__
لیست دوستان :: 101
لیست کلوبها :: 52
  • نام کلوب :پدر و مادر واسطه فیض ا
    نام انگلیسی : vaaseteye_feyz
    تاسیس : 19 اسفند 1384
    77 عضو ، 5 بحث ، 2 آلبوم ، 4 مقاله ، 1 لینک

    پدر و مادر واسطه فیض الهی

  • نام کلوب :پروازروح
    نام انگلیسی : parvazerooh
    تاسیس : 27 خرداد 1384
    309 عضو ، 52 بحث ، 3 آلبوم ، 3 مقاله ، 4 لینک

    پروازروح

  • نام کلوب :مقلدان سید علی خامنه ا
    نام انگلیسی : moghaledan_seyed_ali
    تاسیس : 27 آبان 1384
    573 عضو ، 54 بحث ، 26 آلبوم ، 7 لینک ، 1 نظرسنجی

    مقلدان سید علی خامنه ای (روحی فداه )

  • نام کلوب :نوازندگان سه تار
    نام انگلیسی : 2007setar
    تاسیس : 26 دی 1383
    1180 عضو ، 316 بحث ، 11 آلبوم ، 11 مقاله ، 4 لینک

    نوازندگان سه تار

  • نام کلوب :کمانچه
    نام انگلیسی : kamancheh
    تاسیس : 12 فروردین 1384
    223 عضو ، 52 بحث ، 3 آلبوم ، 4 مقاله

    کمانچه

  • نام کلوب :فدائیان رهبر
    نام انگلیسی : janfada
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    2476 عضو ، 711 بحث ، 32 آلبوم ، 16 مقاله ، 12 لینک ، 3 نظرسنجی

    فدائیان رهبر

اطلاعات علایق برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات شخصی برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها
7 مهر 86 - 16:35
سهراب نیستم و پدرم تهمتن نبود.اما زخمی در پهلو دارم. زخمی که به دشنه ای تیز، پدر ، برایم به یادگار گذاشته است. هزار سال است که از زخم پهلوی من خون می چکد و من نوشدارو ندارم. پدرم وصیت کرده است که هرگز برای نوشدارو برابر هیچ کیکاووسی ، گردن کج نکنم. و گفته است که زخم در پهلو و تیر در گرده ، خوشتر تا طلب نوشدارو از ناکسان و کسان. زیرا درد است که مرد، می زاید و زخم است که انسان می آفریند. پدرم گفته است : قدر هر آدمی به عمق زخم های اوست. پس زخم هایت را گرامی دار. زخم های کوچک را نوشدارویی اندک بس است ، تو اما در پی زخمی بزرگ باش که نوشدارویی شگفت بخواهد، و هیچ نوشدارویی ، شگفت تر از عشق نیست. و نوشداروی عشق تنها در دستان اوست. او که نامش خداوند است. پدرم گفته بود که عشق شریف است و شگفت است و معجزه گر. اما نگفته بود که عشق چقدر نمکین است و نگفته بود او که نوشدارو دارد، دست هایش این همه از نمک عشق پر است و نگفته بود که او هر که را که دوست تر دارد ، بر زخمش از نمک عشق بیشتر می پاشد! زخمی بر پهلویم است و خون می چکد و خدا نمک می پاشد.من پیچ می خورم و تاب می خورم و دیگران گمانشان که می رقصم ! من این پیچ و تاب را و این رقص خونین را دوست دارم، زیرا به یادم می آورد که سنگ نیستم ، چوب نیستم ، خشت و خاک نیستم، که انسانم. پدرم وصیت کرده است و گفته است: از جانت دست بردار. از زخمت اما نه ، زیرا اگر زخمی نباشد، دردی نسیت و اگر دردی نباشد در پی نوشدارو نخواهی بود و اگر در پی نوشدارو نباشی، عاشق نخواهی شد و عاشق اگر نباشی ، خدایی نخواهی داشت... دست بر زخمم می گذارم و گرامی اش می دارم، که این زخم عشق است و عشق، میراث پدر علیه السلام است. عرفان نظر آهاری
3 اردیبهشت 86 - 21:16
اگر حجاب ظهورت وجود پست من است**دعا بکن که بمیرم چرا نمی آیی؟؟...اللهم عجل لولیک الفرج
25 فروردین 86 - 07:53
تولدت مبارك برگهای زندگی همیشه سبز.
__