__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوبها :: 6
  • نام کلوب :آندره ی تارکوفسکی
    نام انگلیسی : andreitarkovsky
    تاسیس : 30 تیر 1385
    60 عضو ، 16 بحث ، 4 آلبوم ، 1 مقاله ، 2 لینک

    آندره ی تارکوفسکی

  • نام کلوب :سورن کرکه گور
    نام انگلیسی : kierkegard
    تاسیس : 13 مرداد 1385
    58 عضو ، 8 بحث ، 4 آلبوم ، 5 مقاله

    سورن کرکه گور

  • نام کلوب :باروخ اسپینوزا
    نام انگلیسی : baruch_spinoza
    تاسیس : 19 فروردین 1384
    116 عضو ، 29 بحث ، 6 آلبوم ، 6 مقاله ، 1 لینک

    باروخ اسپینوزا

  • نام کلوب :عین القضاة همدانی
    نام انگلیسی : ghazi_hamedani
    تاسیس : 20 مرداد 1385
    56 عضو ، 9 بحث ،

    عین القضاة همدانی

  • نام کلوب :ویتگنشتاین
    نام انگلیسی : wittgenstein
    تاسیس : 26 آبان 1385
    54 عضو ، 13 بحث ، 5 آلبوم ، 6 مقاله ، 9 لینک

    ویتگنشتاین

  • نام کلوب :کیشلوفسکی
    نام انگلیسی : kieslovski
    تاسیس : 19 فروردین 1384
    443 عضو ، 51 بحث ، 7 آلبوم ، 2 مقاله

    کیشلوفسکی

زندگی سگی
27 اسفند 84 - 09:49

یه پک محکم به سیگار می زنم و دودشو با ولع قورت میدم به روبرو خیره میشم و توی رویاهای عریض و طویلی فرو میرم به قاب روبروم یه نیم نگاهی میندازم یه دختر خیلی زیبا داره به من نگاه میکنه لبخند تلخی میزنم و زیر لب میگم لعنت به این زندگی اخه چی توی این دنیا زیباست که لبخند تو زیبا باشه .

سیگارمو چک میکنم و یه پک دیگه میگیرم دلم لک زده برای یه بطری ویسکی دستم به طرف تلفن میره اما یادم میاد که عصری تمام پولمو دادم و کتاب تهوع سارتر رو خریدم حالم از خودم داره بهممیخوره یه صدایی مییاد خودمو جمع و جور میکنم که نکنه بابا یا مادرم یهویی بیان تو و با این وضع ببیننم اما نه خبری نیست اهنگ ملایم پینک فلوید رو بلندتر میکنم یاد چند وقت پیش میتفتم توی دانشکده بعد از کلاس تنها نشسته بودم که یهویی یه دختری اومد و سلامی کرد و گفت اقای مباشر شما خیلی اهل مطالعه اید و سواد خوبی هم دارید اگه میشه چند تا منبع برای منم معرفی کنید بخونم خندم گرفت پیش خودم گفتم برو بابا دلت خوشهاخه من گور دارم کفن داشته باشم به زور یه لبخندی تحویل طرف دادم و توی چشاش خیره شدم و گفتم هر کتابی از فلسفه گرفته تا علوم طبیعی گیرت اومد بخون خودت یه چیزایی دستگیرت میشه زیر لب به خودم گفتم: تو اخه چی بلدی که داری این بدبختو راهنمایی میکنی

دختر بیچاره کلی تشکر کرد و رفت . اخه من بی پدر بی همه چیز خودم مثل سگ تو لجنزاز خودم گیر کردم چطور به یکی دیگه کمک کنم صدای غرغر برادرم منوبه خودم اورد که روبروم سر تخت خوابیده بود عصبانی بود و گفت:هوی تول سگ چرا نمیزاری ما بخوابیم اون سیگار لعنتی رو هم خاموش کن خفه شدیم تازه یادم افتاد کجا هستم و دارم چی کار میکنم پک اخر سیگارو با حرص تموم کشیدم اهنگ هم تموم شد بلند شدم و خمیازه ای کشیدم و با خودم زمزمه کردم:این جهانی که همش مضحکه و تکراره تکه تکه شدن دل چه تماشا داره

لیست توصیفنامه ها
10 اردیبهشت 87 - 01:03
انشا الله تولد کی هست؟ چه خبر؟ (هی منو تهدیدم نکن که گنبذ!)
30 دی 86 - 07:42
با قطار بیا جنوب و آن جا پیاده شو ! هر کجا بابونه یی دیدی بو کن ! من اون جام !
4 تیر 86 - 06:53
اینم شعر برای تو به مناسبت تهتیلات : : " بگذار کتاب سبز را مال من است آن تیره قبا که تن بکردی سی خودت (محلی است بسبک باباطاهر) بقیشو بعدا میگم ...
__