لیست کلوبها :: 38به مناسبت روز زن 3 تیر 87 - 23:02 |
از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز می گذشت.
|
لیست توصیفنامه ها2 مرداد 87 - 01:53 | |
نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت
که جانم در جوانی سوخت ای جانم بقربانت
الا ای نوگل رعنا که رشک شاخ شمشادی
نگارین نخل موزونی، همایون سرو آزادی
ای عسس گر شاد از این هستی که شب مستم گرفتی
من از این شادم که می افتادم و دستم گرفتی
ای چشم خصارین که کشد سرمه خواست
وی جام بلورین که خورد باده نابت
و نیز در دهها غزل دیگر می توانیم به عرفان ویژه ای دست یابیم، ممکن است افرادی بر این باور نباشد و با دیدگاهی دیگر به غزالان غزل آن پیر میخانه سخن نگاه کنند که باید با آنان از زبان هاتف سخن گفت:
چشم دل باز کن که جان بینی
آنچه نادیدنی است آن بینی
گر به اقلیم عشق روی آری
همه آفاق گلستان بینی
آنچه بینی دلت همان خواهد
و آنچه خواهد دلت همان بینی
|
2 مرداد 87 - 01:52 | |
باغ باور را بهاری بود و نیست
زلف سنبل را قراری بود و نیست
چشمه خورشید خوشیدای دریغ
گلشن جانرا هزاری بود و نیست
صبردار ای دل که در ملک سخن
شهریار نامداری بود و نیست
در غزالان غزل تابی نماند
شعر تر را اعتباری بود و نیست
راستی گل نغمه شیراز را
در تغزّل یادگاری بود و نیست
گفت "صائم" اشک ریزان همچو شمع
ملک جانرا شهریاری بود و نیست
|
2 مرداد 87 - 01:51 | |
دلم را سپردم به بنگاه دنیا
و هی آگهی دادم اینجا و آنجا
و هر روز
برای دلم
مشتری آمد و رفت
و هی این و آن
سرسری آمد و رفت
ولی هیچ کس واقعا
اتاق دلم را تماشا نکرد
دلم قفل بود
کسی قفل قلب مرا وا نکرد
یکی گفت:
چرا این اتاق
پر از دود و آه است
یکی گفت:
چه دیوارهایش سیاه است
یکی گفت:
چرا نور اینجا کم است
و آن دیگری گفت:
و انگار هر آجرش
فقط از غم و غصه و ماتم است
و رفتند و بعدش
دلم ماند بی مشتری
ومن تازه آن وقت گفتم:
خدایا تو قلب مرا می خری؟
و فردای آن روز
خدا آمد و توی قلبم نشست
و در را به روی همه
پشت خود بست
و من روی آن در نوشتم:
ببخشید، دیگر
برای شما جا نداریم
از این پس به جز او
کسی را نداریم.
|













