لیست دوستان :: 36
لیست کلوبها :: 54.. 24 تیر 87 - 11:48 |
بیدار شو خواهر ! در دنیایی که "جمیله"ها با خون خود ، سند آزادی ملتی را در تاریخ صادر می کنند ، تنها چشمان مخمور و لبان گلگون داشتن شرط زن بودن نیست. |
لیست توصیفنامه ها17 تیر 87 - 18:01 | |
چهار نفر بودند. اسمشان این ها بود: همه کس، یک کسی، هرکسی، هیچ کس. کار مهمی در پیش داشتند و همه مطمئن بودند که یک کسی این کار را به انجام می رساند. هرکسی می توانست این کار را بکند، اما هیچ کس این کار را نکرد. یک کسی عصبانی شد، چرا که این کار، کار همه کس بود، اما هیچ کس متوجه نبود که همه کس این کار را نخواهد کرد. سرانجام داستان این طوری تمام شد که هرکسی یک کسی را سرزنش کرد که چرا هیچ کس کاری را نکرد که همه کس می توانست انجام بدهد.
تو کدومشون هستی ؟! .... تا حالا فکر کردی ؟ |
8 تیر 87 - 15:53 | |
و ای بسا که
تصویری کودن
از انسانی نا پخته
از من سالیان گذشته
گمگشته
که نگاه خردسال مرا دارد
در چشمانش
و من کهنه تر به جا نهاده است
تبسم خود را
بر لبانش
و نگاه امروز من بر آن چنان است
که پشیمانی به گناهانش!!!!
(شاملو)
|
8 تیر 87 - 15:52 | |
فریاد من همه گریز از درد بود
چرا که من در وحشت انگیزترین شبها آفتاب را
به دعائی نومیدوار طلب کرده ام
تو از خورشیدها آمده ای از سپیده دم ها آمده ای
تو از آینه ها و ابریشم ها آمده ای
در خلئی که نه خدا بود نه آتش
نگاه و اعتماد تو را به دعائی نومیدوار طلب کرده بودم
شای تو بی رحم است و بزرگوار
نفست در دست های خالی من ترانه و سبزی است
من بر می خیزم!
چراغی در دست , چراغی در دلم
زنگار روحم را صیقل می زنم
آینه ای برابرآینه ات می گذارم
تا با تو ابدیتی بسازم.
(شاملو)
|






















