نسیم , nasimclub

نسیم

نسیم , nasimclub

نسیم

340نــــفــــــر
پسندیده اند
340نفر پسندیده اند
بیشتر
نسِیم یعنی نسل سومی های یاور میهننسِیم یعنی نسل سومی های یاور میهنمشاهده کامل مشخصات
6 خرداد 1384
این کلوب صرفاً برای جمع آوری اعضای محترم ستادهای انتخاباتی نسیـــــم در ایران تأسیس شده است....

اعضاء

  • آرش  یاور همیشه مومن , bisetarh
  • زهرا سالم , parvazzaman
  • سعید رئیسی , saeedraissi
  • ارتا  اردبیل شهرک غرب  , hamidfc
  • 340 نفر

    morebox img




نسیم , nasimclub
فكر روز , fekre_rooz
پارسینه: معصومه ابتکار از دانشجویان پیرو خط امام و رئیس فعلی سازمان محیط زیست در گفتگو با مجله مهرنامه( شماره ۲۳- ۳۰تیر۹۱) استدلال زیر را برای مخالفت با تفکیک جنسیتی بیان کرده است:

یکی از جلسات کنوانسیون رفع تبعیض از زنان( زمان ریاست جموری آقای هاشمی)، یکی از آقایان خیلی با تعصب می گفت : که ما هیچ چیز و هیچ جایی را در دنیای اسلام نداریم که زن و مرد بتوانند در یک موقعیت اجتماعی در کنار هم قرار بگیرند . از نظر اسلامی، در هیچ جایی نباید زن و مرد در کنار هم باشند . ایشان وقتی با تعصب و حرارت این موضوع را مطرح می کرد، حجة الاسلام تسخیری(دبیرکل مجمع تقریب مذاهب اسلامی) وارد حرف ایشان شد و گفت << الّا مطاف بیت الله الحرام>> یک دفعه ایشان متوجه شد که تئوری اش چقدر سست بوده است.
ما چطور می گوییم زن و مرد در اجتماع نباید در کنار هم باشند، در حالی که در مقدس ترین مکان عبادی و در زیارت بیت الله الحرام ، زن و مرد کنار یکدیگرند. در آنجا هیچ امکانی برای تفکیک وجود ندارد چطور می توانند زن و مرد را در طواف خانه خدا از هم تفکیک کنند؟..
ادامه
99
88
27
37
مهرداد مج , moj_mehrdad
چهارشنبه 15 مرداد ، 02:18
قالیباف گوش بده یاد بگیر بیخودی تز نده
ادامه
مهسـا خانم   , keshtii
چهارشنبه 15 مرداد ، 02:21
ادامه
نسیم , nasimclub
دانشجویان  , portal_university
این متن رو بخونید بی نظیره ( کلیک کنید )




قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید. کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود «لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین». ۱۰ دلار همراه کاغذ بود. قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت. 
سگ هم کیسه را گرفت و رفت. 

قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و به دنبال سگ راه افتاد. 
سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید. با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیابان رد شد.
قصاب به دنبالش راه افتاد. 
سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد. 
قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند. 

اتوبوس امد, سگ جلوی اتوبوس آمد و شماره آنرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت. صبر کرد تا اتوبوس بعدی امد دوباره شماره آنرا چک کرد. اتوبوس درست بود سوار شد.
قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد. 
اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود و سگ منظره بیرون را تماشا می کرد. پس از چند خیابان سگ روی پنجه بلند شد و زنگ اتوبوس را زد. اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد. قصاب هم به دنبالش. 

سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید. گوشت را روی پله گذاشت و کمی عقب رفت و خودش را به در کوبید. این کار را باز هم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد. سگ به طرف محوطه باغ رفت و روی دیواری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت. 
مردی در را باز کرد و شروع به فحش دادن و تنبیه سگ و کرد. 
قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد: چه کار می کنی دیوانه؟ این سگ یه نابغه است. این باهوش ترین سگی هست که من تا به حال دیدم.

مرد نگاهی به قصاب کرد و گفت: تو به این میگی باهوش؟ این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کنه.

پائولو کوئلیو

نتیجه اخلاقی: اول اینکه مردم هرگز از چیزهایی که دارند راضی نخواهند بود. و دوم اینکه چیزی که شما آنرا بی ارزش می دانید، بطور قطع برای کسانی دیگر ارزشمند و غنیمت است. سوم اینکه بدانیم دنیا پر از این تناقضات است. پس سعی کنیم ارزش واقعی هر چیزی را درک کنیم و مهم تر اینکه قدر داشته های مان را بدانیم




اگه خوشت اومد لایکش کن و برای دوستات داغش کن



ادامه
12879
4744
5094
امیر م , amirhasanloo
یکشنبه 9 تیر ، 18:03
لایک
ادامه
رضا 2 , rezakh_en
یکشنبه 9 تیر ، 18:03
like
ادامه