__
لیست دوستان :: 116
لیست کلوبها :: 46
  • نام کلوب :کافی نت آرین شاهین شهر
    نام انگلیسی : shahin_net
    تاسیس : 7 مهر 1385
    116 عضو ، 64 بحث ، 9 آلبوم ، 1 مقاله ، 5 لینک ، 1 نظرسنجی

    کافی نت آرین شاهین شهر

  • نام کلوب :دوستی.عشق.ازدواج
    نام انگلیسی : love_friendship_marriage
    تاسیس : 23 اردیبهشت 1384
    531 عضو ، 92 بحث ، 1 آلبوم

    دوستی.عشق.ازدواج

  • نام کلوب :دوستداران ورزشهای رزم
    نام انگلیسی : doustdaran
    تاسیس : 29 دی 1383
    2026 عضو ، 369 بحث ، 8 آلبوم ، 18 مقاله ، 9 لینک

    دوستداران ورزشهای رزمی

  • نام کلوب :کیوکوشین کاراته
    نام انگلیسی : kiyokushin_karate2
    تاسیس : 12 فروردین 1384
    293 عضو ، 129 بحث ، 10 آلبوم ، 21 مقاله ، 9 لینک

    کیوکوشین کاراته

  • نام کلوب :هنرهای رزمی(فقط خانمه
    نام انگلیسی : ladies_martial_arts
    تاسیس : 13 آبان 1384
    249 عضو ، 70 بحث ، 12 آلبوم

    هنرهای رزمی(فقط خانمها)

  • نام کلوب :اصفهان
    نام انگلیسی : esf
    تاسیس : 29 آذر 1383
    3794 عضو ، 171 بحث ، 15 آلبوم ، 12 مقاله ، 7 لینک

    اصفهان

26 فروردین 86 - 05:55


 


 


 


 


 

اگه یکی دیدی که وقتی داری رد می شی بر می گرده و نگاهت می کنه بدون که براش مهم هستی


 

اگه یکی دیدی که وقتی داری از جایی می افتی با عجله میاد به سمت تو بدون براش عزیزی


 

اگه یکی دیدی که وقتی داری می خندی بر می گرده و نگاهت می کنه بدون که براش قشنگی


 

اگه یکی دیدی که وقتی داری گریه می کنی میاد با تو اشک می ریزه بدون که دوستت داره


 

و اگه یه وقت یکی دیدی که وقتی داری به یکی دیگه حرف می زنی ترکت می کنه بدون عاشقته


 

لیست توصیفنامه ها
17 مهر 86 - 22:01
کودکی با پاهای برهنه بر روی برفها ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد زنی در حال عبور او را دید . او را به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و کفش خرید و گفت: مواظب خودت باش کودک پرسید: ببخشید خانم شما خدا هستید؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط یکی از بنده های خدا هستم کودک گفت:می دانستم با او نسبت دارید
17 مهر 86 - 14:52
ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت بنگر که از کجا به کجا می‌فرستمت حیف است طایری چو تو در خاکدان غم زین جا به آشیان وفا می‌فرستمت در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست می‌بینمت عیان و دعا می‌فرستمت هر صبح و شام قافله‌ای از دعای خیر در صحبت شمال و صبا می‌فرستمت تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب جان عزیز خود به نوا می‌فرستمت ای غایب از نظر که شدی همنشین دل می‌گویمت دعا و ثنا می‌فرستمت در روی خود تفرج صنع خدای کن کیینه خدای نما می‌فرستمت تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند قول و غزل به ساز و نوا می‌فرستمت ساقی بیا که هاتف غیبم به مژده گفت با درد صبر کن که دوا می‌فرستمت حافظ سرود مجلس ما ذکر خیر توست بشتاب هان که اسب و قبا می‌فرستمت حافظ (غرل 90)
12 مهر 86 - 20:30
روزی مردی خواب عجیبی دید او دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آن ها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آن ها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید، شما چه کار می کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: این جا بخش دریافت است و دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم. مرد کمی جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک ها یی به زمین می فرستند. مرد پرسید شماها چکار می کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: این جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوندی را برای بندگان می فرستیم. مرد کمی جلوتر رفت و دید یک فرشته بیکار نشسته است. مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟ فرشته جواب داد: این جا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی عده بسیار کمی جواب می دهند. مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافی است بگویند: خدایا شکر!
__