


لیست کلوب ها :: 25

تغییرات منمحمد 47 دقیقه پیش فریاد زد!!!
هرکه صاحب علم و هنر است، دین هم دارد؛ هرکه فاقد آن دو باشد، مذهبی است (گوته)
99
محمد 5 روز پیش فریاد زد!!!
روز و روزگاری علی ای بود که خلافت براش، از آب بینی بز هم کم ارزش تر بود...
محمد 2 هفته پیش فریاد زد!!!
نمیدونم چرا اما، آزادی بوی خون میده...
barinke rofaghat chang be chizi zadan ke age vel konan etemalan khooneshoon mirize ,va oon kherkhereye keramat farhang honar va risheye mardome,age ham velesh nakonan ta marze khafegi mibaranesh,la nasaba hiiich darziiham nazashtan havaye haghighat biyad,vagar na kesi ba ghalbe to va niyate to bahashoon modaara nemikard
چهارشنبه 5 اسفند ، 14:00
چهارشنبه 5 اسفند ، 14:00
محمد اطلاعات اصلی خود را بروز کرد.
درباره من : ● سبزم به سبزی تمامی اعتقاداتم، نه اغتشاش گرم، نه از جناحی حقوقی میگیرم، نه زیر دست دشمن بزرگ شدم، نه فکر میکنم آمریکایی ها و امثالهم دلشون به حال ما میسوزه و خیر خواه ما هستن و نه میخوام جایی رو با اهدافم بدست بیارم. سبزم تا بگیرم انتقام خون برادر و خواهر هایی رو که ناجوانمردانه به حیات باقی شتافتن! سبزم که حق جوونیشون رو از مملکت اسلامی بگیرم که الگوش مولا علی میگه اگر مشتی یا کمتر از اون به کسی زدی باید دیه ش رو تا قرون آخر پرداخت کنی ولی در این حکومت خبری از این عدل و عدالت مداری ها نیست! سبزم تا وقتی ببینم در مملکت اسلامی یا به همه اقشار با هر مذهب و اعتقاد و نظر و سلیقه ای احترام گذاشته میشه یا صد سال سیاه اسلامی از نوع فعلی در کار نباشه! سبزم تا وقتی یک عده به ظاهر مسلمون چوب به سر غیر مسلمون (که هزار برابر مسلمون تر از قشر مخالف هستن) نکشن به نام اسلام و اعتقادات دروغی و کثیفشون! سبزم به این هدف که باشم در کنار کسایی که هیچ شباهتی چه از نظر اعقتادی و چه از نظر فکری با من ندارن، فقط به این بهانه که ایرانین، و من عاشق ایران و ایرانی خواهم بود تا وقتی خون در رگم باشه! زنده و پاینده باد ایران و ایرانی
●●● خواهشاً قبل از درخواست دوستی، حتماً «موارد غیر قابل تحمل» رو بخونید، تا یه وقت بعد از آشنایی کدورتی پیش نیاد
● همونطور که شما پروفایل منو خوندید و لایق دونستید و درخواست دوستی دادید من هم پروفایل شما رو میخونم و درخواستتون رو با كمال میل تأیید میکنم. پس خواهش میکنم دنبال نقطه ی مشترک بگردید بعد درخواست دوستی بدید
● خودم به هیچ عنوان به زیبایی متون پروفایلم نیستم! (البته اگر در نگاه شما زیبایی به چشم بیاد!) این نوشته ها، علایق، اعتقادات و باورهای منه نه خود خود من! زود قضاوت نکنید؛ مسلماً با اون چیزی که دوست دارم باشم و بهش ایمان و اعتقاد دارم، خیلی فاصله دارم.
● همیشه دوست داشتم، دارم و خواهم داشت که مورد اعتماد و اطمینان و حریم امنیت دیگرون باشم.
● عاشق، مهربون، مسلمان آزاد اندیش، فوق العاده دلسوز و احساسی، كنجكاو، منطقی، ساده و خوش بین، غیر قابل پیش بینی، سنگ صبور، در مواقع عصبانیت بد اخم و غیر قابل کنترل. به قول بسیار از دوستان نسل امثال من در حال انقراضه!
● آدم خوبه قبل از همه، در مورد خودش منصف باشه و از بدیهاش هم بگه، اینا اشکالاتیه که تو خودم دیدم و از بقیه هم پرسیدم و نوشتم. خوشحال میشم در رفعشون کمکم کنید.
• زیر بار هیچ حرف زوری نمیرم حتی حرف «زور» پدر و مادرم! دوست دارم همه چی منطقی و منصفانه باشه.
(دوست عزیزی فرمودن باید بعضی اوقات بخاطر شادی دل طرف کوتاه اومد ولی اگر همیشگی باشه چی؟)
• خیلی جاها ممکنه دم از علی بزنم ولی رفتارم واقعا علی وار نباشه! خیلی دوست دارم یکی اینا رو بهم بگه تا بتونم رفعشون کنم
• چیزای زیادی نوشته بودم ولی با راه کارهای دوستان در حال رفع شدنه، حتماً ادامه دارد...
● همونقدر که مهربونم، همونقدر هم خشک و بی احساسم «در مقابل کسایی که لیاقت مهربونی رو ندارن»
● اگه مشکلی درت ببینم که یقین کنم، بعده ها برات مشکلی پیش میاره بی روی در بایسی تو روت میزنم تا بعداً غم و غصه و گلایه تو نبینم
● دین وسیله ایه «برای انسان و انسان دوست بودن»، نه تنفر و دوری از «غیر همکیش»
● طبق آخرین تحقیقاتی که انجام دادم، «احمق کسیه که فکر میکنه همه غیر از خودش احمقن»
● برام «فرقی نمیكنه» چه دین و مذهب و عقیده ای دارید، احترامتون به عنوان خواهر یا برادر پیش من «محفوظه» اگر «حرمت این خواهر و برادری حفظ بشه»
● خدایی رو كه با تمام وجود حس كردم، برای اثبات و انكارش «نیازی به بحث با كسی ندارم» در عین حال که میتونم تا ابد در این مورد بحث داشته باشم. بخاطر اعتقادات و باورهای شخص از خدا، «شخصیت و هویت شخص رو نباید زیر سوال برد»!
● در نگاه اول «کاملاً سرد و بی روح» ولی وقتی چیزی به اسم "رفاقت" بینمون جا بگیره، «از برادر هم بهت نزدیك تر خواهم بود»
اگر سوء استفاده ای در این «رفاقت خالصانه» نباشه
● برای دو کلمه خیلی ارزش قائلم. یکی "داداش" یکی "آبجی". وقتی بهم داداش میگی یا بهت داداش میگم یعنی «واقعا اندازه ی برادرم دوست دارم» و وقتی به کسی آبجی میگم یعنی «اونقدر برام مقدس و آسمونیه» که مثل خواهر خودم میدونمش. هیچ چیز تو رابطه م با افراد اندازه ی سوء استفاده از این دو کلمه برام غیر قابل تحمل نیست. «حرمت و قداست» این کلمه ها رو حفظ کنین
● خاک پا، خدمتگذار، پابوس و غلام تمام کسانی که خالصانه برای دفاع از عزت و شرف و ناموس من و امثال من رفتند و پرپر شدند و بعضی هاشون هنوزم دارن تو بستر ذره ذره آب میشن و کسی ازشون خبر نداره! هیچ فرقی برام نداره که به چه چیزی اعتقاد دارن یا چه چیزی جزو مقدساتشونه. هیچ فرقی نمیکنه طرف چپو بگیرن یا راست، من پای تک تکشون رو میبوسم بدون خجالت بدون منت و به این پابوسی افتخار میکنم. پای کسایی رو که رفتند و خالصانه و مردوار جنگیدند نه برای سود و منفعت و پُست و مقام، فقط برای اینکه در مقابل خدای خودشون بندگی و در مقابل مردمشون خدمتگذاری کرده باشن! خاک پای همه مردای واقعی...
● بخاطر مثلا «اسلامی» بودن این جمهوری تا وقتی خون تو رگم باشه منتقد دولت و حکومت خواهم بود و البته خدماتش رو هم تحسین میکنم. وقتی به نام دین ظلمی به مردم وارد شه هزار بار کثیف تر و غیر قابل تحمل تر از هر ظلم دیگه ایه. شكایات من «دیده ها و تجربیات منه» نه شنیده های من! «واقعیاتیه» كه با چشم دیدم، با دل حس کردم و «با اشک پاسخ دادم». برام مهم نیست چه بلایی سرم میاد. من در پی حق میگردم و حق رو هم فاش میکنم. اسم منو هر چی که دوست داری بذار
● پیامبر اسلام: «هرجا ستمی بر مردم برود و حکومتی ها بی اطلاع بمانند و یا مطلع بشوند و مدارا بکنند، نقض پیمان رسول الله شده»
●
بــه مــــردانــگی مــولا مُــریــدم.....کـزو مـردانه تـر مـردی نــدیدم
به چشم بی حیایم خاکة سُرب....ز خـاک پـای مــولایم کــشیدم
چو گشتم عاشقش گفتم نمیرم.....دگـر از دست غم چیزی نگیرم
ولـی درد دلـش را چـون شـنفتم.....دعـــــا كـردم الهی كــه بمیرم
بمیرم بــر دلــت هــمـدم نـــدارد.....خوشی جز آه و درد و غم ندارد
نـه مـن مَـردم نــه مَردانه مـریدم.....بـه مـولایی که از غم کم ندارد
نـشانـم ده تـو رســم مـرد بـودن.....ز هـــر بیگانه راهی طـرد بـودن
در ایـن دنـیـای سـرد بـی حیایی.....ز هـــر گرمای کاذب سرد بودن
● اگه زرگر بودم، حرفهای مولا رو روی در و دیوار اتاقم با «طلا» مینوشتم.
● از مردی و مردونگی دم زدنم «ادعای مردونگی نیست»، «طلب و جستجوی مردونگیه». لقب "مرد" به این راحتی ها به کسی «وصله نمیشه»...
پيام ضروري : ● هیچ صفتی برای یک انسان، والاتر و مقدس تر از همون صفت «انسان» نیست. ما همگی حیواناتی هستیم که در پی صفت «انسانیت» در تکاپوییم.
پيام ضروري : ● هیچ صفتی برای یک انسان، والاتر و مقدس تر از همون صفت «انسان» نیست. ما همگی حیواناتی هستیم که در پی صفت «انسانیت» در تکاپوییم.
محمد 3 هفته پیش فریاد زد!!!
خداوندا، ریشه ی شادی های مرا در غم دیگران قرار مده
محمد 1 ماه پیش فریاد زد!!!
آنقدر در پی نداشته های خویش خواهم رفت، تا ملالی برای غرور بر داشته هایم نماند
محمد مطلبی با عنوان *نگاهم نکنید* ایجاد کرده است. - مشاهده
به چه مینگرید؟ چه چیز را در دیگری گم کرده اید که در من جستجویش میکنید؟ چشم از من بردارید که چشمانم هرم آفتاب و شکایت شقایق است، نگاهم نکنیداز چه رو گوش تیز کرده اید؟ به انتظار چه عجیب اتفاقی چشم گرد کرده اید و به کدام هجوم ناجوانمردانه افسار از زبان کشیده اید؟ از چه میخواهید بشنوید؟ از کدام حقیقت پر...
محمد لاگی با عنوان *نگاهم نکنید* ایجاد کرده است. - مشاهده
به چه مینگرید؟ چه چیز را در من گم
کرده اید که در من جستجویش میکنید؟ به چه جهت اینگونه نگاهم میکنید؟ چشم از من
بردارید که چشمانم هرم آفتاب و شکایت شقایق است، نگاهم نکنید
از چه رو گوش تیز کرده اید؟ به انتظار چه
عجیباتفاقی چشم گرد کرده اید و به کدام هجوم ناجوانمردانه افسار از زبان کشیده
اید؟ از چه...
محمد اطلاعات حرفه خود را بروز کرد.
دانشگاه : اگر دانشگاه های ما دانشگاهه، دانشگاه ما مهد کودک خاله سارائه
محمد اطلاعات حرفه خود را بروز کرد.
دانشگاه : اگر اسم دانشگاه های ما دانشگاهه، اسم دانشگاه ما مهد کودک خاله سارائه
محمد 1 ماه پیش فریاد زد!!!
هیچ چیز دردناک تر از این نیست که وجودت را به قدرت انکار کنند، نه به منطق!
محمد 1 ماه پیش فریاد زد!!!
رژیمی که وحشیانه تر از هر مهاجم بیگانه با ملت خویش رفتار میکند از هر بیگانه ای بیگانه تر است
محمد 1 ماه پیش فریاد زد!!!
شک نکنید که فریاد غریب، گوش خدا را صاحب میشود ... حال تظاهر کنید که نمی شنوید
محمد اطلاعات اصلی خود را بروز کرد.
نام انگلیسی : The Scowl of
نام خانوادگی انگلیسی : GOD
درباره من : ● سبزم به سبزی تمامی اعتقاداتم، نه اغتشاش گرم، نه از جناحی حقوقی میگیرم، نه زیر دست دشمن بزرگ شدم، نه فکر میکنم آمریکایی ها و امثالهم دلشون به حال ما میسوزه و خیر خواه ما هستن و نه میخوام جایی رو با اهدافم بدست بیارم. سبزم تا بگیرم انتقام خون برادر و خواهر هایی رو که ناجوانمردانه به حیات باقی شتافتن! سبزم که حق جوونیشون رو از مملکت اسلامی بگیرم که الگوش مولا علی میگه اگر مشتی یا کمتر از اون به کسی زدی باید دیه ش رو تا قرون آخر پرداخت کنی ولی در این حکومت خبری از این عدل و عدالت مداری ها نیست! سبزم تا وقتی ببینم در مملکت اسلامی یا به همه اقشار با هر مذهب و اعتقاد و نظر و سلیقه ای احترام گذاشته میشه یا صد سال سیاه اسلامی از نوع فعلی در کار نباشه! سبزم تا وقتی یک عده به ظاهر مسلمون چوب به سر غیر مسلمون (که هزار برابر مسلمون تر از قشر مخالف هستن) نکشن به نام اسلام و اعتقادات دروغی و کثیفشون! سبزم به این هدف که باشم در کنار کسایی که هیچ شباهتی چه از نظر اعقتادی و چه از نظر فکری با من ندارن، فقط به این بهانه که ایرانین، و من عاشق ایران و ایرانی خواهم بود تا وقتی خون در رگم باشه! زنده و پاینده باد ایران و ایرانی ●●● خواهشاً قبل از درخواست دوستی، حتماً «موارد غیر قابل تحمل» رو بخونید، تا یه وقت بعد از آشنایی کدورتی پیش نیاد ● همونطور که شما پروفایل منو خوندید و لایق دونستید و درخواست دوستی دادید من هم پروفایل شما رو میخونم و درخواستتون رو با كمال افتخار تأیید میکنم. پس خواهش میکنم دنبال نقطه ی مشترک بگردید بعد درخواست دوستی بدید ● خودم به هیچ عنوان به زیبایی متون پروفایلم نیستم! (البته اگر در نگاه چشم و فکرتون زیبا باشه!) این نوشته ها، علایق، اعتقادات و باورهای منه نه خود خود من! زود قضاوت نکنید؛ مسلماً با اون چیزی که دوست دارم باشم و بهش ایمان و اعتقاد دارم، خیلی فاصله دارم. ● همیشه دوست داشتم، دارم و خواهم داشت که مورد اعتماد و اطمینان و حریم امنیت دیگرون باشم. ● عاشق، مهربون، مسلمان آزاد اندیش، فوق العاده دلسوز و احساسی، كنجكاو، منطقی، ساده و خوش بین، قابل پیش بینی، سنگ صبور، در مواقع عصبانیت بد اخم و غیر قابل کنترل ● آدم خوبه قبل از همه، در مورد خودش منصف باشه و از بدیهاش هم بگه، اینا اشکالاتیه که تو خودم دیدم و از بقیه هم پرسیدم و نوشتم. خوشحال میشم در رفعشون کمکم کنید. • زیر بار هیچ حرف زوری نمیرم حتی حرف «زور» پدر و مادرم! دوست دارم همه چی منطقی و منصفانه باشه. (دوست عزیزی فرمودن باید بعضی اوقات بخاطر شادی دل طرف کوتاه اومد ولی اگر همیشگی باشه چی؟) • خیلی جاها ممکنه دم از علی بزنم ولی رفتارم واقعا علی وار نباشه! خیلی دوست دارم یکی اینا رو بهم بگه تا بتونم رفعشون کنم • چیزای زیادی نوشته بودم ولی با راه کارهای دوستان در حال رفع شدنه، حتماً ادامه دارد... ● همونقدر که مهربونم، همونقدر هم خشک و بی احساسم «در مقابل کسایی که لیاقت مهربونی رو ندارن» ● اگه مشکلی درت ببینم که یقین کنم، بعده ها برات مشکلی پیش میاره بی روی در بایسی تو روت میزنم تا بعداً غم و غصه و گلایه تو نبینم ● دین وسیله ایه «برای انسان و انسان دوست بودن»، نه تنفر و دوری از «غیر همکیش» ● طبق آخرین تحقیقاتی که انجام دادم، «احمق کسیه که فکر میکنه همه غیر از خودش احمقن» ● برام «فرقی نمیكنه» چه دین و مذهب و عقیده ای دارید، احترامتون به عنوان خواهر یا برادر پیش من «محفوظه» اگر «حرمت این خواهر و برادری حفظ بشه» ● خدایی رو كه با تمام وجود حس كردم، برای اثبات و انكارش «نیازی به بحث با كسی ندارم» در عین حال که میتونم تا ابد در این مورد بحث داشته باشم. بخاطر اعتقادات و باورهای شخص از خدا، «شخصیت و هویت شخص رو نباید زیر سوال برد»! و چقدر خوبه که واژه ی "احساس" رو کامل درک کنیم: چشم اگر داری تو کورانه میا........ور نداری چشم، دست آور عصا آن عصای حـزم و استدلال را........چـون نداری دید می کن پیشوا ● در نگاه اول «کاملاً سرد و بی روح» ولی وقتی چیزی به اسم "رفاقت" بینمون جا بگیره، «از برادر هم بهت نزدیك تر خواهم بود» اگر سوء استفاده ای در این «رفاقت خالصانه» نباشه ● برای دو کلمه خیلی ارزش قائلم. یکی "داداش" یکی "آبجی". وقتی بهم داداش میگی یا بهت داداش میگم یعنی «واقعا اندازه ی برادرم دوست دارم» و وقتی به کسی آبجی میگم یعنی «اونقدر برام مقدس و آسمونیه» که مثل خواهر خودم میدونمش. هیچ چیز تو رابطه م با افراد اندازه ی سوء استفاده از این دو کلمه برام غیر قابل تحمل نیست. «حرمت و قداست» این کلمه ها رو حفظ کنین ● خاک پا و خدمتگذار و پابوس و غلام تمام کسانی که خالصانه برای دفاع از عزت و شرف و ناموس من و امثال من رفتند و پرپر شدند و بعضی هاشون هنوزم دارن تو بستر بیماری ذره ذره آب میشن و کسی ازشون خبر نداره! هیچ فرقی برام نداره که به چه چیزی اعتقاد دارن یا چه چیزی جزو مقدساتشونه. هیچ فرقی نمیکنه طرف چپو بگیرن یا راست، من پای تک تکشون رو میبوسم بدون خجالت بدون منت. پای کسایی رو که رفتند و خالصانه و مردوار جنگیدند نه برای سود و منفعت و پُست و مقام، فقط برای اینکه در مقابل خدای خودشون بندگی و در مقابل مردمشون خدمتگذاری کرده باشن! خاک پای همه مردای واقعی... ● بخاطر مثلا «اسلامی» بودن این جمهوری تا وقتی خون تو رگم باشه منتقد دولت و حکومت خواهم بود. وقتی به نام دین ظلمی به مردم وارد شه هزار بار کثیف تر و غیر قابل تحمل تر از هر ظلم دیگه ایه. شكایات من «دیده ها و تجربیات منه» نه شنیده های من! «واقعیاتیه» كه با چشم دیدم، با دل حس کردم و «با اشک پاسخ دادم». برام مهم نیست چه بلایی سرم میاد. من در پی حق میگردم و حق رو هم فاش میکنم. اسم منو هر چی که دوست داری بذار ● پیامبر اسلام: «هرجا ستمی بر مردم برود و حکومتی ها بی اطلاع بمانند و یا مطلع بشوند و مدارا بکنند، نقض پیمان رسول الله شده» ● بــه مــــردانــگی مــولا مُــریــدم.....کـزو مـردانه تـر مـردی نــدیدم به چشم بی حیایم خاکة سُرب....ز خـاک پـای مــولایم کــشیدم چو گشتم عاشقش گفتم نمیرم.....دگـر از دست غم چیزی نگیرم ولـی درد دلـش را چـون شـنفتم.....دعـــــا كـردم الهی كــه بمیرم بمیرم بــر دلــت هــمـدم نـــدارد.....خوشی جز آه و درد و غم ندارد نـه مـن مَـردم نــه مَردانه مـریدم.....بـه مـولایی که از غم کم ندارد نـشانـم ده تـو رســم مـرد بـودن.....ز هـــر بیگانه راهی طـرد بـودن در ایـن دنـیـای سـرد بـی حیایی.....ز هـــر گرمای کاذب سرد بودن ● اگه زرگر بودم، حرفهای مولا رو روی در و دیوار اتاقم با «طلا» مینوشتم. اگر دل، دل باشه، یه حدیث چندین کلمه ای مولا برای قوت ایمانت بس خواهد بود. ● از مردی و مردونگی دم زدنم «ادعای مردونگی نیست»، «طلب و جستجوی مردونگیه». لقب "مرد" به این راحتی ها به کسی «وصله نمیشه»...
پيام ضروري : ● هیچ صفتی برای یک انسان، والاتر و مقدس تر از همون صفت «انسان» نیست. ما همگی حیواناتی هستیم که در پی صفت «انسانیت» در تکاپوییم. حیواناتی که دنبال انسانیت نیستن درخواست دوستی ندن
شغل : ● به دنیا اومدم که عصای دست خلق خدا باشم
نام خانوادگی انگلیسی : GOD
درباره من : ● سبزم به سبزی تمامی اعتقاداتم، نه اغتشاش گرم، نه از جناحی حقوقی میگیرم، نه زیر دست دشمن بزرگ شدم، نه فکر میکنم آمریکایی ها و امثالهم دلشون به حال ما میسوزه و خیر خواه ما هستن و نه میخوام جایی رو با اهدافم بدست بیارم. سبزم تا بگیرم انتقام خون برادر و خواهر هایی رو که ناجوانمردانه به حیات باقی شتافتن! سبزم که حق جوونیشون رو از مملکت اسلامی بگیرم که الگوش مولا علی میگه اگر مشتی یا کمتر از اون به کسی زدی باید دیه ش رو تا قرون آخر پرداخت کنی ولی در این حکومت خبری از این عدل و عدالت مداری ها نیست! سبزم تا وقتی ببینم در مملکت اسلامی یا به همه اقشار با هر مذهب و اعتقاد و نظر و سلیقه ای احترام گذاشته میشه یا صد سال سیاه اسلامی از نوع فعلی در کار نباشه! سبزم تا وقتی یک عده به ظاهر مسلمون چوب به سر غیر مسلمون (که هزار برابر مسلمون تر از قشر مخالف هستن) نکشن به نام اسلام و اعتقادات دروغی و کثیفشون! سبزم به این هدف که باشم در کنار کسایی که هیچ شباهتی چه از نظر اعقتادی و چه از نظر فکری با من ندارن، فقط به این بهانه که ایرانین، و من عاشق ایران و ایرانی خواهم بود تا وقتی خون در رگم باشه! زنده و پاینده باد ایران و ایرانی ●●● خواهشاً قبل از درخواست دوستی، حتماً «موارد غیر قابل تحمل» رو بخونید، تا یه وقت بعد از آشنایی کدورتی پیش نیاد ● همونطور که شما پروفایل منو خوندید و لایق دونستید و درخواست دوستی دادید من هم پروفایل شما رو میخونم و درخواستتون رو با كمال افتخار تأیید میکنم. پس خواهش میکنم دنبال نقطه ی مشترک بگردید بعد درخواست دوستی بدید ● خودم به هیچ عنوان به زیبایی متون پروفایلم نیستم! (البته اگر در نگاه چشم و فکرتون زیبا باشه!) این نوشته ها، علایق، اعتقادات و باورهای منه نه خود خود من! زود قضاوت نکنید؛ مسلماً با اون چیزی که دوست دارم باشم و بهش ایمان و اعتقاد دارم، خیلی فاصله دارم. ● همیشه دوست داشتم، دارم و خواهم داشت که مورد اعتماد و اطمینان و حریم امنیت دیگرون باشم. ● عاشق، مهربون، مسلمان آزاد اندیش، فوق العاده دلسوز و احساسی، كنجكاو، منطقی، ساده و خوش بین، قابل پیش بینی، سنگ صبور، در مواقع عصبانیت بد اخم و غیر قابل کنترل ● آدم خوبه قبل از همه، در مورد خودش منصف باشه و از بدیهاش هم بگه، اینا اشکالاتیه که تو خودم دیدم و از بقیه هم پرسیدم و نوشتم. خوشحال میشم در رفعشون کمکم کنید. • زیر بار هیچ حرف زوری نمیرم حتی حرف «زور» پدر و مادرم! دوست دارم همه چی منطقی و منصفانه باشه. (دوست عزیزی فرمودن باید بعضی اوقات بخاطر شادی دل طرف کوتاه اومد ولی اگر همیشگی باشه چی؟) • خیلی جاها ممکنه دم از علی بزنم ولی رفتارم واقعا علی وار نباشه! خیلی دوست دارم یکی اینا رو بهم بگه تا بتونم رفعشون کنم • چیزای زیادی نوشته بودم ولی با راه کارهای دوستان در حال رفع شدنه، حتماً ادامه دارد... ● همونقدر که مهربونم، همونقدر هم خشک و بی احساسم «در مقابل کسایی که لیاقت مهربونی رو ندارن» ● اگه مشکلی درت ببینم که یقین کنم، بعده ها برات مشکلی پیش میاره بی روی در بایسی تو روت میزنم تا بعداً غم و غصه و گلایه تو نبینم ● دین وسیله ایه «برای انسان و انسان دوست بودن»، نه تنفر و دوری از «غیر همکیش» ● طبق آخرین تحقیقاتی که انجام دادم، «احمق کسیه که فکر میکنه همه غیر از خودش احمقن» ● برام «فرقی نمیكنه» چه دین و مذهب و عقیده ای دارید، احترامتون به عنوان خواهر یا برادر پیش من «محفوظه» اگر «حرمت این خواهر و برادری حفظ بشه» ● خدایی رو كه با تمام وجود حس كردم، برای اثبات و انكارش «نیازی به بحث با كسی ندارم» در عین حال که میتونم تا ابد در این مورد بحث داشته باشم. بخاطر اعتقادات و باورهای شخص از خدا، «شخصیت و هویت شخص رو نباید زیر سوال برد»! و چقدر خوبه که واژه ی "احساس" رو کامل درک کنیم: چشم اگر داری تو کورانه میا........ور نداری چشم، دست آور عصا آن عصای حـزم و استدلال را........چـون نداری دید می کن پیشوا ● در نگاه اول «کاملاً سرد و بی روح» ولی وقتی چیزی به اسم "رفاقت" بینمون جا بگیره، «از برادر هم بهت نزدیك تر خواهم بود» اگر سوء استفاده ای در این «رفاقت خالصانه» نباشه ● برای دو کلمه خیلی ارزش قائلم. یکی "داداش" یکی "آبجی". وقتی بهم داداش میگی یا بهت داداش میگم یعنی «واقعا اندازه ی برادرم دوست دارم» و وقتی به کسی آبجی میگم یعنی «اونقدر برام مقدس و آسمونیه» که مثل خواهر خودم میدونمش. هیچ چیز تو رابطه م با افراد اندازه ی سوء استفاده از این دو کلمه برام غیر قابل تحمل نیست. «حرمت و قداست» این کلمه ها رو حفظ کنین ● خاک پا و خدمتگذار و پابوس و غلام تمام کسانی که خالصانه برای دفاع از عزت و شرف و ناموس من و امثال من رفتند و پرپر شدند و بعضی هاشون هنوزم دارن تو بستر بیماری ذره ذره آب میشن و کسی ازشون خبر نداره! هیچ فرقی برام نداره که به چه چیزی اعتقاد دارن یا چه چیزی جزو مقدساتشونه. هیچ فرقی نمیکنه طرف چپو بگیرن یا راست، من پای تک تکشون رو میبوسم بدون خجالت بدون منت. پای کسایی رو که رفتند و خالصانه و مردوار جنگیدند نه برای سود و منفعت و پُست و مقام، فقط برای اینکه در مقابل خدای خودشون بندگی و در مقابل مردمشون خدمتگذاری کرده باشن! خاک پای همه مردای واقعی... ● بخاطر مثلا «اسلامی» بودن این جمهوری تا وقتی خون تو رگم باشه منتقد دولت و حکومت خواهم بود. وقتی به نام دین ظلمی به مردم وارد شه هزار بار کثیف تر و غیر قابل تحمل تر از هر ظلم دیگه ایه. شكایات من «دیده ها و تجربیات منه» نه شنیده های من! «واقعیاتیه» كه با چشم دیدم، با دل حس کردم و «با اشک پاسخ دادم». برام مهم نیست چه بلایی سرم میاد. من در پی حق میگردم و حق رو هم فاش میکنم. اسم منو هر چی که دوست داری بذار ● پیامبر اسلام: «هرجا ستمی بر مردم برود و حکومتی ها بی اطلاع بمانند و یا مطلع بشوند و مدارا بکنند، نقض پیمان رسول الله شده» ● بــه مــــردانــگی مــولا مُــریــدم.....کـزو مـردانه تـر مـردی نــدیدم به چشم بی حیایم خاکة سُرب....ز خـاک پـای مــولایم کــشیدم چو گشتم عاشقش گفتم نمیرم.....دگـر از دست غم چیزی نگیرم ولـی درد دلـش را چـون شـنفتم.....دعـــــا كـردم الهی كــه بمیرم بمیرم بــر دلــت هــمـدم نـــدارد.....خوشی جز آه و درد و غم ندارد نـه مـن مَـردم نــه مَردانه مـریدم.....بـه مـولایی که از غم کم ندارد نـشانـم ده تـو رســم مـرد بـودن.....ز هـــر بیگانه راهی طـرد بـودن در ایـن دنـیـای سـرد بـی حیایی.....ز هـــر گرمای کاذب سرد بودن ● اگه زرگر بودم، حرفهای مولا رو روی در و دیوار اتاقم با «طلا» مینوشتم. اگر دل، دل باشه، یه حدیث چندین کلمه ای مولا برای قوت ایمانت بس خواهد بود. ● از مردی و مردونگی دم زدنم «ادعای مردونگی نیست»، «طلب و جستجوی مردونگیه». لقب "مرد" به این راحتی ها به کسی «وصله نمیشه»...
پيام ضروري : ● هیچ صفتی برای یک انسان، والاتر و مقدس تر از همون صفت «انسان» نیست. ما همگی حیواناتی هستیم که در پی صفت «انسانیت» در تکاپوییم. حیواناتی که دنبال انسانیت نیستن درخواست دوستی ندن
شغل : ● به دنیا اومدم که عصای دست خلق خدا باشم
محمد اطلاعات اصلی خود را بروز کرد.
درباره من : ●●● خواهشاً قبل از درخواست دوستی، حتماً و حتماً «موارد غیر قابل تحمل» رو بخونید، تا یه وقت بعد از آشنایی کدورتی پیش نیاد
● خودم به هیچ عنوان به زیبایی متون پروفایلم نیستم! این نوشته ها، علایق، اعتقادات و باورهای منه نه خود خود من! زود قضاوت نکنید؛ مسلماً با اون چیزی که دوست دارم باشم و بهش ایمان و اعتقاد دارم، خیلی فاصله دارم.
● ممکنه تا به حال چندین بار به سردی تمام از کنار هم عبور کرده باشیم. و این به این معنیه که تنها چیزی که باعث اعتماد متقابل ما میشه اینه که اینجا احساس امنیت میکنیم. من دنبال همین امنیت میگردم در همون لحظه ی عبور سرد از کنار هم...
● عاشق، مهربون، مسلمان آزاد اندیش، فوق العاده دلسوز و احساسی، كنجكاو، منطقی، ساده و خوش بین، به شدت غیر قابل پیش بینی، سنگ صبور، گریه كنی گریه میكنم بخندی میخندم، در مواقع عصبانیت بد اخم و غیر قابل کنترل
● آدم خوبه قبل از همه، در مورد خودش منصف باشه و از بدیهاش هم بگه، اینا اشکالاتیه که تو خودم دیدم و از بقیه هم پرسیدم و نوشتم. اگر میتونید در رفع بعضی هاشون که نقص شخصیتی محسوب میشه کمکم کنید واقعا از منتی که سرم میذارید ممنون خواهم بود.
• زیر بار هیچ حرف زوری نمیرم حتی حرف زور پدر و مادرم! دوست دارم همه چی منطقی و منصفانه باشه.
(دوست عزیزی فرمودن باید بعضی اوقات بخاطر شادی دل طرف کوتاه اومد ولی اگر همیشگی باشه چی؟)
• در مقابل همه ادب رو رعایت نمیکنم! در مقابل بی ادب تا حدی ادب دارم و ممکنه وقتی ببینم داره شورش رو در میاره مثل خودش باهاش صحبت کنم!
• از مهمونی و شلوغی خوشم نمیاد و برای همین زیاد مهمونی نمیرم. مادرم خیلی رو این مسأله حساسه! تنهایی یا بودن با دوستان رو در بسیاری از موارد به مهمونی های رسمی یا عروسی ترجیح میدم!
• خیلی جاها ممکنه دم از علی بزنم ولی رفتارم واقعا علی وار نباشه! خیلی دوست دارم یکی اینا رو بهم بگه تا بتونم رفعشون کنم
• فعلا چیز دیگه ای به ذهنم نمیاد ولی حتماً ادامه دارد...
● همونقدر که مهربونم، همونقدر هم خشک و بی احساسم «در مقابل کسایی که لیاقت مهربونی رو ندارن»
● اگه مشکلی درت ببینم که یقین کنم، بعده ها برات مشکلی پیش میاره بی روی در بایسی تو روت میزنم تا بعداً غم و غصه و گلایه تو نبینم
● دین وسیله ایه «برای انسان و انسان دوست بودن»، نه تنفر و دوری از «غیر همکیش»
● طبق آخرین تحقیقاتی که انجام دادم، «احمق کسیه که فکر میکنه همه غیر خودش احمقن»
● برام «فرقی نمیكنه» چه دین و مذهب و عقیده ای دارید، احترامتون به عنوان خواهر یا برادر پیش من «محفوظه»
● خدایی رو كه با تمام وجود حس كردم، برای اثبات و انكارش «نیازی به بحث با كسی ندارم» در عین حال که میتونم تا ابد باهات بحث داشته باشم. بخاطر اعتقادات و باورهای شخص از خدا، «شخصیت و هویت شخص رو زیر سوال نبرید»!
در ضمن لطفاً، "احساس" رو درك كنید:
چشم اگر داری تو کورانه میا........ور نداری چشم، دست آور عصا
آن عصای حـزم و استدلال را........چـون نداری دید می کن پیشوا
● در نگاه اول «کاملاً سرد و بی روح» ولی وقتی چیزی به اسم "رفاقت" بینمون جا بگیره، «از برادر هم بهت نزدیك تر خواهم بود»
اگر سوء استفاده ای در این «رفاقت خالصانه» نباشه
● همونطور که شما پروفایل منو خوندید و لایق دونستید و درخواست دوستی دادید من هم پروفایل شما رو میخونم و درخواستتون رو با كمال افتخار تأیید میکنم. پس خواهش میکنم دنبال نقطه ی مشترک بگردید بعد درخواست دوستی بدید
● دوستان اگه درخواست گفتگوی زنده دادید و دیدید جواب نمیدم یا مشکل از مرورگره یا تازه ویندوز عوض کردم فلش پلیر نصب نکردم یا اینكه وقعاً تو موقعیتش نیستم که گفتگوی زنده داشته باشم. به هر ندایی كه صدام بزنه احترام میذارم «پس دلگیر نشید»
● برای دو کلمه خیلی ارزش قائلم. یکی "داداش" یکی "آبجی". وقتی بهم داداش میگی یا بهت داداش میگم یعنی «واقعا اندازه ی برادرم دوست دارم» و وقتی به کسی آبجی میگم یعنی «اونقدر برام مقدس و آسمونیه» که مثل خواهر خودم میدونمش. هیچ چیز تو رابطه م با افراد اندازه ی سوء استفاده از این دو کلمه برام غیر قابل تحمل نیست. اگر بهم گفتی داداش «حرمت و قداست» این کلمه رو نگه دار
● خاک پا و خدمتگذار و پابوس تمام کسانی که خالصانه برای دفاع از عزت و شرف و ناموس من و امثال من رفتند و پرپر شدند و بعضی هاشون هنوزم دارن تو بستر بیماری ذره ذره آب میشن. هیچ فرقی برام نداره که به چه چیزی اعتقاد دارن یا چه چیزی جزو مقدساتشونه. هیچ فرقی نمیکنه طرف چپو بگیرن یا راست، من پای تک تکشون رو میبوسم. پای کسایی رو که رفتند و خالصانه و مردوار جنگیدند نه برای سود و منفعت و پست و مقام، فقط برای اینکه در مقابل خدای خودشون بندگی و در مقابل مردمشون خدمتگذاری کرده باشن!
● «از بحث سیاسی متنفرم». وقتی هویت چیزی به وسیله ی چشم و دل مشخصه نیازی به بحث و قرقره ی حرفهای تکراری نداره. شكایات من «دیده ها و تجربیات منه» نه شنیده های من! «واقعیاتیه» كه با چشم دیدم، با دل حس کردم و «با اشک پاسخ دادم»
● پیامبر اسلام: «هرجا ستمی بر مردم برود و حکومتی ها بی اطلاع بمانند و یا مطلع بشوند و مدارا بکنند، نقض پیمان رسول الله شده»
●
بــه مــــردانــگی مــولا مُــریــدم.....کـزو مـردانه تـر مـردی نــدیدم
به چشم بی حیایم خاکة سُرب....ز خـاک پـای مــولایم کــشیدم
چو گشتم عاشقش گفتم نمیرم.....دگـر از دست غم چیزی نگیرم
ولـی درد دلـش را چـون شـنفتم.....دعـــــا كـردم الهی كــه بمیرم
بمیرم بــر دلــت هــمـدم نـــدارد.....خوشی جز آه و درد و غم ندارد
نـه مـن مَـردم نــه مَردانه مـریدم.....بـه مـولایی که از غم کم ندارد
نـشانـم ده تـو رســم مـرد بـودن.....ز هـــر بیگانه راهی طـرد بـودن
در ایـن دنـیـای سـرد بـی حیایی.....ز هـــر گرمای کاذب سرد بودن
(پیر احساس)
● مسلماً با الگویی که برای خودم انتخاب کردم «خیلی فاصله دارم» و به هیچ عنوان نمیشه منکر این بود، ممنون میشم این فاصله ها رو با انتقاداتتون تو هر زمینه ای کم کنید @};-
● اگه زرگر بودم، حرفهای مولا رو روی در و دیوار اتاقم با «طلا» مینوشتم. اگر دل، دل باشه، یه حدیث چندین کلمه ای مولا برای قوت ایمانت بس خواهد بود.
● از مردی و مردونگی دم زدنم «ادعای مردونگی نیست»، «طلب و جستجوی مردونگیه». لقب "مرد" به این راحتی ها به کسی «وصله نمیشه»...
پيام ضروري : هیچ صفتی برای یک انسان، والاتر و مقدس تر از همان صفت «انسان» نیست. ما همگی حیواناتی هستیم که در پی صفت «انسانیت» در تکاپوییم. حیواناتی که دنبال انسانیت نیستن درخواست دوستی ندن
پيام ضروري : هیچ صفتی برای یک انسان، والاتر و مقدس تر از همان صفت «انسان» نیست. ما همگی حیواناتی هستیم که در پی صفت «انسانیت» در تکاپوییم. حیواناتی که دنبال انسانیت نیستن درخواست دوستی ندن
محمد 2 ماه پیش فریاد زد!!!
اگر در برابر هر بی عدالتی از خشم به خود لرزیدید آنگاه رفیق من هستید...چگوارا
محمد 2 ماه پیش فریاد زد!!!
اگر در برابر هر بی عدالتی از خشم به خود لرزیدید آنگاه رفیق من هستید...چگوارا
محمد 2 ماه پیش فریاد زد!!!
اگر در برابر هر بی عدالتی از خشم به خود لرزیدید آنگاه رفیق من هستید...چگوارا






































