مرکز ملی پاسخگویی , pasokh

مرکز ملی پاسخگویی

مرکز ملی پاسخگویی , pasokh

مرکز ملی پاسخگویی

19,598نــــفــــــر
عضو شده اند
19,598نفر عضو شده اند
پاسخگوی سوالات: قرآنی، اعتقادی، مشاوره ای، خانوادگی، اخلاقی و تربیتی، احکام و تاریخی شما هستیم. «کلوب رسمی مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی»پاسخگوی سوالات: قرآنی، اعتقادی، مشاوره ای، خانوادگی، اخلاقی و تربیتی، احکام و تاریخی شما هستیم. «کلوب رسمی مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی»مشاهده کامل مشخصات
2 اردیبهشت 1387
پاسخگویی به سوالات:
قرآنی، اعتقادی، مشاوره ای، خانوادگی، اخلاقی و تربیتی، احکام و تاریخی.

اعضاء

  • محسن بهاری , naderen20
  • ی م , yaserxan
  • نغمه   , najmeh1985
  •                           سپید                      , diana_1364
  • 19598 نفر

    morebox img

کلوبهای مشابه

  • مشاوره ازدواج و خانواده , shenakhtclub
  • نسل جوان , javanclub
  • رهپویان قرآن , qoranasemani
  • پیشروان ظهور  , pishrovanezohour
  • امیر المؤمنین (ع) , amir_al_momenin




مرکز ملی پاسخگویی , pasokh
تلنگری در مورد عمر انسان
ادامه
99
مرکز ملی پاسخگویی , pasokh
سوال فوری و مهم
:hotsprings:سوال:

:beginner:سوالهای خود را چگونه به مرکز ملی پاسخگویی از طریق شبکه های پیام رسان ارسال کنم؟

✍پاسخ: سلام
:white_check_mark:ارسال پرسش
در
:one: پیام رسان سروش از طریق آیدی
@pasokhgoo10
:two: پیام رسان گپ از طریق آیدی
@paskhgoo10
:three: پیام رسان آی گپ
@pasokhgoo10
:four: پیام رسان بله
@pasokhgoo10

:five: پیام‌ رسان تلگرام
از طریق ربات پاسخگو :
@Pasokhgoo_ir_bot
و اگر ربات مشکل داشت
آیدی
@pasokhgoo8
این آیدیها و ربات واسطه است
سوال شما را به سامانه و کارشناسان ما میرساند، و وقتی توسط کارشناس پاسخ داده شد، دوباره پاسخ را به شما ارسال میکنند.

:point_left:پرسش از طریق شماره تلفن زیر هم امکان پذیر است:

:telephone_receiver: 096400 :point_left:

:earth_americas: مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

:large_blue_diamond: @pasokhgoo1 :point_left:
کانال های مرکز ملی پاسخگویی در :

:white_check_mark: سروش
http://sapp.ir/pasokhgoo1
:white_check_mark: پیام رسان گپ
https://gap.im/pasokhgoo1
:white_check_mark: پیام رسان بله
https://Bale.ai/invite/#/join/OWY4ZGUwYm
:white_check_mark: آی گپ
https://iGap.net/pasokhgoo1
:white_check_mark:تلگرام
https://t.me/pasokhgoo1
:white_check_mark: اینستاگرام
https://www.instagram.com/pasokhgoo_ir
:white_check_mark:ایتا
https://eitaa.com/pasokhgoo1
ادامه
مرکز ملی پاسخگویی , pasokh
استغفار، راهی برای باز شدن درهای بسته خیر

چند سال است که در کارهایم دچار مشکل می‌شوم که راه‌ها به رویم بسته می‌شود، از جمله در زمینه اشتغال و ازدواج، و هرچه از خدا طلب یاری می‌کنم، راه مساعدی گشوده نمی‌شود؟

آیت الله العظمی بهجت رحمه الله علیه:
باسمه‌تعالی
زیاد از روی اعتقاد کامل بگویید: «أستغفرالله»، هیچ چیز شما را منصرف نکند غیر از ضروریات و واجبات تا کلیه ابتلائات رفع شود، بلکه بعد از رفع آنها هم بگویید، برای اینکه امثال آنها پیش نیاید. و اگر دیدید رفع نشد، بدانید یا ادامه نداده‌اید، یا آنکه با اعتقاد کامل نگفته‌اید. والله العالم.[به‌سوی محبوب، ص83]

ادامه
مرکز ملی پاسخگویی , pasokh
لطفا فرقه صوفیان * «گنابادی» * را معرفی کنید و درباره آنها توضیح دهید؟

انسان منحصر به کالبد فیزیکی نیست، بلکه قلبی دارد که اگر تقویت شود، بیش از عقل می تواند حقایق هستی را بیابد. کما اینکه تمام عوامل هستی نیز منحصر به عوامل مادی نیست، و تاثیرات بزرگی ناشی از عوامل غیر مادی است که انکار آن به سادگی صورت ممکن نیست.

اما همان گونه که عقل قوی می تواند با بهره گیری از مغالطات، باطل را به شکل حقیقت نشان دهد، قلبی که با ریاضت ها قوی شده ممکن است، در مسیر باطل قرار گرفته، به جای نشان دادن حقایق، مسیری جدی برای القائات شیطانی و رونق گمراهی باشد. کما اینکه هر گونه استفاده از عوامل غیر مادی نیز در راه الهی نیست مثل ساحران و کاهنانی که با بهره گیری از قدرت اجنه کارهای زشتی را مرتکب می شوند.

بنابراین باید مراقب باشیم که هر کس در مسیر عوامل غیر مادی گام برداشته، لزوما انسانی الهی و اهل حقیقت نیست. بلکه ممکن است اهل باطلی باشد که غرض او سوء استفاده بوده باشد یا حداقل آنکه خودش در مسیر گمراهی افتاده باشد.

از همین رو علیرغم تائید مسیر قلبی و تاکید بر عالم غیب در اسلام، احادیث متعددی در لعن و مذمت صوفیان داریم که در مسیر گمراهی رفته و با ریاکاری و ... دیگران را هم به انحراف می کشانده اند.

پیامبر (ص) می فرمایند: روز قیامت بر امتم بر پا نشود تا آنکه قومی از امّت من به نام (صوفیه) برخیزند. آنها از من نیستند و بهره ای از دین ندارند و آنها برای ذکر دور هم حلقه می زنند و صداهای خود را بلند می کنند به گمان اینکه بر طریقت و راه من هستند؛ در حالی که آنان از کافران نیز گمراه تر و اهل آتش اند و صدایی دارند مانند عرعر الاغ.» (سفینة البحار محدث قمی/ ج۲ / ص۵۸)

همچنین امام صادق (ع) درباره این فرقه می فرمایند: آنها دشمنان ما هستند ، پس هرکس به آنها میل پیدا کند از آنان است و با آنها محشور خواهد شد به زودی کسانی پیدا می شوند که ادعای محبت ما را می کنند و به ایشان نیز تمایل نشان می دهند ، خود را به ایشان تشبیه نموده و لقب آنان را بر خود می گذارند و گفتارشان را تأویل می کنند . بدان که هرکس به ایشان تمایل نشان دهد ؛ از ما نیست و ما از او بیزاریم و هرکس آنها را رد کند مانند کسی است که در حضور پیامبر (ص) با کفار جهاد کرده است.» (سفینة البحار ج۲ ص۵۷)

این صوفیان، عموما مبتلا به انحرافات زیادی شده اند. از جمله آنکه به بهانه رسیدن به حقیقت، ادعا می کنند احکام دینی برای آنها نیست و چون به حقیقت رسیده اند، نیازی به شریعت ندارند! حال آنکه پیامبر ص که به بیشترین مرتبه قرب الهی نائل آمد، هرگز چنین ادعایی نداشت و شدیدا به شریعت پایبند بوده و کاملا در مقابل دستورات الهی تسلیم بودند.

رد پای شیطان را در برخی از مراسم این فرقه می توان به خوبی مشاهده کرد، از جمله آنکه به جای قرآن و ادعیه مشغول موسیقی و رقص می شوند و اسامی فریبنده ای چون سماع بر آن می گذارند.

همچنین این فرقه های جعلی افرادی را به عنوان قطب و ... معادل معصومان قرار داده و هر چه آنها بگویند را حق مطلق می پندازند. و جالب آنکه این افرادی که باید در نهایت معنویت باشند، چنان دنیا طلب هستند که برای کسب جایگاه قطب، نزاع های فضاحت باری داشته اند و انشعابات متعددی در بین شان رخ داده و در بیان سلسله اقطاب خود نیز تناقض های جالبی دارند.

این فرقه های منحرف، اولا تلاش می کنند ادعاهای باطل خود را از عموم مخفی کنند و آنها را فقط در مقابل کسانی که کاملا جذب شده اند، مطرح کنند، چرا که این طیف قدرت برگشت از مسیر فرقه را ندارند. ثانیا برای ادعاهایشان هیچ دلیل منطقی و عقلی را لازم نمی دانند. بلکه سعی می کنند با بیان های شاعرانه و زیبا، دیگران را از دلیل طلبی منصرف کنند. ثالثا در بیان برخی عقاید خود دروغ های آشکاری دارند که اگر کسی به کتابهای آنان دسترسی داشته باشد، دروغ بودن ادعا برایش روشن است. مثل ادعای شیعه بودن برخی از این فرقه ها مثل گنابادی، در حالی که قطب اصلی آنها (نعمت اللهی) در اشعارش به شیعه حمله می کند اهل سنت را حق می شمارد.

فرقه گنابادی علاوه بر این انحرافات، بدعت های اختصاصی نیز دارد. از جمله اینکه به دستور قطب خود، در عبادات باید صورت رهبر و مرشد خود را مد نظر داشته باشند، و آن قدر قطب را مهم می دانند که علاوه بر دست بوسی و پابوسی، مقابل آن سجده نیز می کنند.

نکته جالب تر این جاست که به دلیل اغراض دشمنان جمهوری اسلامی، در ساخت و تقویت نسخه های جعلی معنوی، برای مقابله با اسلام حقیقی، امروز آنچنان وضعیت برخی از این گروه ها، فضاحت بار شده است که سردمداران آنها در پیشینه خود هیچ وجاهت معنوی نداشته اند و اکنون حتی از صحیح خواندن قرآن نیز عاجزند! دم خروس دنیا طلبی آنها نیز متعدد هویدا شده است، از زندگی در بهترین و گران ترین نقطه شهرها، تا پرونده هایی از شکایات افراد حقیقی که نشان دهنده روابط نامشروع و سوء استفاده ها سران این گروه است.

نکته نهایی در بیان نحوه مقابله با این فرقه ها، این است که بهترین کار رسوا نمودن دروغ گویی ها و ریاکاری هایشان است. مثل اینکه نشان دهیم، آنان که ادعای صلح کلی و مخالفت با کوچکترین خشونت دارند، در عمل چقدر سنگ دل هستند. یا علیرغم توصیه به زهد و ... چقدر دنیا طلب هستند. در پیش گرفتن این شیوه برای آن است که عمده پیروان گرفتار شده در این فرقه ها، افراد فریب خورده ای هستند که باید به نرمی آنها را از حقیقت ماجرا آگاه کرد.

ادامه
مرکز ملی پاسخگویی , pasokh
جریان گریه های حضرت زهرا(سلام الله علیها)

پرسش:
ماجرای گریه حضرت زهرا (س) بعد از رحلت پیامبر (ص) و آزار مردم توسط آن چه بود؟
پاسخ:
حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام میفرماید: فاطمه زهراء بقدرى براى پیامبر اسلام صلى اللَّه علیه و آله گریه كرد كه اهل مدینه متأذى شدند و به وى گفتند: تو ما را بعلت كثرت گریه ناراحت كردى، یا شب گریه كن یا روز! لذا فاطمه از مدینه خارج میشد و روى قبر شهداء گریه میكرد.[۱]

دقت در ماهیت گریه حضرت زهرا (س) نشان می دهد که چرا عده ای به گریه ایشان اعتراض می کردند. در روایتی، قسمتی از گفتار حضرت زهرا (س) در هنگام عزاداری بر سر مزار پدر این گونه بیان شده است: «پدر جان! آن مجالسى كه تو داشتى (با رفتن تو) دچار ظلمت بزرگى شده‏اند. ... ابو الحسن تو را از دست داد، همان ابو الحسنى كه: مؤتمن، پدر دو فرزند تو حسن و حسین، برادر تو دوست تو و محبوب تو مى‏باشد. همان على كه تو او را از زمان كودكى پرورش دادى در زمان بزرگسالى او با وى برادر شدى، همان على كه محبوبترین دوستان و اصحاب تو بود، همان على كه در اسلام آوردن و هجرت نمودن و یارى كردن تو بر همه سبقت گرفت، ما تو را از دست دادیم، گریه قاتل ما خواهد بود، تأسف همراه و مونس ما گردید. سپس آن بانو فریادى زد و ناله‏اى كرد كه نزدیك بود روح از بدنش مفارقت نماید، آنگاه این اشعار را قرائت كرد:... دین اسلام كه در میان مردم یكى از غربا به شمار مى‏رود در مصیبت تو گریان شد. - كاش آن منبرى را كه بر فراز آن مى‏رفتى مى‏دیدى كه چگونه بعد از نور وجودت، اكنون ظلمت آن را فرا گرفته و ... .
سپس به جانب منزل خود بازگشت و شب و روز شروع به گریه و ناله كرد، اشك وى خشك نمى‏ شد و ناله و ضجّه‏ اش آرام نمى‏گرفت. بزرگان اهل مدینه اجتماع كردند و به حضور امیر المؤمنین على علیه السّلام آمدند و گفتند: اى ابو الحسن! فاطمه شب و روز گریه مى‏كند، هیچ كدام از ما شب در رختخواب به خواب نمى ‏رویم، در حالى كه روزها به علّت مشغله و طلب معاش قرار و آرام نداریم، ما از تو تقاضا مى‏كنیم كه فاطمه یا شب گریه كند و یا روز.»[۲]

طبیعتا این گفتار در خانه ای که کنار مسجد قرار داشت و به نوعی مقر حکومتی محسوب می شد و اجتماع زنان در کنار حضرت زهرا (س) که مطالب را به شوهرانشان منتقل می کردند، پایه های حکومت غاصبان را می لرزاند و آنها را دچار استیصال می کرد. و باید هر گونه که شده به نوعی مانع ادامه این روند می شدند که ممکن بود سبب بیداری مردم شود.
و الا اگر بحث صدای گریه باشد، طبیعتا گریه ای که صدای آن مانع استراحت شود، نباید در شب واقع شود. در حالی که مخالفان گریه پیشنهاد می دهند که شب به تنهایی زمان گریه باشد!

حضرت فاطمه(ع) بعد از رحلت پیامبر به فاصله كوتاهی به پدرش ملحق شدند در این فاصله اندك گریه و حزن آن حضرت بر پدرش كه نظیرش در دو عالم نیست و افضل پیامبران است چیزی طبیعی به نظر می‏رسد و از طرف دیگر مردم نیز خود را در آن مصیبت عظمای بشری صاحب عزا می‏دانستند پس چطور اعتراض می‏كردند؟ جز اینكه بگوییم گریه آن حضرت بیشتر بر مصائب وارده بر وصی آن حضرت بود و به نوعی سیاسی و افشاگرانه بود، و نهی دستگاه حاكم از گریه فاطمه(س) (مستقیم یا غیرمستقیم و توسط شیوخ مدینه) سیاستی برای تثبیت حكومت خودشان بود.

علامه سید جعفر مرتضی عاملی در این باره می‏گوید: «ما تصور نمی‏كنیم كه گریه زهرا(س) در فراق پدرش آسایش مردم را به هم زد و موجب اعتراض آنان شد بلكه آنچه آنان را ناراحت كرد و به واكنش واداشت چیزی است كه وجود زهرا(س) در كنار قبر پدرش با حالتی از حزن و اندوه و دلتنگی و دل شكستگی برمی‏انگیخت (یعنی) مظلومیت زهرا كه بلافاصله پس از درگذشت پدرش به سراغ او آمده بود و نمایانگر حالت تحریك مداوم مردم پاك نهاد و مخلص و با ایمان و در نتیجه نابودی خطی بود كه از انجام هیچ عملی در راه رسیدن به خواسته‏هایش فرو گذار نكرد. گریه زهرا در فراق شخص رسول خدا(ص) به اندازه گریه آن بانو در تجسم سرنوشت غمباری كه به مجرد وفات پیامبر اسلام، برخاندان پیامبر وارد شد نبود ( در واقع گریه اصلی برای اوضاع پس از رحلت پیامبر بود) »[۳]

«باید اعتراف كنیم به این حقیقت كه گریه و ناله فاطمه آسایش مردم مدینه را به هم نزد بلكه آرامش حاكمان سقیفه را به هم می‏زد چون كه حاكمان جدید می‏بایست در مسجد پیامبر(ص) و در كنار منبر شریف آن حضرت جایی كه فقط چند متر از خانه فاطمه فاصله داشت حضور داشته باشند و این حضور با گریه و اندوه فاطمه به مخاطره می‏افتد لابد باید آن حضرت را از گریه منع كنند.»[۴]

باید توجه داشت كه لازم است انسان مؤمن در هر حال به تقدیر و قضای الهی راضی باشد و اگر گریه‏ كردن با رضایت به قضای الهی منافات داشته باشد جایز نیست[۵] ولی باید توجه نمود كه در بسیاری از موارد گریه ناشی از عواطف انسانی و روابط صمیمانه و پیوندهای ایجاد شده بین دل‏ها می‏باشد، نه عدم رضایت از مقدرات الهی. و قطعا گریه های حضرت فاطمه (س) بمعنای عدم رضایت به مقدرات الهی نبوده است. طبیعی است رحلت پدر بر فرزندان، به ویژه دختران سخت تأثیر می‏ گذارد، از این رو معمولاً دختران بیشتر در مرگ پدر احساس ناراحتی می‏كنند،آنهم گریه درفراق پدری همچون رسول خدا(ص) كه واسطه فیض وجودی همه موجودات است.

از دیدگاه شیعه گریه كردن در غم از دست دادن شخص مؤمن مستحب است بویژه در مواردی كه غم جانكاهی بربازماندگان وارد شده و گریه در تخفیف آن غم و اندوه موثر باشد.[۶]

پی نوشت:
[۱]. بحارالانوار، جلد ۴۳، ص ۳۵.
[۲]. بحار الأنوار، ج‏۴۳، ص: ۱۷۷.
[۳]. ترجمه ماساة الزهرا(رنج‏های زهرا) علامه سید جعفر مرتضی عاملی، مترجم: محمد سپهری، ص ۳۰۲ و ۳۰۱.
[۴]. ضیاءالدین، ج ۲، ص ۱۴۰، نقل از رنج‏های زهرا، ص ۳۰۳.
[۵]. عروْالوثقی، سیدمحمدكاظم یزدی، ج ۱، ص ۳۱۹، فصل فی مكروهات الدفن، مسأله ۱.
[۶]. تحریرالوسیله امام خمینی ج۱ص۸۳.

ادامه