| کلوب آی دی | zehne_khaste ، سن کلوبی : 3 سال و 7 ماه و 7 روز |
| درباره من | من همان قدر از شرح حال خودم رم میکنم که در مقابل تبلیغات امریکایی مآبانه. آیا دانستن تاریخ تولدم به درد چه کسی میخورد؟ اگر برای استخراج زایچهام است، این مطلب فقط باید طرف توجه خودم باشد گرچه از شما چه پنهان، بارها از منجمین مشورت کردهام اما پیش بینی آنها هیچ وقت حقیقت نداشته. اگر برای علاقهٔ دوستانم هست باید اول مراجعه به آراء عمومی آنها کرد چون اگر خودم پیش دستی بکنم مثل این است که برای جزییات احمقانهٔ زندگیم قدر و قیمتی قایل شده باشم به علاوه خیلی از جزییات است که همیشه انسان سعی میکند از دریچهٔ چشم دیگران خودش را قضاوت بکند و ازین جهت مراجعه به عقیدهٔ خود آنها مناسب تر خواهد بود مثلاً اندازهٔ اندامم را خیاطی که برایم لباس دوخته بهتر میداند و پینه دوز سر گذر هم بهتر میداند که کفش من از کدام طرف ساییده میشود. این توضیحات همیشه مرا به یاد بازار چارپایان میاندازد که یابوی پیری را در معرض فروش میگذارند و برای جلب مشتری به صدای بلند جزییاتی از سن و خصایل و عیوبش نقل میکنند. از این گذشته، شرح حال من هیچ نکتهٔ برجستهای در بر ندارد نه پیش آمد قابل توجهی در آن رخ داده نه عنوانی داشتهام نه دیپلم مهمی در دست دارم و نه در مدرسه شاگرد درخشانی بودهام بلکه بر عکس همیشه با عدم موفقیت رو به رو شدهام. درمکان هایی که کار کردهام همیشه عضو مبهم و گمنامی بودهام و روسایم از من دل خونی داشتهاند به طوری که هر وقت رفته ام با شادی هذیان آوری پذیرفته شدهاست روی هم رفته موجود وازدهٔ بی مصرفی قضاوت محیط دربارهٔ من میباشد و شاید هم حقیقت در همین باش _____________________________________________ من اصلا خودخواه و نچسب هستم.بعضی وقت ها هر چه فکر میکنم زندگی را نه برای خود بلکه برای سایرین هم بیهوده میدانم .میخواهم همه چیز را در خود حس بکنم . اما میبینم برای اینکار درست نشده ام .اشتباهی بدنیا آمده ام .از همه نقشه های خودم چشم پوشیدم . از عشق ،از شوق ،از همه چیز کناره گرفتم. میتوانند مرا از جرگه مرده ها بشمار بیاورند. مادر میگفت برایت فال گرفته ام میگفت فال تو از بقیه بهترین بوده ، من نمیتوانم به هیچ چیز اعتقاد داشته باشم.گاهی با خودم نقشه های بزرگ میکشم ،خودم را شایسته همه کار و همه چیز میدانم ، با خودم می گویم اری کسانیکه زمین خورده اند و دست از جان شسته اند تنها میتوانند کار های بزرگ انجام بدهند.بعد با خودم می گویم . به چه درد می خورد؟ چه سودی دارد ؟ دیوانگی ...همه اش دیوانگی است . _____________________________________________ امروز صبح كه آفتاب را دیدم، به بهار وداع گفتم و سلامی کردم به 20 تابستان زندگی ام ،تابستانی که با خود روزی را به همراه می اورد که گا و بی گاه منتظرش بودم .. تابستان امده است میدانم سال بعد دیگر بهار را نخواهم دید. __________________________________________ 14 دی 1387 ساعت 00:48 قبل از ظهر دلم یه عالمه تنگ شده برای خوشحالیهای الكی برای دل بستنهای از روی هیچ. نه مثل حالا كه برای یك دوست داشتن ساده باید طوماری بنویسم اندر دلایل دوست داشتن برای خودم و همه. دلم برای یك عشق ساده پر میكشد یك عشق پر از بیحرفی پر از نگاههایی كه هزار جور عاشقانه تعریف میشد، یك عشق پر از بیحرفی و سكوت و گذر از كنار هم و هیچ نگفتن، نه این عشقها كه باید از هزاردالان عقل و مكاشفه و تحلیل رد شوند از عقل و فهم و درك گرفته تا زیبایی و ثروت و نسب خانوادگی و هزار جور تعبیر عاقلانهی دیگر از عشق!!! اما تو باور مكن. دلم هیچ وقت برای هیچ كس تنگ نمیشود اگر این را شنیدی از من یا هر كس دیگری بدان بزرگترین نادرست را شنیدهای تنها همین! |
| وضعیت | مرد23 ساله مجرد |
| جنسيت | مرد |
| محل سکونت | Iran ، خوزستان ، ماهشهر/م |
| سيگار | نميکشم |
| علت عضويت | شرکت در بحث هاي کلوبها و امکانات ديگر |
| زندگي با | با هم اتاقي ها در خوابگاه |
| تعداد بچه ها | 34 |
| تحصيلات | ديپلم دبيرستان |
| شغل | اویزون (یکمم دانشجوام) |
| اطلاعات اضافي | برنامه نویس موجودیست زنده که اغلب بصورت نشسته با کمی خمیدگی روبروی خود را نگاه می کند. این موجود توانایی بسیار زیادی در گیر دادن به یک موضوع و پلک نزدن را داراست. بیشتر طول عمر خود را بدون تحرک سپری می کند و فقط انگشتانش دارای فعالیت بسیار زیاد هستند... |
| گرايش سياسي | هيچکدام ! |
| قد | 175-180 |
| وزن | 65-70 |
| اخلاق و برخورد | شوخ ، بد اخلاق ، گوشه گير ، شلوغ ، تيزهوش |
| مد و ظاهر | متغيير ، جين ، راحت ، مد روز |
| تاریخ عضویت | 16 تیر 1387 ساعت 01:26 |