userinfo close

پیام های کوتاه

امیرارسلان بی نام , amirarsalan_alfa
دیدومت با شوشو و جوجوت
1 ماه پیش
   
مهدی شمس , moijoon
سلام خوبی شما ؟ میتونم ادرس اموزشگاه رو برام بفرستید و شهریه تون بگید چنده ؟ ممنون
4 ماه پیش
   
امیر ب , amir_bh
khoshhal misham iek pole ertebati bezarin ke bishtar dar in mored sohbat konim mamnonam
5 ماه پیش
   
امیر ب , amir_bh
salam .gofte goie onlain pm dadam javab nadadin mikhastam dar morede hamkari sohbat konam
5 ماه پیش
   
امیر ب , amir_bh
salam gofte goie onlain pm dadam javab nadadin mikhastam dar morede hamkari sohbat konam
5 ماه پیش
   
خدایا تا رسیدن من به لطافت بالهای پروانه یارم باش ...

زهرا رها

uranos_20

زن 27 ساله متاهل ، مشاهده پروفایل
3 سال و 2 ماه و 6 روز سن کلوبی ،
 

آلبوم تصاویر

لیست کلوب ها :: 93

      ,
    عرفان
    عرفان از ریشه عرف بمعنی شناخت، بحث این کلوب است. شما می توانید درباره هرشناختی که در زندگی خود به آن رسیده اید اینجا و در کلوب خودتان صحبت کنید و نظر دیگران را درباره آن بدانید. پس دلنگفته ها و دلنهفته های خود را در این محیط مجازی و بدور از هر نگرانی بیان نمایید
      ,
    دكتر الهی قمشه ای
    کامل ترین مرجع ازاحوالات و آثار استاد در اینترنت
      ,
    مولانا جلال الدین محمد بلخی
    مختصری از احوال مولانا زادگاه مولانا: جلال‌الدین محمد درششم ربیع‌الاول سال604 هجری درشهربلخ تولد یافت. سبب شهرت او به رومی ومولانای روم، طول اقامتش‌ و وفاتش درشهرقونیه ازبلاد روم بوده است. بنابه نوشته تذكره‌نویسان وی درهنگامی كه پدرش بهاءالدین از بلخ هجرت می‌كرد پنجساله بود. اگر تاریخ عزیمت بهاءالدین رااز بلخ در سال 617 هجری بدانیم، سن جلال‌الدین محمد درآن هنگام قریب سیزده سال بوده است. جلال‌الدین در بین راه در نیشابور به خدمت شیخ عطار رسید و مدت كوتاهی درك محضر آن عارف بزرگ را كرد. چون بهاءالدین به بغدادرسیدبیش ازسه روزدرآن شهراقامت نكرد و روز چهارم بار سفر به عزم زیارت بیت‌الله‌الحرام بر بست. پس از بازگشت ازخانه خدا به سوی شام روان شد و مدت نامعلومی درآن نواحی بسر برد و سپس به ارزنجان رفت. ملك ارزنجان آن زمان امیری ازخاندان منكوجك بودوفخرالدین بهرامشاه‌نام داشت، واو همان پادشاهی است حكیم نظامی گنجوی كتاب مخزن‌الاسرار را به نام وی به نظم آورده است. مدت توقف مولانا در ارزنجان قریب یكسال بود. بازبه قول افلاكی، جلال‌الدین محمددرهفده سالگی ‌درشهرلارنده به‌امرپدر، گوهرخاتون دخترخواجه لالای سمرقندی را كه مردی محترم و معتبر بود به زنی گرفت و این واقعه بایستی در سال 622 هجری اتفاق افتاده باشد و بهاءالدین محمد به سلطان ولد و علاءالدین محمد دو پسر مولانا از این زن تولد یافته‌اند. رحلت مولانا درسال672وجودمولانا به ناتوانی گرائید ودر بستر بیماری افتاد و به تبی سوزان و لازم دچار گشت و هر چه طبیبان به مداوای او كوشیدند و اكمل‌الدین و عضنفری كه از پزشكان معروف آن روزگاربودند به معالجت او سعی كردند، سودی نبخشیدتادر روزسكشنبه پنچم ماه جمادی‌الاخر سال672 روان پاكش از قالب تن بدرآمد و جان‌به‌جان آفرین تسلیم كرد. اهل قونیه ازخردوبزرگ درتشییع جنازه ‌او حاضرشدند و حتی عیسویان و یهودیان در ماتم او شیون و افغان می‌كردند. شیخ صدرالدین قونوی برمولانا نماز خواند و سپس جنازه او ا برگرفته و با تجلیل بسیار در تربت مبارك بر سر گور پدرش بهاءالدین ولد به خاك سپردند. پس از وفات مولانا،علم‌الدین قیصر كه از بزرگان قونیه بود با مبلعی بالغ بر سی‌هزار درهم بر آن شد كه بنائی عظیم بر سر تربت مولانا بسازد. معین‌الدوله سلیمان پروانه كه از امیران زمان بود،او را به هشتاد هزار درهم نقد مساعدت كردوپنجاه هزاردیگربه حوالت بدو بخشید و بدین‌ترتیب تربت مبارك كه آنرا قبه خضراء گویند بنا شد و علی‌الرسم پیوسته چند مثنوی خوان و قاری بر سر قبر مولانا بودند. مولانادرنزد پدرخود سلطان‌العلماء بهاءالدین ولدمدفون است واز خاندان و كسان وی بیش از پنجاه تن در آن بارگاه به خاك سپرده شده‌اند. بنا به بعضی از روایات،ساحت این مقبره پیش ازآمدن بهاءالدین ولد به قونیه به نام باغ سلطان معروف بود و سلطان علاءالدین كیقباد آن موضع را به وی بخشید و سپس آنرا ارم‌باغچه می‌گفتند. افلاكی در مناقب‌العارفین می‌نویسد كه:«افضل‌المتأخرین نجم‌الدین طشتی روزی در مجمع اكابر لزیفه می‌فرمودند كه در جمیع عالم سه چیز عام بوده چون به حضرت مولانا منسوب شد خاص گشت و خواص مردم مستحسن داشتند: اول‌كتاب مثنوی‌است كه هردومصراع رامثنوی می‌گفتند،دراین زمان چون‌نام مثنوی گویند عقل به بدیهه حكم می‌كند كه مثنوی مولاناست.دوم:همة علمارا مولانا می‌گفتند،درین خال چون نام مولانا می‌گویند حضرت او مفهوم می‌شود. هركورخانه‌راتربت می‌گفتند،بعدالیوم‌چون یادتربت می‌كنندوتربت می‌گویند،مرقد‌مولاناكه‌تربت است معلوم می‌شود». پس از رحلت مولاناحسام‌الدین چلبی جا نشین وی گشت. چلبی یا چالابی كلمه‌ای است تركی به معنی آقا وخواجه ومولای من، واصل آن چلب یا چالاب به معنی معبود ومولاوخدااست درتركیه غالبأاین لغت عنوان بر پوست تخت نشینان وجانشینان مسندنشینی مولانا اطلاق می‌شود حسام ا لدین در683 هجری در گذشت وسلطان ولد پسر مولانا با لقب چلبی جانشین وی گشت .سلطان ولدكه مردی دانشمد وعارفی متتبع بود تشكیلات درویشان مرید پدرش را نظم‌وترتیبی تازه دادوبارگاه مولانارامركزتعلییمات آن طایفه ساخت. پس ازمرگ ودر 710 هجری پسرش اولو عارف چلبی جانشین اوشد. پس ازوی درسال720هجری برادرش شمس‌الدین امیرعالم پیشوای‌دراویش مولویه گشت .وی درسال 734 هجری در گذشت. درزمان اوخانقاه‌های فراوانی دراطراف واكناف آناطولی برای دراویش مولویه ساخته شد، وبارگاه مولانا به صورت مدرسه‌ومركزتعلیمات صوفیان‌درآمدوزیارتگاه اهل معرفت ازترك‌وعرب وعجم گردید .شمار چلبیانی كه پس ازمولانا پیاپی برتخت پوست درویشی اونشسته‌اند تا1927 به سی و دو تن میرسد .دراین این سال این بارگاه تبدیل به موزه شد وموزه مولانا نام گرفت
      ,
    کلوپ نقاشان ایرانی
    دوستان عزیز که بحث ایجاد میکنند حتما به مدیر و معاونان کلوب اطلاع بدهند. ممنون از تمام عزیزان
      ,
    لیلی نام تمام دختران زمین است
    خدا مشتی خاک را برگرفت . می خواست لیلی را بسازد. از خود در او دمید. ولیلی پیش از آنکه با خبر شود ، عاشق شد. سالیانی است که لیلی عشق میورزد . لیلی باید عاشق باشد. زیرا خدا در او دمیده است و هر که خدا در او بدمد، عاشق می شود. لیلی نام تمام دختران زمین است نام دیگر انسان.
      ,
    موسیقی ایرانی
    این کلوب توسط شخصی به اسم آقای هوشمند مزدور جمهوری وحشی اسلامی و به حمایت مدیر مفت خور سایت شکوری مقدم فیلتر شده است به امید آزادی در ایران

اطلاعات پروفایل

من نه اهل دوستی های بیرون از وبم نه اهل شماره گرفتن و ........... محترمانه از همه عزیزان می خوام که ........
کلوب آی دی
cloobid
uranos_20
، سن کلوبی : 3 سال و 2 ماه و 6 روز
وضعیت
زن27 ساله متاهل متولد 4/مهر/1364
جنسيت
زن
محل سکونت
Iran ، خراسان ، مشهد
علت عضويت
تماس با آشنايان و دوستان
زندگي با
با والدين
تحصيلات
ليسانس
شغل
teacher
اطلاعات اضافي
هنوزت در سر از شاهی غرور است

دریغا کاین غرور از عشق دور است

کدامین ساعت از من یاد کردی؟

کدامین روزم از خود شاد کردی؟

کدامین جامه بر یادم دریدی؟

کدامین خاری از بهرم کشیدی؟

دین
اسلام
گرايش سياسي
هيچکدام !
قد
165-170
وزن
55-60
اخلاق و برخورد
شوخ ، دوستانه ، شلوغ ، تيزهوش
مد و ظاهر
متغيير ، راحت ، معمولي ، مدرن
تاریخ عضویت
15 آذر 1387 ساعت 00:18

اطلاعات علایق

علایق
تماشای آسمان زیبای سحر -زبان انگلیسی- مینیاتور - آنتونی رابینز - عرفان - سخنرانیهای دکتر الهی - روان شناسی- تدریس- ورزش- موسیقی و بوی خوش - روی خوش - گفتگوی خوش
ورزش
کوه نوردی - شنا
فعاليتها
نقاشی _ تدریس_ مطالعه
کتاب
روانشناسی-عرفان - کتابهای انگلیسی مربوط به رشته خودم
موسيقي
هر سبکی که با روحیم تو اون روز جور در بیاد
برنامه تلويزيون
سخنرانی دکتر الهی
فيلمها
زورو- لاست - پریزن برک
غذا
همه

اطلاعات حرفه

دانشگاه
آزاد
رشته
مترجمی
سال فارغ التحصيلي
87
نام محل کار
آموزشگاه های زبان
عنوان شغلي
تدریس
وب سايت کاري
http://www.osafacity.blogfa.com
مهارتها
تدریس زبان انگلیسی _ مینیاتور _ ترجمه
علايق کاري
مینیاتور _ تدریس

اطلاعات شخصی

من در يک جمله !
im very sensitive!
مهمترين چيزها
A simple girl with the biggest wishes!
رنگ مو
مشکي
رنگ چشم
مشکي
وضعيت بدني
معمولي
وضعيت ظاهري
متوسط
مشخصه اصلي
مهربان ، باهوش ، لبخند دائمي ، گپ زن ، پر سرو صدا ، موي بلند ، پر هيجان
فرد ايده آل زندگي
زلال همچو چشمه. دارای قلبی بزرگ و روحی بلند! بی ادعا! و بزرگوار! با صداقت! حرفهاش به دلم بشینه! برای دلم رنگی آشنا داشته باشه ....... منو بفهمه و برای من هم قابل درک باشه .....
موارد غیر قابل تحمل
دروغ - پرخاشگری _ ادعا _ یه دندگی _ و باز هم دروغ ......
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.