مرکز ملی پاسخگویی , pasokh

مرکز ملی پاسخگویی

مرکز ملی پاسخگویی , pasokh

مرکز ملی پاسخگویی

19,615نــــفــــــر
عضو شده اند
19,615نفر عضو شده اند
پاسخگوی سوالات: قرآنی، اعتقادی، مشاوره ای، خانوادگی، اخلاقی و تربیتی، احکام و تاریخی شما هستیم. «کلوب رسمی مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی»پاسخگوی سوالات: قرآنی، اعتقادی، مشاوره ای، خانوادگی، اخلاقی و تربیتی، احکام و تاریخی شما هستیم. «کلوب رسمی مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی»مشاهده کامل مشخصات
2 اردیبهشت 1387
پاسخگویی به سوالات:
قرآنی، اعتقادی، مشاوره ای، خانوادگی، اخلاقی و تربیتی، احکام و تاریخی.

اعضاء

  • محمد   , worst
  • کربلایی مدیون الحسین علیه السلام  بابی انت و امی و نفسی و مالی و ولدی , mmz2009
  • میلاد یوسفی , milad_yousefi1989
  • محسن بهاری , naderen20
  • ی م , yaserxan
  • نغمه   , najmeh1985
  •                           سپید                      , diana_1364
  •  م ه د ی ه  م ه د ی   , zzzz123
  • عقیدتی  , roshanfekr89
  •  مدیون زهرا سلام الله علیها , arghanoon65
  • مهتاب خوشبخت , 354
  • کورش کبیر , jaber13666931
  • سیدعلی موسوی , sam00000
  • علیرضا حیدری , alireza_haydari
  • علیرضا   , 9dar4
  • 19615 نفر

    morebox img

کلوبهای مشابه

  • مشاوره ازدواج و خانواده , shenakhtclub
  • نسل جوان , javanclub
  • رهپویان قرآن , qoranasemani
  • پیشروان ظهور  , pishrovanezohour
  • امیر المؤمنین (ع) , amir_al_momenin



تبلیغات

  عناوین بحث ها پاسخها بروز رسانی
1554
96/4/28 (06:33)
مرکز ملی پاسخگویی , pasokh
آیا در قرآن به مسائل اقتصادی توجه شده است؟

اسلام با اقتصاد، دو نوع پیوند دارد: مستقیم و غیر مستقیم.

پیوند مستقیم اسلام با اقتصاد از آن جهت است که مستقیماً یک سلسله مقررات اقتصادى درباره مالکیت، مبادلات، مالیات ها، ارث، نفقه، صدقات، وقف، مجازات هاى مالى و مجازات هایى در زمینه ثروت و... بیان کرده است.

امّا پیوند غیر مستقیم اسلام با اقتصاد از طریق اخلاق است؛ مانند: امانت، عفت، عدالت، احسان، ایثار، منع از دزدى، خیانت، رشوه و...[۱]

اقتصاد که پایه اش ثروت است، در قرآن، «خیر» شمرده شده است:
«إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَیرْا الْوَصِیَّةُ لِلْوَالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ؛[بقره/۱۸۰] هنگامى كه یكى از شما را مرگ فرا رسد، اگر چیز خوبى [مالى‏] از خود به جاى گذارده، براى پدر و مادر و نزدیكان، بطور شایسته وصیت كند»

ولى قرآن با ثروت اندوزى به مبارزه برخاسته است. اسلام، اقتصاد را در زندگى، هدف نمى داند؛ بلکه وسیله اى براى قوام زندگى تلقى مى کند.
«أَمْوَالَكُمُ الَّتىِ جَعَلَ اللَّهُ لَكمُ‏ْ قِیَامًا؛[نساء/۵] اموال خود را، كه خداوند وسیله قوام زندگى شما قرار داده»

سیاست کلى اسلام درباره اقتصاد چنین است:

۱. توازن اقتصادى و عدالت: اسلام در عین احترام به «مالکیت خصوصى »، طورى قوانین را تنظیم کرده که ثروت در دست گروهى خاص نباشد؛ لذا با قرار دادن مالیات، زکات، خمس، انفاق ... جامعه را به تعادل اقتصادى سوق مى دهد.[۲]
«ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى‏ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى‏ فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساكینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ كَیْ لا یَكُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیاءِ مِنْكُمْ؛[حشر/۷] آنچه را خداوند از اهل این آبادیها به رسولش بازگرداند، از آن خدا و رسول و خویشاوندان او، و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان است، تا (این اموال عظیم) در میان ثروتمندان شما دست به دست نگردد.»
«إِذَا أَنفَقُواْ لَمْ یُسْرِفُواْ وَ لَمْ یَقْترُواْ وَ كَانَ بَینْ‏َ ذَالِكَ قَوَامًا؛[فرقان/۶۷] هر گاه انفاق كنند، نه اسراف مى‏نمایند و نه سخت‏گیرى بلكه در میان این دو، حدّ اعتدالى دارند.»

۲. استقلال و خودکفایى اقتصادى: حضرت على(ع) مى فرماید: «احتج الى مَن شئتَ تکن اسیره، استغن عمّن شئت تکن نظیره؛[۳] بهر كه خواهى نیازمند شو تا در نتیجه اسیر او شوى، و از هر كه خواهى بى ‏نیاز باش تا در نتیجه همانند او باشى، و احسان كن بهر كه خواهى تا امیر او باشى.»
با توجه به این حدیث، اگر ملتى کمکى خواست و ملت دیگر کمک داد، خواه ناخواه، اولى آقاى دومى است؛ اگر بخواهیم با ملّتى در استقلالِ رأى، برابر باشیم، باید از او بى نیاز باشیم. سلامت بنیه اقتصادى و اقتصاد مستقل یکى از شرایط لازم اقتدار ملّى است.

۳ . حداکثر کارایى و برنامه ریزى:
«قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتىِ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِىَ لِلَّذِینَ ءَامَنُواْ فىِ الْحَیَوةِ الدُّنْیَا؛(اعراف ۳۲) بگو: چه كسى زینتهاى الهى را كه براى بندگان خود آفریده، و روزیهاى پاكیزه را حرام كرده است؟!» بگو: «اینها در زندگى دنیا، براى كسانى است كه ایمان آورده‏اند (اگر چه دیگران نیز با آنها مشاركت دارند)»

۴ . رشد توسعه اقتصادى در پرتو ارزشهاى اسلامى: آیات زیادى بیان کرده که جامعه سالم در پرتو اقتصاد سالم معنا پیدا مى کند و اقتصاد سالم در پرتو ارزش ها و مقررات اسلامى شکل مى گیرد.[۴]
«وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجیلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَ كَثیرٌ مِنْهُمْ ساءَ ما یَعْمَلُونَ؛[مائده/۶۶] و اگر آنان، تورات و انجیل و آنچه را از سوى پروردگارشان بر آنها نازل شده [قرآن‏] برپا دارند، از آسمان و زمین، روزى خواهند خورد جمعى از آنها، معتدل و میانه‏رو هستند، ولى بیشترشان اعمال بدى انجام مى ‏دهند»

برخى از آیات دیگر که به اقتصاد ، اشاره دارد ، عبارتند از:
۱. تجارت و بازرگانى: (بقره، ۲۵۷ / نساء، ۲۹ / توبه، ۲۴ / جمعه، ۹ ـ ۱۱)
۲. کشاورزى: (بقره، ۲۲، ۲۰۵ / انعام، ۹۹ / یوسف، ۴۷ / رعد، ۳ / نحل، ۶۷)
۳. دامدارى: (مائده، ۱ / انعام، ۱۳۶، ۱۴۲ / نحل ۵ ـ ۸)
۴. صنعت: (حدید، ۲۵ / انبیاء، ۸۰ / سبأ، ۱۰ ـ ۱۱ / انفال، ۶۰ / سبأ، ۱۲ ـ ۱۳ / شورى، ۳۲)
۵. درباره کسب ثروت حرام: تعدى به مال یتیم (مائده، ۱۲)، کم فروشى (مطففین ، ۱)، رباخوارى (بقره، ۲۷۵)، قمار (لقمان ،۶)، خوردن مال مردم (توبه، ۳۴)، رشوه خوارى (نساء، ۱۶۱)، دزدى (مائده ، ۳۸) و... .

پی نوشتها:
[۱]. مبانى اقتصاد اسلامى، شهید مطهرى، ص ۳۴
[۲]. تفسیر نمونه،ج ۲۳ ، ص ۵۰۷
[۳]. بحار الانوار، علامه مجلسى، ج ۷۲، ص ۱۰۷.
[۴]. خطوط کلى اقتصاد در قرآن و روایات، جعفر خوشنویس، ترجمه محمدى انصارى.
ادامه
99
1
1
1
عرفان   , erfan555
دوشنبه 2 مرداد ، 07:47
تولدتتتتتتتتتتت مبارک دوست گرامی
ادامه
مرکز ملی پاسخگویی , pasokh
آیا منکرین ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام به بهشت نمی روند؟

امامت و ولایت دوازده امام معصوم(ع) منصب الهى است و در تأمین سعادت انسان، همتاى قرآن کریم است. از این رو کسى که به خاطر عناد و لجاجت از پذیرش مسئله امامتِ کسانى که از طرف رسول خدا(ص) معیّن شده اند، سرباز زند و تسلیم این حقیقت نشود، اهل جهنم است، ولى کسى که عدم اعتقادش به امامت از روى لجاجت نباشد، بلکه به خاطر این باشد که مسئله برایش روشن نشده باشد که اگر روشن مى شد، ایمان مى آورد و طبق دستور آنان عمل مى کرد، کارش با خدا است؛ یعنى ممکن است مشمول رحمت واسعه حق قرار گیرد(۱)

قرآن مى فرماید: «رسول خدا! آن چه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده ،ابلاغ کن، و اگر این مأموریت را انجام ندهی، رسالت خود را انجام نداده ای».(۲)
این آیه شریفه که در شأن علی(ع) و در مورد امامت وى نازل شده است،(۳) به روشنى بیان مى کند آن چه که رسول خدا(ص) مأمور به ابلاغ آن (امامت) بود، به مرتبه اى از اهمیت است که خدا مى فرماید: «اگر ابلاغ نکنی، تبلیغ رسالت نکرده ای» از این جا معلوم مى شود که امامت همانند رسالت نقش تعیین کننده در خوشبختى و سعادت انسان دارد.

حضرت در روایتی اهل بیت خود را به کشتى نوح تشبیه کرده است که هر کسی بر آن سوار شد، از امواج طوفان رَسْت و هر که از آن تخلف جست، غرق امواج گشت. (۴)
در حدیث دیگر از آن حضرت مى خوانیم :«هر کس بمیرد در حالى که امامش را نشناسد، به مرگ جاهلى از دنیا رفته است».(۵)

امام صادق(ع) فرمود: «هر کس ما را بشناسد، مؤمن است و هر کس منکر ما باشد، کافر است».(۶) دخالت شناخت امام و اعتقاد به او در سعادت انسان از دو جهت است:
یکى این که شناخت خدا و شئون او بدون معرفت امام کامل نمى گردد،
دیگر این که بدون معرفت امام به دست آوردن برنامه کامل و صحیح ممکن نیست.
غیر شیعیان اگر جاهل قاصر باشند ،یعنى دسترسى به حقّانیّت شیعه و ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) نداشته باشند، امید عفو و رحمت الهی در مورد آنان می رود. اما در هر حال آنها به جهت عقیده نداشتن به مقام امامت و ولایت ائمه از الطاف بسیاری محروم می مانند و در اعمال و رفتارها نیز دچار کمبود و نقصان هستند.
اگر دسترسى به پیدا کردن راه حقّ داشته ولى کوتاهى کرده اند، به آنان جاهل مقصّر مى گویند. در این صورت اعمالشان قبول نیست و در روز قیامت معذّب خواهند بود. روایاتى که در زمینة عدم پذیرش اعمال اینان وارد شده، ناظر به این گونه افراد است. از رسول خدا(ص) آمده است:
«اى علی! اگر بنده اى به اندازة عمر نوح بندگى خدا نماید و به اندازة‌کوه احد طلا در راه خدا انفاق نماید و عمرش طولانى شود تا هزار حج پیاده به جا آورد، سپس بین صفا و مروه مظلومانه کشته شود، اگر ولایت تو را نداشته باشد، بوى بهشت را استشمام نخواهد کرد».(۷)
شهید مطهرى(ره) در این باره مى‏ گوید: «اگر کسى در روایات دقت کند، مى‏یابد که ائمه(ع) تکیه‏شان بر این مطلب بوده که هر چه بر سر انسان مى‏آید، از آن است که حق بر او عرضه بشود و او در مقابل حق، تعصب و عناد بورزد و یا لااقل در شرایطى باشد که مى‏بایست تحقیق و جستجو کند، نکند اما افرادى که ذاتاً و به واسطه قصور فهم و یا به علل دیگر در شرایطى به سر مى‏برند که مصداق منکر و یا مقصر به شمار نمى‏روند، آنان در ردیف منکران و مخالفان نیستند.
ائمه اطهار بسیارى از مردم را از این طبقه مى ‏دانند. این گونه افراد داراى استضعاف و قصور هستند و امید عفو الهى درباره آنان مى‏ رود».
وى از مرحوم علامه طباطبایى نقل مى‏ کند: «همان طورى که ممکن است منشأ استضعاف، عدم امکان تغییر محیط باشد، ممکن است این جهت باشد که ذهن انسان متوجه حقیقت نشده باشد و به این سبب از حقیقت محروم مانده باشد».(۸)

غالب اهل سنت دشمن حضرت علی محسوب نمی شوند . این که امامت به معنائی که نزد شیعیان وجود دارد ، قبول ندارند، از روی لجاجت و عناد نیست، بلکه به همان معنائی که گفته شد، از روی ناآگاهی و یا نفهمیدن معنای اصلی روایاتی مانند آن چه در واقعه غدیر اتفاق افتاد می باشد. مثلا معنای مولی را به معنای دوست می فهمند.

پی نوشت ها :
۱. مرتضى مطهری، عدل الهی، ص ۴۲۶.
۲. مائده (۵) آیة ۶۷.
۳. واحدی، اسباب النزول، ص ۱۳۵.
۴. حاکم، مستدرک، ج ۲، ص ۱۵۱.
۵. بحارالانوار، ج ۲۳، ص ۸۹، حدیث ۳۵.
۶. اصول کافی، ج ۱، ص ۱۸۷، حدیث ۱۱.
۷. لطف الله صافی، امامت و مهدویت، ج۱، ص ۱۳۰.
۸. مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج ۱، ص ۳۲۰ به بعد.

ادامه
مرکز ملی پاسخگویی , pasokh
آیا پیامبر(ص) در هنگام نماز از مهر استفاده می کردند؟

بر اساس ادله ‏ای که از پیامبر(ص) و بزرگان دین به ما رسیده، باید سجده بر خاک و سنگ و شن و ماسه و دیگر چیزهایی که معدنی، خوراکی و پوشاکی نباشد، انجام گیرد.[۱]
شیعه و سنی اتفاق دارند كه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بر زمین سجده می‌كرده است.
از پیامبر(ص) نقل شده است:«فاذا سجدت فمکّن جبهتک من الارض؛[۲] هنگامی که سجده می‏کنی، پیشانیت را بر زمین قرار ده».

در روایت دیگر فرمود:«جعل لی الارض مسجداً و طهوراً»[۳] یا در تعبیر دیگر فرمود:«جعلت لی الارض طهوراً و مسجداً؛[۴] زمین برای من محل سجده و موجب طهارت (تیمم) قرار داده شده است».

و نیز از ابو وائل نقل شده است كه می‌گفت :
«پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله را دیدم كه وقتی سجده می‌كرد، پیشانی و بینی‌اش را بر زمین می‌نهاد.»[۵]

و صحابه رسول خدا(صلی الله علیه و آله ) نیز به تبعیت از آن حضرت، جز بر زمین بر چیز دیگری سجده نمی‌كردند:
«وعن أبی عبیدة أن ابن مسعود كان لا یصلی أو لا یسجد إلا على الأرض. رواه الطبرانی فی الكبیر؛[۶] ابن مسعود نماز نمی‌خواند و سجده نمی‌كرد ؛ مگر بر زمین ... طبرانی این روایت را در الكبیر نقل كرده است».

حتی نقل شده است كه برخی از صحابه؛ از جمله مسروق بن الأجدع، چیزی شبیه مهر امروزی با خود حمل می‌كرد و در زمان مسافرت با كشتی بر آن سجده می كرد. محمد بن سعد در الطبقات الكبری می‌نویسد:
«مسروق، هر وقت كه به مسافرتی می‌رفت، مقداری از خاك با خود بر می‌داشت تا در كشتی بر آن سجده كند»[۷]

«هشام بن حکم از امام صادق (ع) پرسید: بر چه چیزهایی سجده جائز است؟حضرت فرمود:«سجده جائز نیست مگر بر زمین یا بر آنچه که از زمین بروید مگر خوردنی‏ها و پوشیدنی‏ها.
هشام پرسید علت آن چیست؟
حضرت فرمود: چون سجده برای خضوع و خشوع در برابر خدا است، پس سزاوار نیست که بر خوردنی‏ها و پوشیدنی‏ها که مورد علاقه و توجه اهل دنیا است، سجده شود».[۸]

در كتاب "الفقه علی المذاهب الاربعه" آمده است: "سجده بر هر چیز جایز است حتی دستار دور سر، به شرطی كه پاك باشد، اما پیروان ابوحنیفه سجده بر دستار را در صورت ناچاری مكروه دانسته‏ اند، ولی امامیه می‏ گوید سجده جایز نیست مگر روی زمین یا آن چه زمین آن را رویاینده و از آن چه خوردنی و پوشیدنی و معدنی است نباشد".[۹]

برخی از فرقه ‏های اهل سنت (وهابیت) چون دیده ‏اند شیعیان به خاطر ثواب بیشتر به مهر سجده می‏كنند(خصوصاً كه مهر تربت كربلا باشد) از آن جا كه این عمل برخلاف فقه آنان است، موجب حساسیت شده و این تهمت هم پیدا گشته كه سجده بر مهر، پرستیدن آن است، با این كه آن‏ها می‏دانند سجده بر تربت، پرستش آن نیست و شیعه اصرار ندارد حتماً سجده بر خاك باشد، بلكه اگر سنگ و چوب و گیاه باشد، سجده بر آن را جایز می‏داند.[۱۰]

یكی از ایراد‌هایی كه وهابی‌ها به شیعیان می‌گیرند، این است كه می‌گویند شما مهر پرست هستید و خیال می‌كنند كه نمازگذار مهری را كه جلوی خود گذاشته است ، عبادت می‌كند!
در جواب این مطلب باید گفت كه متأسفانه وهابی‌ها فقط به دنبال این هستند كه با كوچكترین بهانه مشرك بودن شیعیان را ثابت كنند؛ با این كه خود آن‌ها می‌دانند كه شیعیان اگر بر مهر سجده می‌كنند، نه به این خاطر است كه مهر را عبادت كنند؛ بلكه فقط به این خاطر است كه به پاك بودن آن اطمینان دارند و و نیز یقین دارند كه این تربت جزئی از زمین هستند.
اگر قرار باشد كه سجده بر مهر شرك باشد، قطعاً سجده بر فرش، عمامه، لباس، سجاده و ... نیز شرك خواهد بود. اگر نعوذ بالله شیعیان مهری را كه از پاك‌ترین مكان‌های روی زمین تهیه كرده‌اند، عبادت می‌كنند، وهابی‌ها فرش و سجاده را عبادت می‌كنند. چه فرقی است بین سجده بر مهر و سجده بر فرش؟

تذكر این نكته لازم است مُهر همان خاك است كه برای تسهیل و نظافت بر آن سجده می‏كنند.
از آن جا كه گاه پیدا كردن زمین پاك و آماده برای سجده مشكل است‌؛ از این رو مهری از خاك یا سنگ یا چوب ساخته می‌شود، تا همیشه در دسترس انسان باشد.
و باید متوجه بود که این اشکالات وهابیون، هیچ منطق و پشتوانه محکمی نیز ندارد. کما اینکه خلاف سنت نقل شده از پیامبر (ص) نیز هست. اگر سر گذاشتن بر خاک پرستش آن حساب می شود، سرگذاشتن بر فرش و سنگ و حصیر و ... نیز باید پرستش آن حساب شود!

پی نوشتها:
[۱]. توضیح المسائل مراجع، ج ۱، مسئله ۱۰۷۶.
[۲]. وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۶۸۴، روایت ۱۸.
[۳]. بحارالأنوار، ج ۱۶، ص ۳۱۶.
[۴]. بحارالأنوار، ج ۱۶، ص ۳۰۸.
[۵]. أحكام القرآن، الجصاص، ج ۳ ، ص ۳۶، و مسند احمد، ج ۴، ص ۳۱۵، ۳۱۷.
[۶]. مجمع الزوائد، الهیثمی، ج ۲، ص ۵۷.
[۷]. الطبقات الكبرى، محمد بن سعد، ج ۶، ص ۷۹ .
[۸]. سید رضا حسینی‏ نسب، شیعه پاسخ می‏دهد، ص ۱۰۸.
[۹]. فقه تطبیقی، ص ۹۴.
[۱۰]. محمد حسین ابراهیمی با كاروان حج، ص ۵۷.
ادامه
مرکز ملی پاسخگویی , pasokh
علت ضعف ایمان چیست؟

ایمان از دو مولفه اصلی علم و عمل شکل می گیرد. و ضعف ایمان می تواند ناشی از ضعف علمی یا ضعف عملی باشد.

«ایمان عبارت شد از علم به چیزى و التزام به مقتضاى آن، به طورى كه آثار آن علم در عمل هویدا شود، و نیز از آنجایى كه علم و التزام هر دو از امورى است كه شدت و ضعف و زیادت و نقصان مى‏پذیرد، ایمان هم كه از آن دو تالیف شده قابل زیادت و نقصان و شدت و ضعف است‏.»[۱]

البته باید توجه کرد که علم و عمل دو وادی بی ارتباط با یکدیگر نیستند و هر کدام در دیگری اثر می گذارد. مثل اینکه عدم توجه به علم، سبب غفلت از آن و فراموشی اش می شود. همانگونه که عمل، می تواند علم را ایجاد کند:
«إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً[انفال/۲۹] اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، براى شما وسیله‏اى جهت جدا ساختن حق از باطل قرار مى‏ دهد.»
پیامبر(ص) می فرمایند: «مَنْ عَمِلَ بِمَا یَعْلَمُ عَلَّمَهُ اللَّهُ مَا لَمْ یَعْلَم‏[۲] هر کس بدانچه می داند عمل کند، خدا به او آنچه نمی داند، می آموزد.»

بنابراین باید ضعف ایمان را در یکی از منشاهای اصلی عمل و علم جست. در ذیل به نمونه هایی از تاثیر علم و عمل بر شدت یا ضعف ایمان اشاره می کنیم:
۱- حضرت علی (ع) می فرمایند: «شُغِلَ مَنِ الْجَنَّةُ وَ النَّارُ أَمَامَهُ[۳] آن كس كه بهشت و دوزخ را پیش روى خود دارد، در تلاش است.»
کسی که علم به معاد و قیامت دارد، نمی تواند نسبت به دستورات دینی بی تفاوت بماند و در انجام آنها اهمال و سستی به خود راه دهد. و هر چقدر معاد جدی تر گرفته شود، تلاش و جدیت در عمل بیشتر می شود. انسانی که می داند داروی تلخ، بیماری او را مداوا خواهد کرد، به راحتی مرارت و سختی آن را می پذیرد، حتی برای سلامتی، حاضر است، درد تیغ جراح را تحمل کند. حال چگونه ممکن است کسی زندگی اصلی خود را در معاد ببیند، اما از شهوات زودگذر دست نشوید و خود را مشغول عبادت نسازد؟ علیرغم اینکه عبادت نیز لذتهای بی نظیر خود را دارد.

۲- تاثیر سوء دوست ناباب بر کسی پوشیده نیست و به خوبی می دانیم که محیط فاسد، اثرات نامطلوبی برای ما می گذارد. اما علیرغم این علم و آگاهی، بسیاری از ما، از دوستان ناباب پرهیز نمی کنیم و از محیط گناه کناره گیری نمی کنیم. و در نتیجه روز به روز به فساد بیشتر مبتلا می شویم.

بنابراین با ذکر این دو نمونه روشن شد که ضعف ایمان چه منشائی دارد. و برای تقویت ایمان می توان راههایی را پیمود:

۱-تفکر و تدبر در هستی خود، و عالم و توجه به هدف عالم که می تواند سعادت ما را رقم بزند. خصوصا یاد مرگ که مسیر انسان را نشان می دهد.

۲- مطالعه کتب اخلاقی ، معاشرت و دوستی با مومنان و انسان های صالح و شرکت در نماز جماعات و مراسمات مذهبی

۳- کم کردن اطاعت از دستورات نفس اماره و سعی برای ایجاد تعادل، در خواب و خوراک

۴- سعی در پرهیز از بطالت و لغویات، و بهره مندی از لذتهای حلال به اندازه ای که نشاط و نیروی کافی ایجاد کند.

۵- اختصاص زمان خاصی برای مناجات با خدای متعال و نماز و دعا و تلاوت قرآن

۶- توبه فوری و جدی از هر گناه

پی نوشتها:
[۱]. ترجمه تفسیر المیزان، ج‏۱۸، ص: ۳۸۹.
[۲]. بحار الأنوار، ج‏۷۵،ص ۱۸۹.
[۳]. نهج البلاغه، خطبه ۱۶.

ادامه
مرکز ملی پاسخگویی , pasokh
توبه پاک کننده گناهان

پرسش:
اینکه میگن تو برزخ پردها کنارمیره و همه اعمال خوب و بد انسان رو نشون میدن، آیا بعضی گناهانی که انجام داده ایم اما توبه کردیم باز نشونش میده؟ یا کلا با توبه اون گناهی که انجام دادیم پاک می شود؟

پاسخ:
بر اساس روایات، توبه آثار گناهان را محو می کند. در این صورت دغدغه ای برای گناهکار باقی نمی ماند.
امام باقر (ع) می فرماید: التَّائِبُ مِنْ الذَّنْبِ كَمَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ؛ (۱) کسی که از گناه توبه کند، مانند کسی است که گناه نکرده باشد.
بر اساس این روایت می توان گفت که با توبه، دیگر اثری از گناه نخواهد بود.
همچنین امام صادق (ع) می فرماید: وقتی بنده ای توبه نصوح کند، خداوند او را دوست دارد و در دنیا و آخرت برای او پرده پوشی کند.
راوی عرض کرد: چگونه برای او پرده پوشی می کند؟
حضرت فرمود: هر چه از گناهان که دو فرشته موکل بر او نوشته اند، از یادشان ببرد. به جوارح او وحی فرماید که گناهان او را پنهان کنید. به قطعه های زمین وحی فرماید: پنهان دار گناهانی را که روی تو انجام داده است. در این صورت آن شخص خدا را ملاقات می کند در حالی که چیزی به ضررش گواهی نمی دهد. (۲)

پی نوشت ها:
۱. ثقه الاسلام كلینی، الكافی، الناشر: دار الكتب الاسلامیه، طهران، سنه النشر/۱۳۶۵ ه. ش ، ج ۴، ص ۱۶۸.
۲. همان، ج ۴، ص ۱۶۴.

ادامه