مرکز ملی پاسخگویی , pasokh

مرکز ملی پاسخگویی

مرکز ملی پاسخگویی , pasokh

مرکز ملی پاسخگویی

19,625نــــفــــــر
عضو شده اند
19,625نفر عضو شده اند
پاسخگوی سوالات: قرآنی، اعتقادی، مشاوره ای، خانوادگی، اخلاقی و تربیتی، احکام و تاریخی شما هستیم. «کلوب رسمی مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی»پاسخگوی سوالات: قرآنی، اعتقادی، مشاوره ای، خانوادگی، اخلاقی و تربیتی، احکام و تاریخی شما هستیم. «کلوب رسمی مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی»مشاهده کامل مشخصات
2 اردیبهشت 1387
پاسخگویی به سوالات:
قرآنی، اعتقادی، مشاوره ای، خانوادگی، اخلاقی و تربیتی، احکام و تاریخی.

اعضاء

  • محسن بهاری , naderen20
  • ی م , yaserxan
  • نغمه   , najmeh1985
  •                           سپید                      , diana_1364
  •  م ه د ی ه  م ه د ی   , zzzz123
  • عقیدتی  , roshanfekr89
  •  مدیون زهرا سلام الله علیها , arghanoon65
  • مهتاب خوشبخت , 354
  • کورش کبیر , jaber13666931
  • سیدعلی موسوی , sam00000
  • علیرضا حیدری , alireza_haydari
  • علیرضا   , 9dar4
  •        ازغدی , mahmorgan
  • مصطفی حسینی نیا , yashar193
  • میلاد آریا , khalesei
  • 19625 نفر

    morebox img

کلوبهای مشابه

  • مشاوره ازدواج و خانواده , shenakhtclub
  • نسل جوان , javanclub
  • رهپویان قرآن , qoranasemani
  • پیشروان ظهور  , pishrovanezohour
  • امیر المؤمنین (ع) , amir_al_momenin



تبلیغات

مرکز ملی پاسخگویی , pasokh
چرا از روزی که بشر وقایع را ثبت کرده، معجزه ای رخ نداده است؟

اصل فرض مطرح شده در این پرسش، فرضی غلط و در خوش بینانه ترین حالت، ادعایی گنگ و مبهم است.

معجزه در معنای اصطلاحی، عملی خارق العاده است که پیامبری برای نشان دادن ارتباط ویژه اش با خدا، آن را انجام می دهد در حالی که هیچ بشر با اتکا به قدرت های بشری نمی تواند آن را انجام دهد. حال آخرین پیامبر الهی مربوط به چهارده قرن قبل است. و ابزار ثبت بشر در آن دوره، تاریخ نگاری بوده است.

و تاریخ نیز به خوبی معجزات این پیامبر را ثبت کرده است. چون حتی در منظر کسانی که قرآن را کتابی الهی نمی دانند، این کتاب یک منبع تاریخی بسیار متقن با نقل متواتر است که معجزاتی را ثبت کرده است. جدای از آنکه کتب تاریخی دیگر نیز معجزاتی را ثبت کرده اند و جدای از آنکه خود قرآن معجزه جاوید است.

یعنی فارغ از برخی جنبه های اعجازی قرآن که ماهیت تاریخی دارند، وجوه اعجازی دیگر هم در آن وجود دارد.

مثلا نقل اخبار اتفاقات آینده، یا نقل اتفاقات پیامبران و امت های سابق، اعجازی با ماهیت تاریخی هستند. چون تاریخ باید نشان دهد که آن اتفاقات در آینده به همان شکل رخ داده اند، یا راهی جز خبر غیبی برای نقل تاریخ گذشته نبوده و نقل گذشته از همین جهت اعجاز آمیز بوده است.اما برخی از اکتشافات علوم تجربی، یا فصاحت خارق العاده قرآن، همین امروز نیز قابل فهم است.

بنابراین هم معجزه ثبت شده داریم و هم معجزه زنده و در پیش روی خود داریم. و اگر تصور می شود که معجزه، همگان را مجبور به ایمان می کند یا راه بهانه جویی را می بندد، باید بگوییم این تصور کاملا غلط است. معجزه تنها دلیلی برای افرادی است که می خواهند بفهمند و کسانی که خود را به خواب زده اند، همیشه بهانه هایی برای نفی معجزه داشته و دارند. منکران معجزه، پس از درخواست های عجیب و غریب و غیر منطقی، حتی در مواردی که برای اتمام حجت به برخی از درخواست هایشان پاسخ داده می شد، نهایتا می گفتند که سحر شده اند!!

(وَلَوْ فَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَابًا مِنَ السَّمَاءِ فَظَلُّوا فِیهِ یَعْرُجُونَ * لَقَالُوا إِنَّمَا سُكِّرَتْ أَبْصَارُنَا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ)[سورة الحجر ۱۵ و ۱۶] و اگر دری از آسمان به روی آنها بگشاییم که پیوسته در آن بالا روند ، باز هم می گویند: « یقیناً ما را چشم بندی کرده اند ، بلکه ما گروهی سحر شده ایم ! ».

وقتی مشاهده مستقیم معجزه، با بهانه جویی های بی پایان مواجه بوده است، کدام ابزار ثبتی می تواند به این بهانه جویی ها پایان دهد؟ فیلم هایی که می توانند هر صحنه خیالی را به تصویر بکشند؟ قطعا اگر کسی طالب حقیقت باشد، جای جای هستی، را آیاتی می یابد که با صدای رسا خدا را فریاد می زند و قدرت و علم و شوکت او را به تصویر می کشند، هر چند که غافلان نبینند یا نخواهند ببینند.

لَهُمْ قُلُوبٌ لَا یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لَا یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا یَسْمَعُونَ بِهَا ۚ أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُون (۱۷۹ اعراف) آنها دلهایی دارند که با آن نمی فهمند, وچشمانی دارند که با آن نمی بینند, وگوشهایی دارند که با آن نمی شنوند, آنان مانند چهار پایانند, بلکه اینان گمراه ترند, اینان همان غافلاًنند.

علاوه بر این،مطالعه تاریخ ثابت می کند که در طول تاریخ بشریت ثبت حوادث و اتفاقات بر اساس امکانات هر دوره ای وجود داشته است که از جمله حوادث ثبت شده در آن دورانها همین معجزاتی بود که توسط پیامبران الهی بروز می کرد.پس اینکه کسی بگوید بعد از اینکه انسان توان ثبت حوادث را یافت،دیگر معجزه ای رخ نداده است،نهایت عناد و کینه توزی شخص را می رساند یا نهایت جهل و نادانی و بی اطلاعی او از تاریخ بشریت را.

ادامه
99
مرکز ملی پاسخگویی , pasokh
کی گفته خدا وجود داره؟؟؟!!!!

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها درباره موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند. وقتی به موضوع « خدا » رسیدند.

آرایشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد.

مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟

آرایشگر جواب داد: کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد به من بگو، اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند؟ بچه‌های بی سرپرست پیدا می شد؟ اگر خدا وجود می داشت، نباید درد و رنجی وجود داشته باشد. نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می دهد این چیزها وجود داشته باشد.

مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد، چون نمی خواست جر و بحث کند.
آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. به محض این که از آرایشگاه بیرون آمد، در خیابان مردی دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده. ظاهرش کثیف و ژولیده بود. مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: می دانی چیست، به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند .

آرایشگر با تعجب گفت: چرا چنین حرفی می زنی؟ من این جا هستم، من آرایشگرم.
من همین الان موهای تو را کوتاه کردم.

مشتری با اعتراض گفت: نه! آرایشگرها وجود ندارند، چون اگر وجود داشتند، هیچ کس
مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی
شد .

آرایشگر جواب داد: نه بابا، آرایشگرها وجود دارند! موضوع این است که مردم به ما
مراجعه نمی کنند.

مشتری تائید کرد: دقیقاً ! نکته همین است. خدا هم وجود دارد! فقط
مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی‌گردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.

********** مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی 096400 ********
ادامه
مرکز ملی پاسخگویی , pasokh
برای ایجاد عزم و اراده بر ترک گناه، چه راهکارهای وجود دارد؟

در درجه اول باید به این نكته واقف باشیم كه ترك گناه و رعایت تقوی یك فرایند تدریجی و دراز مدت است، راهی است كه باید با استقامت و تحمل فراوان طی نمود و اینگونه نیست كه بتوان یك شبه آن را پیمود و در درجه بعدی بدانیم كه راه اصلی آن تقویت مبادی اختیار؛ یعنی آگاهی و آزادی در انسان است و بدون آگاهی و اراده قوی و آزاد، كنترل نهایی نفس برای انسان ممكن نیست.

** چند توصیه:
یك. هیچ گناهی را كوچك نشمارید.
دو. در ابتدای روز با خدای متعال شرط كنید كه گناه نكنید و در طول روز مراقب اعمال و رفتار خود باشید و در پایان روز از خویش حساب بكشید. اگر از عملكرد خویش راضی بودید، خدای را شكر گویید و در صورتی كه راضی نبودید، بر خویش سخت بگیرید.
سه. بدانید كه همواره در محضر خدای بزرگ هستید، او بر شراشر وجود شما اشراف دارد و از ظاهر و باطن شما آگاه است.
چهار. از خداوند با دعا و نیایش استعانت و استمداد بجویید، زیرا كه خود فرمود: اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود هیچ كدام به فضیلت و تزكیه روی نمی آوردید.(نور، آیه ۲۱)
پنج. اعمال و عادات نیكو را جایگزین رفتار ناپسند نمایید؛ مانند شركت دائمی در نماز جماعت، نماز شب، زیارت اهل قبور و دعا. قرآن كریم می فرماید: خوبی ها سرانجام میدان را بر بدی ها تنگ خواهد كرد و آنها را از بین خواهد برد.(هود، آیه ۱۱۴)
شش. مطالعه پیرامون زندگی پارسایان و زاهدان و مطالعه كتب اخلاقی ر فراموش نكنید.

** راهكارهای عملی:
در پایان علاوه بر راهكارهای ارائه شده كه رعایت آن ها می تواند به شكل زیربنایی این مشكل را برطرف كند یك سری توصیه های كاربردی تر به اختصار ارائه می شود:
۱- مراقب نگاه تان باشید.
۲- از خلوت با نامحرم، سخن گفتن و شوخی كردن با آن ها جداً خودداری كنید.
۳- از فكر كردن، تصور و تخیل جنس مخالف و مسایل جنسی خودداری كنید.
۴- از نگاه كردن به تصاویر و فیلم های تحریك كنند جداً خودداری كنید.
۵- از شوخی های جنسی و محرك پرهیز كنید.
۶- در صورت شدت شهوت، خوردن غذاهای محرك و دارای كالری زیاد مانند خرما، پیاز، فلفل و... را به حداقل برسانید.
۷- برای تعدیل نیروی جنسی خود حتماً ورزش و تحرك جسمانی و كار فیزیكی و بدنی را در زندگی روزمره خود لحاظ كنید.
۸- دعا و توسل برای نگهداری ایمان و رفع مشكلات می تواند مفید باشد.
۹- روزه گرفتن موجب كاهش نیروی جنسی می شود.
۱۰- سعی كنید در طول روز با وضو باشید و از نورانیت آن استفاده كنید.
در پایان توجه شما و همه جوانان عزیز را به این روایت جلب می كنم:
امام علی(ع) می فرمایند: «اكره نفسك علی الفضائل فان الرذائل انت مطبوع علیها؛ با سعی و مجاهدت فضایل اخلاقی را به نفس سركش خود تحمیل كن، زیرا خواهش طبیعی بشر بر شهوات و رذایل اخلاقی است».

در این زمینه ر.ك:
۱- گناه شناسی، محسن قرائتی.
۲- گناهان كبیره، شهید دستغیب.
۳- شهید دستغیب، قیامت و قرآن (تفسیر سوره طور)

ادامه
مرکز ملی پاسخگویی , pasokh
خداوند رحمان و رحیم چطور می شود عذاب کننده نیز باشد؟

عدل یکی از صفات جمال الهی است. در آیات قرآن به این صفت به گونه های مختلف اشاره شده است. پایه این اعتقاد آن است که در قرآن، هرگونه ظلم از خدا نفی شده و از او به عنوان «قائم به قسط» یادگردیده است.
چنان که می‌فرماید: «أنَّ اللهَ لا یَظْلِمُ مِثقالَ ذَرّهٍ»(۱) خدا به اندازه ذره‌ای ستم نمی‌کند»
و نیز می‌فرماید: «إنَّ اللهَ لا یَظْلِمُ الناسَ شیئاً» (۲) خدا هرگز به مردم ستم نمی‌کند»
و : «شَهِدَ اللهُ أَنّه لا إلهَ إلا هُوَ وَ الْمَلائِکَهُ وَ أُولوا العِلْمِ قائماً بالقِسْطِ؛ (۳) خدا، فرشتگان و صاحبان دانش گواهی می‌دهند که جز او خدائی نیست، و او قائم به قسط است».

اما باید توجه داشت که عدل با رحمت خدا هیچ گونه منافاتی ندارد و جای بحث نیست.
زیرا رحـمـت خـدا به معناى رقت قلب و تاثر درونى نیست زیرا رقت و تاثر درونى مستلزم ماده است و خدا مادى نیست. مـعـنـاى رحـمت الهى به معناى بخشش چیزى است که دریافت کننده لایق و مستعد آن است. اگر استعداد او تمام باشد, آنچه براى او مناسب است دوست دارد و آن را طلب مى کند و خداوند آن را به او اعطا مى کند.

پـس رحـمت دو گونه است:
رحمت عام و آن عبارت است از اعطا آنچه شخص در طریق وجود و بـودنـش مـسـتـعد آن است.
و رحمت خاص که عبارت است از اعطا آنچه شخص در راه و طریق هدایت به سوى توحید و سعادت مستعد آن است.

پس اگر کسى به طور عام مستعد شقاوت بود که اثر آن عذاب دائم است منافاتى با اعطا ی شقاوت و عذاب دائم ندارد بلکه عین رحمت عام است اما رحمت خاص نیزشامل چنین افرادى نمى شود زیرا از مسیر هدایت خارج اند.

در برخی آیات به صورت جامع سه مسأله مورد بحث به زیباترین وجه بیان شده است:
۱- خداوند نقشه جهان هستی را بر اساس رحمت مطلق رقم می زند: «وَ رَحْمَتی وَسِعَت کُلَ شیء»؛ (۴) رحمت من شامل همه اشیا (هر چیز) و همه موجودات می شود و چیزی نیست که مصداق «شی»نبوده و مشمول رحمت خدا نباشد.
۲- عذاب مخصوصی در کار است و گروه ویژه ای را به کام می کشد: «قال عَذابی أُصیب بِه مَنْ أَشاء»؛(۵) عذابی دارم که بر پایه حکمت، به کس که معصیت می کند می رسد.
۳- رحمت خاصی وجود دارد که ویژه عده ای مخصوص است: «فَسَأَکْتبُها لِلَذینَ یَتَقُون وَ یُؤتُون الزَکوة والَذِینَ هُمْ بِایاتنا یُؤمنُون»؛ (۶) آن رحمت را ویژه پارسایان و پردازندگان زکات و مؤمنان به آیات خود قرار دادم.

بنابراین؛ رحمت خاص و همچنین مقابل آن یعنی عذاب شامل گروه های خاص می شود. اما رحمت گسترده و مطلق خدا شامل همه موجودات اعم از بهشت و دوزخ و انسان و پری است.
بنابراین، عذاب با رحمت عام خدا منافات ندارد، بلکه عین رحمت مطلق است، گرچه با رحمت خاص نیز یک جا جمع نمی شود لیکن انسان معذب با اختیار خویش راه شقاوتمندان و کافران را عمدا انتخاب می کند و خود را شقی می سازد.
عدل یعنی هر چیزی را در جای خود قرار دادن . اگر رحمت او شامل همه یا عده ای از بندگان شود، عین عدل است، چون در جای خود که شایسته آن افراد است خواهد بود.

پی نوشت:
۱-نساء(۴)آیه۴۰
۲- یونس(۱۰)آیه۴۴
۳-آل عمران(۳)آیه ۱۸
۴- اعراف (۷) آیه ۱۵۶
۵- همان.
۶- همان.

ادامه
مرکز ملی پاسخگویی , pasokh
دلیل وجود این همه شبهه دینی چیست؟ آیا دین غلط است که این همه شبهه دارد؟

اولا انسان ناآشنا مانند شخص گیر کرده در هوای مه آلود است. ابتدا که نگاه می کند، هیچ چیز برایش قابل تشخیص نیست. اما کافیست گام بردارد تا مرحله به مرحله، بتواند همه چیز را مشاهده کند. پس باید گام در راه گذاشت تا حقیقت شبهات را دریافت.

ثانیا انسان باید قبل از هر چیز شیوه بررسی و کشف حقایق را بیاموزد. و بتواند مطالب اصولی و اساسی را از فرعیات تشخیص دهد. و با شناخت دقیق اصول، تکلیف خود را در فروع مشخص کند. که با تمسک به اصول، می توان فروع را بدون بررسی نیز پذیرفت.

ثالثا انسان عاقل ذهن خود را انبار شبهات و سوالات نمی کند تا به جایی برسد که کوهی از ابهام در مقابل خود ببیند. بلکه هر مساله ای که برایش پیش می آید را تحلیل کرده و به اندازه کافی برای جوابش وقت می گذارد. و اگر توان بررسی ندارد، از قرار دادن خود در معرض ابهام های بیشتر پرهیز می کند.

رابعا شبهات زیاد نشانه اهمیت دین است که مخالفانش دست از مخالفت نمی کشند و هر روز سعی در تولید شبهه جدید یا بازتولید شبهات قدیمی با ادبیات جدید و متنوع می کنند. کما اینکه حجم زیاد طلای تقلبی به معنای بی ارزش بودن طلا نیست.

اما درباره چرایی وجود شبهه، باید توجه کنیم که خدای متعال دنیا را برای امتحان انسان قرار داده است و به انسان اختیار داده که لازمه آن وجود دو راهی است. و دو راهی باید حقیقتا محقق شود. و تمام ملزومات رفتن در مسیر باطل نیز مهیا باشد. از همین رو خدای متعال، علاوه بر اذن به شیطان جهت گمراه کردن، ابزار آن را هم در اختیار شیطان گذاشته است. که یکی از عمومی ترین آنها، شبهات است. که در مقابل هر ندای الهی و دعوت به حق، سخن باطلی نیز ایجاد شده است:

وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِیٍّ إِلاَّ إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّیْطانُ فی‏ أُمْنِیَّتِهِ (۵۲ حج) و پیش از تو [نیز] هیچ رسول و پیامبرى را نفرستادیم جز اینكه هر گاه چیزى تلاوت مى‏ نمود، شیطان در تلاوتش القاى [شبهه‏] مى ‏كرد.

البته تلاش شیطان در شبهه افکنی سبب از بین رفتن حق نمی شده است. و خدا آیات خود را تحکیم می نماید و شبهات جواب داده می شوند:

فَیَنْسَخُ اللَّهُ ما یُلْقِی الشَّیْطانُ ثُمَّ یُحْكِمُ اللَّهُ آیاتِهِ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَكیمٌ (۵۲ حج) پس خدا آنچه را شیطان القا مى‏ كرد محو مى‏ گردانید، سپس خدا آیات خود را استوار مى ساخت، و خدا داناى حكیم است.

و این چرخه ایجاد شبهه و جواب آن، سبب جدا شدن بیمار دلان از مومنان می شود:

لِّیَجْعَلَ مَا یُلْقِى الشَّیْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِینَ فىِ قُلُوبهِِم مَّرَضٌ وَ الْقَاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ وَ إِنَّ الظَّلِمِینَ لَفِى شِقَاقِ بَعِیدٍ * وَ لِیَعْلَمَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَیُؤْمِنُواْ بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِلىَ‏ صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ(۵۴و ۵۳ حج) هدف این بود كه خداوند القاى شیطان را آزمونى قرار دهد براى آنها كه در دلهایشان بیمارى است، و آنها كه سنگدلند و ظالمان در عداوت شدید دور از حقّ قرار گرفته‏ اند! و (نیز) هدف این بود كه آگاهان بدانند این حقّى است از سوى پروردگارت، و در نتیجه به آن ایمان بیاورند، و دلهایشان در برابر آن خاضع گردد و خداوند كسانى را كه ایمان آوردند، بسوى صراط مستقیم هدایت مى‏ كند.

از همین رو کنه شبهات به انتها می رسند و نه شبهه ای بدون پاسخ می ماند. فقط افراد متمایز می شوند و صف مومنان از صف کفار جدا می شود. که عده ای به دنبال طرح شبهات جدید یا بازآفرینی شبهات قبلی یا ترویج آن در قالب های متنوع هستند، و عده ای نیز به شبهات جواب می دهند و به تحکیم آیات الهی مشغول هستند. تا در این میان افراد تازه وارد نیز عیارشان سنجیده شود و به یکی از دو صف ملحق شوند. و طبیعتا هر کدام از لشگر حق یا باطل، از پشتیبانی فرشتگان یا شیاطین بهره مند می شود. که اینها به شکل پنهان و با القای در قلوب کمک می کنند.

البته کمکها همیشه به شکل پنهانی و القای قلبی نیست، و همان طور که ممکن است پشتیبانی از حق به شکل ظاهری و با تعلیم آشکار اولیای الهی و وحی باشد، شیطان نیز به صورت آشکار به عده ای شبهه آموزش می دهد. و این مطلب در روایات نیز بیان شده است:

محمّد بن عیسى گفت امام عسكرى علیه السّلام بدون سابقه قبلى نامه‏اى برایم نوشت به این مضمون: خدا لعنت كند قاسم یقطینى و علی بن حسكه قمى را، شیطان براى او متمثل مى‏شد و به او این حرف‏هاى مزخرف و فریبنده را وحى می­كرد. (رجال الکشی، ص ۵۱۸، ح ۹۹۶)

ادامه