لیست توصیفنامه ها23 شهریور 87 - 12:37 | |
گفتگوی یک سوسک با خدا گفت : کسی دوستم ندارد . می دانی که چه قدر سخت است ، این که کسی دوستت نداشته باشد ؟ تو برای دوست داشتن بود که جهان را ساختی . حتی تو هم بدون دوست داشتن … خدا هیچ نگفت . گفت : به پاهایم نگاه کن ! ببین چقدر چندش آور است . چشم ها را آزار می دهم . دنیا را کثیف می کنم . آدم هایت از من می ترسند . مرا می کشند . برای این که زشتم . زشتی جرم من است . خدا هیچ نگفت . گفت : این دنیا فقط مال قشنگ هاست . مال گل ها و پروانه ها . مال قاصدک ها . مال من نیست . خدا گفت : چرا ، مال تو هم هست . خدا گفت : دوست داشتن یک گل ، دوست داشتن یک پروانه یا قاصدک کار چندانی نیست . اما دوست داشتن یک سوسک ، دوست داشتن " تو " کاری دشوار است . دوست داشتن ، کاری ست آموختنی و همه کس ، رنج آموختن را نمی برد . ببخش ، کسی را که تو را دوست ندارد ، زیرا که هنوز مومن نیست ، زیرا که هنوز دوست داشتن را نیاموخته ، او ابتدای راه است . مومن دوست می دارد . همه را دوست می دارد . زیرا همه از من است و من زیبایم ، چشم های مومن جز زیبا نمی بیند . زشتی در چشم هاست . در این دایره ، هر چه که هست ، نیست الا زیبایی ... آن که بین آفریده های من خط کشید شیطان بود . شیطان مسئول فاصله هاست . حالا قشنگ کوچکم ! نزدیک تر بیا و غمگین نباش . قشنگ کوچک نزد خدا رفت و دیگر هیچ گاه نیندیشید که نازیباست. |
18 شهریور 87 - 21:44 | |
بازم میام به دیدنت... ای ناز ِ مهربون سلام ، باز اومدم به دیدنت حال و هوام بارونیه ، از غمه پر کشیدنت همبازی قشنگ من ، حالت چطوره مهربون ؟ خوش می گذره بدونِ ما ، زندگی توی آسمون ؟ خورشید خانوم ، حالش خوبه؟ از آسمونا چه خبر ؟ اینجا هنوزم ابریه ، از وقتی که رفتی سفر عزیزم از خودت بگو ، چشمای نازت چطورن ؟ جات خالیه روی زمین ، بچه ها از گریه پُرن از وقتی رفتی بدجوری ، ساكت و دلگیر كلاس نوشته هات پاك نشده ، هنوز روی تخته سیاس دوشنبه كارنامه دادن ، نمره ها خوب نبود زیاد خانوم مدیر از تو كه گفت ، گریه اَمونمون نداد خیلی دلش گرفته بود ، از نمره هات حرفی نزد می گفت معدلت شده ، دوباره نوزده و نود راستی پریروز مامانت ، اومد دوباره مدرسه می گفت دیگه تو خونمون ، صدام بهش نمیرسه بهم می گفت چند شبه كه ، حتی تو خواب ندیدتت یه دسته گل آورده بود ، بذار روی نیمكتت دلم می خواد برات بگم ، چی شده این بیست و سه روز هیشكی فراموشت نكرد ، همه به یادتن هنوز فراشِ پیرِ مدرسه ، دیروز سراغ ِ تو گرفت لاله بهت سلام رسوند ، آدرس ِ داغِ تو گرفت این شمعا رُ اون داده بود ، دلش می خواست خودش بیاد اما بازم هر كاری كرد ، باباش اجازه نمی داد مبصرِ اخموی کلاس ، دلش واسه تو تنگ شده شبنم احمدی حالا ، عاشق شده ، زرنگ شده ترانه رُ یادت میاد ، این روزا خواستگار داره دوربرش نمی شه رفت ، همش می گه که کار داره افشینُ که یادت میاد ، اون که بهت شماره داد این روزا به هوای تو ، همه جا دنبالم میاد چند بار ازت خبر گرفت ، گفت : اتفاقی افتاده ؟ امروزم انگار اومده ، پشت درختا ایستاده هنوز خبر نداره که عشقش از اینجا پَر زده امروز دیگه آوردمش ، ببین چقد حالش بده چه روزگارِ سختیه ، طاقتِ من تموم شده تمومه خاطرات خوب ، با رفتنت حروم شده خُب بگذریم باز چه خبر ؟ خدا واسه تو چی نوشت ؟ انگاری خوش می گذرونی ! تنها که نیستی تو بهشت ! هفته ی بعد قراره که ، دسته جمعی با بچه ها یه سر بیام به دیدنت ، با چند تا از معلما حالا دیگه باید برم ، آخه د اره دیرم می شه بازم میام به دیدنت ، هفته به هفته ، همیشه... قسمتِ من از بهار ، سهم ِ من از سرنوشت تولدت مبارك ، بانوی اردیبهشت زیبای قصه ی من ، خواب ِ كدوم طلسمی؟ بگو به جز فرشته ، بهت میاد چه اسمی؟ خواب ِ قشنگ بركه ، رویای دور یك قو درامتداد ِ پرواز ، پرستو تا پرستو نبودی من می مُردم ، نباشی من می میرم تو هستی كه همیشه ، هر لحظه جون می گیرم راز نگفته ی عشق ، حرف نخونده ی دل بیتابی های امواج ، بی خوابی های ساحل آرامش ِ یه جنگل ، نوازش ِ یه دریا بگو كه تو كی هستی؟ معمّا در معمّا نجابت ِ گل ِ سرخ ، حیای سبز ِ باغچه فال ِ قشنگ ِ حافظ ، دلخوشیای طاقچه پنجره های خونه ،دلواپس ِ همیشَه ن وقتی دلت می گیره ، جاده ها ابری می شن وقتی كه خیس ِ چشمات ، بغض می كنه خیابون همگریه می شه با تو ، شرشر ِ تند ِ بارون بخند تا من بخندم ، عاشقتم همیشه گُل هر چی غنچه باشه ، لب ِ تو كه نمیشه |
11 شهریور 87 - 10:58 | |
همه روز روزه بودن، همه شب نماز کردن ،همه ساله حج نمودن، سفر حجاز کردن، ز مدینه تا به کعبه سر و پا برهنه رفتن، شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن به خدا که هیچکس را ثمر آن قدر نباشد که به روی نا امیدی در بسته باز کردن
جویند همه هلال و من ابرویت....گیرند همه روزه و من گیسویت...از جمله این دوازده ماه تمام....یك ماه مبارك است و ان هم رویت!
|









