لیست دوستان :: 26
لیست کلوبها :: 12
لیست توصیفنامه ها31 تیر 87 - 01:26 | |
دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید. بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید. موعد عروسی فرا رسید. زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود. مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد. 20 سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند. مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم |
3 اردیبهشت 87 - 08:00 | |
کوچک باشیم اندازه نخود یا بزرگ باشیم قد یک غول اندازه همیم
وقتی خاموش کنیم چراغ ها را .
پولدار باشیم مثل پادشاه یا آس و پاس باشیم عین گدا قدر و قیمتمان یکی است وقتی خاموش کنیم چراغ ها را .
سیاه باشیم یا سفید سرخ باشیم یا زرد و نارنجی یک رنگ می بینندمان وقتی خاموش کنیم چراغ ها را .
پس خداوند اگر یک وقت بخواهد رو به راه کند کارها را راهش شاید این باشد که دست دراز کند و خاموش کند چراغ ها را
|






















