لیست دوستان :: 706
لیست کلوبها :: 29
لیست توصیفنامه ها25 تیر 87 - 01:43 | |
یک مردِ روحانی، روزی با خداوند مکالمه ای داشت: "خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟"
خداوند آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود؛ و آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد!
افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند. به نظر قحطی زده می آمدند. آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.
مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد. خداوند گفت: "تو جهنم را دیدی!"
آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن، که دهان مرد را آب انداخت!
افرادِ دور میز، مثل جای قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و تپل بوده، می گفتند و می خندیدند. مرد روحانی گفت: "نمی فهمم!"
خداوند جواب داد: "ساده است! فقط احتیاج به یک مهارت دارد! می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به همدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار تنها به خودشان فکر می کنند!"
(تخمین زده شده که 93% از مردم این متن را برای دیگران ارسال نخواهند کرد. ولی اگر شما جزء آن 7% باقی مانده می باشید، این پیام را با تیتر "7%" ارسال کنید!
من جزء آن 7% بودم! و به یاد داشته باشید، من همیشه حاضرم تا قاشق غذای خود را با شما تقسیم کنم!)
|
17 خرداد 87 - 19:54 | |
پرنده خارزار
"در افسانه ها از پرنده ای شگفت انگیز یاد شده است
پرنده ای که تنها یکبار در طول زندگیش آواز می خواند
از وقتی که بدنیا میاد آروم و قرار نداره و دنبال خارزاری می گرد
و وقتی اونو پیدا کرد شروع به خوندن می کنه
زیباترین آوازی که مخلوقات عالم شنیده اند
و بهنگام آواز تن خود را به تیزترین و بلندترین خار می سپارد
و هنگامی که در حال جان سپردن است روح خود را به دیگر پرندگان خوش آواز و چکاوک ها می سپارد
پرنده خارزار زندگی خویش را در مقابل آوازی زیبا فدا می کند
اما همه جهانیان برای آوازش سکوت پیشه می کنند
و خداوند در بهشت لبخند بر لبانش جاری می گردد...."
|
30 اردیبهشت 87 - 18:58 | |
یکی مثل همه که می تونه خیلی با بقیه فرق داشته باشه ! و این گذر زمانه که دیدگاه آدمی رو کامل می کنه و یاسی کوچولوی من که فقط چند ماه کوچیکتر منه هر روزش با روز قبلش فرق داره و هر روز یه چیز جدید رو به زندگی آدما اضافه می کنه که دیگران بدونند که اسمشون آنسانه نه چیز دیگه ! اما با همه این حرفا که خودم هم تو فهمش موندم مهم اینه که یاسی واسه من مهمه و چقدر خوبه که تو این دنیای عجیب واسه هم مهم باشیم و به هم بها بدیم |



















