی، مشاوره ای، خانوادگی، اخلاقی و تربیتی، احکام و تاریخی.

اعضاء

  • بهنام فرزاد , rahnemaay
  • شهید چمران , 1024hamid1024
  • مهدی پژوهش , mehdi_pazhouhesh
  • محسن بهاری , naderen20
  • ی م , yaserxan
  • نغمه   , najmeh1985
  •                           سپید                      , diana_1364
  •  م ه د ی ه  م ه د ی   , zzzz123
  • عقیدتی  , roshanfekr89
  •  مدیون زهرا سلام الله علیها , arghanoon65
  • مهتاب خوشبخت , 354
  • کورش کبیر , jaber13666931
  • سیدعلی موسوی , sam00000
  • علیرضا حیدری , alireza_haydari
  • علیرضا   , 9dar4
  • 19626 نفر

    morebox img

کلوبهای مشابه

  • مشاوره ازدواج و خانواده , shenakhtclub
  • نسل جوان , javanclub
  • رهپویان قرآن , qoranasemani
  • پیشروان ظهور  , pishrovanezohour
  • امیر المؤمنین (ع) , amir_al_momenin



تبلیغات

مرکز ملی پاسخگویی , pasokh
تولد انسان های معلول یا ناقص الخلقه چطور با عدل خدا سازگار است؟

جهانى که ما در آن زندگى مىی کنیم، جهان ماده است، یعنى هر چیزى در شرایط خاص و با علل و اسباب خاص خود به وجود مى ‏آید و تدریجاً کامل مى‏ گردد. اگر شرایط و حدود آن مراعات نشود، موجودى ناقص و بى فایده و گاه زیانبار به دست مى‏ آید.
میوه درخت در موقعى به صورت کامل به دست مى ‏آید که باغبان آن را به موقع آب و کود دهد و به کلیه اصول رشد توجه داشته باشد و آن‏ها را فراهم آورد. در غیر این صورت میوه درخت به صورت کامل به دست نمى ‏آید، زیرا جهان مادى و طبیعى این طور نیست که در هر شرایطى موجودات سالم و کامل تحویل دهد.
پس براى به دست آمدن میوه سالم و کامل، باغبان باید آن چه را در پرورش و تکامل آن لازم است، مراعات کند.

همچنین براى نوزاد سالم ضرورت دارد پدر و مادر، آن چه را در پرورش و تکامل او لازم و مفید است، بدانند و آن‏ها را همیشه مراعات کنند.
ما هستیم که در بسیارى از موارد در اثر مراعات نکردن شرایط بهداشتی، کودکان ناسالم به وجود مى ‏آوریم.
پس در این گونه موارد نباید آن را تقصیر دستگاه آفرینش بگذاریم، زیرا خداوند براى تکامل هر موجودى شرایط خاصى قرار داده است که اگر آن‏ها مراعات شود، هر چیزى نیکو و مفید به وجود خواهد آمد.

به عبارت دیگر: سالم و ناقص به دنیا آمدن، علل و اسباب مادى خاص خود را دارد. هر معلول و پدیده ‏اى از علت خاص خود صادر مى‏ شود.
بنابر این هر نوع نقصی که در موجودات جهان وجود دارد از ناحیه موجودات است نه خداوند و به تعبیر دیگر فیض از طرف خداوند تمام است و نقص از طرف دریافت کننده فیض است.
هنگامی که علت و اسباب و شرایط به وجود آمدن نوزادی ناقص باشد، یا از نظر ژنتیکی( که بسیاری از جهات آن هنوز شناخته نشده) ، نوزاد ناقص به دنیا می‏ آید.
جهان آفرینش شرایطى دارد که اگر کسى آن‏ها را مراعات نکند، در نتیجه نواقصی به بار آید، تقصیر از خود او است و ربطى به عالم آفرینش ندارد.(۱)

بوعلى سینا مى گوید: خدا زردآلو را زردآلو نکرده بلکه زردآلو را ایجاد کرده است.
زردآلو از باب مثال است، منظور همه موجودات است، خدا اشیا را آفریده و آن‏ها ذاتاً اختلاف دارند. قرآن مجید این مطلب را با یک تمثیل بیان کرده و فرموده است:
«خدا از آسمان آبى فرود آورد و هر رودخانه‏اى به قدر ظرفیت خودش سیلان یافت».(۲) یعنى رحمت فیض پروردگار هیچ موجود مستعدى را محروم نمى‏ سازد و براى همه یکسان است، ولى استعداد و ظرفیت موجودات یکسان نیست. استعدادها مختلف است. هر ظرفى به قدرى که گنجایش دارد، از رحمت خدا لبریز مى‏گردد. پس هر موجودى، حق خود را که امکان داشته دریافت دارد، دریافت کرده است».(۳)

بنابراین نباید تصور کرد که خداوند یکى را که ممکن بود زیبا باشد، زشت قرار داد و دیگرى را که ممکن بود زشت باشد، زیبا قرار داد و با قید قرعه و یا یک اراده تبعیض‏آمیز هر یک از آن‏ها را انتخاب کرد، بلکه هر جزء از اجزاى جهان تنها به همین جور که هست، امکان وجود داشته و خدا همان آفرینش را به آن داده است. اگر بخواهیم از دیدگاه علمى سخن گوییم، این گونه مى‏توان گفت که هر ماده با توجه به ویژگى و شرایط خود از وجود و کمالات وجود برخوردار مى‏شود. تفاوت­ هایى که در جهان مادى و طبیعى وجود دارد، براساس تفاوت در عناصر مادى است، مثلاً کسى که از نظر زیبایى یا زشتى، شکل و وضعى خاص دارد، بر اثر تفاوت ژنتیکى و عوامل محیطى و مادى وراثت و... است که هزاران مورد شناخته شده و یا ناشناخته در طبیعت در آن‏ها دخالت دارد و یا حتى امور غیر مادى مانند نحوه آمیزش یا مواد و غذاهایى که پدر و مادر قبل از آمیزش، یا مادر بعد از آن در دوران جنینى تغذیه مى‏ کنند یا مانند تأثیر الکل و مواد اعتیادزا در شکل و حالت و وضع و سلامت و بهره هوشى و استعداد کودک که امروزه بدون تردید شناخته شده است.

طبق این سخن فیض الهى از ناحیه خدا تمام است و او در حق هیچ موجودى تبعیض روا نمى‏ دارد، بلکه موجودات هستند که به فراخور شأن و جایگاه و مرتبه خود و عوامل دیگر قبول فیض مى‏ کنند و به اندازه استحقاق، در مرتبه ‏اى از عالم هستى جا مى‏ دارند. در جهان خلقت آنچه که وجود دارد تبعیض نیست، بلکه تفاوت است، همان طور که ظرف یک لیترى نسبت به ظرف پنج لیترى مقدار کمترى آب در خود جاى مى‏ دهد. آرى هر موجودى در نظام هستى به میزان ظرفیت خود دریافت فیض مى‏ کند.

درست است نوزاد ناقص الخلقه به خاطر پدر و مادر یا محیط و... چنین به دنیا آمده، اما از طرفى خداوند نسبت به معلولان ملاحظاتى نموده که لطف بزرگى است، از جمله این که تکالیف شرعى آنان را آسان گرفته و پاداش عبادت آنان را بزرگ­تر قرار داده و اداره زندگى آنان را(در صورتى که قادر به اداره آن نباشند) بر عهده حکومت اسلامى گذاشته است. در نهایت آن چه را ملاک برترى است، در اختیار همه قرار داده است که همه افراد بشر(حتى معلولان و ناقص‏ها) می توانند داشته باشند و آن عبارت است از تقوا و پرهیزکارى.
قرآن فرمود: «گرامى‏ ترین شما پیش خدا با تقواترین شما است». چه بسا در جهان دیگر، بسیارى از ضعف هایى که ناخواسته بر نوزاد و فرزند تحمیل شده است، جبران شود. در نتیجه: آنچه در جهان هستى و آفرینش وجود دارد، تفاوت‏ها است، نه تبعیض‏ها. تفاوت‏ها نیز معلول اعمال و اسباب است و خداوند به هر موجودى به اندازه ‏اى که قابلیت و استعداد دارد و شرایط و اسباب آن اقتضا مى‏ کند، وجود و هستى مى ‏بخشد.

پی‌نوشت‌ها:
۱. مؤسسه در راه حق، بیست پاسخ، ص ۲۸.
۲. رعد(۱۳) آیه ۱۷.
۳. استاد مطهرى، مجموعه آثار، ج ۱، ص ۱۷۲ - ۱۷۱، با تلخیص.

ادامه
99
مرکز ملی پاسخگویی , pasokh
چرا گاهی نتیجه دعا غیر از آن چیزی است که از خداوند حاجت خواسته ایم؟

خداوند کریم امر به دعا و ضمانت به استجاب نمود، پس دعا را مستجاب می‌نماید، ولی استجابت دعا این نیست که فرمانبردار دستورات دعا کننده باشد و یا حتماً همان چیزی که او خواست را در همان زمانی که او خواست بدهد.
بدیهی است که اگر دعای بندگانش را مستجاب نمی‌نمود، یا همه هلاک شده بودند و یا حتی مؤمنین و دعا کنندگان نیز در شرایط خیلی خیلی ناخوشایندی به سر می‌بردند، چرا که از نظر لطف الهی محروم شده بودند. لذا به پیامبرش (ص) به بندگانم بگو اگر دعا شما نبود که به شما نظر نمی کردم، و بدیهی است هر کس تکذیب کند، خودش لوازم عذاب خود را فراهم کرده است:
« قُلْ مَا یَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ یَكُونُ لِزَامًا» (الفرقان، ۷۷)
ترجمه: بگو اگر دعاى شما نباشد پروردگارم هیچ اعتنایى به شما نمى‏كند در حقیقت‏شما به تكذیب پرداخته‏اید و به زودى [عذاب بر شما] لازم خواهد شد.
خداوند کریم دعا را مستجاب می‌نماید، اما دنیا را دار جبر نیافریده که اگر هیچ شرطی نیز برای تحقق امری فراهم نبود و یا به قولی مصلحت نبود نیز به زور و یا به صورت معجزه‌ای آن را به مصلحت نماید. قضا و قدر، علت و معلول، تأثیر و تأثر، حرکت و محرک و ...، همه لوازم وقوع یک اتفاق است و چنین نیست که اگر خواست یک نفر مغایر با تمامی شرایط بود، خدا [با توجه به ارتباط همه اجزای مادی و غیر مادی عالم هستی با یک دیگر]، تمام نظم عالم را بر هم زند تا غیر مصلحتی را مصلحت نماید. انتظار چنین درخواست غیر حکیمانه و عادلانه‌ای از خداوند حکیم و عادل، همان دعای غیر قابل استجابت است.
در عین حال دقت فرمایید که دعا و استجابت دعا تعاریف، شرایط و چارچوب‌هایی دارد و استجابت یا عدم استجابت دعا، علل و حکمت‌های متعددی دارد که به اختصار می‌گویند لابد مصحلت نیست.
*** و کلام آخر:
گاهی به وسیله لازم متوسل نمی شود. استجابت هر دعایی وسیله‌هایی می خواهد که باید دعا کننده به آن متوسل گردد و از جمله وسیله‌ها بعد از توسل به اهل بیت (ع)، توسل به نماز، به دعا، به نیکی به پدر و مادر، صله ارحام، صدقه و ... می باشد. که خود خداوند متعال فرمود: برای تقرب وسیله بجویید و تلاش کنید. و البته که باید وسیله متناسب با هدف باشد:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ و َابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ وَجَاهِدُواْ فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ‌« (المائده، ۳۱)
ترجمه: اى كسانى كه ایمان آورده‏اید از خدا پروا كنید و به او [توسل و] تقرب جویید و در راهش جهاد كنید باشد كه رستگار شوید.
... و خلاصه هزاران هزار حالت و شرایط دیگر.
اما در عین حال فرمود: از رحمت من ناامید نشوید، مشرک نگردید، از من بخواهید، به فضل و رحمت من امیدوار باشید، به من توکل کنید، اعتماد کنید و دعا کنید. نه این که انسان فقط یک لفظی بر زبان براند، سپس مانند اربابان یا فرماندهان معترض گردد که چرا به اجرا در نیامد و نامش را هم عدم استجابت دعا بگذارد.

ادامه
مرکز ملی پاسخگویی , pasokh
آیا دعا واقعا اثر دارد، یا ناشی از روحیه تنبلی است؟

از نظر اسلام، دعا کردن بسیار با ارزش است، دعا اظهار نیاز و عجز به درگاه الهی است و دعا کننده، به این واقعیت معترف است که عوامل بسیاری از اراده او خارج است و اگر همه سعی و کوشش خود را نیز به کار ببندد، همچنان محتاج عنایات و توجه الهی است، (هر چند کوشش او نیز با توجه به نیروی افاضه شده از جانب خداست):
«قُلْ ما یَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُكُمْ؛[فرقان/۷۷] بگو: پروردگارم براى شما ارجى قائل نیست اگر دعاى شما نباشد.»

و خدای تعالی نیز وعده اجابت کردن دعا را به بنده خویش داده است:
«وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَكُمْ؛[غافر/۶۰] پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانید تا (دعاى) شما را بپذیرم»
«وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ؛‏[بقره/۱۸۶] و هنگامى كه بندگان من، از تو در باره من سؤال كنند، (بگو من نزدیكم! دعاى دعا كننده را، به هنگامى كه مرا مى‏خواند، پاسخ مى‏‌گویم!»

البته مشروط بودن اجابت به عوامل مختلف، هیچ منافاتی با وعده اجابت ندارد. کسی که برای کنکور تلاش می کند و به مطالعه می پردازد، متوجه است که تحصیل او اگر چه بسیار موثر است، اما تنها عامل موثر نیست. چه بسا، علیرغم تلاش شدید، به دلیل فضای رقابتی، شخص نتواند به هدف خود نائل آید. یا اینکه مسائل بسیار ساده تری، مانع موفقیت او شود. مثل ترافیکی که سبب شود از جلسه آزمون باز بماند. پس تلاش علیرغم موثر بودن، تنها فاکتور موثر نیست. همچنین بیماری که داروهای خود را به طور صحیح مصرف می کند، همیشه به سلامتی نائل نمی آید. چون ممکن است از تاثیر عوامل دیگر غفلت داشته باشد. داروی سرماخوردگی زمانی اثر مطلوب را می نهد، که پرهیزهای غذایی و ... نیز مراعات شود. بنابر این روشن است که سخن از اجابت شدن دعا، به این معنا نیست که هر دعا کننده ای به نتیجه می رسد. خصوصا با توجه به اینکه غالب انسان ها، حتی از شرایط دعا خبر ندارند، تا اینکه بخواهند آن ها را رعایت کنند.
و درباره منافات دعا، با کار و کوشش، باید گفت: کسی که چنین سخنی را مطرح می کند، حقیقتا دعا را درست درک نکرده است. و سوء فهم او سبب توهم چنین تعارضی شده است. در جایی که شخص، اقدام خود را رها نموده و دست به آسمان بردارد، هرگز نباید انتظار اجابت دعای خویش را داشته باشد. برای روشن تر شدن این مطلب روایتی از پیامبر خدا (ص) بیان می کنیم:

پیامبر صلّى اللَّه علیه و اله و سلّم كه فرموده: «دعاى چند گروه از امّت من مستجاب نشود:

۱. مردى كه بر بدهكارى نفرین كند كه مالش را خورده و او هیچ شاهدى بر آن بدهى نگرفته،
۲. و نفرین شوهر بر زن با اینكه خداوند اختیار طلاق زن را بدست او سپرده،
۳. و مردى كه در خانه نشسته و بگوید: «پروردگارا! روزیم فرما»، بى‌‏آنكه در پى روزى قدمى بردارد، پس خداوند [در جواب چنین بنده‌‏اى‏] مى‌‏فرماید: اى بنده من، مگر راه بدست آوردن روزى و سفر را- بكمك اعضاى سالم- برایت هموار نساختم، كه در پرتو پیروى از دستورات من در تحصیل روزى داراى عذرى باشى و بدوش خانواده‌‏ات هم نباشى، تا اگر خواهم روزیت دهم، و اگر نخواهم بر تو سخت گیرم، در این دو حال تو در نزد من معذورى،
۴. و مردى كه خداوند مال و ثروتى بسیار به او بدهد و وى همه را خرج كند، سپس رو به دعا نموده و بگوید: «پروردگار من! روزیم ده»، و خداوند در جواب فرماید: «آیا روزى بسیار به تو ندادم، چرا در میانه‏روى، و عدم اسراف- با اینكه تو را از آن منع كرده بودم- به دستورم عمل نكردى[۱]

پی نوشت:
[۱]. تحف العقول عن آل الرسول ص، ص: ۳۵۱.

ادامه
مرکز ملی پاسخگویی , pasokh
آیا در اسلام سفارشی به درختکاری شده است؟

دین اسلام، شریعت جامع و کامل است. از این رو برای تمام شئون انسان ها و جامعه برنامه دارد، یکی از آن برنامه هایی که بدان تاکید بسیار شده است مساله درختکاری می باشد.
چنان که از رسول اعظم صلی الله علیه و آله در ضمن حدیثی آمده است که: « درختکاری را در تعلیم دانش، ساختن مسجد، به ارث گذاشتن فرزند صالح و... قرار داده است.» [۱]
همانگونه که دستور بر حفظ درخت آمده است مانند این روایت که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند: «هرکس درخت نیازمند به آب را سیراب کند، گویا انسان مومن تشنه را سیراب کرده است.» [۲]
نهی از قطع درختان هم سفارش شده است رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند: «هرکس بی جهت درختی را قطع کند خدا سرش را در آتش فرو می برد.» [۳]
در روایتی دیگر صادق آل محمد صلوات الله علیهم فرمود: « درخت های ثمر دهنده را قطع نکنید، که (اگر چنین کنید) خدا سخت بر شما عذاب می فرستد.» [۴]

به نظر می رسد ارزش و اهمیت درختکاری تا حدودی روشن شده باشد. اما اینکه چرا تا این حد حفظ درخت ارزش دارد؟ به خاطر اینکه درختان برای همه ی موجوداتی که با آن سر و کار دارند سودمند هستند. و نهی از قطع آن هم به خاطر ضرری است که متوجه خود درخت و سایر موجودات از جمله انسان ها می شود.
بنابراین کسی حق ندارد بی جهت به محیط زیست که یک حق همگانی است صدمه بزند. لذا در روایت از آسیب رساندن به درخت نهی شده چون قطع یک درخت آسیب به حق دیگر موجودات است، نه صرفا آسیب به درخت.
البته در روایات وارد شده فقط از قطع درختان نهی نشده بلکه حتی از آسیب رساندن به درختان به هر نحوی نهی شده است. «رسول خدا صلی الله علیه و آله مسلمانان را از تخلی و ادرار کردن در زیر درختان میوه نهی کرده است، زیرا فرشتگان گماشته شده بر آن درختان در آنجا حضور دارند.» [۵]

ویژگی ها و آثار درختکاری:

۱- کسب حلال بودن آن:
امام صادق علیه السلام می فرماید: «کشاورزی و درختکاری کنید. به خدا سوگند کاری حلال تر و پاکیزه تر از آن نیست.» [۶]
۲- صدقه بودن محصول آن:
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: « اگر مسلمانی درختی بکارد و پرنده، انسان یا حیوانی از میوه آن بخورد برایش صدقه به شمار می آید.» [۷]
۳- پاداش به اندازه محصول آن:
رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: « هر کس درختی بکارد، خدا به اندازه محصول آن، برایش پاداش می نویسد.» [۸]۴- بهره مندی پس از مرگ:
امام صادق علیه السلام فرمود: « از چیزهایی که مومن پس از مرگش از آن ها بهره مند می شود نهالی است که آنرا کاشته است.» [۹] یعنی این افراد در گورهایشان به سر می برند اما ثواب درختی را که کاشته اند به نامه اعمالشان جاری می شود.

آیا بجا نیست با ا‌ین همه روایات (درصورت امکان) در هفته درختکاری و با تاسی به رهبر انقلاب برای خود باقیات الصالحاتی به جا گذاریم؟ کاری که به هزینه فراوانی نیاز ندارد اما سود سرشاری را نصیب انسان می کند.

منابع بیشتر جهت مطالعه:
اسلام و محیط زیست تالیف آیت الله جوادی
مفاتیح الحیات تالیف آیت الله جوادی

پی نوشت:
[۱] کنز العمال ج۱۵ ص۹۵۳
[۲] تفسیر العیاشی ج۲ ص۸۶
[۳] بحار الانوار ج۶۳ ص۱۱۳
[۴]وسائل الشیعه ج۱۹ ص۳۹
[۵] علل الشرائع / ج‏۱ / ۲۷۸ / ۱۸۵ باب العلة التی من أجلها نهی عن التغوط تحت الأشجار المثمرة و العلة التی من أجلها یكون للأشجار التی علیها الثمار أنسا و العلة التی من أجلها سمیت سدرة المنتهى ..... ص : ۲۷۶
[۶] اصول کافی ج۵ ص۲۶۰
[۷] مستدرک الوسائل ج۱۳ ص۲۶
[۸] نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله علیه و آله) / ۷۰۷ /
[۹] بحار الانوار ج۶ ص۲۹۳

ادامه
مرکز ملی پاسخگویی , pasokh
چرا پس از هزاران سال هنوز مساله خدا حل نشده است؟ آیا می توان امیدی به حل این مساله داشت؟

ادعای حل نشدن این مساله، با وجود میلیون ها مومن که ایمان در اعماق جان آن ها نفوذ کرده و بالاترین یقین را در این زمینه از خود نشان داده اند، ادعایی واضح البطلان است. و مشخص است که این مساله برای بسیاری حل شده است. البته تفاوت هایی بین مساله خدا، با بعضی مسائل مثل قوانین علوم تجربی و ... وجود دارد.

مساله خدا، از مسائلی است که هر کس باید مستقلا و از نقطه صفر آن را بررسی کند و خودش در آن به نتیجه برسد و هر گونه تقلید را در آن کنار بگذارد. بر خلاف بعضی مسائل علوم تجربی که صرفا به صورت تقلیدی پذیرفته می شوند. مثلا میلیون ها دانش آموز و دانشجو، قوانین فیزیک و ریاضی و ... را می آموزند و نحوه استفاده از آن را تمرین می کنند. بدون آنکه درباره چرایی آن قانون سوالی مطرح کنند. و شاید در طی دهها سال تنها یک نفر پیدا شود که خود قانون را مورد بازنگری قرار دهد و در آن تردید کند. همان طور که دهها سال بعد از قانون نیوتن، قانون نسبیت جایگزین آن شد. و تنها اتفاقی که در بین توده دانشجویان و ... رخ داد این بود که تا دیروز از فرمول نیوتن استفاده می کردند و از روزی به آنها می گویند آن فرمول را کنار بگذارند و این فرمول را جایگزینش کنند!!

فرق دیگر در اهمیت مساله خدا است. مسائل فلسفی عموما این گونه است که هرگز نمی توان به سخنان پیشینیان اکتفا کرد و هر کس باید در آن از صفر بررسی را شروع کند. مثلا اگر کسی بخواهد مختار بودن یا مجبور بودن انسان را بررسی کند، باید همه چیز را با عقل خود بسنجد. اما بسیاری وارد بررسی این مساله نمی شوند و احساس می کنند که بررسی این مساله تفاوت چندانی در زندگی آنها ایجاد نمی کند. حال آنکه مساله خدا، تاثیر گسترده ای بر زندگی انسان می گذارد. بنابراین هرگز حجم مباحث مربوط به خدای متعال با مسائل مربوط به سایر مباحث فلسفی نیز یکسان نیست.

از همین نکته می توان تفاوت سوم را مد نظر قرار داد که به دلیل تاثیر گسترده مساله خدا و دین در زندگی انسان، انگیزه ها نقشی بسیار جدی در این مساله دارند. و بسیاری عقل خود را در پس انگیزه هایشان قرار داده و اجازه نمی دهند عقل واقعیت را ببیند. مثلا وقتی کسانی اسلام را مانع شهوات خود می بینند، به هر دری می زنند تا به نوعی راه را برای شهوت رانی خود باز نگاه دارند و عقل خود را هم تنها در راه توجیه شهوت رانی خود به کار می گیرند. همان طور که فرعون علیرغم دیدن معجزات موسی، همچنان بر نفهمیدن مساله خدا اصرار داشت تا آن جا که با دیدن معجزه موسی در شکافتن نیل، هنوز به دنبال کشتن موسی بود!! لذا خدای متعال می فرماید:

بَلْ یُریدُ الْإِنْسانُ لِیَفْجُرَ أَمامَهُ (۵ قیامت) (انسان شك در معاد ندارد) بلكه او مى‏ خواهد (آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قیامت) در تمام عمر گناه كند.

حال با فرض دشوار بودن حل مساله خدا، و تغافل از اینکه اگر کسی بخواهد با چشمانی باز بنگرد، مساله خدا بسیار بسیار واضح است و آیات الهی در تمام هستی به وفور دیده می شود، دو نکته را هم می توان مد نظر قرار داد:

اول آنکه حتی اگر مساله خدا، نیازمند سالها بحث و بررسی باشد، با توجه به آنکه رسیدن به جواب در آن بسیار باارزش است، نباید از بررسی آن سر باز زد. به قولی حتی اگر احتمال رسیدن به جواب کم باشد، ارزش محتمل آن قدر بالاست، که تلاش بسیار برای آن کاملا منطقی و معقول است. کما اینکه برای اکتشاف طلا، هزینه های کلان صرف می شود. هر چند مقایسه طلا با عمری به اندازه ابدیت، مقایسه دقیقی نیست. اما در این دنیا باارزش تر از طلا نداریم.

و نکته دوم آنکه اگر انسان این مساله را حل نشده بداند، دو راه در پیش روی دارد. اول آنکه زندگی اش را بر فرض وجود خدا بگذارد. و مطابق تعلیمات دین زندگی کند و دوم آنکه زندگی اش را بر فرض عدم وجود خدا بگذارد. و بر خلاف دین عمل کند. که در این صورت در زندگی مادی، فرق چندانی بین این دو وجود ندارد. و مشاهده می کنیم که زندگی مومن و کافر در بسیاری از امور شبیه هم است. اما پس از زندگی مادی، از فرق عظیمی سخن گفته می شود. زندگی ای به اندازه ابدیت که تفاوت مومن و کافر در آن بسیار گسترده است. که حتی اگر یک درصد زندگی پس از مرگ وجود داشته باشد، هیچ عاقلی بر فرض بی دینی زندگی نمی کند.

ادامه