__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوبها :: 110
  • نام کلوب :موسیقی
    نام انگلیسی : artschool
    تاسیس : 29 آذر 1383
    7944 عضو ، 1296 بحث ، 8 آلبوم ، 41 مقاله ، 25 لینک ، 2 نظرسنجی

    موسیقی

  • نام کلوب :تنهایی
    نام انگلیسی : tanhae2
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    6798 عضو ، 728 بحث ، 10 آلبوم ، 2 مقاله

    تنهایی

  • نام کلوب :کیمیاگر
    نام انگلیسی : thealchemist
    تاسیس : 27 دی 1383
    1101 عضو ، 64 بحث ، 2 آلبوم ، 1 لینک

    کیمیاگر

  • نام کلوب :آذربایجانیلار
    نام انگلیسی : azerbayijanilar
    تاسیس : 13 خرداد 1384
    829 عضو ، 167 بحث ، 4 آلبوم ، 5 مقاله ، 2 لینک ، 1 نظرسنجی

    آذربایجانیلار

  • نام کلوب :کوهنوردان تبریز
    نام انگلیسی : 16318
    تاسیس : 23 دی 1384
    228 عضو ، 24 بحث ، 31 آلبوم ، 9 مقاله ، 10 لینک

    کوهنوردان تبریز

  • نام کلوب :سعدی
    نام انگلیسی : saadi
    تاسیس : 28 دی 1383
    1269 عضو ، 94 بحث ، 8 آلبوم ، 5 مقاله ، 8 لینک ، 1 نظرسنجی

    سعدی

گزارش تصویری (سبلان.اورین.سلطان.میشو.لاتون.پیشتو.کمتال. جام...)
29 مهر 85 - 07:23
 
 
ببین بجز تو که پامال دره ات شده ام* کدام قله نشین را نکرده ام پامال
 

"داغلاردا المک ایستریم"

 

 
 

2qitj77.jpg3zuqnpc.jpg44jbu35.jpg2nc17us.jpg311pdsj.jpg44ayzh5.jpg2ic4kt0.jpg2r29cmp.jpg4c7o0mf.jpg2rzb0ck.jpg402zxi1.jpg499krvp.jpg2luqsjr.jpg122fs2815657_th.jpg122fs4452094_th.jpg123fs978669_th.jpg123fs977063_th.jpg122fs2810037_th.jpg123fs976194_th.jpg122fs2810448_th.jpg122fs2810037_th.jpg122fs4454050_th.jpg122fs2966531_th.jpg122fs2815657_th.jpg122fs4455358_th.jpg122fs2816338_th.jpg
 
 
 
 
همیشه منظر دریا و کوه ، روح افزاست
و منظر تو ، تلاقی کوه با دریاست

نفس ز عمق تو و قلهء تو می گیرم
به هرکجا که تو باشی هوای من آنجاست

دقایقی ست تو را با من و مرا با تو
نگاه ثانیه ها مات بر دقایق ماست

من و تو آینهء روبروی هم شده ایم
چقدر اینهمه با هم یک شدن زیباست

خوشا به سینهء تو سرنهادن و خواندن
که همدلی چو من آنجا گرفته و تنهاست

بدون واسطه همواره دیدمت ، آری
درون آئینه روح جسم ناپیداست

همیشه عشق به جرم نکرده می سوزد
نصیب ما هم از این پس لهیب تهمت هاست

بیا ولی که بخوانیم بی هراس از هم
که همسرایی مرغان عشق بی پرواست
 
2u7ow09_th.jpg
 
حرف تازه‌ای به خاطرم نمی‌رسد
ور نه با تو حرف می‌زدم
من هنوز زنده‌ام
آفتاب پشت ابر مانده‌ام
من در این سکوت
بارها برایتان
 شعر گفته‌ام -شعر خوانده‌ام
من خیال نیستم
هستم و هنوز
معتقد به واژه‌ زوال نیستم
حرف تازه‌ای به خاطرم نمی‌رسد
ور نه - لال نیستم

خوش به حال من و دریا و غروب و خورشید
 
و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید
 
2zq93ww_th.jpg2ihumip_th.jpg4hu8mco_th.jpg43de0sm_th.jpg
 
 
 
با ساعت دلم
 
وقت دقیق آمدن توست
 
من ایستاده ام:
 
مانند تک درخت سر کوچه
 
با شاخه هایی از آغوش
 
با برگ هایی از بوسه
 
 
با ساعت غرورم اما!
 
من ایستاده ام:
 
با شاخه هایی از تابستان
 
با برگ هایی از پاییز
 
 
 
هنگام شعله ور شدن من
 
هنگام شعله ور شدن توست
 
ها...چشم ها را می بندم
 
ها...گوش ها را می گیرم
 
با ساعت مشامم
 
     اینک:
 
  وقت عبور عطر تن توست
 
 
2wg7ksh.jpg

 
در آن هوای دلگیر_وقتی غروب می شد
گویی بجای خورشید. من زخم خورده بودم
 
  وقتی غروب می شد_وقتی غروب می شد
   کاش آن غروب ها را از یاد برده بودم
 
 
 
2crmzqa.jpg
 
 
برای پر زدن از تو خوشا مرام عقابان
(ساوالان)
 
69qg4w.jpg
ayttat.jpg35k09c9.jpg
flyouo.jpg
 
 
 
 
 
پرنده نیستم اما پر خیالم هست
توان بال گشودن به هر محالم هست
 
مبین که مثل زمین پای در لجن شده ام
که دسترس به گواراترین زلالم هست
 
همین نفس که به عمق سکوت محبوسم
صدای منتشری آسوی جبالم هست
 
شناسنامه من یک دروغ تکراری ست
هنوز تا متولد شدن مجالم هست
 
بخواه تا خود از این خاک بسته برخیزم
به رستحیز تو همواره شور و حالم هست
 
مجاب فلسفه ای قبض و بسط روحم نیست
اگر چه با خود و دنیای خود جدالم هست
 
جهان جنون مرا پاسخی نداده هنوز
به ناگزیر ز دنیا همان سوُالم هست
 
به غیر خوشتن از هیچ کس ملالم نیست
 خود این دلیل مرا بس اگر ملالم هست

 
کوهها باهم اندو تنهایند     مثل ما با همان و تنهایان
 
 
29ueys.jpg
 
سنگین تر است از نفس من هوای کوه
حس میکنم که له شده ام زیر پای کوه
 
بی تو همیشه کوه مرا تشنه می کند
فرق است در زلال تو و چشمه های کوه
 
در دره ای که عطر تو از آن گذشته است
این هق هق من است یا های های کوه؟
 
سنگ است و با تلنگر غم خرد می شود
این شعر را چگونه  بخوانم  برای  کوه
 
 
پژواک اگر نمی شنوی زخمه ای بزن
_بغض مرا_ که قفل زده بر صدای کوه
 
از قله ام بخوان که مرا باز بشنوی
از هر کجای دره و از هر کجای کوه
 
 
 
 
عاشق چشمت

 

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید


وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید


من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی


یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود


وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد


من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گِلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی


من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر
چیزی در آنسوی یقین شاید کمی همکیش تر


آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود
دیگر فقط تصویر من در مردمک های تو بود


من عاشق چشمت شدم ...

 

-------------------------------------------------------------------------------

 

     مفهوم عشق تو

 

می دانم که لبخند تو در کنار در به من سلام می گوید

 

و کلمه های لبریز از مهربانیت جای نگرانی برایم نمی گذارد

 

هر بار که دچار لغزش می شوم یاری ام می کنی تا بروی پاهایم بایستم

 

و هر زمان که من و تو به اتفاق می خندیم حس می کنم که کامل هستیم

 

هر روز پس از ابرهای تیره عشق تو به ما نورافشانی می کند

 

اندیشیدن به اینکه تو روزی ترکمان خواهی کرد برایم ممکن نیست

 

مادری همانند تو وجود ندارد

 

به همین دلیل به تو عشق می ورزم

 

و این است مفهوم عشق!

 


 

 
 
 
 
                                                                                                       
  • ارسال نظر (12)
لیست توصیفنامه ها برای دوستان مقدور می باشد.
__