لیست کلوبها :: 79.... 24 دی 85 - 07:56 |
این شعر رو یکی از دوستان گرامی برای من فرستادن ضمن تشکر از ایشون از اونجایی که لحن گفتار و مضمون این شعر خیلی به دلم نشست تصمیم گرفتم اون رو در وبلاگم بگذارم.
کسی ما را نمی جو ید. کسی ما را نمی پرسد. کسی تنها یی ما را نمی گرید. دلم در حسرت یک دست. دلم در حسرت یک دوست دلم در حسرت یک بی ریای مهربان مانده است. کدامین یار ما را می برد تا انتهای باغ بارانی. کدامین اشنا ایا به جشن چل چراغ عشق دعوت می کند ما را. و اما با توام ای انکه بی من مثل من تنهای تنهایی تو که حتی شبی را هم به خواب من نمی ایی. تو حتی روزهای تلخ نامردی. نگاهت. التیام دستهایت را دریغ از ما نمی کردی. من امشب از تمام خاطراتم با تو خواهم گفت. من امشب با تمام کودکی هایم برایت اشک خواهم ریخت من امشب دفتر تقویم عمرم را به دست عاصی دریای نا ارام خواهم داد همان دریا که می گفتی تو را در من تجلی می کند ای دوست. همان دریا که بغض شکوه ها یم در گلوی موج خیزش زخم بر میداشت. و اما با تو ام ای انکه بی من مثل من تنهای تنهایی کدامین یار ما را می برد تا انتهای باغ بارانی (شاعر:ناشناس) |
لیست توصیفنامه ها28 دی 85 - 18:49 | |
از کنار یکدیگر رد می شویم و تنها چیزی که در سال های دور باقی می ماند ، تنها ،خاطره ایست که مثل باد به جای باد ، هر کجا که می خواهد می رود...می وزد.شاید به همین دلیل ساده است که از خودم چیزی برای گفتن...پنهان کردن...یا از دست دادن ندارم.
مانند دانه برفی که فقط یک بار درست در برابر چشمانت ،از بالا ،از میان هزاران دانه برف آرام فرود می آید و در انبوه سپیدی برف پوش زمین جایی ، می نشیند و گم می شود و تو دیگر آن را نخواهی یافت ، نخواهی دید...همچون رهگذری که فقط یک لحظه از کنارت می گذرد و تو تا پایان دنیا ،دیگر او را نمی بینی و نخواهی دانست که او که بود.من هم یکی از همان رهگذرانم ! درست مثل تو !
همه ما از کنار یکدیگر رد می شویم ، گاهی به سادگی...گاهی به مهربانی...گاهی دیر و...گاهی ناتمام.
ناتمام از کنارم رد شوید و سنگ ها را از راهم جمع کنید تا به سادگی از کنارتان رد شوم.
در انتظار شما در
http://www.cloob.com/club.php?id=62#&postlist&
|
27 دی 85 - 18:46 | |
مرا تا دیگر راه راهی نیست .
تا سیب سرخ ماه راهی نیست .
تاشعر قشنگ باد بر دوش آسمان
تا شکار پندی از خورشید.
چگونه راهی شوم این راه نبودن را
که تا بودن هم مرا راهی نیست.
ولی آیا دره های خطر چگونه پر از شبنم و شقایق خواهند شد.
بدانید که مرا تا باه کبوتر و تا کوچ شهسونها
تا دیدگاه ابتر عشق و زلال کوثر شوق
در آن دورا دور نزدیک راهی نیست.
خلاصه از بادهای نامرئی و طوفانهای شمالی هم ...
راهی که به گریه خیس کردم و بازگشت را به خنده شکوفا
نه... نه...
مرا تا ابد هم راهی نیست .
پردرد و پر سوز
و جگر هم در سازش دندان راهی دوزخ خواهد شد
مرا یاری دهنده ای نیست
|
15 آبان 85 - 23:14 | |
قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشكال
و عشق، تنها عشق
تو را به گرمی یك سیب می كند مانوس
و عشق ، تنها عشق
مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد
مرا رساند به امكان یك پرنده شدن.
رعنا جان در پناهه خدای مهربون همیشه شاد و موفق باشی. |














